روزی که حتی پدر و مادر هم به داد انسان نمی‌رسند؛ روایت تکان‌دهنده قرآن از قیامت

قرآن از روزی خبر می‌دهد که آسمان دگرگون و کوه‌ها متلاشی می‌شوند و حتی نزدیک‌ترین آدم‌ها نیز سراغ یکدیگر را نمی‌گیرند؛ روزی که نه خانواده، نه ثروت و نه روابط دنیایی به یاری انسان نمی‌آیند. آیات سوره‌های حاقه و معارج، با تکیه بر تفسیر علامه طباطبایی، تصویری هشداردهنده از آن روز و سرنوشت کسانی ارائه می‌کند که در دنیا ایمان و مسئولیت در برابر محرومان را نادیده گرفتند.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، روزی فراخواهد رسید که آسمان دگرگون می‌شود و کوه‌ها از هم فرو می‌ریزند؛ روزی که انسان با حقیقتی هولناک مواجه خواهد شد: حتی نزدیک‌ترین افراد خانواده و عزیزان نیز نمی‌توانند به یاری او بیایند. در آن روز، هرکس چنان گرفتار سرنوشت خویش است که از دیگری روی برمی‌گرداند.

آیات ۳۵ تا ۳۷ سوره حاقه، سرانجام کسانی را به تصویر می‌کشد که در زندگی دنیا ایمان به خداوند را کنار گذاشته و نسبت به گرسنگان و محرومان بی‌تفاوت بوده‌اند. قرآن درباره آنان می‌فرماید: «فَلَیْسَ لَهُ الْیَوْمَ هَاهُنَا حَمِیمٌ * وَلَا طَعَامٌ إِلَّا مِنْ غِسْلِینٍ * لَا یَأْکُلُهُ إِلَّا الْخَاطِئُونَ».

بنابر روایت فارس، علامه طباطبایی در تفسیر «المیزان»، «حمیم» را به معنای دوست صمیمی می‌داند؛ با این توضیح که در این آیه، منظور دوستی است که بتواند در آن صحنه دشوار به کمک انسان بشتابد و برای او شفاعت کند. انسانی که در دنیا ایمان نداشته است، در آخرت از چنین پشتیبانی برخوردار نخواهد بود.

نکته قابل تأمل در این آیات آن است که قرآن، بی‌ایمانی را در کنار بی‌تفاوتی نسبت به گرسنگان و نیازمندان مطرح می‌کند. در آیات پیشین درباره چنین فردی آمده است: «لَا یَحُضُّ عَلَی طَعَامِ الْمِسْکِینِ»؛ یعنی او نه‌تنها خود برای اطعام نیازمند اقدامی نمی‌کرد، بلکه دیگران را نیز به انجام این کار تشویق نمی‌کرد.

از نگاه «المیزان»، میان رفتار انسان در دنیا و سرنوشت او در آخرت تناسب وجود دارد؛ کسی که در دنیا برای محرومان حقی قائل نبود و نسبت به آنان بی‌اعتنا بود، در آخرت نیز از نعمت و غذای پاک محروم خواهد شد.

 قرآن سخن پیامبر است، اما از خودش نیست

در ادامه، فضای آیات از بیان عذاب و سرنوشت منکران به اثبات حقیقت قرآن و منشأ وحی تغییر می‌کند. قرآن می‌فرماید: «فَلَا أُقْسِمُ بِمَا تُبْصِرُونَ * وَمَا لَا تُبْصِرُونَ».

علامه طباطبایی این تعبیر را اشاره‌ای فراگیر به عالم محسوس و نامحسوس می‌داند؛ یعنی همه نظام آفرینش، چه آنچه در برابر چشم انسان قرار دارد و چه آنچه از حواس او پنهان است. این مجموعه یکپارچه و منسجم، نشانه وحدت خالق است و از این جهت، حقانیت وحی و رسالت را نیز تأیید می‌کند.

پس از آن، قرآن با صراحت می‌فرماید: «إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ». این تعبیر به معنای آن نیست که پیامبر(ص) قرآن را از جانب خود ساخته باشد. علامه طباطبایی توضیح می‌دهد که «رسول کریم» در اینجا به پیامبر اسلام(ص) اشاره دارد و نسبت دادن قرآن به رسول، از آن جهت است که پیامبر فرستاده و رساننده پیام خداوند است؛ همان‌گونه که آیه بعد می‌فرماید: «تَنزِیلٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِینَ».

بنابراین، پیامبر(ص) آورنده و ابلاغ‌کننده وحی الهی است، نه پدیدآورنده آن.

روزی که حتی پدر و مادر هم به داد انسان نمی‌رسند؛ روایت تکان‌دهنده قرآن از قیامت

اگر پیامبر چیزی را به خدا نسبت می‌داد چه می‌شد؟

قرآن برای رفع هرگونه تردید درباره منشأ وحی، فرضی بسیار سنگین را مطرح می‌کند: «وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَیْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِیلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْیَمِینِ * ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِینَ».

علامه طباطبایی «تقول» را به معنای ساختن سخنی از جانب خود و نسبت دادن آن به خداوند می‌داند. همچنین «وتین» را رگی حیاتی معرفی می‌کند که قطع شدن آن به مرگ منتهی می‌شود.

مضمون این تهدید آن است که هیچ فردی نمی‌تواند سخنی دروغ را به خداوند نسبت دهد و خود را از مجازات الهی مصون بداند. به همین دلیل، در ادامه نیز می‌فرماید: «وَمَا مِنکُم مِّنْ أَحَدٍ عَنْهُ حَاجِزِینَ».

این تعبیر در واقع تأکیدی بر حقانیت پیامبر(ص) و قرآن است؛ زیرا فرض اینکه پیامبر سخنی از خود ساخته و آن را به خداوند نسبت داده باشد، با حقیقت جایگاه رسالت او سازگار نیست.

قرآن برای گروهی یادآوری و برای گروهی حسرت است

آیه ۴۸ سوره حاقه می‌فرماید: «وَإِنَّهُ لَتَذْکِرَةٌ لِّلْمُتَّقِینَ». قرآن برای اهل تقوا «تذکره» است؛ یعنی حقیقتی را که در فطرت و سرشت انسان وجود دارد، به او یادآوری می‌کند و انسان را متوجه آن می‌سازد.

اما همه انسان‌ها در برابر این پیام واکنش یکسانی ندارند. قرآن می‌فرماید: «وَإِنَّا لَنَعْلَمُ أَنَّ مِنکُم مُّکَذِّبِینَ»؛ خداوند از وجود کسانی که این حقیقت را تکذیب می‌کنند نیز آگاه است.

از همین رو، قرآن برای کافران «حَسْرَةٌ» خواهد بود؛ چراکه حقیقتی که می‌توانست وسیله نجات آنان باشد، به دلیل انکار و تکذیبشان در قیامت به عاملی برای حسرت تبدیل می‌شود.

در نهایت، قرآن «حَقُّ الْیَقِینِ» معرفی می‌شود؛ حقیقتی قطعی و تردیدناپذیر. پایان سوره نیز با فرمان «فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّکَ الْعَظِیمِ» انسان را از فضای انکار و مجادله به سوی شناخت و تسبیح پروردگار هدایت می‌کند.

روزی که حتی پدر و مادر هم به داد انسان نمی‌رسند؛ روایت تکان‌دهنده قرآن از قیامت

عذابی که انسان آن را دور می‌بیند، اما خداوند نزدیک می‌داند

با آغاز سوره معارج، بار دیگر سخن از قیامت و عذاب الهی با لحنی هشداردهنده مطرح می‌شود: «سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ * لِّلْکَافِرِینَ لَیْسَ لَهُ دَافِعٌ».

موضوع، عذابی است که تحقق آن قطعی بوده و هیچ قدرتی قادر به جلوگیری از وقوع آن نیست. درباره شأن نزول این آیات، روایت‌هایی نقل شده است؛ با این حال، علامه طباطبایی در «المیزان» این روایات و اشکالات تاریخی مربوط به آنها را بررسی کرده و تأکید دارد که نباید آیات را بدون توجه به سیاقشان، تنها به یک روایت خاص محدود کرد.

در آیه سوم، خداوند با عنوان «ذِی الْمَعَارِجِ» معرفی می‌شود؛ یعنی صاحب مراتب و درجات. سپس می‌فرماید: «تَعْرُجُ الْمَلَائِکَةُ وَالرُّوحُ إِلَیْهِ». پس از آن از روزی سخن گفته می‌شود که مقدار آن «خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَةٍ» است؛ تعبیری که عظمت و طولانی بودن عرصه قیامت را در مقیاسی فراتر از تجربه عادی و دنیوی انسان نشان می‌دهد.

 «صبر جمیل»؛ پاسخ مؤمن به وعده‌ای که دیر به نظر می‌رسد

پس از تأکید بر قطعی بودن عذاب، خداوند خطاب به پیامبر(ص) می‌فرماید: «فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِیلًا». نکته مهم این است که علت این فرمان بلافاصله بیان می‌شود: «إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعِیدًا * وَنَرَاهُ قَرِیبًا».

منکران، وعده قیامت را دور و دست‌نیافتنی می‌پندارند، اما از منظر الهی، این واقعه نزدیک و قطعی است.

بر این اساس، «صبر جمیل» صرفاً به معنای تحمل سختی‌ها نیست؛ بلکه به معنای ایستادگی آگاهانه در مسیر حق، بدون گرفتار شدن در یأس است. مؤمن باید در برابر انکار و تمسخر پایداری کند و در عین حال، اعتماد خود را به وعده قطعی خداوند از دست ندهد.

روزی که حتی نزدیک‌ترین آدم‌ها هم سراغ یکدیگر نمی‌روند

آیات ۸ تا ۱۰ سوره معارج، تصویری تکان‌دهنده از وضعیت قیامت ارائه می‌کنند: «یَوْمَ تَکُونُ السَّمَاءُ کَالْمُهْلِ * وَتَکُونُ الْجِبَالُ کَالْعِهْنِ * وَلَا یَسْأَلُ حَمِیمٌ حَمِیمًا».

در آن روز، آسمان مانند ماده‌ای گداخته خواهد شد و کوه‌ها همچون پشم زده‌شده از هم پراکنده می‌شوند. با این حال، شاید تکان‌دهنده‌ترین بخش این تصویر، فروپاشی پیوندهای دنیایی باشد؛ به گونه‌ای که حتی یک دوست صمیمی نیز از حال دوست صمیمی خود نمی‌پرسد و سراغ او را نمی‌گیرد.

این آیات در امتداد همان حقیقتی قرار دارند که در پایان سوره حاقه بیان شد: در قیامت، ثروت، قدرت و روابط اجتماعی نمی‌توانند جای ایمان و عمل صالح را پر کنند.

انسان باید پیش از رسیدن آن روز، تکلیف خود را با حقیقت مشخص کند؛ زیرا زمانی فراخواهد رسید که دیگر فرصت بازگشت، جبران و اصلاح وجود نخواهد داشت.

تلاوت این آیات از قرآن کریم، واقع در صفحه ۵۶۸، را ببینید و بشنوید.

کد مطلب 2272016

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 3 =

آخرین اخبار