۰ نفر
۱۸ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۲:۴۳

مقایسه با معصوم

محمدکاظم شاه‌آبادی و محمدعلی کمالی‌نیا
مقایسه با معصوم

محمدکاظم شاه‌آبادی و محمدعلی کمالی‌نیا در یادداشتی مشترک نوشتند: در موضوع جایگاه والا و انحصاری ائمه اطهار علیهم‌السلام، ادله مهمی وجود دارد؛ از جمله آیه تطهیر، روایت ثقلین، روایت کتاب اصول کافی «الأئمة خلفاء الله فی ارضه» و و ده‌ها دلیل قطعی دیگر.

مبلغ - در نگاه دقیق اعتقادی، «قیاس» به معنای هم‌طراز دانستن مقام غیرمعصوم با معصوم، اشکال دارد؛ یعنی اگر به عنوان مثال گفته شود دانش فلان عالم هم‌سنگ علم امام صادق(ع) است یا زهد او در حد زهد حضرت علی(ع) است، چنین تعابیری از آن جهت نادرست است که مستلزم یک‌سان‌انگاری غیرمعصومین با جایگاه والای ائمه اطهار است.

در موضوع جایگاه والا و انحصاری ائمه اطهار علیهم‌السلام، ادله مهمی وجود دارد؛ از جمله آیه تطهیر، روایت ثقلین، روایت کتاب اصول کافی «الأئمة خلفاء الله فی ارضه» و و ده‌ها دلیل قطعی دیگر.

امّا در این میان عدّه‌ای به روایتی از امیرالمؤمنین علی(ع)استناد می‌کنند که حضرت می‌فرماید:
«لَا یُقَاسُ بِآلِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه وآله) مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ أَحَدٌ، وَلَا یُسَوَّی بِهِمْ مَنْ جَرَتْ نِعْمَتُهُ عَلَیْهِ أَبَداً؛ هُمْ أَسَاسُ الدِّینِ وَ عِمَادُ الْیَقِینِ.»
در این زمینه باید گفت:

فضای این خطبه، فضای تبیین هدایت الهی و آسیب‌شناسی انحراف جامعه است. حضرت علی(ع) ابتدا به توحید و نقش خداوند در هدایت انسان اشاره می‌کنند، سپس فلسفه بعثت پیامبر(ص) را نجات مردم از جهل و فتنه معرفی می‌نمایند. در ادامه، عوامل انحراف جامعه را بیان کرده و اهل‌بیت(ع) را به عنوان محور هدایت، علم و پاسداری از دین معرفی می‌کنند. در پایان نیز با اشاره به زمان حکومت خود، بر بازگشت حق به جایگاه واقعی آن تأکید دارند.

در مجموع، پیام اصلی خطبه این است که همان‌گونه که پیامبر(ص) انسان‌ها را از گمراهی نجات داد، پس از ایشان نیز حفظ دین و جلوگیری از انحراف، در گرو پیروی از اهل‌بیت(ع) است.
در واقع حضرت درصدد بیان این نکته‌اند که اهل‌بیت ، به جهت آنکه محل نزول وحی، معدن رسالت و کانون هدایت الهی هستند، از حیث اثباتی بر تمام امت مقدم‌اند و هیچ‌کس نمی‌تواند ادعا کند که از آنان به پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله نزدیک‌تر است. بنابراین، روایت اساساً در مقام نفی مقایسه مقامی میان اهل‌بیت علیهم‌السلام و دیگران نیست بلکه در مقام بیان انحصار جانشینی پیامبر در اهل‌بیت علیهم‌السلام می‌باشد.

به بیان دیگر، اشتباه اصلی در این است که میان دو نوع مقایسه تفکیک نشده است. روایت، ظهور در مقایسه عرضی دارد؛ یعنی دو شخص یا دو مقام در عرض یکدیگر قرار گیرند و هم‌ارز تلقی شوند. چنین مقایسه‌ای درباره اهل‌بیت علیهم‌السلام قطعاً باطل است و عقل و نقل هر دو آن را نفی می‌کنند.

اما مقایسه طولی، نه‌تنها اشکالی ندارد، بلکه در معارف دینی ما فراوان دیده می‌شود. برای مثال، وقتی گفته می‌شود اطاعت از ولی فقیه مانند اطاعت از خداست، مقصود هرگز هم‌رتبه دانستن ولی فقیه با خداوند نیست؛ بلکه مراد این است که ولایت الهی در طول خود به پیامبر، سپس به امام معصوم و در مرتبه بعد، به فقیه جامع‌الشرایط تفویض شده است. بنابراین، این مماثلت، مماثلت طولی است، نه عرضی.

نمونه روشن‌تر آن، آیه شریفه «أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ» است. آیا قرار گرفتن اطاعت رسول در کنار اطاعت خداوند به معنای هم‌رتبه بودن پیامبر با خداست؟ روشن است که چنین نیست؛ بلکه این نیز یک مماثلت طولی است و از همین رو هیچ اشکالی در آن وجود ندارد.

همچنین در روایتی که درباره زکریا بن آدم نقل شده است، هنگامی که ایشان از امام رضا علیه‌السلام اجازه خواستند قم را ترک کنند، حضرت فرمودند که خداوند همان‌گونه که به واسطه وجود موسی بن جعفر علیهماالسلام بلا را از اهل بغداد دفع می‌کند، به واسطه وجود تو نیز بلا را از اهل قم دفع می‌کند. روشن است که این بیان نیز هرگز در مقام اثبات مقامات امام کاظم علیه‌السلام برای زکریا بن آدم نیست، بلکه صرفاً از یک مماثلت طولی حکایت می‌کند.

از این نمونه‌ها در قرآن و روایات موارد متعددی وجود دارد.

به همین جهت باید توجه داشت که گاهی تعابیری به کار می‌رود که ناظر به «الگوی‌گیری» از ائمه است، نه ناظر به سنجش مقامات. برای نمونه، اگر گفته شود لزوم تبعیت از پدر یا مرجع تقلید، مشابه ضرورت تبعیت از امام معصوم است، این سخن به معنای هم‌سطح دانستن مقام‌ها نیست؛ بلکه صرفاً بیان یک نسبت و کارکرد در دو سطح متفاوت است و اشکال اعتقادی ندارد، زیرا در این‌گونه بیان‌ها اصل تفاوت جایگاه‌ها کاملاً محفوظ است.

همچنین اگر از باب تشبیه گفته شود مردم همان‌گونه که امام حسین(ع) را در کربلا تنها گذاشتند، عالم شهر را نیز بی‌یار و یاور رها کردند و به او کمک نکردند، یا اگر گفته شود فلان عالم مانند جدش حضرت علی(ع) مظلوم واقع شد، این نیز فی‌نفسه اشکالی ندارد این نوع بیان اشکالی ندارد؛ زیرا صرفاً برای تقریب ذهن و بیان یک شباهت در رفتار اجتماعی به کار رفته است.

نکته‌ی اساسی این است که میان معصوم و غیرمعصوم تفاوتی بنیادین وجود دارد؛ از جمله عصمت الهی اهل‌بیت(ع)، علم لدنی و کمال باطنی آنان که هیچ‌کس به آن مرتبه نمی‌رسد. بنابراین اگر این مرزها حفظ شود، تشبیه و مقایسه در حد بیان شباهت‌های ظاهری، رفتاری یا تاریخی اشکالی نخواهد داشت.

برای نمونه، می‌توان گفت سلیمان بن صرد خزاعی دچار تردید شد و در زمان لازم به یاری امام حسین(ع) نشتافت. اکنون نیز باید از تردید پرهیز کرد؛ زیرا ممکن است انسان در بزنگاه‌های حساس دچار تردید شود و در نتیجه از یاری جبهه حق بازبماند و ناخواسته جبهه باطل را تقویت کند. این نوع تشبیه، در صورتی که همراه با رعایت حدود اعتقادی باشد، بدون اشکال است؛ زیرا در آن، رهبر جامعه‌ی دینیِ غیرمعصوم هم‌طراز معصوم قرار داده نشده، بلکه از وقایع تاریخی عصر معصوم برای عبرت‌گیری و تحلیل شرایط مشابه استفاده شده است.

اساسا باید توجه داشت که ائمه اطهار(ع) الگو و اسوه‌ی شیعیان هستند. الگو بودن به این معناست که انسان در شرایط مشابه، همان رفتاری را انجام دهد که ائمه(ع) انجام داده‌اند؛ یعنی تلاش برای شبیه شدن به سیره و روش آنان. تحقق این هدف، مستلزم آن است که شرایط، افراد و جریان‌های زمانه با شرایط عصر ائمه(ع) مقایسه و سنجیده شوند.

به‌ویژه با توجه به این حقیقت که حق و باطل دو جریان همیشگی در طول تاریخ‌اند که همواره در تقابل با یکدیگر قرار داشته‌اند: ائمه(ع) رهبران جریان حق و دشمنان آنان نمایندگان جبهه باطل بوده‌اند. این دو جریان در زمان ما نیز استمرار دارند؛ جریان حق در امتداد حرکت اهل‌بیت(ع) و در راستای دین حق، و جریان باطل در مسیر مقابل، در پیروی از شیطان و در تقابل با دین خدا.

بر این اساس، یکی از مهم‌ترین راهکارهای جبهه حق، بهره‌گیری از تجربه تاریخی، آموزه‌ها، درس‌ها و عبرت‌های دوران ائمه(ع) در مواجهه با جبهه باطل است؛ چه در عرصه مبارزه و چه در عرصه اداره جامعه و حکومت. شناخت شباهت‌ها و تفاوت‌ها و فهم دقیق عملکرد، سیاست‌ها و راهبردهای معصومان(ع) از جمله وظایف اساسی شیعیان به شمار می‌رود و سعادت دنیوی و اخروی آنان تا حد زیادی به این امر وابسته است.

ازاین‌رو، در مقام نکوهش افراد نیز آنان را با ائمه(ع) می‌سنجند و می‌گویند: «آیا امیرالمؤمنین علی(ع) نیز چنین رفتاری داشت که شما انجام می‌دهید؟» و هیچ‌کس بر این نوع مقایسه اشکال نمی‌گیرد که چرا فردی غیرمعصوم با امیرالمؤمنین(ع) مقایسه شده است؛ زیرا مقصود، سنجش رفتار با معیار و الگوی کامل است، نه هم‌تراز دانستن افراد با آن حضرت. به همین قیاس، اگر در مقام مدح یا الگوگیری نیز کسی رفتار فردی را با اهل‌بیت(ع) مقایسه کند، این تشبیه فی‌نفسه محل اشکال نخواهد بود.
البته روشن است که این موضوع نیازمند کار علمی دقیق و تخصصی است.

در نهایت برای روشن‌تر شدن بحث، به چند روایت توجه می‌شود که در آن‌ها نوعی پیوند، تنزیل یا تشبیه میان معصوم و غیرمعصوم، یا میان جایگاه اهل‌بیت(ع) و پیروان که توسط خود معصومان(ع) مطرح شده است:

1- امام باقر(ع) فرمودند:
«إنَّ لِرَسولِ اللهِ(ص) الشَّفاعَةَ فی أُمَّتِهِ، وَلَنا شَفاعَةٌ فی شِیعَتِنا، وَلِشِیعَتِنا شَفاعَةٌ فی أَهالیهِم.»
رسول خدا(ص) شفاعت امت خود را دارد، ما شفاعت شیعیان خود را داریم، و شیعیان ما نیز برای خانواده‌ها و نزدیکانشان شفاعت می‌کنند. (بحارالأنوار، ج 8، ص 38)

2- امام صادق(ع) فرمودند:
«نَحنُ صُبَّرٌ، وَ شِیعَتُنا أَصبَرُ مِنّا، وَ ذلِکَ أَنّا صَبَرنا عَلی ما نَعلَمُ، وَ هُم صَبَروا عَلی ما لا یَعلَمونَ.»
ما اهل صبر هستیم و شیعیان ما از ما نیز شکیباترند؛ زیرا ما بر آنچه می‌دانیم صبر می‌کنیم و آنان بر آنچه نمی‌دانند صبر می‌ورزند. (تفسیر قمی، ج 2، ص 141)

3- پیامبر اکرم(ص) در تبیین آیه‌ی «ألا بذکر الله تطمئن القلوب» فرمودند: «أتَدری مَن هُم یا ابنَ أُمِّ سُلَیم؟»
عرض کردم: آنان چه کسانی هستند ای رسول خدا؟
فرمودند: «نَحنُ أهلُ البَیتِ وَ شِیعَتُنا.»
یعنی: ما اهل‌بیت و شیعیان ما هستند که با یاد خدا دل‌هایشان آرام می‌گیرد. (بحارالأنوار، ج 35، ص 405)

4- امیرالمؤمنین علی(ع) فرمودند: «اتَّقوا فِراسَةَ المُؤمِنِ فَإنَّهُ یَنظُرُ بِنورِ اللهِ.» و در توضیح فرمودند: ما از نور خدا آفریده شده‌ایم و شیعیان ما از شعاع نور ما هستند؛ آنان پاکان وبرگزیدگان‌اند و نورشان همچون ماه در شب تاریک، دیگران را روشن می‌سازد. (بحارالأنوار، ج 25، ص 21)

5- همچنین امام کاظم(ع) فرمودند:
«مَن لَم یَستَطِع أَن یَصِلَنا فَلیَصِل فُقَراءَ شِیعَتِنا، وَ مَن لَم یَستَطِع أَن یَزورَ قُبورَنا فَلیَزُر قُبورَ صُلَحاءِ إِخوانِنا.»

یعنی: هر کس نمی‌تواند به دیدار ما بیاید، به دیدار فقیران شیعه ما برود، و هر کس نمی‌تواند قبرهای ما را زیارت کند، قبور صالحان از برادران مؤمن ما را زیارت کند. (وسائل الشیعة، ج 6، ص 332)

در جمع‌بندی این روایات می‌توان گفت که در بیان معصومان(ع)، گاه میان جایگاه اهل‌بیت(ع) و شیعیان و پیروان آنان نوعی تنزیل یا تشبیه در مراتب بیان شده است؛ بدون آن‌که مرز میان مقام معصوم و غیرمعصوم از بین برود یا هم‌طرازی اعتقادی میان آن‌ها القا شود.

بنابراین، این روایات نشان می‌دهد که اصلِ استفاده از تشبیه، تنزیل یا بیان شباهت‌های تربیتی و معنوی، در کلام معصومان(ع) وجود داشته است و هدف از آن، ایجاد فهم عمیق‌تر، پیوند عملی با الگوهای دینی و تقویت مسیر هدایت بوده است، نه هم‌سطح دانستن مقامات.

کد مطلب 2272227

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 2 =

آخرین اخبار