به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ صبح آفتابی ششم اوت ۱۹۴۵ [۱۵ مرداد ۱۳۲۴]، نخستین بمب اتمی بهکاررفته در جنگ از بمبافکن آمریکایی بی-۲۹ به نام «انولا گِی» بر هیروشیما فرو افتاد. بمب در ارتفاع حدود ۱۹۰۰ فوتی شهر و با نیرویی معادل نزدیک به ۱۵ هزار تن تیانتی منفجر شد؛ انفجار اولیه حدود ۷۰ هزار نفر را کشت و پنج مایل مربع از شهر را نابود کرد. روز نهم اوت [۱۸ مرداد] بمب دوم بر ناکازاکی افتاد و ۴۰ هزار نفر را کشت. تا پایان همان سال، با احتساب بیماریهای ناشی از پرتوگیری و سوختگیها، شمار کشتهها در دو شهر به حدود ۲۰۰ هزار نفر رسید. با این حال، ژاپن پس از این رویدادها یکی از مستحکمترین روابط دیپلماتیک، اقتصادی و امنیتی را با ایالات متحده برقرار کرد. پرسش نویسنده این است: چگونه دو دشمن دیرین از قطع کامل رابطه به وابستگی متقابل عمیق رسیدند؟
ریچارد کی. ساترلند نظارهگر است، سند تسلیم ژاپن
را سوار بر USS Missouri امضا میکند. ۲ سپتامبر ۱۹۴۵ [۱۱ شهریور ۱۳۲۴]
چگونه سخنرانی رادیویی هیروهیتو شکست ژاپن را بازتعریف کرد
اگر بخواهیم این اتفاق را چنین بنامیم، آغاز تسلیم ژاپن در پایان جنگ جهانی دوم، پس از Jewel Voice Broadcast [پخش صدای گوهرین]، معروف به Gyokuon-hōsō [پخش رادیویی صدای امپراتور] رخ داد. در سخنرانی رادیویی خود در ۱۵ اوت ۱۹۴۵ [۱۵ مرداد،۱۳۲۴]، امپراتور هیروهیتو پذیرش شرایط اعلامیه پوتسدام از سوی ژاپن را اعلام کرد. این اعلامیه، تسلیم بیقیدوشرط تمامی نیروهای مسلح ژاپن را خواستار میشد و حاکمیت این کشور را تنها به جزایر اصلی هونشو، شیکوکو، هوکایدو، کیوشو و برخی جزایر کوچک تعیینشده محدود میکرد.
هیرویتو در این پیام تسلیم به مردم ژاپن، با دقت توضیح داد که پایان جنگ اجتنابناپذیر بود تا مانع از نابودی ملت ژاپن در اثر وحشیانه بودن آن سلاح جدید، یعنی بمب اتمی که در هیروشیما و ناکازاکی به کار رفته بود، شود. این توضیح به دربار امپراتوری و مقامات دولتی این امکان را داد تا بهطور غیرمستقیم مسئولیت شکست در این جنگ را بازتعریف کنند. به جای آنکه امپراتور و رهبری نظامی را به خاطر آغاز جنگ اقیانوس آرام مقصر بدانند، مسئولیت شکست را بر دوش فناوری مخرب نظامی بیگانه گذاشتند.
بند صلحی که ژاپن را از امپریالیسم به رشد اقتصادی سوق داد
پس از جنگ، ژاپن هویت ملی خود را بازتعریف کرد و پیوند محکمی با آمریکا برقرار نمود. این گذار، رسماً از زمان تسلیم ژاپن در سال ۱۹۴۵ آغاز شد، زمانی که نیروهای متفقین تحت رهبری ژنرال داگلاس مکآرتور، ژاپن را اشغال کردند. مقامات ستاد کل نیروهای اشغالگر آمریکا (General Headquarters) قانون اساسی ژاپن را بازنویسی کردند تا صلح را ترویج دهند و از جنگهای آینده جلوگیری شود. در این کار، سرتیپ کورتنی ویتنی ریاست بخش دولت در نیروهای اشغالگر را برعهده داشت. قانون اساسی جدید ژاپن در ۳ مه ۱۹۴۷ [۱۲ اردیبهشت ۱۳۲۶]، تحت نخستوزیری شیگهرو یوشیدا، به اجرا درآمد.
براساس این قانون اساسی جدید، مردم ژاپن کشور خود و نقش آن در جهان را بازتعریف کردند. بهویژه ماده ۹ قانون اساسی تصریح میکرد که مردم ژاپن برای همیشه از جنگ، به عنوان حق حاکمیتی ملت، دست میکشند. از آنجایی که مردم ژاپن تعهد کردند دیگر هرگز جنگی به راه نیندازند، توانستند از راه امپریالیسم خود عبور کنند و تمرکز خود را بر صلح و رشد اقتصادی بگذارند. با پذیرش این شرایط و انجام اصلاحات دموکراتیک پس از جنگ، ژاپن به طور رسمی از طریق پیمانهای امنیتی که در سال ۱۹۵۱ امضا شدند، متحد آمریکا شد.
ویاچسلاو مولوتوف، ژوزف استالین، ویلیام دی. لیهی، جیمز اف. بایرنز و هری اس. ترومن
نجات یک دشمن سقوطکرده با کمکهای میلیارد دلاری
... هنگامی که ژاپن در اوت ۱۹۴۵ تسلیم شد، با مشکلات اقتصادی شدیدی روبهرو بود. کارخانههایش ویران شده بودند و جمعیت کشور با کمبود شدید مواد غذایی دستوپنجه نرم میکرد. برای کمک به حل این مشکلات، ایالات متحده از طریق طرحی با عنوان Government Aid and Relief in Occupied Areas (کمک و امداد دولتی به مناطق اشغالی) که از سال ۱۹۴۶ آغاز شد، بیش از ۲٫۲ میلیارد دلار کمک اقتصادی به ژاپن ارسال کرد. این کمکها که با نام اختصاری GARIOA شناخته میشد، با هدف ثباتبخشی به منطقه و جلوگیری از گرایش ژاپن به قدرتهای کمونیست ارائه گردید.
همچنین در فوریه ۱۹۴۹، جوزف داج، بانکدار اهل دیترویت، به ژاپن آمد تا آنچه امروزه با نام Dodge Line (خط داج) شناخته میشود را اجرا کند و به تثبیت ین ژاپن و مهار تورم افسارگسیخته کمک نماید.
در این تصویر، کارخانه فولاد Nippon Steel Corporation در استان چیبا دیده میشود
رونق «هدیه خدایان» که معجزه ژاپن را آغاز کرد
با این حال، بزرگترین محرک اقتصادی در ژوئن ۱۹۵۰ رخ داد، زمانی که کره شمالی به کره جنوبی حمله کرد. از آنجایی که ژاپن به عنوان مرکز اصلی تدارکات آمریکا عمل میکرد، این کشور میلیاردها دلار از شرکتهای ژاپنی برای تهیه ملزومات جنگی، از طریق آنچه «خریدهای ویژه» (special procurements) نامیده میشد، هزینه کرد. میزان پولی که وارد ژاپن میشد آنقدر زیاد بود که نخستوزیر شیگهرو یوشیدا این رونق ناشی از جنگ را «هدیه خدایان» (the gift of the gods) لقب داد. درنتیجه، صنایع ژاپن دوباره قدرت گرفتند. تا اواسط دهه ۱۹۵۰، تولید ناخالص داخلی ژاپن تقریباً با نرخ ۱۰ درصد در سال رشد میکرد. درنهایت، ایالات متحده کمکهای اقتصادی چشمگیری ارائه داد که از بهبود و بازسازی پس از جنگ ژاپن پشتیبانی کرد.
امروزه رابطه میان آمریکا و ژاپن، یکی از مهمترین مشارکتهای دوجانبه در تاریخ معاصر بهشمار میرود. از بازگشت ژاپن به صحنه جهانی با امضای معاهده صلح سانفرانسیسکو در سال ۱۹۵۱ گرفته تا تبادلات فرهنگی، هر دو کشور از همکاری متقابل خود بهرهمند شدهاند.
منبع: thecollector.com
۲۵۹





نظر شما