به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین از تصویرسازی ذهنی و جملات تأکیدی گرفته تا شکرگزاری و نوشتن خواستهها، روشهای مختلفی با عنوان قانون جذب در کتابها و شبکههای اجتماعی معرفی شدهاند. یکی از مهمترین نقاط اوج شهرت این ایده، انتشار کتاب و فیلم «راز» در سال ۲۰۰۶ بود.
اما پرسش مهم این است که آیا قانون جذب واقعاً یک قانون علمی است؟
پاسخ کوتاه این است که شواهد علمی از این ادعا که «فقط با فکرکردن میتوان رویدادهای بیرونی را جذب کرد» حمایت نمیکنند. بااینحال، بعضی تمرینهای رایج در این حوزه، اگر از ادعاهای ماورایی جدا شوند، با یافتههای روانشناسی درباره هدفگذاری، انگیزه، تمرکز و برنامهریزی ارتباط پیدا میکنند.
قانون جذب چیست؟
قانون جذب بر این باور استوار است که افکار، احساسات و نگرشهای فرد میتوانند اتفاقهای مشابهی را به زندگی او وارد کنند.
برای مثال، در محتوای مربوط به قانون جذب معمولاً گفته میشود:
- اگر دائماً روی ثروت تمرکز کنید، ثروت را جذب میکنید.
- اگر مثبت فکر کنید، اتفاقهای مثبت بیشتری وارد زندگیتان میشوند.
- اگر موفقیت را تصور کنید، احتمال رخدادن آن بیشتر میشود.
مشکل از جایی آغاز میشود که این ایده از یک ابزار انگیزشی فراتر برود و به ادعایی قطعی درباره سازوکار جهان تبدیل شود؛ یعنی این تصور که افکار انسان بدون واسطه عمل، مهارت، شرایط اجتماعی یا عوامل بیرونی میتوانند رویدادهای جهان را تغییر دهند.
پژوهشی منتشرشده در نشریه Personality and Social Psychology Bulletin با بررسی باور به مفهوم manifestation یا تحقق خواستهها از طریق افکار مثبت، تجسم و رفتارهای نمادین، نشان داد که این باور شواهد عینی محدودی برای افزایش موفقیت دارد. این پژوهش همچنین میان باور شدید به manifestation، خوشبینی افراطی درباره موفقیتهای بعید و تمایل بیشتر به سرمایهگذاریهای پرریسک ارتباطهایی پیدا کرد.
قانون جذب از کجا آمده است؟
قانون جذب به شکل امروزی، برخلاف برخی ادعاهای رایج، یک آموزش باستانی با منشأ مشخص نیست.
صورت مدرن این ایده با جریان فکری New Thought یا «اندیشه نو» در ایالات متحده طی قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم ارتباط دارد. نوشتههایی درباره قدرت ذهن، تفکر مثبت و موفقیت فردی بهتدریج این دیدگاه را گسترش دادند.
در قرن بیستم، کتابهای موفقیت و آثار مربوط به تفکر مثبت، این مفاهیم را وارد جریان اصلی خودیاری کردند. در قرن بیستویکم نیز کتاب و فیلم «راز» قانون جذب را به پدیدهای فرهنگی و جهانی تبدیل کرد.
پژوهشهای مربوط به باور به manifestation نیز نشان میدهند شکل امروزی این ایده از همین سنتهای خودیاری و باور به قدرت ذهن تأثیر گرفته است.
آیا قانون جذب از نظر علمی ثابت شده است؟
برای پاسخ به این پرسش باید میان دو ادعا تفاوت گذاشت.
ادعای اول: افکار بر رفتار اثر میگذارند
نگرش، انتظارات، توجه و افکار انسان میتوانند بر رفتار او اثر بگذارند. فردی که هدف مشخصی دارد، بیشتر به فرصتهای مرتبط توجه میکند، انگیزه بیشتری برای اقدام پیدا میکند و احتمال دارد رفتارهای هدفمندتری انجام دهد.
این بخش با یافتههای روانشناسی درباره انگیزه، هدفگذاری، توجه و تصمیمگیری سازگار است.
ادعای دوم: افکار بهتنهایی رویدادهای بیرونی را جذب میکنند
برای این ادعا که افکار انسان از طریق یک نیروی کیهانی یا قانون جذب، بدون نیاز به اقدام و شرایط بیرونی، اتفاقها را وارد زندگی میکنند، شواهد علمی قابلاعتمادی وجود ندارد.
پژوهشهای انجامشده درباره manifestation نیز نشان ندادهاند که فکرکردن به یک خواسته، بهتنهایی باعث تحقق عینی آن شود.
بنابراین، اگر بخواهیم از قانون جذب استفاده کنیم، بهتر است تمرینهای مفید آن را با هدفگذاری و رفتار واقعی پیوند دهیم و ادعاهای اثباتنشده را کنار بگذاریم.
تجسم ذهنی در قانون جذب چگونه کار میکند؟
یکی از شناختهشدهترین روشهای قانون جذب، تجسم ذهنی است؛ یعنی فرد خود را در شرایطی تصور کند که به خواستهاش رسیده است.
بااینحال، پژوهشهای روانشناسی نشان دادهاند که تصور صرفِ نتیجه نهایی همیشه به افزایش تلاش منجر نمیشود. مطالعههای گابریل اوتینگن و آندریاس مایر نشان دادهاند افرادی که فقط آینده مطلوب را در ذهن خود تجربه میکنند، در برخی موقعیتها ممکن است تلاش کمتری داشته باشند.
در مقابل، انتظار واقعبینانه از موفقیت، همراه با توجه به مسیر و موانع، میتواند با تلاش و عملکرد بهتر ارتباط داشته باشد.
بنابراین، اگر میخواهید از تجسم استفاده کنید، فقط خودتان را در موقعیت موفقیت تصور نکنید؛ مراحل رسیدن به آن هدف را نیز در ذهن مرور کنید.
برای مثال، اگر هدف شما قبولی در یک آزمون است، فقط نتیجه قبولی را تصور نکنید. زمان مطالعه، مرور مطالب، حل تمرین، مدیریت خستگی و مقابله با حواسپرتی را نیز در نظر بگیرید.
آموزش قانون جذب به شکل واقعبینانه؛ هفت مرحله
اگر بخش کاربردی قانون جذب را بدون ادعاهای غیرعلمی به کار ببریم، میتوان آن را به روشی برای هدفگذاری و برنامهریزی تبدیل کرد.
مرحله اول: خواسته خود را دقیق مشخص کنید
جمله «میخواهم موفق شوم» هدف مشخصی نیست.
بهتر است هدف را دقیقتر تعریف کنید؛ برای مثال:
«میخواهم تا پایان سال یک مهارت حرفهای مشخص را یاد بگیرم و با استفاده از آن، سه پروژه واقعی انجام دهم.»
هرچه هدف روشنتر باشد، تعیین اقدامهای بعدی آسانتر خواهد بود. هدف مشخص به فرد کمک میکند پیشرفت خود را بسنجد و بداند دقیقاً باید روی چه کاری تمرکز کند.
مرحله دوم: نتیجه مطلوب را تصور کنید
نتیجهای را که میخواهید به دست آورید، برای چند دقیقه تصور کنید.
اگر هدف شما قبولی در آزمون است، قبولی، احساس رضایت و شرایطی را که پس از آن ایجاد میشود در ذهن بیاورید.
این تمرین میتواند انگیزه ایجاد کند و به شما یادآوری کند چرا میخواهید برای رسیدن به هدف تلاش کنید. بااینحال، نباید در همین مرحله متوقف شوید.
مرحله سوم: مسیر رسیدن را تصور کنید
از خود بپرسید برای رسیدن به نتیجه مطلوب دقیقاً چه کارهایی باید انجام دهید.
اگر هدف شما یادگیری زبان است، مسیر رسیدن میتواند شامل مطالعه روزانه، تمرین شنیداری، مکالمه، مرور واژهها و شرکت در کلاس باشد.
این نوع تجسم، از خیالپردازی صرف درباره نتیجه کاربردیتر است؛ زیرا توجه فرد را از آرزو به رفتارهای لازم برای تحقق آن هدایت میکند.
مرحله چهارم: بزرگترین مانع را پیدا کنید
حالا از آینده مطلوب به زندگی واقعی برگردید و بپرسید چه چیزی ممکن است مانع شما شود.
این مانع میتواند یکی از موارد زیر باشد:
- کمبود زمان؛
- بینظمی؛
- ترس از شکست؛
- نداشتن مهارت؛
- خستگی؛
- حواسپرتی؛
- استفاده بیش از حد از تلفن همراه؛
- نداشتن برنامه مشخص.
مثبتاندیشی بدون توجه به موانع، ناقص است. در رویکرد Mental Contrasting یا مقایسه ذهنی، فرد آینده مطلوب را با واقعیت فعلی و موانع احتمالی مقایسه میکند.
مرحله پنجم: برنامه «اگر ـ آنگاه» بسازید
حالا مانع را به یک برنامه عملی تبدیل کنید.
برای مثال:
- اگر ساعت ۹ شب شد، ۲۰ دقیقه زبان میخوانم.
- اگر هنگام مطالعه تلفن همراهم را برداشتم، آن را کنار میگذارم و به کار برمیگردم.
- اگر حوصله شروعکردن نداشتم، فقط پنج دقیقه کار را آغاز میکنم.
- اگر یک روز از برنامه عقب افتادم، روز بعد با زمان کوتاهتری دوباره شروع میکنم.
برنامههای «اگر ـ آنگاه» کمک میکنند نیت کلی به رفتار مشخص تبدیل شود.
مرحله ششم: جملات تأکیدی را واقعبینانه انتخاب کنید
جملات تأکیدی یا affirmations یکی از بخشهای محبوب قانون جذب هستند. این جملهها میتوانند به تمرکز فرد کمک کنند؛ اما بهتر است با واقعیت زندگی او فاصله غیرقابلباوری نداشته باشند.
به جای جمله:
«من همین حالا ثروتمند و موفق هستم.»
میتوان گفت:
«من میتوانم مهارتهای لازم برای پیشرفت مالی و شغلی را یاد بگیرم و هر روز برای آن قدمی بردارم.»
جمله دوم وعده یک اتفاق جادویی نمیدهد؛ بلکه توجه فرد را به ظرفیت یادگیری و اقدام هدایت میکند.
مرحله هفتم: اقدام کنید و نتیجه را بازبینی کنید
در نهایت باید کاری انجام شود.
اگر هدف شما پیداکردن شغل جدید است، باید فرصتهای کاری را بررسی کنید، رزومه خود را اصلاح کنید و مهارتهای لازم را تقویت کنید.
اگر هدف شما نوشتن کتاب است، باید نوشتن را آغاز کنید.
اگر هدف شما یادگیری زبان است، باید مطالعه و تمرین داشته باشید.
فکر بدون اقدام، هدف را محقق نمیکند. بهتر است هر هفته بررسی کنید چه کارهایی انجام دادهاید، کجا پیشرفت کردهاید و چه چیزی نیاز به اصلاح دارد.
قانون جذب و شکرگزاری
شکرگزاری نیز یکی از تمرینهایی است که معمولاً در محتوای قانون جذب دیده میشود.
از نظر پژوهشی، باید میان ادعاهای ماورایی و اثر احتمالی خود تمرین شکرگزاری تفاوت گذاشت. تمرکز آگاهانه بر جنبههای مثبت زندگی ممکن است برای برخی افراد به تغییر توجه و ارزیابی تجربههای روزانه کمک کند.
بااینحال، از این موضوع نمیتوان نتیجه گرفت که شکرگزاری باعث میشود جهان بهصورت مکانیکی خواستههای فرد را برای او ارسال کند.
بنابراین، شکرگزاری میتواند بهعنوان تمرینی برای تأمل، توجه و شناخت داشتههای زندگی استفاده شود؛ اما نباید آن را تضمین دریافت یک نتیجه مشخص دانست.
قانون جذب در پول و ثروت
یکی از رایجترین کاربردهای قانون جذب، موضوع پول و ثروت است. در فضای مجازی ممکن است گفته شود اگر فرد بهاندازه کافی ثروت را تصور کند، پول به سوی او جذب میشود.
این ادعا پشتوانه علمی ندارد.
پژوهشهای مربوط به manifestation در این زمینه هشدارهایی جدی مطرح کردهاند. در برخی مطالعات، افرادی که باور بیشتری به تحقق خواستهها از طریق افکار داشتند، اعتماد بیشتری به دستیابی سریع به موفقیتهای مالی بسیار بعید نشان دادند و تمایل بیشتری به سرمایهگذاریهای پرریسک داشتند.
بنابراین، در مسائل مالی نباید قانون جذب جای برنامهریزی مالی، یادگیری، بررسی ریسک و تصمیمگیری منطقی را بگیرد.
تصویرسازی درباره رفاه مالی میتواند به تعیین هدف کمک کند؛ اما رسیدن به ثبات مالی به مهارت، درآمد، پسانداز، مدیریت هزینه و تصمیمهای حسابشده نیاز دارد.
قانون جذب برای عشق و روابط
در حوزه روابط عاطفی نیز قانون جذب طرفداران زیادی دارد. برخی افراد تصور شریک ایدهآل یا تکرار جملات تأکیدی را راهی برای پیداکردن رابطه میدانند.
اما رابطه انسانی با خواسته یکطرفه کنترل نمیشود. ایجاد یک رابطه سالم به عواملی مانند مهارت ارتباطی، شناخت خود، احترام متقابل، سازگاری و انتخاب دوطرفه نیاز دارد.
تصویرسازی میتواند به فرد کمک کند بفهمد از یک رابطه چه میخواهد؛ اما نمیتواند اراده و انتخاب فرد دیگری را کنترل کند.
همچنین نباید شکست یک رابطه یا مجردبودن فرد را نتیجه «افکار منفی» یا کمبود انرژی مثبت دانست. روابط انسانی تحت تأثیر عوامل پیچیده فردی، اجتماعی و شرایط زندگی هستند.
قانون جذب چه تفاوتی با هدفگذاری دارد؟
این دو مفهوم گاهی در فضای اینترنت با یکدیگر مخلوط میشوند؛ اما تفاوت مهمی میان آنها وجود دارد.
هدفگذاری میگوید:
- خواسته خود را مشخص کن؛
- راه رسیدن به آن را پیدا کن؛
- موانع را بشناس؛
- برای اقدام برنامه داشته باش؛
- پیشرفت خود را ارزیابی کن.
قانون جذب در معنای ماورایی میگوید تمرکز و احساس فرد میتواند خود نتیجه بیرونی را به سوی او جذب کند.
پژوهشهای مربوط به هدفگذاری و روش WOOP از بخشهایی مانند تعریف خواسته، تصور نتیجه، شناسایی مانع و طراحی برنامه عملی حمایت میکنند؛ اما این یافتهها وجود یک نیروی جذب کیهانی را ثابت نمیکنند.
اشتباهات رایج در استفاده از قانون جذب
فکرکردن به جای عمل
تصورکردن موفقیت بدون انجام کارهای لازم، موفقیت را تضمین نمیکند. تجسم باید مقدمه برنامهریزی و اقدام باشد، نه جایگزین آن.
سرزنش خود به دلیل اتفاقهای بد
اگر قانون جذب بهشکل افراطی تفسیر شود، فرد ممکن است تصور کند هر اتفاق بدی به دلیل افکار منفی خودش رخ داده است.
این برداشت ناعادلانه و آسیبزاست. بسیاری از اتفاقهای زندگی خارج از کنترل فرد هستند و نمیتوان مسئولیت همه آنها را بر عهده افکار یک انسان گذاشت.
نادیدهگرفتن واقعیت
مثبتاندیشی نباید جای بررسی شرایط واقعی را بگیرد. فرد باید محدودیتهای زمانی، مالی، جسمی، اجتماعی و روانی خود را نیز در نظر بگیرد.
تصمیمهای پرریسک
بهویژه در مسائل مالی، نباید به دلیل باور به جذب ثروت، خطرهای واقعی را نادیده گرفت. هیچ جمله تأکیدی یا تصویرسازی ذهنی نمیتواند جای تحلیل ریسک را بگیرد.
انتظار نتیجه فوری
هدفهای واقعی ممکن است هفتهها، ماهها یا حتی سالها زمان ببرند. انتظار نتیجه فوری میتواند باعث ناامیدی و رهاکردن مسیر شود.
یک تمرین کاربردی به سبک WOOP
برای اینکه قانون جذب را از یک تصور مبهم به برنامهای عملی تبدیل کنید، یک برگه بردارید و چهار بخش بنویسید:
W – Wish | خواسته
چه چیزی میخواهم؟
O – Outcome | نتیجه
اگر به آن برسم، چه نتیجه مثبتی برای من دارد؟
O – Obstacle | مانع
مهمترین چیزی که ممکن است جلوی من را بگیرد چیست؟
P – Plan | برنامه
اگر این مانع اتفاق افتاد، چه کاری انجام میدهم؟
برای مثال:
- خواسته: میخواهم روزانه ورزش کنم.
- نتیجه: انرژی بیشتر و سلامت بهتر.
- مانع: خستگی پس از کار.
- برنامه: اگر پس از بازگشت به خانه خسته بودم، ابتدا فقط ۱۰ دقیقه پیادهروی میکنم.
روش WOOP آینده مطلوب، موانع واقعی و برنامه عملی را در کنار هم قرار میدهد و از خیالپردازی صرف فاصله میگیرد.
جمعبندی؛ قانون جذب را چگونه واقعبینانه ببینیم؟
قانون جذب در شکل رایج خود، ادعایی درباره تأثیر افکار و احساسات بر اتفاقهای بیرونی است؛ اما شواهد علمی معتبری وجود ندارد که نشان دهد صرفاً فکرکردن یا تصورکردن یک خواسته میتواند آن را از طریق نیرویی کیهانی به زندگی فرد جذب کند.
بااینحال، بخشی از روشهایی که در این حوزه محبوب شدهاند، میتوانند به شکلی واقعبینانه مورد استفاده قرار گیرند.
مشخصکردن خواسته، تصور نتیجه، توجه به موانع، تجسم مراحل رسیدن، هدفگذاری و ساختن برنامه «اگر ـ آنگاه» میتوانند فرد را به جای انتظار برای اتفاقی جادویی، به سمت اقدام مشخص هدایت کنند.
پژوهشهای مربوط به تجسم، هدفگذاری و مقایسه ذهنی نیز نشان میدهند نگاهکردن همزمان به آینده مطلوب و واقعیت فعلی، از خیالپردازی صرف درباره موفقیت کاربردیتر است.
پس شاید واقعبینانهترین شکل استفاده از قانون جذب این باشد:
خواستهات را واضح ببین، مسیر رسیدن را تصور کن، مانع را بشناس و سپس دست به کار شو.
در این حالت، «جذب» دیگر به معنای انتظار برای تغییر خودکار جهان نیست؛ بلکه به معنای هدایت توجه، هدف و رفتار در مسیری مشخص است.
57





نظر شما