به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، ترس از اینکه در زندگی مشترک نیز نادیده گرفته شویم یا همان احساس بیکفایتی دوران کودکی را دوباره تجربه کنیم، میتواند یکی از دغدغههای جدی افراد در آستانه ازدواج باشد. این اضطراب در بسیاری از موارد ریشه در سالهایی دارد که فرد بهطور مداوم با انتقاد، عیبجویی و نارضایتی والدین کمالگرا روبهرو بوده و کمتر مورد تشویق و تحسین قرار گرفته است.
داشتن احساس ارزشمندی و اعتماد به خود، از مهمترین عوامل برای رسیدن به آرامش و تصمیمگیری صحیح هنگام انتخاب همسر است.
بنابر روایت حوزه، حجتالاسلام رضا یوسفزاده، در پاسخ به دغدغه یکی از مخاطبان، به بررسی ریشه این ترس پرداخته و نقش تشویق، حمایت و تقویت عزتنفس در محیط خانواده را مورد توجه قرار داده است.
پرسش:
«از ازدواج میترسم؛ نگرانم همسر آیندهام هم مانند خانوادهام باعث شود احساس کنم به اندازه کافی خوب نیستم. هر بار که خواستگاری میآید، دچار استرس و اضطراب شدیدی میشوم.»
پاسخ:
این پرسش نشاندهنده خودآگاهی قابل توجه مخاطب است؛ چراکه این خانم توانسته وضعیت روحی خود را بهدرستی شناسایی و احساساتش را بیان کند.
نکته مهم این است که او سالهای طولانی در محیط خانواده با احساس «کافی نبودن» زندگی کرده است. چنین احساسی معمولاً یکشبه ایجاد نمیشود، بلکه میتواند حاصل سالها انتقاد، نارضایتی، ایرادگیری و مواجهه مستمر با والدینی باشد که نگاه کمالگرایانه دارند.
برخی والدین موفقیتها و نقاط مثبت فرزندشان را چندان مورد توجه قرار نمیدهند و تصور میکنند تعریف و تشویق بیش از اندازه ممکن است کودک را لوس کند. به همین دلیل، حتی زمانی که فرزندشان کار خوبی انجام میدهد و اطرافیان از او تعریف میکنند، به جای آنکه موفقیت او را ببینند و تحسینش کنند، به دنبال پیدا کردن نقص دیگری در عملکرد او هستند.
ممکن است هدف چنین والدینی از این رفتار، کمک به پیشرفت و بهتر شدن فرزند باشد؛ اما روش رسیدن به این هدف اهمیت زیادی دارد. در شرایط امروز، تشویق و تقویت رفتارهای مثبت میتواند بسیار بیشتر از ایرادگیری و انتقاد مستمر به رشد شخصیتی، اعتمادبهنفس و تعالی فرزند کمک کند.
وقتی فرد در سالهای کودکی و نوجوانی بارها این پیام را دریافت کند که «هنوز به اندازه کافی خوب نیستی»، بهتدریج ممکن است این باور در ذهن او شکل بگیرد که برای پذیرفتهشدن باید همیشه بهتر، کاملتر و بینقصتر باشد.
در چنین شرایطی، طبیعی است که ورود به مرحله ازدواج برای او با نگرانی همراه شود. فرد ممکن است از خود بپرسد: «اگر همسر آیندهام نیز مانند خانوادهام مدام از من ایراد بگیرد چه؟ اگر هر کاری انجام دهم باز هم کافی نباشد چه؟»
بنابراین، بخشی از اضطراب این افراد در زمان خواستگاری ممکن است نه از خود ازدواج، بلکه از ترس تکرار تجربهای قدیمی سرچشمه بگیرد؛ تجربهای که در آن فرد احساس کرده ارزشمندی او همواره مشروط به بینقص بودن و جلب رضایت دیگران است.
تقویت احساس ارزشمندی، شناخت توانمندیهای فردی و ایجاد اعتمادبهنفس میتواند نقش مهمی در کاهش این نگرانی داشته باشد. خانواده نیز در این مسیر نقش اساسی دارد؛ زیرا فرزند بیش از آنکه صرفاً به شنیدن ایرادهای خود نیاز داشته باشد، به دیدهشدن نقاط قوت، دریافت تشویق و تجربه احساس پذیرفتهشدن نیازمند است.
از این رو، اگرچه ممکن است انتقاد والدین با نیت کمک به رشد فرزند انجام شود، اما انتقاد دائمی و ندیدن نقاط مثبت میتواند نتیجهای معکوس داشته باشد و به جای ایجاد انگیزه برای پیشرفت، احساس ناکافیبودن و ترس از قضاوت دیگران را در فرد تقویت کند؛ احساسی که ممکن است حتی سالها بعد و در آستانه انتخاب همسر نیز همراه او باقی بماند.
برای شنیدن صوت کلیک کنید.





نظر شما