پرسشی درباره نسبت کاتالوگ و صحنه در بورش و خون صابر ابر
تئاتر پیش از آنکه با نور و دکور و نامهای بزرگ آغاز شود، با یک وعده آغاز میشود؛ وعدهای که پوستر، بروشور و کاتالوگ به تماشاگر میدهد و صحنه باید به آن پاسخ بدهد.
امشب به صرف بورش و خون به کارگردانی و تهیهکنندگی صابر ابر، در شیراز روی صحنه رفته است؛ نمایشی که در معرفیهای منتشرشده، بخشی از یک سهگانه با عنوان «بورش و خون» معرفی شده و در تبلیغات آن نیز از «اولین سهگانه تئاتر ایران در شهر شیراز» سخن گفته شده است.
اما پرسشی که پس از تماشای اجرا برای مخاطب جدی تئاتر ایجاد میشود، پرسشی ساده اما مهم است: این سهگانه دقیقاً کجای این اجراست؟
در کاتالوگ و معرفی اثر، برای نمایش بیش از ده بازیگر و پرسوناژ تعریف شده است؛ نامهایی که طبیعتاً این انتظار را در ذهن تماشاگر ایجاد میکنند که با جهانی چندلایه، شخصیتهایی متعدد و روایتی متکثر مواجه خواهد شد. اما وقتی پرده بالا میرود، تماشاگر عملاً با دو بازیگر مواجه است.
البته کم بودن تعداد بازیگران به خودی خود نه ضعف است و نه ایراد.
تئاتر بارها ثابت کرده است که یک بازیگر میتواند به اندازه یک گروه بزرگ، جهان خلق کند و دو بازیگر میتوانند روی صحنه جهانی بسازند که دهها شخصیت در آن نفس بکشند. مسئله جای دیگری است؛ مسئله نسبت میان اطلاعات ارائهشده به مخاطب و تجربهای است که مخاطب در سالن به دست میآورد.
اگر قرار است بیش از ده پرسوناژ در شناسنامه یا کاتالوگ اثر حضور داشته باشند، این پرسش طبیعی است که جایگاه آنها در ساختمان درام چیست؟ آیا شخصیتهایی هستند که حضورشان در بخش دیگری از سهگانه معنا پیدا میکند؟ آیا قرار است مخاطب آنها را در اجراهای دیگر ببیند؟ یا اساساً این نامها بخشی از طراحی مفهومی اثری هستند که قرار نیست همه اجزای آن در صحنه حاضر باشند؟
اگر پاسخ، یکی از اینهاست، چرا در معرفی اثر با وضوح بیشتری برای مخاطب توضیح داده نشده است؟
اینجاست که مفهوم «سهگانه» نیز نیازمند توضیح میشود.
سهگانه، صرفاً قرار گرفتن سه عنوان یا سه تجربه نمایشی در کنار یکدیگر نیست. مخاطب معمولاً از مفهوم سهگانه انتظار یک نسبت روشن میان اجزای اثر دارد؛ نسبتی روایی، مضمونی، شخصیتمحور یا دستکم مفهومی. اگر هر قسمت مستقل است، باید استقلال آن برای مخاطب روشن باشد؛ و اگر قرار است سه قسمت در کنار یکدیگر معنای کاملتری پیدا کنند، این پیوند نیز باید در ساختار اثر قابل کشف باشد.
در غیر این صورت، «سهگانه» ممکن است بیشتر به یک عنوان تبلیغاتی شبیه شود تا یک ضرورت دراماتیک.
اتفاقاً جالب آنکه درباره قسمت سوم این مجموعه، یعنی «خون بس»، پیشتر نیز نقدهایی منتشر شده که به گسست آن از دو اجرای قبلی اشاره کردهاند و حتی این پرسش را مطرح کردهاند که برای تماشای «خون بس» اساساً نیازی به دیدن دو قسمت قبلی نیست.
بنابراین مسئله را نمیتوان صرفاً به «دو بازیگر روی صحنه» تقلیل داد.
ممکن است انتخاب دو بازیگر کاملاً آگاهانه و بخشی از زبان اجرایی صابر ابر باشد. ممکن است غیبت سایر پرسوناژها نیز عامدانه و در خدمت فرم اثر طراحی شده باشد. اما درست به همین دلیل، انتظار میرود کارگردان و گروه اجرایی به مخاطب کمک کنند تا این انتخاب را بفهمد.
تماشاگر حق دارد بداند چرا در کاتالوگ با جهانی پر از آدم مواجه است اما روی صحنه جهانی دو نفره میبیند.
این پرسش، پرسشی علیه صابر ابر یا علیه یک اجرای خاص نیست؛ اتفاقاً مطالبهای از هنرمندی است که به واسطه سابقه و جایگاهش، بیش از بسیاری دیگر میتواند با مخاطب وارد گفتوگویی جدی درباره فرم و محتوا شود.
تئاتر میتواند مبهم باشد؛ اما ابهام با بیتوضیحی یکی نیست.
هنرمند حق دارد اثرش را به شیوهای متفاوت روایت کند، شخصیتها را حذف کند، آنها را به نشانه تبدیل کند، روایت را تکهتکه کند یا حتی مخاطب را در برابر پرسشهای بیپاسخ قرار دهد. اما این انتخابها زمانی به تجربه هنری تبدیل میشوند که در متن و اجرا واجد منطق باشند.
در غیر این صورت، بخشی از مخاطبان ممکن است احساس کنند آنچه پیش از ورود به سالن به آنها وعده داده شده، با آنچه پس از خروج تجربه کردهاند فاصله دارد.
و شاید پرسش اصلی همین باشد:
آیا «سهگانه بورش و خون» یک سهگانه واقعی در ساختار درام است یا سه تجربه نمایشی که تنها در عنوان و جهان ذهنی خالق به یکدیگر پیوند خوردهاند؟
اگر منظور سه تجربهی نمایشی است، شاید بهتر بود این نسبت از ابتدا شفافتر معرفی میشد.
و اگر پاسخ سهگانهی واقعی در ساختار دارم است ، آنگاه باید پرسید:
آن همه پرسوناژ و شخصیت که در کاتالوگ معرفی شدهاند، دقیقاً کجای این سهگانه ایستادهاند؟
این پرسش سادهای است که تماشاگر پس از پایین آمدن پرده با خود به خانه میبرد؛ پرسشی که شاید ارزش پاسخ دادن داشته باشد.
و اگر چیزی جز این پرسشها مورد نظرتان بوده که لابد بوده حق تماشاگراست که پیش از خرید بلیط به واسطهی بروشور یا هر طریقی که ذهن خلاقانه و هنری شما میپسندید از آن مطلع شود
* کنشگر مدنی




نظر شما