به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، پاسخ به سؤالِ یک پرسشگر از مرکز ملی پاسخگوئی به سوالات دینی ارائه شده است:
ذکر خالص، ذکری است که در آن زبان و قلب انسان همزمان به یاد خداوند مشغولاند؛ اما ذکر صارف یا بازدارنده، ذکری است که انسان را از توجه و یاد غیر خداوند بازمیدارد. با این حال، تحقق هر دو نوع ذکر، در نهایت به توفیق و عنایت الهی وابسته است.
پرسش:
در روایات، ذکر به دو نوع «ذکر خالص» و «ذکر صارف و بازدارنده» تقسیم شده است. منظور از این دو نوع ذکر چیست و چه تفاوتی میان آنها وجود دارد؟
پاسخ:
ذکر، بر اساس معیارها و جنبههای مختلف، تقسیمبندیهای گوناگونی دارد. برای مثال، در روایات، هنگامی که ابزار یا محل تحقق ذکر ملاک قرار میگیرد، از ذکر زبان، ذکر قلب، ذکر نفس، ذکر روح، ذکر عقل و مواردی از این دست سخن گفته شده است.
همچنین ذکر از نظر شرایط و موقعیتی که در آن تحقق پیدا میکند، دارای مصادیق متعددی است؛ مانند یاد خدا هنگام انجام واجبات، هنگام ترک محرّمات، در زمان مواجهه با مصائب و مشکلات زندگی، هنگام خشم، در زمان شادی و موارد مشابه.
از سوی دیگر، اگر میزان همراهی قلب با زبان را معیار قرار دهیم، ذکر به «ذکر خالص» و «ذکر صارف» تقسیم میشود. برای روشن شدن مفهوم این دو نوع ذکر، ابتدا روایت مربوط به این تقسیمبندی را بیان میکنیم و سپس به بررسی و توضیح معنای آن خواهیم پرداخت.
الف. متن حدیث
تقسیم ذکر به دو نوع خالص و صارف، از روایتی گرفته شده است که در کتاب «مصباح الشریعه» آمده و به امام صادق(ع) منسوب است. در متن این روایت میخوانیم:
«الذِّکْرُ ذِکْرَانِ ذِکْرٌ خَالِصٌ بِمُوَافَقَهِ الْقَلْبِ وَ ذِکْرٌ صَارِفٌ لَکَ بِنَفْیِ ذِکْرِ غَیْرِهِ؛ (1)
یاد کردن از خدا، دو گونه است: یکی یاد کردن خالص که با دل، سازگار و همراه است و دیگری یاد کردن صارف که یادِ جز او را از دل میزداید.»
ب. تبیین معنای ذکر خالص و صارف
برای فهم معنای اصطلاحی «ذکر خالص» و «ذکر صارف»، ابتدا باید معنای لغوی این دو واژه را بررسی کرد.
«خالص» در لغت به چیزی گفته میشود که پاک و بدون ناخالصی باشد. البته میان «خالص» و «صافی» تفاوتی وجود دارد؛ «خالص» به چیزی اطلاق میشود که پس از برطرف شدن مواد و عناصر زائد، خلوص پیدا کرده است، در حالی که «صافی» ممکن است از همان ابتدا هیچگونه ناخالصی نداشته باشد. (2)
واژه «صارف» نیز در لغت به معنای برگرداندن و رویگردان کردن از چیزی است. (3)
با توجه به معنای لغوی این دو واژه و نحوه بهکارگیری آنها در روایت، میتوان برای تبیین دقیقتر معنای ذکر خالص و صارف، به ادامه همین حدیث توجه کرد؛ جایی که سخنی از پیامبر خدا(ص) برای توضیح این مسئله نقل شده است:
«کَمَا قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلیاللهعلیهوآله أَنَا لَا أُحْصِی ثَنَاءً عَلَیْکَ أَنْتَ کَمَا أَثْنَیْتَ عَلَی نَفْسِکَ فَرَسُولُ اللَّهِ صلیاللهعلیهوآله لَمْ یَجْعَلْ لِذِکْرِ اللَّهِ تَعَالَی مِقْدَاراً عِنْدَ عِلْمِهِ بِحَقِیقَهِ سَابِقَهِ ذِکْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ قِبْلِ ذِکْرِهِ لَهُ وَ مَنْ دُونَهُ أَوْلَی فَمَنْ أَرَادَ أَنْ یَذْکُرَ اللَّهَ تَعَالَی فَلْیَعْلَمْ أَنَّهُ مَا لَمْ یَذْکُرِ اللَّهُ الْعَبْدَ بِالتَّوْفِیقِ لِذِکْرِهِ لَا یَقْدِرُ الْعَبْدُ عَلَی ذِکْرِه؛ (4)
چنانکه پیامبر خدا(ص) فرمودند: «من نمیتوانم تو را ثنا گویم آن طوری که تو خودت را ثنا گفتهای!» بنابراین حتّی پیامبر خدا(ص)، برای یاد کردن از خداوند، حدّی تعیین نکرد؛ چون بهراستی میدانست که پیش از آنکه او به یاد خدا باشد، خداوند عز و جل به یاد او بوده و هست. پس دیگران بهطریقاولی نمیتوانند برای یاد کردن از خدا، حدّی تعیین کنند. پس هر که میخواهد خدای متعال را یاد کند، باید بداند که اگر خداوند توفیق یاد کردن از خود را به بنده ندهد، بنده، قادر به یاد کردن از او نیست.»
از روایت امام صادق(ع) و توضیحی که در ادامه آن آمده است، روشن میشود که ذکر خالص، یعنی یاد خداوند همراه با هماهنگی زبان و قلب، توفیقی الهی است که خداوند به انسان عطا میکند. در مورد ذکر صارف نیز که به معنای بیرون راندن یاد و توجه به غیر خدا از دل است، تحقق چنین حالتی بدون عنایت پروردگار امکانپذیر نیست.
آیتالله ریشهری نیز بر اساس همین روایت، در کتاب «نهج الذکر»، ذکر خالص و ذکر صارف را اینگونه تعریف کردهاند:
«ذکر خالص یعنی قلب، همراه زبان ذاکر است و ذکر صارف، در آن، ذاکر، تنها یاد دیگران را نفی مینماید؛ امّا یاد خدا در عمق دل وی وارد نمیگردد.» (5)
بر این اساس، میتوان سه ویژگی برای ذکر خالص در نظر گرفت:
. زبان انسان خداوند را یاد میکند؛
. قلب نیز با این یاد زبانی همراه است؛
. عقل و ایمان انسان نیز این یاد و جهتگیری را تأیید میکنند.
بنابراین، ذکر خالص تنها به این معنا نیست که فرد هنگام گفتن «سبحانالله» در ذهن خود متوجه خداوند باشد؛ بلکه یاد خدا باید در رفتار و جهتگیریهای انسان نیز نمود پیدا کند و بر آنها اثر بگذارد.
در عین حال، «صارف» لزوماً به این معنا نیست که فرد خدا را یاد نمیکند. تأکید اصلی در این تعبیر بر اثر بازدارندگی ذکر از توجه به غیر خداست. از این منظر، میتوان ذکر صارف را مرتبهای دانست که کارکرد اصلی آن، زدودن توجه انسان از غیر خداست؛ در حالی که در ذکر خالص، علاوه بر نفی توجه به غیر خدا، قلب نیز با یاد خداوند همراه و هماهنگ است.
نتیجه
با توجه به حدیث مورد بحث و توضیحی که آیتالله ریشهری درباره آن ارائه کردهاند، میتوان گفت ذکر خالص آن است که قلب با زبان ذاکر همراه باشد؛ اما در ذکر صارف، ذاکر تنها یاد دیگران را از دل نفی میکند و هنوز یاد خداوند به عمق قلب او وارد نشده است.
بر همین اساس، شاید بتوان ذکر صارف را مقدمهای برای رسیدن به ذکر خالص دانست؛ به این معنا که انسان ابتدا باید یاد و توجه به غیر خدا را از دل خود کنار بزند تا زمینه برای حضور یاد خداوند در قلب فراهم شود و زبان و دل در یاد پروردگار هماهنگ شوند.
نکته مهم دیگری که از این روایت به دست میآید، این است که سرچشمه همه اذکار، خداوند متعال است. تا زمانی که پروردگار توفیق یاد کردن از خود را به بنده عطا نکند، انسان قادر به ذکر حقیقی او نخواهد بود. البته توفیق الهی نیز نیازمند فراهم کردن مقدماتی از سوی خود انسان است و فرد باید برای به دست آوردن این توفیق و حرکت در مسیر یاد خداوند تلاش کند.
پینوشتها:
1. منسوب به جعفر بن محمد، امام ششم(ع)، مصباح الشریعه، بیروت، اعلمی، چاپ اول، 1400ق، ص56.
2. «الْخَالِصُ کالصافی إلّا أنّ الخالص هو ما زال عنه شوبه بعد أن کان فیه و الصَّافِی قد یقال لما لا شوب فیه و یقال: خَلَّصْتُهُ فَخَلَص.» راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، محقق/مصحح: داوودی، صفوان عدنان، بیروت، دار القلم-الدار الشامیه، چاپ اول، 1412ق، ص749.
3. «الصَّرْفُ: رَدُّ الشیء عن وجهه، صَرَفَه یَصْرِفُه صَرْفاً فانْصَرَفَ و صَارَفَ نفْسَه عن الشیء: صَرَفَها عنه.» ابن منظور، محمد بن مکرم، *لسان العرب*، محقق/مصحح: میردامادی، جمالالدین، بیروت، دار الفکر للطباعه و النشر و التوزیع - دار صادر، چاپ سوم، 1414ق، ج9، ص189.
4. منسوب به جعفر بن محمد، امام ششم(ع)، مصباح الشریعه، بیروت، اعلمی، چاپ اول، 1400ق، ص56.
5. ر.ک: محمدی ریشهری، محمد، افقی، رسول، نهج الذکر، ترجمه حمیدرضا شیخی، قم، مؤسسه علمی فرهنگی دارالحدیث، سازمان چاپ و نشر، چاپ اول، 1378، ص123.




نظر شما