به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، محراب در معماری اسلامی، محل قرار گرفتن نمازگزار رو به قبله است و نگاه او را به سمت قبله هدایت میکند؛ اما در معماری ایران، این فضای فرورفته به تدریج به یکی از مهمترین عرصههای بروز هنر تبدیل شد. از دوره سلجوقی به بعد و بهویژه در شهر کاشان، تولید محرابهای کاشیکاریشده با تکنیک زرینفام رونق گرفت. سطح این کاشیها با رنگهایی مانند طلایی، مسی یا قهوهای جلوهای فلزی و درخشان پیدا میکرد و تابش نور در فضای مذهبی، ظاهر متفاوتی به آنها میبخشید.
بنابر روایت شبستان، زرینفام صرفاً یک روش برای زیباسازی کاشی نبود، بلکه تولید آن به مهارت و دانش فنی قابل توجهی نیاز داشت. پس از شکلدهی و لعابکاری کاشی، ترکیبات فلزی روی سطح آن قرار میگرفت و سپس کاشی برای دومین بار در کوره پخته میشد. حاصل این فرایند، سطحی درخشان بود که با تغییر نور و زاویه نگاه، حالتی شبیه فلز پیدا میکرد.

با این حال، یکی از شاخصترین ویژگیهای محرابهای زرینفام، استفاده گسترده از خوشنویسی در آنهاست. آیات قرآن، احادیث، دعاها و شهادتین بر سطح کاشیها نقش میبستند و در دورههای بعد، نام پیامبر(ص) و امامان نیز به این کتیبهها افزوده شد. به این ترتیب، خط از یک نوشته جانبی در معماری فراتر رفت و به یکی از عناصر اصلی ساختار محراب تبدیل شد. گونههایی از خط کوفی، نسخ و دیگر شیوههای کتیبهای در کنار نقشهای هندسی و گیاهی، سطح محراب را به متنی تصویری تبدیل میکردند.

کاشان؛ خاستگاه مهم محرابهای زرینفام
در این میان، کاشان جایگاه ویژهای داشت. خاندانهایی از سفالگران این شهر، از جمله خاندان ابوطاهر، به دلیل تولید کاشیهای زرینفام و محرابهای بزرگ شهرت پیدا کردند. بر روی برخی از این آثار، نام سازنده یا خوشنویس نیز ثبت شده است؛ اطلاعاتی که امروزه برای پژوهشگران اهمیت زیادی دارد و امکان بررسی بهتر روند تولید آثار و شبکه هنرمندان آن دوره را فراهم میکند.
امروزه بخشی از این محرابها در موزههای داخل ایران نگهداری میشود و بخش دیگری، در پی جابهجایی و خروج آثار تاریخی از ایران، به موزههایی در نقاط مختلف جهان راه یافته است. از جمله این موزهها میتوان به موزه متروپولیتن، موزه هنر اسلامی برلین و دیگر موزههای جهان اشاره کرد. حتی قطعهای کوچک از یک محراب بزرگ نیز میتواند اطلاعات ارزشمندی درباره تاریخ معماری، خوشنویسی و فناوری سفالگری ایران در اختیار پژوهشگران قرار دهد.
محرابهای زرینفام در نهایت فقط آثار تزئینی نیستند؛ آنها نقطه تلاقی کلمه، معماری و نورند؛ آثاری که توانستهاند بخشی از تاریخ فرهنگی و هنری ایران را بر سطح سفال ثبت و ماندگار کنند.

۱. محراب مسجد میدان کاشان — برلین
تاریخ: ۶۲۳ق / ۱۲۲۶م
خاستگاه: کاشان
محل اصلی:مسجد میدان کاشان
موزه فعلی: موزه هنر اسلامی برلین
تکنیک: کاشی زرینفام، قالبزده و نقاشیشده
خوشنویسی: کتیبههای قرآنی همراه با امضای سازنده، حسن بن عربشاه
این نمونه را از نظر پژوهشی میتوان در صدر این فهرست قرار داد. موزه برلین تاریخ دقیق اثر و نام سازنده آن را ثبت کرده است. وجود امضای حسن بن عربشاه در کنار متن مذهبی، نمونه قابل توجهی از حضور نام هنرمند در کنار کتیبهای دینی به شمار میرود.

۲. محراب زرینفام کاشان — موزه گلبنکیان لیسبون
تاریخ: اواخر قرن ۱۳ تا اوایل قرن ۱۴ میلادی
دوره: ایلخانی
خاستگاه: کاشان
شماره اثر: ۱۵۶۷
تکنیک: بدنه سنگخمیری، قالبزده، نقاشی زیرلعاب و زرینفام روی لعاب
در بخش مرکزی این محراب، تصویر چراغی آویخته دیده میشود و کتیبههای قرآنی درون طاق و حاشیههای اثر قرار گرفتهاند. موزه احتمال داده است که این اثر بخشی از تزئینات یک زیارتگاه تدفینی بوده باشد و الزاماً به یک مسجد تعلق نداشته است.

۳. قطعه محراب کاشان — موزه هنر شهرستان لسآنجلس
تاریخ: اوایل قرن ۱۴ میلادی
دوره: ایلخانی
خاستگاه: کاشان
موزه: LACMA
شماره: M.۷۳.۵.۱
این اثر در حقیقت بخش بالایی یک محراب بزرگتر است. بر اساس برآورد موزه، مجموعه اصلی حدود ۱۲ فوت ارتفاع داشته و از دهها کاشی تشکیل میشده است.
از نظر خوشنویسی نیز این اثر اهمیت ویژهای دارد؛ قابهای پیرامونی آن با خط کوفی و آیات ۴۵ تا ۴۷ سوره حجر تزئین شدهاند؛ آیاتی که در آنها به بهشت اشاره شده است.

۴. محراب امامزاده علی بن جعفر قم — موزه ملی ایران
تاریخ: رمضان ۷۳۴ق / مه ۱۳۳۴م
محل اصلی: مجموعه امامزاده علی بن جعفر، قم
خوشنویس/سازنده مرتبط: یوسف بن علی محمد بن ابیطاهر
خاستگاه کارگاه: کاشان
این محراب اکنون در موزه ملی ایران نگهداری میشود، اما دو قطعه از کتیبه پیرامونی آن در موزه متروپولیتن قرار دارد. خود Met نیز این ارتباط میان قطعات را بهصراحت ثبت کرده است.
۵. دو کاشی از محراب امامزاده علی بن جعفر — Met
این دو قطعه را باید در ارتباط با محراب موجود در موزه ملی ایران بررسی کرد و نباید آنها را دو محراب مستقل به شمار آورد.
یکی از این قطعات بخشی از آیه ۵۴ سوره اعراف را در خود دارد و هر دو به همان محراب مربوط به سال ۷۳۴ق تعلق دارند. موزه متروپولیتن این آثار را از آخرین نمونههای سنت دیرپای سفالگران خاندان ابوطاهر کاشانی معرفی میکند.
همچنین کاتالوگ منتشرشده توسط The Metropolitan Museum of Art توضیح میدهد که محراب اصلی در موزه ملی ایران قرار دارد و تعدادی از کاشیهای کتیبهای آن در نیویورک نگهداری میشوند.

۶. محرابنمای کاشان — Met
تاریخ: اوایل قرن ۱۴
خاستگاه: کاشان
نوع: کاشی محرابنما
تکنیک: زرینفام روی لعاب سفید همراه با نقاشی آبی
این قطعه، بخش بالایی یک محراب بوده و کتیبه آن بخشی از آیه ۲۲ سوره حشر را دربرمیگیرد:
«هُوَ اللَّهُ الَّذِی لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ...»
موزه متروپولیتن توضیح میدهد که خانواده سفالگران ابوطاهر کاشانی در قرنهای ۱۳ و ۱۴ میلادی، محرابهای بزرگ زرینفام را برای مساجد و مدارس تولید میکردند.

۷. چهار کاشی قاب محراب — Met
تاریخ: قرن ۱۳
خاستگاه: کاشان
تکنیک: زرینفام
این چهار کاشی در گذشته بخشی از قاب محراب یک بنای مذهبی در ایران بودهاند. کتیبه آنها شامل آیات ۱ تا ۴ سوره فتح است. ترکیب متن قرآنی با نقوش گیاهی و تصویر پرندگان، از ویژگیهای قابل توجه این مجموعه به شمار میرود.

۸. محرابنمای نطنز — Met
این اثر از نظر خوشنویسی، حتی میتواند در مقایسه با برخی محرابهای زرینفام اهمیت بیشتری داشته باشد.
تاریخ: نیمه اول قرن ۱۴
ساخت: کاشان
محل کشف: نطنز
احتمال محل اصلی: آرامگاه شیخ عبدالصمد
سازنده کاشی: حسن بن علی بن احمد باباویه
خوشنویس: علی بن محمد بن فضلالله
این اثر سهقطعهای که به شکل محراب ساخته شده، علاوه بر آیات قرآن، نام کاشیساز و خوشنویس را نیز در خود دارد. به همین دلیل، نمونهای استثنایی برای بررسی همکاری میان خوشنویس و سفالگر در تولید یک اثر معماری به شمار میرود.
البته درباره عنوان این اثر بهتر است از تعبیر «محرابنما» یا «پنل به شکل محراب» استفاده شود؛ زیرا موزه اعلام کرده است که پژوهشگران احتمال دادهاند این اثر در گذشته زینتبخش آرامگاه شیخ عبدالصمد بوده باشد.




نظر شما