این موضوع، در ایران که آبخوانها بهسرعت پایین میروند، بسیاری از دشتها دچار فرونشست شده، و کل کشور مستعد بوملرز (زلزله) است، باید مورد توجه جدی قرار گیرد.
نتایج این مطالعه نشان میدهد فعالیت معدنهای روبازِ زغالسنگ با ایجاد تغییرات گسترده در سطح آبهای زیرزمینی، میتواند موجب فرونشستهای نامتقارنِ زمین و حتی فعالشدن گسلهایی شود که برای مدت طولانی غیرفعال بودهاند. به گزارش روزنامهی گاردین، پژوهشگران مرکز علوم زمین هلمهولتز آلمان (GFZ) با بررسی دادههای ماهوارهای، مشاهدههای زمینشناسی، و مدلسازیهای ژئوفیزیک در منطقهی زغالسنگ راینلند در غرب آلمان، در محدودهی بین شهرهای آخن و کلن، آثار گستردهی فعالیتهای معدنی بر سطح زمین و ساختارهای زمینشناختی منطقه را بررسی کردند. یکی از یافتههای مهم این مطالعه، چاپشده در مجلهی زمین شناسی مهندسی (Engineering Geology) حاکی است که آثار فرونشست ناشی از برداشت آب زیرزمینی میتواند تا حدود ۲۰ کیلومتر فراتر از لبهی معدن مشاهده شود.
به گفته دکتر مهدی معتق استاد ایرانی مرکز تحقیقات علوم زمین لایبنیتز هانوفر که مسئولیت این پروژه را بر عهده داشته، در معادن روبازآلمان برای آن که عملیات استخراج در عمق زیاد امکانپذیر باشد، حجم قابل توجهی از آب زیرزمینی از اطراف معدن پمپاژ و خارج میشود که در نتیجهی آن، سطح آب زیرزمینی پایین میرود. کاهش سطح آب زیرزمینی میتواند باعث فشرده شدن لایههای زیرسطحی و در نتیجه فرونشست زمین شود. این تغییرات همچنین میتواند تنشهای موجود در پوستهی زمین را تغییر دهد و در شرایطی، موجب حرکت در امتداد گسلهایی شود که پیش از آن برای مدت طولانی پایدار و غیرفعال بودهاند. این موضوع اهمیت ویژهای دارد، زیرا در حالی که فرونشستِ ناشی از استخراج مستقیم در محدودهی معدن پدیدهای شناختهشده است، پیامدهای گسترده و صدمه به زیر ساختها در مناطق شهریِ اطراف معدنهای روباز تاکنون کمتر مورد توجه بوده است.
مطالعهی اخیر در منطقهی غرب آلمان نشان میدهد که برای ارزیابی پیامدهای بلندمدت معدنکاری، نباید تنها به محدودهی حفاری یا گودال معدن توجه کرد؛ تغییرات آب زیرزمینی، فرونشست، و تغییرات تنش در پوستهی زمین میتواند در مساحتی بسیار وسیعتر از محدودهی فعالیت مستقیم معدن رخ دهد. این یافتهها برای مناطقی که سابقهی طولانی استخراج زغالسنگ یا سایر منابع معدنی دارند، اهمیت دارد و میتواند در ارزیابی پایداری زمین، حفاظت از زیرساختها و مدیریت پیامدهای زیستمحیطی پس از پایان فعالیت معدن مورد توجه قرار گیرد.
منطقهی راینلند از مهمترین منطقههای تولید زغالسنگ در آلمان بوده که با کاهش تدریجی وابستگی آلمان به زغالسنگ و حرکت به سمت انرژیهای تجدیدپذیر، توجه پژوهشگران به پیامدهای زمینشناختی و زیستمحیطی فعالیتهای معدنیِ گذشته و حالِ آنجا معطوف شده است.

جابجایی نامتقارن و صدمه به ساختمان یک مدرسه در شهر یولیش در غرب آلمان به علت فرونشست زمین و فعال شدن گسلها ناشی از فعالیتهای معدنی (عکس از مهدی معتق و برگرفته از وبسایت مرکز تحقیقات علوم زمین آلمان)
پژوهشهای دیگری نشان داده که بین بوملرز 2011 در شهر لورکای اسپانیا و فرونشستِ ناشی از پایین رفتن آبخوانها ارتباط بوده است. یک پژوهشِ بهاره علیدادیانی، مهدی زارع و دیگران نیز نشان داده که میان فرونشستِ ناشی از پایین رفتن آبخوانها و افزایش استرس لرزهای در دشتهای ورامین و شهریار رابطه وجود دارد.
خطر بزرگ در ایران این است که ترکیب چند عامل مانند فرونشست، لرزهخیزی سرزمین، ایمن نبودن سازهها، ساختوساز در حریم گسلها، معدنکاریهای گسترده و بیضابطه، و اولویت نداشتن پیشبینیهای درازمدت بهعلت بحرانهای پیدرپی و پرشمارِ اجتماعی، میتواند عواقب مرگباری برای منطقههای مسکونی و خسارتهای جبرانناشدنی برای محیط زیست داشته باشد و حتی موجب بزرگترین فاجعههای بشری شود. از اینرو، مدیران کشور باید چنین موضوعهایی را با جدیت بررسی کنند.
۴۷۴۷





نظر شما