چرا در هفته اول جنگ هشت‌ساله ایران قطعنامه سازمان ملل را رد کرد؟

چرا ایران قطعنامه ۴۷۹ سازمان ملل را در روزهای آغازین جنگ نپذیرفت؟ سهند ایرانمهر در گفتگو با خبرآنلاین ضمن تشریح ضعف‌های حقوقی این قطعنامه، این تصمیم را برآمده از ابهام در تعیین متجاوز و ترومای تاریخی ایرانیان از تجاوزات مرزی می‌داند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، روز یکشنبه ششم مهر ۱۳۵۹ درست یک هفته پس از آغاز رسمی جنگ ایران و عراق، شورای امنیت سازمان ملل طی نشستی قطعنامه ۴۷۹ را درباره جنگ ایران و عراق با اکثریت آرا تصویب کرد. در متن این قطعنامه ۵ بند مورد اشاره قرار گرفته بود که به این شرح بود:

۱- شورای امنیت سازمان ملل از ایران و عراق می‌خواهد تا فی‌الفور از استفاده بیشتر از زور دست بردارند و اختلافات خود را با روش‌های صلح‌آمیز طبق اصول عدالت و قوانین بین‌المللی حل نمایند.

۲- شورا مصرانه از هر دو طرف می‌خواهد هرگونه پیشنهاد مناسب برای میانجی‌گری یا مصالحه را بپذیرند یا به آژانس‌ها یا ترتیبات منطقه‌ای یا دیگر ابزارهایی منتخب خودشان که بتواند تعهدات منشوری آن‌ها را تسهیل نماید متوسل شوند.

۳- شورا از دیگر کشورها می‌خواهد که نهایت خویشتن‌داری را پیشه کنند و از انجام هر کاری که منجر به افزایش و گسترش درگیری گردد خودداری نمایند.

۴- شورا از تلاش‌های دبیرکل و پیشنهاد وی برای ارائه مساعی جمیله به منظور حل این بحران پشتیبانی می‌کند.

۵- شورا از دبیرکل می‌خواهد تا پس از چهل‌وهشت ساعت به شورای امنیت گزارشی ارائه نماید.

ایران و عراق در واکنش به صدور این قطعنامه دو رفتار کاملا متفاوت داشتند، عراق بلافاصله آن را پذیرفت و ایران نیز بلافاصله آن را رد کرد. در بخش نخست نشست «چرا جنگ ایران و عراق هشت سال طول کشید» که به مناسبت چهل‌وششمین سالگرد آغاز رسمی جنگ ایران و عراق در خبرآنلاین برگزار شد از سهند ایرانمهر، کارشناس ارشد روابط بین‌الملل، پژوهشگر و نویسنده درباره چرایی رد این قطعنامه از سوی ایران پرسیدیم.

ایرانمهر با تأکید بر ضرورت تحلیل وقایع در بستر زمانیِ خود، قطعنامه ۴۷۹ را به لحاظ فرمی و حقوقی فاقد ضمانت‌های عینی دانست و تصریح کرد: قطعنامه ۴۷۹ هفت روز بعد از آغاز جنگ صادر می‌شود و در آن به حل مسالمت‌آمیز و کاهش خشونت توصیه می‌شود؛ یعنی در آن کاملاً مشخص و صریح از متجاوز صحبت نشده، مسئولیت او مشخص نشده و از همه مهم‌تر این‌که معلوم نیست آتش‌بس یعنی چه. یک نوع ابهام وجود دارد در این‌که قرار است آن شخص به مرزهای بین‌المللی بازگردد و اصلاً آیا مسئولیتی دارد یا ندارد.

ملت ایران برای خودش رسالت انقلابی و جهانی مطرح کرده بود

ایرانمهر در ادامه به تحلیل بستر ایران در برهه‌ای که قطعنامه ۴۷۹ صادر شد پرداخت و با اشاره به مفهوم «جهان معنایی» گفت: «جهان معنایی» از این جهت مهم است که ایران به‌تازگی انقلابی را تجربه کرده است. وقتی فضای انقلابی ایجاد شده، مردم آن جامعه برای خودشان آرمانی تعریف کرده‌اند؛ یعنی به شکل عمومی و کلی، آرمانی برای آن مردم تعریف شده است. البته قصد من از این‌که بگویم مردم در آن مقطع آرمان انقلابی دارند، این نیست که این را احاله بدهیم به این‌که این آرمان انقلابی لزوماً دلیلی می‌شود برای این‌که یکی از طرفین را متهم به آغازگری جنگ بکنیم. آرمان انقلابی داشتن و رسالت جهانی برای خودمان تعریف کردن یک چیز است و آغازگری جنگ مسئله دیگری. بنابراین به لحاظ حقوقی ایران آغازگر جنگ نیست؛ و این آغازگری جنگ ـ که اتفاقاً براساس اسناد و مدارک و قطعنامه‌های نهایی سازمان ملل هم منتشر می‌شود ـ مسئولیت اصلی‌اش متوجه عراق است. اما این اتفاق در ساحت و حوزه جغرافیایی ملتی می‌افتد که برای خودش رسالت انقلابی و جهانی هم مطرح کرده است؛ یعنی ذهنیتش این است که من  ندای آزادی نوع بشر را بر مبنای یک ایدئولوژی انقلابیِ معنویِ مذهبی سر داده‌ام. طبیعی است پس این برای ملت ایران کاملاً معنادار است که به او تجاوز می‌شود.

ترومای تاریخی ایرانیان که از جنگ‌های ایران و روس نشأت گرفته

ایرانمهر علت بعدی نپذیرفتن قطعنامه را ترومای تاریخی ایرانیان از تجاوزات بیگانگان به‌ویژه در جنگ‌های ایران و روس دانست و گفت: به لحاظ تاریخی به‌خصوص بعد از جنگ‌های ایران و روس ـ یک تروما، یک فوبیا و یک ترس در دل ذهنیت ایرانی وجود دارد و آن این است که اگر کسی به من تجاوز کرد و به فرض عقب‌نشینی کرد، چه تضمینی وجود دارد که این تجاوز تکرار نشود؟ یعنی این مقوله امکان تکرار و این فوبیایی که در ذهنیت ایرانی از سالیان و قرون قبل بوده ـ چه در جنگ‌های چندصدساله ایران و روم که مدام تکرار شده و چه در جنگ‌های ایران و روس ـ یک نوع ترس از تکرار در ذهنیت ایرانی ایجاد کرده است. شما این ترس از تکرار را در همین جنگ اخیر هم می‌بینید. این ترس بی‌پشتوانه و بی‌مبنا نیست؛ یک عقبه تاریخی دارد.

به باور ایرانمهر این هراس تاریخی در آن مقطع چندان هم بی‌مبنا نبود چراکه حتی شواهد رفتاری عراق ـ از جمله توقف یک‌طرفه میله‌گذاری مرزی در منطقه میمک در بهار ۱۳۵۷ و اسناد مربوط به تمایل صدام برای سیطره بر اروندرود ـ نشان می‌داد که طرف عراقی پایبند به صلح پایدار نیست و آتش‌بس بدون الزام متجاوز، تنها تنفسی برای حمله مجدد بغداد به شمار می‌رفت.

متن کامل گزارش نشست «چرا جنگ ایران و عراق هشت سال طول کشید؟» را از این‌جا بخوانید.

۲۵۹

کد مطلب 2280747

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 7 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین