حماسه سورنا / روزی که امپراتوری روم بر زمین ایران زانو زد

عبور لژیون‌های پرشمار روم از رود فرات، آغازی بر بزرگ‌ترین اشتباه محاسباتی کراسوس بود؛ جایی که ارتش پرآوازه جمهوری روم در برابر تاکتیک فرسایشی سواران اشکانی زمین‌گیر شد.

علی نیکویی (دکتری پژوهش هنر، و کارشناس‌ارشد تاریخ ایران باستان): در سال ۵۳ پیش از میلاد سپاه روم به فرماندهی «مارکوس لیسینیوس کراسوس»[i] از رود فرات گذشت و در دشت‌های میان‌رودان[ii] به ‌سوی قلمروی ایرانِ اشکانی پیش رفت. کراسوس یکی از سه مرد قدرتمند جمهوری روم سودای پیروزی در شرق را در سر داشت؛ پیروزی‌ای که می‌توانست ثروت، اعتبار و شکوه نظامی او را به اندازه جاه‌طلبی‌هایش افزایش دهد. در نزدیکی کاره شهری که امروزه حرّان نامیده می‌شود، سپاه رومی با نیرویی روبه‌رو شد که در نگاه نخست با انبوه لژیون‌های مجهز روم قابل ‌مقایسه نبود؛ در برابر صفوف سنگین پیاده‌نظام، سواره‌نظام اشکانی قرار داشت، تیراندازانی چابک که از فاصله‌ای امن تیر می‌باریدند و سوارانی زره‌پوش که برای ضربه نهایی آماده بودند. فرمانده این نیرو سورنا بود؛ سرداری جوان از خاندان بزرگ اشکانی که میدان نبرد را نه با شمار سربازان، بلکه با تحرک فریب و شناخت زمین اداره می‌کرد. رومیان آمده بودند تا قدرت خود را بر شرق تحمیل کنند؛ اما آن‌چه در دشت کاره انتظارشان را می‌کشید نبردی متفاوت از جنگ‌های متعارف مدیترانه‌ای بود. چگونه سپاه روم باآن‌همه تجربه و انضباط در برابر نیرویی متحرک از سواره‌نظام ایرانی گرفتار شد؟ و چگونه سورنا توانست یکی از بلندپروازانه‌ترین لشکرکشی‌های روم را به شکستی تاریخی بدل کند؟ آن روز در دشت‌های میان‌رودان یکی از سنگین‌ترین شکست‌های تاریخ نظامی روم رقم خورد.

روم چرا به ‌سوی ایران آمد؟

جنگ کاره را نمی‌توان تنها یک برخورد مرزی میان روم و ایرانِ اشکانیان دانست، پشت این لشکرکشی هم رقابت دو قدرت بزرگ غرب آسیا و مدیترانه قرار داشت و هم جاه‌طلبی‌های سیاسی مردی که می‌خواست در جمهوری روم جایگاهی هم‌سنگ رقیبانش به دست آورد. مارکوس لیسینیوس کراسوس یکی از ثروتمندترین و بانفوذترین سیاست‌مداران روم و عضو نخستین تریوم‌ویرات[iii] در کنار ژولیوس سزار و پومپه بود، بااین‌همه جایگاه او در عرصه نظامی به اندازه ثروت و نفوذ سیاسی‌اش برجسته نبود؛ سزار در گل[iv] به پیروزی‌های بزرگ رسیده و پومپه نام خود را با لشکرکشی‌های گسترده در شرق و مدیترانه پیوند زده بود، برای کراسوس جنگ در شرق می‌توانست فرصتی برای کسب آن چیزی باشد که در رقابت سیاسی روم به آن نیاز داشت؛ افتخار نظامی، ثروت و افزایش اعتبار سیاسی. اما سرزمینی که او قصد ورود به آن را داشت خلأ قدرت نبود، شاهنشاهی اشکانی یکی از قدرت‌های بزرگ عصر خود بود و میان‌رودان به‌ویژه در پیوند با راه‌های تجاری و شهرهای مهم آن برایش اهمیت سیاسی و اقتصادی داشت. در سوی دیگر ارمنستان نیز به منطقه‌ای حساس در رقابت میان روم و اشکانیان تبدیل شده بود؛ سرزمینی که موقعیت جغرافیایی آن، آن را به یکی از نقاط اصلی برخورد منافع دو قدرت بدل می‌کرد. از این منظر لشکرکشی کراسوس را می‌توان بخشی از روند گسترده‌تر گسترش نفوذ روم در شرق دانست؛ اما انگیزه شخصی فرمانده نیز در این میان اهمیت داشت. کراسوس برای به‌دست‌آوردن افتخاری می‌رفت که رقیبانش پیش‌تر در میدان جنگ به دست آورده بودند؛ اشکانیان اما با قدرتی روبه‌رو بودند که قرار نبود به‌آسانی از مرزهای غربی خود عقب بنشیند.

سورنا؛ سردار پشتِ پیروزی

اگرچه نام سورنا با پیروزی کاره گره‌ خورده است نباید او را تنها در قالب قهرمانی افسانه‌ای دید که با نبوغ فردی یک ارتش بزرگ را شکست داده است. سورنا یا سورن از خاندان بزرگ سورن یکی از خاندان‌های اشرافی و بانفوذ اشکانی بود؛ خاندان‌هایی که در ساختار سیاسی و نظامی شاهنشاهی اشکانی نقش مهمی داشتند؛ بنابراین جایگاه او را باید در چارچوب نظام قدرت شاهنشاهیِ ایرانِ اشکانی فهمید، نظامی که در آن شاه، خاندان‌های بزرگ و فرماندهان نظامی در اداره قلمرو و جنگ نقش‌های متمایزی داشتند. در زمان نبرد کاره اُرُد دوم[v] شاه اشکانی بود و سورنا فرماندهی نیرویی را برعهده داشت که در برابر سپاه کراسوس قرار گرفت. این تمایز مهم است؛ پیروزی کاره را نباید به معنای حضور شخص شاه در میدان یا فرماندهی مستقیم او دانست، آن‌چه در دشت کاره رخ داد حاصل فرماندهی میدانی سورنا در چارچوب قدرت سیاسی و نظامی اشکانیان بود. بخش مهمی از تصویری که امروز از سورنا در اختیار داریم از روایت پلوتارک[vi] در زندگی کراسوس سرچشمه می‌گیرد. پلوتارک جزئیات بسیاری درباره ظاهر، رفتار، شمار نیروها و شیوه فرماندهی سورنا نقل می‌کند؛ اما روایت او مانند هر منبع تاریخی باید با توجه ‌به فاصله زمانی و ادبیات زندگی‌نامه‌ای اثرش خوانده شود؛ هرچه درباره سورنا می‌دانیم الزاماً به یک اندازه قطعی نیست. ازاین‌رو پرسش مهم‌تر آن است که آیا کاره پیروزی یک فرد بود یا پیروزی یک نظام جنگی؟ نبوغ فرماندهی سورنا بی‌تردید در میدان نقش داشت، اما تیراندازان سواره، سواران سنگین اسلحه، تحرک نیروها، شناخت زمین و شیوه سازمان‌دهی سپاه همه بخشی از توان نظامی اشکانیان بودند؛ پلوتارک همچنین گزارش می‌کند که سورنا پس از پیروزی کاره به فرمان اُرُد دوم کشته شد، گزارشی که در روایت‌های تاریخی بعدی نیز بازتاب یافته است.

حماسه سورنا / روزی که امپراتوری روم بر زمین ایران زانو زد
نقش هرمز دوم، پادشاه ساسانی، در حال شکار شیر به شیوه تیراندازی پارتی

دو ارتش، دو منطق جنگ

در کاره برتری اشکانیان را نمی‌توان تنها با شجاعت سربازان یا نبوغ یک فرمانده توضیح داد؛ دو سپاه با دو منطق متفاوت وارد میدان شده بودند، ارتش روم به‌ویژه لژیون‌ها[vii] برای نبرد منظم و نزدیک، حفظ آرایش، فشار مستقیم و درهم شکستن صفوف دشمن آموزش ‌دیده بود؛ سپر، زره، سلاح‌های نزدیک‌بُرد و انضباط جمعی لژیونر رومی را به نیرویی بسیار مؤثر در فاصله نزدیک تبدیل می‌کرد؛ اما این مزیت زمانی بیشترین اثر را داشت که دشمن ناچار شود در همان فاصله بجنگد. اشکانیان چنین فرصتی را به رومیان ندادند، ستون اصلی نیروی سورنا را سواره‌نظام تشکیل می‌داد؛ کمان‌داران سواره که می‌توانستند با سرعت نزدیک شوند، تیراندازی کنند و پیش از آن‌که لژیون‌ها به آنان برسند فاصله بگیرند و سواران سنگین اسلحه که در لحظه مناسب می‌توانستند به مواضع آسیب‌پذیر دشمن ضربه بزنند. آن‌چه امروزه گاه «تاکتیک تیر پارتی» نامیده می‌شود؛ یعنی تیراندازی در حال عقب‌نشینی یا چرخش نمونه‌ای از همین بهره‌گیری از تحرک برای حفظ فاصله بود؛ این عنوان بیشتر یک اصطلاح توضیحی امروزی است و نباید تصور کرد که در زمان کاره دقیقاً با همین نام شناخته می‌شد؛ اما کمان‌داران بدون مهمات نمی‌توانستند چنین نبردی را ادامه دهند، یکی از نکات مهم در گزارش‌های مربوط به کاره شترهایی است که پیکان‌های اضافی را حمل می‌کردند؛ بنابراین مسئله فقط مهارت تیرانداز نبود، پشت سرِ او شبکه‌ای از تدارکات وجود داشت که امکان می‌داد فشار تیراندازی برای مدت طولانی ادامه پیدا کند. همین عنصر جنگ را از یک نمایش مهارت فردی به یک سامانه نظامی تبدیل می‌کرد. زمین نیز به سود این شیوه جنگ بود، دشت‌های باز میان‌رودان فضای کافی برای حرکت سواره‌نظام فراهم می‌کرد و مانع طبیعی مهمی برای نزدیک ‌شدن سریع رومیان به تیراندازان وجود نداشت، لژیون‌ها هرچه بیشتر در پی دشمن حرکت می‌کردند بیشتر در معرض حملات متحرک قرار می‌گرفتند. در کاره مسئله فقط این نبود که چه کسی سرباز بیشتری داشت؛ مسئله این بود که کدام ارتش می‌توانست شیوه جنگ خود را بر دیگری تحمیل کند. سورنا کاری کرد که رومیان به‌ جای کشاندن نبرد به فاصله مطلوب خود ناچار شوند در زمینی بجنگند که مزیت اصلی با دشمن بود.

کاره؛ نبردی که با تیر آغاز شد و با فروپاشی پایان یافت

کراسوس پس از عبور از فرات سپاه روم را به درون میان‌رودان برد؛ لشکری که برای یک پیروزی بزرگ آماده شده بود، نه برای جنگی که دشمن در آن حاضر نبود خود را به نبرد نزدیک و مستقیم وادار کند. در برابر او نیروی سورنا در دشت کاره ظاهر شد، نیرویی که شاید از نظر شمار با سپاه رومی قابل‌مقایسه نبود، اما ترکیب آن دقیقاً با شرایط میدان سازگار بود! این‌جا نخستین تفاوت میان شمار نیرو و کارآمدی نظامی آشکار شد. نبرد با صف‌آرایی سنگین لژیون‌ها آغاز نشد، کمان‌داران سواره اشکانی در فاصله‌ای ایستادند که تیرهای‌شان به رومیان می‌رسید، اما دسترسی لژیونرها به آنان آسان نبود؛ تیرها پی‌درپی فرود می‌آمدند و رومیان را وادار می‌کردند سپرهای خود را بالا ببرند و آرایش دفاعی بگیرند. هرچه زمان می‌گذشت فشار بیشتر می‌شد. شترهایی که مهمات اضافی را حمل می‌کردند امکان می‌دادند کمان‌داران برخلاف انتظار رومیان پس از چند تیراندازی به پایان مهمات نرسند. این حمله برای کشتار فوری طراحی نشده بود هدف فرسودن سپاهی بود که قدرت اصلی‌اش در نبرد نزدیک بود، کراسوس برای مقابله با این وضعیت بخشی از نیرو را به فرماندهی پسرش پوبلیوس‌کراسوس[x] به جلو فرستاد؛ پوبلیوس با نیروهای خود برای مقابله با سواره‌نظام اشکانی پیش رفت و برای مدتی چنین به نظر رسید که رومیان سرانجام توانسته‌اند دشمن را به عقب برانند، اما این عقب‌نشینی در روایت پلوتارک به بخشی از نقشه اشکانیان تبدیل شد؛ نیروهای پوبلیوس از بدنه اصلی سپاه فاصله گرفتند و در ادامه در محاصره سواره‌نظام اشکانی قرار گرفتند. پوبلیوس و نیروهایش راه گریزی نیافتند و خود او کشته شد؛ سرنوشت او فقط ازدست‌رفتن یک فرمانده نبود، ضربه‌ای بود که هم توان عملیاتی سپاه روم را کاهش داد و هم روحیه سربازان را در لحظه‌ای حساس درهم شکست.

پس از آن کاره دیگر صرفاً نبردی میان دو سپاه نبود، به آزمونی برای بقا تبدیل شده بود. رومیان که نتوانسته بودند دشمن را به نبرد نزدیک وادار کنند، زیر فشار تیراندازی و حملات متحرک انسجام و اعتماد خود را از دست می‌دادند. سپاه سورنا همچنان از فاصله‌ای امن ضربه می‌زد و اجازه نمی‌داد لژیون‌ها ابتکار عمل را به دست گیرند. سرانجام کراسوس برای خروج از این وضعیت به عقب‌نشینی و مذاکره روی آورد، درباره جزئیات آخرین دیدار او با نیروهای اشکانی و چگونگی مرگش روایت‌های باستانی یکسان نیستند. بر پایه روایت مشهور پلوتارک، کراسوس در جریان همین تلاش برای مذاکره کشته شد. با مرگ او شکست سپاه روم دیگر یک احتمال نبود، کارزار شرق به فاجعه‌ای برای جمهوری روم تبدیل شده بود. کاره نشان داد که یک ارتش می‌تواند بدون آن‌که لزوماً در نبردی تن‌به‌تن شکست بخورد، با ازدست‌دادن توان حرکت، روحیه و ابتکار عمل فروبپاشد؛ سورنا لژیون‌های روم را در میدان خودشان شکست نداد، او کاری کرد که نتوانند جنگ را در میدان خودشان برگزار کنند.

حماسه سورنا / روزی که امپراتوری روم بر زمین ایران زانو زد
نقش‌برجسته‌ای از «کاسه هپتالی» که یک صحنه تیراندازی اشکانی را به تصویر می‌کشد.

پیروزی سورنا، شکست کراسوس

شکست روم در کاره را نمی‌توان به یک عامل منفرد فروکاست، این شکست حاصل برخورد میان محاسبات فرماندهی روم و توانایی‌های نظامی اشکانیان بود؛ جایی که برتری لژیون‌ها در نبرد نزدیک در برابر دشمنی که از پذیرش چنین نبردی خودداری می‌کرد کارایی محدودی یافت.

  • نخستین عامل برآورد نادرست از دشمن و میدان جنگ بود، کراسوس با نیرویی بزرگ وارد میان‌رودان شد، اما ظاهراً اهمیت تحرک سواره‌نظام اشکانی و دشواری تأمین و حفظ آرایش سپاه در دشت باز را به اندازه کافی در محاسبات خود وارد نکرد؛ او با ارتشی روبه‌رو شد که به ‌جای رویارویی مستقیم، فرسایش تدریجی را به ابزار اصلی خود تبدیل کرده بود.
  • دوم، تحمیل‌نشدن نبرد نزدیک بود؛ لژیون‌های روم در نبرد تن‌به‌تن و منظم، نیرویی توانمند بودند، اما این برتری تنها زمانی به طور کامل فعال می‌شد که فاصله با دشمن از میان برود. سورنا با استفاده از سواره‌نظام کمان‌دار، این فاصله را حفظ کرد و رومیان را از میدان مطلوب خود دور نگه داشت.
  • سوم، ترکیب تحرک و تدارکات بود؛ کمان‌داران سواره، سواران سنگین اسلحه و پشتیبانی مهمات به اشکانیان اجازه دادند فشار را ادامه دهند، درنتیجه حمله آنان به یک یورش کوتاه محدود نشد، بلکه به فرایندی مستمر برای فرسودن سپاه روم تبدیل شد.
  • چهارم، تصمیم‌های فرماندهی روم بود؛ از انتخاب مسیر و نحوه پیشروی تا واکنش به حملات و تصمیم‌های نهایی کراسوس، این عوامل در کنار توانایی‌های اشکانیان یک لشکرکشی تهاجمی را به شکستی تعیین‌کننده بدل کردند.
  • درنهایت سورنا لژیون‌های روم را صرفاً با نیروی بیشتر شکست نداد؛ او شرایطی را به وجود آورد که در آن مهم‌ترین مزیت ارتش روم ــ نبرد منظم و نزدیک ــ عملاً امکان بروز پیدا نکرد، این معنای اصلی پیروزی کاره بود.
حماسه سورنا / روزی که امپراتوری روم بر زمین ایران زانو زد
کشته‌شدن پسر کراسوس توسط سواران اشکانی،
مدال ساخته شده در ۱۷۵۰–۱۷۴۰ توسط ژان داسیه و پسران.

از کاره تا حافظه تاریخی ایران و روم

کاره تنها شکست یک سپاه در میدان نبرد نبود، این واقعه به شکستی حیثیتی برای جمهوری روم تبدیل شد؛ رومیان که در دهه‌های پیشین با پیروزی‌های نظامی قدرت خود را در بخش بزرگی از مدیترانه و شرق گسترش داده بودند اکنون در برابر شاهنشاهیِ ایرانِ اشکانی با محدودیت‌های جدی قدرت نظامی خود روبه‌رو شده بودند؛ این شکست نشان داد که پیشروی روم در شرق برخلاف تصور برخی فرماندهان روندی ناگزیر و بدون مانع نبود. یکی از مهم‌ترین پیامدهای نبرد اسارت شمار زیادی از سربازان رومی و ازدست‌رفتن نشان‌های نظامی لژیون‌ها بود، نشان‌های لژیون به‌ویژه عقاب‌های نظامی صرفاً تجهیزات جنگی نبودند؛ نماد افتخار، وفاداری و اعتبار ارتش روم به شمار می‌رفتند، از همین رو ازدست‌رفتن آن‌ها زخمی نمادین بر حافظه نظامی روم باقی گذاشت. سال‌ها بعد بازگرداندن بخشی از این نشان‌ها در دوره آگوستوس[xii] به دستاوردی مهم در سیاست خارجی و تبلیغات سیاسی روم تبدیل شد؛ آگوستوس توانست این رویداد را به‌ عنوان احیای حیثیت رومی و موفقیتی دیپلماتیک بازنمایی کند، هرچند بازگرداندن نشان‌ها شکست نظامی کاره را از تاریخ حذف نمی‌کرد، ازسوی‌دیگر کاره را باید در چشم‌اندازی گسترده‌تر دید؛ این نبرد یکی از نخستین و تعیین‌کننده‌ترین نقاط عطف در رقابت بلندمدت ایران و روم بود، رقابتی که در سده‌های بعد با صورت‌های گوناگون ادامه یافت. روابط دو قدرت تنها به جنگ محدود نمی‌شد و دوره‌هایی از صلح، مذاکره، رقابت بر سر ارمنستان و میان‌رودان و رویارویی‌های غیرمستقیم را نیز در برمی‌گرفت، این رقابت بعدها در دوره ساسانی نیز ادامه پیدا کرد. کاره از این منظر بیش از یک پیروزی نظامی بود؛ لحظه‌ای که روم دریافت قدرتی بزرگ در شرق وجود دارد که نه به‌آسانی شکست می‌خورد و نه حاضر است نقش حاشیه‌ای در نظم سیاسی منطقه بپذیرد.

پیروزی یک سردار یا شکست یک تصور؟

پاسخ به این پرسش که سورنا چگونه جاه‌طلبی روم را در کاره درهم شکست در نبوغ فردی او خلاصه نمی‌شود؛ سورنا با شناخت زمین، بهره‌گیری از تحرک سواره‌نظام، تیراندازی از فاصله، پشتیبانی تدارکاتی و استفاده از خطاهای فرماندهی روم، شرایطی ساخت که در آن سپاه بزرگ کراسوس نتوانست توان اصلی خود را به کار گیرد. پیروزی او حاصل هماهنگی میان فرماندهی و یک نظام جنگی کارآمد بود؛ اما معنای عمیق‌تر کاره فراتر از سرنوشت دو فرمانده است. این نبرد تصور ساده‌ای را به چالش کشید؛ این‌که قدرت نظامی روم با تکیه ‌بر انضباط لژیون‌ها و تجربه فتوحات پیشین می‌تواند هر قدرت شرقی را به‌آسانی درهم بشکند. اشکانیان نشان دادند که برتری نظامی مطلق و یکسان در همه میدان‌ها نیست؛ بلکه به زمین، فاصله، تدارکات و توان تحمیل شیوه نبرد وابسته است. کاره در حافظه تاریخ تنها نام یک شکست برای روم نیست نام لحظه‌ای است که ایران اشکانی نشان داد قدرت نظامی پیش از آن‌که به شمار سپاهیان وابسته باشد به تواناییِ تحمیل شیوه جنگ بر دشمن بستگی دارد. سورنا در آن روز نه‌فقط در برابر کراسوس، بلکه در برابر تصوری از شکست‌ناپذیری روم ایستاد.

 

[i] Marcus Licinius Crassus: مارکوس لیسینیوس کراسوس (حدود ۱۱۵-۵۳ پیش از میلاد) سیاست‌مدار، سردار و از ثروتمندترین مردان جمهوری روم بود. او در کنار ژولیوس سزار و پومپه، عضو نخستین تریوم‌ویرات شد.

[ii] میان‌رودان (Mesopotamia) نام تاریخی سرزمینی در غرب آسیاست که میان دو رود بزرگ دجله و فرات قرار داشت. این منطقه بخش‌هایی از عراق امروزی و سرزمین‌های پیرامون آن را دربر می‌گرفت و از کهن‌ترین مراکز تمدن شهری جهان به شمار می‌رفت. در دوره اشکانی، میان‌رودان به‌ویژه به دلیل شهرهایی چون تیسفون و موقعیت راهبردی و بازرگانی خود، یکی از مهم‌ترین مناطق رقابت میان ایران و روم بود.

[iii] تریوم‌ویرات Triumviratus — First Triumvirate یا «ائتلاف سه‌نفره» به اتحاد سیاسی میان مارکوس لیسینیوس کراسوس، گنایوس پومپیوس مگنوس و ژولیوس سزار گفته می‌شود که حدود ۶۰ پیش از میلاد شکل گرفت. این اتحاد رسمیِ حقوقی نبود، بلکه توافقی سیاسی برای پیشبرد منافع مشترک سه چهره قدرتمند جمهوری روم بود. نخستین تریوم‌ویرات نقش مهمی در دگرگونی موازنه قدرت در جمهوری روم و زمینه‌سازی برای بحران سیاسی سدهٔ نخست پیش از میلاد داشت.

[iv] منظور از «گل» در این جمله، نام تاریخی سرزمینی است که رومیان آن را Gallia می‌نامیدند و بخش بزرگی از فرانسه امروزی و سرزمین‌های پیرامون آن را دربرمی‌گرفت.

[v] اُرُد دوم (Orodes II) شاه اشکانی بود که از حدود ۵۷ تا ۳۷ پیش از میلاد فرمانروایی کرد.

[vi] پلوتارک (Plutarchus، حدود ۴۶–۱۲۰ میلادی) تاریخ‌نگار، فیلسوف و نویسنده یونانی دوره امپراتوری روم بود. مهم‌ترین اثر او، زندگی‌های موازی (Bioi Paralleloi)، زندگی‌نامه چهره‌های برجسته یونانی و رومی را در کنار یکدیگر روایت می‌کند.

[vii] لژیون (Legio) واحد اصلی و سازمان‌یافته ارتش روم بود که در دوره جمهوری و سپس امپراتوری، ستون اصلی نیروی پیاده‌نظام روم را تشکیل می‌داد. هر لژیون از چندین واحد کوچک‌تر تشکیل می‌شد و ساختار منظم، آموزش سخت و انضباط بالا از ویژگی‌های آن بود. لژیونرها به‌ویژه در نبرد نزدیک و آرایش منظم نظامی توانمند بودند؛ ویژگی‌ای که در کاره، در برابر تاکتیک متحرک سواره‌نظام اشکانی، با محدودیت روبه‌رو شد.

[viii] نقش هرمز دوم، پادشاه ساسانی، در حال شکار شیر به شیوهٔ تیراندازی پارتی

[ix] نقش‌برجسته‌ای از «کاسهٔ هپتالی» که یک صحنهٔ تیراندازی اشکانی را به تصویر می‌کشد

[x] پوبلیوس کراسوس (Publius Licinius Crassus، حدود ۸۶-۵۳ پیش از میلاد) پسر مارکوس لیسینیوس کراسوس و سردار رومی بود که در لشکرکشی پدرش علیه اشکانیان شرکت کرد. او در جریان نبرد کاره با نیرویی از سواره‌نظام و پیاده‌نظام رومی از سپاه اصلی جدا شد و در محاصرهٔ نیروهای اشکانی قرار گرفت. پوبلیوس سرانجام کشته شد و شکست او ضربه‌ای سنگین بر روحیه و توان نظامی سپاه روم وارد کرد.

[xi] کشته‌شدن پسر کراسوس توسط سواران اشکانی، مدال ساخته شده در ۱۷۴۰–۱۷۵۰ توسط ژان داسیه و پسران.

[xii] آگوستوس (Augustus، ۶۳ پیش از میلاد–۱۴ میلادی) نخستین امپراتور روم و بنیان‌گذار نظام امپراتوری بود. او پیش‌تر با نام اکتاویان شناخته می‌شد و پس از پیروزی در جنگ‌های داخلی، در سال ۲۷ پیش از میلاد عنوان آگوستوس را دریافت کرد. آگوستوس در سیاست خارجی، از جمله در روابط با اشکانیان، کوشید اعتبار روم را بازسازی کند. بازپس‌گیری نشان‌های نظامی رومیِ ازدست‌رفته در نبرد کاره، در سال ۲۰ پیش از میلاد، یکی از موفقیت‌های مهم تبلیغاتی او بود.

۲۵۹

کد مطلب 2274663

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 3 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین