چه چیزی دل انسان را در برابر حقیقت می‌بندد؟ هشدار قرآن درباره قساوت قلب

چرا یک تذکر کوتاه می‌تواند دل برخی را بیدار کند، اما روشن‌ترین استدلال‌ها هم در دل بعضی دیگر اثر نمی‌گذارد؟ قرآن از این تفاوت با تعبیر «شرح صدر» و «ضیق صدر» یاد می‌کند و روایات، گناه، دنیاپرستی، لجاجت و دوری از یاد خدا را از عوامل سختی و قساوت قلب می‌دانند.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، چرا برخی انسان‌ها با شنیدن یک جمله کوتاه یا یک تذکر ساده، متوجه حقیقت می‌شوند و مسیر خود را تغییر می‌دهند، اما بعضی دیگر حتی در برابر روشن‌ترین استدلال‌ها و جدی‌ترین موعظه‌ها نیز واکنشی نشان نمی‌دهند؟ پاسخ این تفاوت را باید در وضعیت روح و قلب انسان جست‌وجو کرد.

انسان‌ها از نظر میزان پذیرش حق، درک مسائل و آمادگی برای بیداری و تحول یکسان نیستند. گاهی یک اشاره لطیف، یک سخن کوتاه یا یک تذکر ساده کافی است تا انسانی را متوجه حقیقت کند؛ اما در مقابل، ممکن است شدیدترین خطابه‌ها، روشن‌ترین دلایل و مؤثرترین مواعظ نیز در وجود فردی کمترین اثری بر جای نگذارد.

بنابر روایت ابنا، قرآن کریم برای بیان این تفاوت، از تعبیر بسیار گویا و زیبای «شرح صدر» و «ضیق صدر» استفاده می‌کند. خداوند در آیه ۱۲۵ سوره «انعام» می‌فرماید:

«فَمَنْ یُرِدِ اللّهُ أَنْ یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ یُرِدْ أَنْ یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقاً حَرَجاً کَأَنَّما یَصَّعَّدُ فِی السَّماءِ»؛

«آن کس را که خدا می‌خواهد هدایتش کند، سینه‌اش را برای اسلام گشاده می‌سازد، و آن کس را که بخواهد گمراه نماید، سینه‌اش را چنان تنگ می‌کند که گوئی می‌خواهد به آسمان بالا رود»!

این تفاوت را می‌توان با دقت در حالات انسان‌ها به‌خوبی مشاهده کرد. برخی چنان روحی گشاده و آماده دارند که هر اندازه حقیقت و معرفت وارد وجودشان شود، با آغوش باز آن را می‌پذیرند. در مقابل، بعضی افراد چنان ذهن و روح بسته‌ای دارند که گویی هیچ فضایی برای پذیرش حقیقت در وجودشان باقی نمانده است؛ گویی اندیشه آنان در محفظه‌ای با دیوارهای آهنین گرفتار شده و راهی برای ورود سخن حق وجود ندارد.

البته هیچ‌یک از این دو وضعیت بدون علت شکل نمی‌گیرد. عواملی وجود دارد که زمینه شرح صدر و پذیرش حق را فراهم می‌کند و در مقابل، عواملی نیز انسان را به سوی تنگی روح و قساوت قلب سوق می‌دهد.

مطالعات مستمر و پیگیر، ارتباط مداوم با دانشمندان و علمای صالح، خودسازی و تهذیب نفس، دوری از گناه، به‌ویژه پرهیز از غذای حرام و همچنین یاد خدا از جمله عواملی هستند که به شرح صدر انسان کمک می‌کنند.

در نقطه مقابل، جهل، گناه، لجاجت، جدال و مراء، همنشینی با افراد بد و فاسد و مجرم، دنیاپرستی و هواپرستی از عواملی هستند که روح انسان را تنگ کرده و زمینه قساوت قلب را فراهم می‌کنند.

بنابراین، وقتی قرآن می‌فرماید کسی را که خداوند بخواهد هدایت کند، شرح صدر می‌دهد و اگر بخواهد کسی را گمراه سازد، سینه او را تنگ می‌کند، این «خواستن» و «نخواستن» بدون دلیل و زمینه نیست؛ بلکه ریشه بسیاری از این حالات، در انتخاب‌ها و رفتارهای خود انسان شکل می‌گیرد و روایات نیز به برخی از این عوامل اشاره کرده‌اند.

در حدیثی از امام صادق(علیه‌السلام) می‌خوانیم:

«أَوْحَی اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ إِلَی مُوسَی یَا مُوسَی لاتَفْرَحْ بِکَثْرَةِ الْمَالِ وَ لَاتَدَعْ ذِکْرِی عَلَی کُلِّ حَال فَإِنَّ کَثْرَةَ الْمَالِ تُنْسِی الذُّنُوبَ وَ إِنَّ تَرْکَ ذِکْرِی یُقْسِی الْقُلُوبَ»؛

«خداوند متعال به موسی(علیه السلام) وحی فرستاد: ای موسی! از فزونی اموال خوشحال مباش و یاد مرا در هیچ حال ترک مکن؛ چرا که فزونی مال [غالباً] موجب فراموش کردن گناهان است و ترک یاد من، قلب را سخت می کند». (۱)

در روایت دیگری از امیرمؤمنان علی(علیه السلام) آمده است:

«مَا جَفَّتِ الدُّمُوعُ إِلَّا لِقَسْوَةِ الْقُلُوبِ وَ مَا قَسَتِ الْقُلُوبُ إِلَّا لِکَثْرَةِ الذُّنُوبِ»؛

«اشک ها خشک نمی شوند مگر به خاطر سختی دل ها، و دل ها سخت و سنگین نمی شود، مگر به خاطر فزونی گناه». (۲)

در حدیث دیگری، یکی از پیام‌های پروردگار به حضرت موسی(علیه السلام) چنین بیان شده است:

«یَا مُوسَی لَاتُطَوِّلْ فِی الدُّنْیَا أَمَلَکَ فَیَقْسُوَ قَلْبُکَ وَ الْقَاسِی الْقَلْبِ مِنِّی بَعِیدٌ»؛

«ای موسی! آرزوهایت را در دنیا دراز مکن، که قلبت سخت و انعطاف ناپذیر می شود، و سنگدلان از من دورند». (۳)

در روایتی دیگر از امیرمؤمنان علی(علیه السلام) آمده است:

«لَمَّتَانِ لَمَّةٌ مِنَ الشَّیْطَانِ وَ لَمَّةٌ مِنَ الْمَلَکِ، فَلَمَّةُ الْمَلَکِ الرِّقَّةُ وَ الْفَهْمُ، وَ لَمَّةُ الشَّیْطَانِ السَّهْوُ وَ الْقَسْوَةُ»؛

«دو گونه القاء وجود دارد: القای شیطانی و القای فرشته، القای فرشته، باعث نرمی قلب و فزونی فهم می شود و القای شیطانی موجب سهو و قساوت قلب می گردد». (۴)

بنابراین، برای رسیدن به شرح صدر و رهایی از قساوت قلب، باید به سوی خداوند بازگشت و از او یاری خواست تا نور الهی در دل انسان بتابد؛ همان نوری که پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) وعده آن را داده است.

قلب انسان همچون آینه‌ای است که باید زنگار گناه از آن زدوده شود. برای آماده شدن این آینه جهت انعکاس نور حقیقت، لازم است خانه دل از آلودگی‌های هوا و هوس پاک شود تا پذیرای محبوب حقیقی باشد.

اشک ریختن از ترس خداوند و از عشق به آن محبوب بی‌همتا، تأثیری شگرف در نرمی قلب، رقت روح و گسترش وجود انسان دارد. در مقابل، خشکی و جمود چشم از نشانه‌های قساوت و سنگدلی به شمار می‌رود. (۵)

پی‌نوشت‌ها

(۱). «بحار الانوار»، جلد ۷۰، صفحه ۵۵، حدیث ۲۳.

(۲). همان، حدیث ۲۴.

(۳). «کافی»، جلد ۲، باب القسوة، حدیث ۱ و ۳.

(۴). همان.

(۵). گرد آوری از کتاب: تفسیر نمونه، آیت الله العظمی مکارم شیرازی، دار الکتب الإسلامیه، چاپ بیست و ششم، ج ۱۹، ص ۴۴۶.

کد مطلب 2273386

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 10 =

آخرین اخبار