به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، پاسخ به سؤالِ یک پرسشگر از مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی ارائه شده است:
پرسش:
توکل به خدا میتواند بهانهای برای تنبلی باشد؟ پاسخ قرآن غافلگیرکننده است!
پاسخ:
توکل یکی از مفاهیم مهم در اخلاق و معارف اسلامی است که گاهی به شکلی نادرست تفسیر میشود. برخی تصور میکنند توکل به معنای کنار گذاشتن کوشش، برنامهریزی و مسئولیت و سپردن همه امور به خداوند است؛ درحالیکه در آموزههای اسلامی، توکل نهتنها با تلاش و استفاده از اسباب منافاتی ندارد، بلکه انسان را به انجام وظیفه و حرکت در مسیر درست دعوت میکند.
معنای صحیح توکل
توکل در حقیقت به معنای اعتماد و اطمینان قلبی به خداوند است. انسان متوکل، خداوند را مؤثر حقیقی در عالم میداند و در عین استفاده از اسباب و امکانات، به آنها وابستگی مستقل پیدا نمیکند.
بنابراین، توکل به معنای کنار گذاشتن مسئولیت یا تعطیل کردن تلاش نیست. انسان باید از امکانات و تواناییهایی که خداوند در اختیار او قرار داده استفاده کند و برای رسیدن به اهداف صحیح خود کوشش نماید؛ اما در عین حال نباید اسباب و عوامل ظاهری را مستقل از خداوند تصور کند.
از این منظر، توکل نه جایگزین تلاش است و نه در برابر آن قرار دارد؛ بلکه نوع نگاه انسان به اسباب و عوامل مؤثر در زندگی را اصلاح میکند.
جایگاه تلاش و استفاده از اسباب
در نظام آفرینش، بسیاری از نتایج از طریق اسباب و علل تحقق پیدا میکنند. توجه و استفاده از این اسباب، با توحید و توکل منافاتی ندارد؛ زیرا همین نظام سبب و مسبب را خداوند در عالم قرار داده است.
بر این اساس، بهرهگیری از اسباب را نباید نشانه بیاعتمادی به خداوند دانست. در بسیاری از موارد، استفاده از امکانات و عوامل موجود، خود بخشی از وظیفه انسان است.
امام صادق علیهالسلام میفرمایند:
«خداوند ابا دارد از اینکه چیزها (امور) را جز از طریق اسباب فراهم آورد. ازاینرو، برای هر چیزی، سببی قرار داده و برای هر سبب، بیانی و برای هر بیان، دانشی و برای هر دانشی، دری گویا و... .» (1)
تلاش خود انسان نیز یکی از همین اسبابی است که خداوند در نظام آفرینش قرار داده است. بنابراین، انسان باید اسبابی را که در اختیار دارد بشناسد، از آنها بهره بگیرد و وظیفه خود را به بهترین شکل انجام دهد.
در نتیجه، میان توکل و تلاش هیچ تعارضی وجود ندارد. تعارض زمانی شکل میگیرد که انسان یا اساساً اسباب و عوامل موجود را کنار بگذارد، یا آنها را مستقل از خداوند و جدا از اراده او مؤثر بداند.
استفاده از اسباب یا وابستگی به آنها؟
انسان میتواند از یک وسیله و سبب استفاده کند، بدون آنکه اثرگذاری آن را مستقل از خداوند بداند. در نگاه توحیدی، اسباب واقعی هستند و آثار خاص خود را دارند؛ اما وجود و تأثیرگذاری آنها در نهایت به اراده و قدرت الهی وابسته است.
همین مسئله درباره تلاش انسان نیز صدق میکند. کوشش انسان در رسیدن به اهداف مؤثر است، اما تلاش او علت مستقل و نهایی همه نتایج نیست.
از این رو، توکل جایگاه اسباب را از بین نمیبرد، بلکه جایگاه واقعی آنها را مشخص میکند. انسان از اسباب بهره میگیرد، اما وابستگی قلبی خود را از اسباب به خداوند منتقل میکند.
توکل و مسئولیت انسان
وظیفه انسان آن است که در محدوده توان، اختیار و امکانات خود، بهترین تصمیم را بگیرد و برای اجرای آن تلاش کند. در مقابل، امور و نتایجی را که خارج از اختیار اوست به خداوند واگذار نماید.
بنابراین، توکل با مسئولیتپذیری و وظیفهشناسی همراه است. انسان باید هر آنچه را در توان دارد انجام دهد و در عین حال بداند که نتیجه نهایی همیشه به طور کامل در اختیار او نیست.
توکل و نتیجه تلاش
در نگاه انسان متوکل، وظیفه او تلاش، کوشش و انجام تکلیف است؛ اما نتیجه نهایی در اختیار خداوند قرار دارد. به همین دلیل، موفقیت نباید زمینه غرور انسان را فراهم کند و شکست نیز نباید به معنای پایان مسیر تلقی شود.
اگر انسان موفقیت را به طور کامل و قطعی محصول توانایی و تلاش شخصی خود بداند، ممکن است هنگام شکست با ناامیدی و احساس ناتوانی مواجه شود. انسان باید برای رسیدن به نتیجه مطلوب تلاش کند، اما ارزش تلاش و انجام وظیفه خود را صرفاً با نتیجه ظاهری آن ارزیابی نکند.
توکل بدون تلاش
جدا کردن توکل از تلاش میتواند انسان را به بیعملی، تنبلی و کنار گذاشتن مسئولیت سوق دهد. گاهی برخی افراد برای انجام ندادن وظایف خود، به مفهوم توکل متوسل میشوند و سکون و بیعملی خویش را با نام توکل توجیه میکنند؛ درحالیکه چنین برداشتی با روح آموزههای اسلامی سازگار نیست.
اسلام، دین حیات، حرکت و مسئولیت است و انسان را موجودی صاحب اختیار و مسئول معرفی میکند. ازاینرو، توکل نباید به شکلی معنا شود که حاصل آن تعطیل شدن عقل، اراده، تلاش و مسئولیت انسان باشد.
در همین زمینه آمده است:
«عدهای برای انجامندادن وظایف و توجیه سـکون منفی خود به توکل میچسبند؛ حالآنکه مفهـوم درسـت تـوکل طبـق آیـات قـرآن برعکس ایـن اسـت! بهصورت کلـی اسلام دیـن حیـات اسـت و دیـن حیـات بـا بیخبری، ناتوانـی و عجـز سـازگار نیسـت. تعالیـم اسلامی، تعالیـم زندهکننده و حیاتبخش اسـت و ایـن قاعده، یک مقیـاس کلی برای شـناخت آموزههای اسلامی اسـت. اسلام سرنوشـت انسـان را وابسـته بـه عمـل او معرفی میکند و میفرماید بـرای انسـان جـز آنچـه بـا سـعی و کوشـش و عمل بـه دسـت آورده چیزی نیسـت که این حصر عجیبی اسـت! چنین مبنایی، عامل تحرک اسـت؛ عامل بیداری و بینایـی و توانایـی اسـت؛ بنابراین اگـر بعضـی از صفـات اخلاقـی مثل توکل بهگونهای تبیین شـود که با این قاعدۀ کلی در تنافی باشـد؛ آن تفسـیر، تفسـیر صحیحی نخواهد بـود. تـوکل در قـرآن یـک مفهـوم زندهکننده و حماسـی اسـت. طبـق تعریفـی کـه قـرآن در بـاب تـوکل ارائـه کرده اسـت؛ هـر جـا میخواهد بشـر را بـه عمـل وا دارد و ترسها و بیمها را از انسـان بگیـرد؛ میگوید نتـرس و تـوکل بـه خـدا کـن؛ تکیهات بـه خـدا باشـد و جلـو بـرو؛ تکیهات بـه خـدا باشـد و حقیقـت را بگـو؛ بـه خـدا تکیه کـن و از کثرت انبوه دشـمن نتـرس. عدهای تـوکل مسخشده و وارونـه را بـه اسـم تـوکل مدنظـر اسلام معرفـی میکنند.» (2)
بر اساس این مطالب، توکل قرآنی نه دعوت به سکون و انفعال، بلکه عاملی برای حرکت، شجاعت و اقدام است. انسان به خداوند تکیه میکند تا ترس، نگرانی و وابستگی به عوامل بیرونی، مانع انجام وظیفه او نشود.
تلاش بدون توکل
همانطور که توکل بدون تلاش برداشت درستی نیست، تلاش بدون توکل نیز میتواند انسان را با آسیبهایی روبهرو کند.
اگر انسان تمام اتکای خود را بر تواناییهای شخصی خویش قرار دهد، ممکن است در زمان موفقیت گرفتار غرور شود و در هنگام شکست، اضطراب، ناامیدی یا احساس ناتوانی بر او غلبه کند.
توکل چنین نگاهی را اصلاح میکند. انسان تلاش خود را انجام میدهد و از ظرفیتها و تواناییهایش بهره میگیرد، اما همزمان میداند عوامل متعددی در جهان وجود دارند که خارج از اختیار او هستند و نتیجه نهایی نیز به طور کامل در دست او نیست.
ازاینرو، توکل از یک سو انسان را از تنبلی و بیمسئولیتی دور میکند و از سوی دیگر، او را در برابر غرور، اضطراب و ناامیدی حفظ مینماید.
جمع میان تلاش و توکل
توکل و تلاش با یکدیگر منافاتی ندارند؛ زیرا:
۱. تلاش و استفاده از اسباب در شریعت به رسمیت شناخته شده است؛ البته باید توجه داشت که اسباب را مستقل ندانیم و اعتماد اصلی به مسببالاسباب، یعنی خدای متعال، باشد.
۲. تلاش و بهرهگیری از قدرت و اراده انسان نیز از جمله اسباب و راههایی است که فضل و عنایت الهی از طریق آنها به بندگان میرسد.
۳. بر اساس آموزههای دینی، انسان موظف است برای دستیابی به اهداف دنیوی و اخروی، وظیفه خود را انجام دهد و در عین حال بر خداوند توکل کند؛ زیرا مسببالاسباب اوست و بسیاری از امور از اختیار و خواست انسان خارج است.
توکل مربوط به مقام اطاعت نیست تا به تعطیل شدن تلاش منجر شود؛ بلکه به مقام سرنوشت مربوط است. یعنی انسان وظیفه خود را انجام میدهد و برای آینده و سرنوشت خویش به خداوند توکل میکند. خدای متعال نیز وعده داده است که بنده خود را کفایت کند و سرانجام نیکویی برای او رقم بخورد. (3)
این بیان، مرز میان «انجام وظیفه» و «تعیین نتیجه» را روشن میکند. انسان در مقام وظیفه، مسئول عمل و تلاش خود است؛ اما در مقام نتیجه و سرنوشت، همه عوامل در اختیار او قرار ندارد.
بنابراین، توکل باید به انسان کمک کند تا وظیفه خود را با جدیت انجام دهد و در عین حال، از اضطراب و وابستگی افراطی به نتیجه رهایی پیدا کند.
رابطه تلاش و توکل در یک نگاه
با توجه به مطالب بیانشده، رابطه میان توکل و تلاش را میتوان چنین خلاصه کرد:
. انسان تلاش میکند، اما به تلاش خود مغرور نمیشود.
. از اسباب بهره میگیرد، اما به آنها وابستگی قلبی پیدا نمیکند.
. برای رسیدن به نتیجه مطلوب کوشش میکند، اما نتیجه را به طور کامل در اختیار خود نمیداند.
. در برابر شکست، عملکرد و مسئولیت خود را بررسی میکند، اما دچار ناامیدی نمیشود.
. هنگام موفقیت، شکرگزار خداوند است و خود را از او بینیاز نمیبیند.
نتیجه
توکل و تلاش دو مفهوم متضاد نیستند؛ بلکه دو بخش مکمل از یک نگاه صحیح به زندگی به شمار میروند. تلاش، وظیفه انسان در محدوده اختیار و توان اوست و توکل، تکیهگاه انسان در برابر اموری است که از اختیار و قدرت او خارج است.
بنابراین، توکل به معنای کنار گذاشتن اسباب نیست، همانگونه که تلاش نیز به معنای بینیازی از خداوند نخواهد بود. انسان مؤمن باید اسباب را بشناسد، از امکانات موجود استفاده کند و برای رسیدن به هدف تلاش نماید؛ اما برای اسباب استقلالی جدا از اراده الهی قائل نباشد.
انسان باید تلاش کند، اما تصور نکند که همهچیز تنها به تلاش او وابسته است. باید برای رسیدن به نتیجه مطلوب کوشش کند، اما پس از انجام وظیفه، نتیجه را به خداوند بسپارد.
مشکل زمانی ایجاد میشود که یکی از این دو از دیگری جدا شود. توکل بدون تلاش ممکن است به تنبلی، سکون و ترک مسئولیت منجر شود و تلاش بدون توکل نیز میتواند انسان را به غرور، اضطراب و ناامیدی بکشاند.
پس راه صحیح، جمع میان این دو است: تلاش در عمل و توکل در دل.
از این منظر، توکل نه دعوت به نشستن و انتظار کشیدن است و نه به معنای کنار گذاشتن عقل و اسباب؛ بلکه به این معناست که انسان در مسیر زندگی حرکت کند، مسئولیت خود را بپذیرد، از تواناییها و امکانات خود بهره بگیرد و در عین حال، تکیهگاه نهایی خود را چیزی جز خداوند قرار ندهد.
پینوشتها
۱. «أبَی اللّه ُ أن یُجرِیَ الأشیاءَ إلاّ بِأسبابٍ، فَجَعَلَ لِکُلِّ شَیءٍ سَبَبا و جَعَلَ لِکُلِّ سَبَبٍ شَرْحا و جَعَلَ لِکُلِّ شَرْحٍ عِلما و جَعَلَ لِکُلِّ عِلمٍ بابا ناطِقا... .» الشیخ الکلینی، الکافی محقق / المصحح: غفاری علیاکبر و محمد آخوندی، تهران، دارالکتب الإسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق، ج ۱، ص ۱۸۳.
۲. انصاریان پور، علی و دیانت مقدم، سید عباس، تحلیل پرسشهای اخلاقی از معصومین علیهمالسلام با روش اجتهادی، دفتر اول، حوزه علمیه قم، دفتر تبلیغات اسلامی، شعبه خراسان رضوی، مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی، ص ۸۴.
۳. انصاریان پور، علی و دیانت مقدم، سید عباس، تحلیل پرسشهای اخلاقی از معصومین علیهمالسلام با روش اجتهادی، دفتر اول، حوزه علمیه قم، دفتر تبلیغات اسلامی، شعبه خراسان رضوی، مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی، ص ۸۳.





نظر شما