اگر دین نباشد، زندگی انسان چه معنایی دارد؟ پاسخ تأمل‌برانگیز علامه جعفری

علامه محمدتقی جعفری با طرح مثالی ساده، به این پرسش بنیادین پاسخ می‌دهد که اگر انسان معنای هستی و هدف زندگی را نداند، آیا می‌تواند به آرامش و سعادت واقعی برسد؟

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، علامه جعفری در یکی از سخنرانی‌های خود درباره ارزش و ضرورت دین برای انسان، برای پاسخ به این پرسش از مثالی ساده و قابل‌فهم استفاده می‌کند؛ مثالی که به خوبی نشان می‌دهد چرا انسان برای درک معنای زندگی به دین نیاز دارد.

بنابر روایت شفقنا، متن سخنرانی علامه جعفری به این شرح است:

«آقایان، اجازه بدهید برای روشن شدن اهمیت دین در زندگی انسان مثالی بزنم. روزی با فردی مواجه شدم که علاقه زیادی داشت دلیل ضرورت دین در زندگی را بفهمد. او حتی حاضر بود برای پیدا کردن پاسخ این پرسش به کشورهای مختلف سفر کند. این فرد تصمیم داشت روانپزشک شود و از من پرسید چرا دین باید برای زندگی انسان ضروری باشد، در حالی که او قصد دارد در زمینه روانشناسی فعالیت کند.

برای اینکه موضوع را برای او روشن کنم، مثالی زدم. فرض کنید کتابی به زبان انگلیسی مقابل شما قرار دارد و شما کلمه به کلمه آن را می‌خوانید، اما هیچ اطلاعی از معنای آنچه می‌خوانید ندارید. ممکن است واژه‌ها را به درستی تلفظ کنید و حتی آنها را در قالب جمله کنار یکدیگر قرار دهید، اما بدون شناخت ساختار جمله‌ها، مفاهیم اصلی متن و مقصود نویسنده، نمی‌توانید به معنای عمیق آن کتاب برسید.

زندگی انسان نیز چنین وضعیتی دارد. ممکن است ما در زندگی روزمره سرگرم خوردن، خوابیدن، کار کردن و انجام امور مختلف باشیم، اما اگر برای پرسش‌های اساسی درباره هستی، حقیقت وجود خود و هدف از زندگی پاسخی نداشته باشیم، مانند کسی هستیم که کتابی را می‌خواند، اما معنای آن را نمی‌فهمد.

انسان ممکن است برای مدتی از لذت‌ها و امکانات دنیوی بهره ببرد، اما اگر به پرسش‌های بنیادین زندگی پاسخ نداده باشد، نمی‌تواند به آرامش و سعادت حقیقی دست پیدا کند.

دین به انسان کمک می‌کند تا برای پرسش‌های اساسی زندگی پاسخ پیدا کند و به زندگی او معنا و عمق ببخشد. دین به ما می‌آموزد که چه کسی هستیم، از کجا آمده‌ایم و به کجا می‌رویم. همچنین راه و روش زندگی کردن را به ما نشان می‌دهد و کمک می‌کند در مواجهه با مشکلات و سختی‌های زندگی، مسیر درست را پیدا کنیم.»

کد مطلب 2272892

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 3 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 6
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • IR ۱۱:۵۵ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۱
    0 0
    جناب علامه بعد اگر فرد متوجه شد که آنچه در دین آمده واقعیت ندارد چطور؟ من افرادی را می‌شناسم، فراوان که اصلا برایشان مهم نیست از کجا آمده اند آمدنشان بهر چه بود و به کجا می روند آخر اما زندگی عالی دارند .چون فقط یک چیز می دانند اینکه دم غنیمت شمارند و پیرو خیام هستند تا پیامبران دین،این نقد بگیر و دست از آن نسیه بشو/ کاوازاکی دهل شنیدن از دور خوش است.به خط کشی‌های دین کاری ندارند.واساسا دین را برای زندگی ضروری نمی دانند.او می داند دروغ بد است مصلحتی و غیر مصلحتی ندارد.او پیرو این کلام سعدی است : گر راست همی گویی و دربند بمانی /بهتر ز دروغی که زبندت برهاند.او بی مسولیتی و بی تعهدی را زشت می داند. بی آنکه به دین معتقد باشد می داند چون انسان است نیازهایی دارد گرسنه می‌شود تشنه می‌شود لباس می‌خواهد پول می‌خواهد پس هر انسانی این نیازها را داردپس به هم نوع خود کمک می‌کند.او به بنی آدم یاری می رساند نه به بنی مسلمان ..او اندیشه دارد و می‌داند که ای بردار تو همه اندیشه ای .او می‌داند که دوران عقلانیت است.او می‌داند که نیاز به سرپرست ندارد.و ازهمه مهمتر او فیلسوف نیست دانشمند نیست فردی عادیست .