گفت‌وگو با نخستین افسران زن پلیس در تهران ۵۲ سال پیش

روزنامه اطلاعات در ۱۱ مهر ۱۳۵۳، در گزارشی به تجربه دو سال خدمت میدانی نخستین پلیس‌های زن در خیابان‌های پایتخت و چالش‌های روبه‌رویی آنان با رانندگان پرداخت.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، پنجاه‌ودو سال پیش در چنین روزی، روزنامه اطلاعات به سراغ نخستین افسران زن پلیس در خیابان‌های شلوغ تهران رفت؛ زنانی که پس از دو سال خدمت در راهنمایی و رانندگی، از سختی‌های اثبات خود در محیطی نظامی، تفاوت رفتار رانندگان زن و مرد هنگام جریمه، و نگاه اولیه جامعه‌ای می‌گفتند که باور نداشت یک زن با ستاره‌ای بر دوش بتواند گره‌های کور ترافیک شهر را باز کند. این گزارش خواندنی، روایتی از نخستین گام‌های حضور زنان ایرانی در این حرفه به تاریخ پنجشنبه ۱۱ مهر ۱۳۵۳ است.

***

روز اولی که خانم‌های پلیس به خیابان‌ها آمدند، مردم آن‌ها را جدی نگرفتند. اصولا کسی باور نمی‌کرد یک افسر پلیس زن بتواند از پس دزدان متخلفین و جانی‌ها برآید، اما اینک پس از دو سال تجربه‌اندوزی، خانم‌های پلیس، دوشادوش افسران مرد در قسمت‌های مختلف سرگرم خدمت هستید.

زندگی این خانم‌ها طبعا با زندگی سایر زنان تفاوت‌های فاحش دارد: زندگی در محیط نظامی با دیسیپلین مطلق و سروکار داشتن با قانون‌شکنان و متخلفان، مستلزم داشتن روحیه‌ای است که با روحیه یک زن معمولی از زمین تا آسمان تفاوت دارد.

ولی آیا این خانم‌ها روحیات زنانه خود را از دست داده‌اند؟ آیا کار دشوار پلیسی، روحیات آن‌ها را تغییر داده است؟

خودشان می‌گویند: نه!... در محیط کار ما همان‌قدر جدی هستیم که آقایان افسران، اما در محیط خانه یک زن هستیم، البته با کمابیش تفاوت‌هایی. مثلا خیلی احساساتی نیستیم و درعوض منظم‌تر، دقیق‌تر و وقت‌شناس‌تر از خانم‌های دیگریم و این نیز به واسطه شغل ماست.

گفت‌وگو با نخستین افسران زن پلیس در تهران در ۵۲ سال پیش
اطلاعات، ۱۱ مهر ۱۳۵۳، ص ۵

انگیزه‌ها

- چرا این خانم‌ها شغل افسری پلیس را برگزیده‌اند؟

ستوان دوم میرزاعلیان: یکی از خانم‌های افسر پلیس می‌گوید: وقتی در دنیای امروز زن‌ها پشت سکان سفینه‌های فضایی می‌نشینند، پس چه دلیل دارد یک زن نتواند افسر پلیس شود. می‌دانید در ممالک دیگر زن‌ها از خیلی وقت پیش به خدمت پلیس درآمده‌اند.

پیشرفت‌های زنان مرا به فکر انداخت تا در پایان تحصیلات به حرفه‌ای بپردازم که از هر جهت مردانه باشد. به نظر من افسر بودن مردانه‌ترین شغل‌هاست و بخصوص اگر خانمی لباس افسری بپوشد، خیلی زود به چشم همه می‌آید و زنان و دختران دیگر را به شکستن سدهای تبعیضی که متاسفانه هنوز در بعضی موارد میان زن و مرد حائل است تشویق می‌کند.

وقتی در بحبوحه یک تصادف و راه‌بندان ناشی از آن، از اتومبیل پیاده می‌شوم و همه مردها به احترام ستاره‌ای که بر دوشم می‌درخشد از دستور من اطاعت می‌کنند، احساس غرور می‌کنم. البته این غرور تا حدودی بازتاب محرومیت‌هایی است که زن ایرانی طی سده‌های گذشته متحمل شده اما چون ما طی سه سال تحصیل شبانه‌روزی دانشکده دروس مختلفی را خوانده‌ایم و با رموز رفتار مودبانه با مردم که اولین اصل افسر بودن است آشنا شده‌ایم، با این غرور هرگز خود را گم نمی‌کنیم تا هر نوع سلیقه و احساسات خود را به مردم تحمیل کنیم، به عکس وقتی وارد معرکه می‌شویم، چون به هر صورت یک زن هستیم و احساسات و عواطف زنانه داریم طبعا برخوردمان با مردم بسیار ملایم است. من با توجه به دو سال تجربه‌ای که در لباس افسری اندوخته‌ام با قاطعیت می‌گویم که مردم حالا ترجیح می‌دهند سروکارشان با افسران زن بیفتد.

روزهای اول دانشکده

ستوان میرزاعلیان در زمینه نسختین روزهای تحصیل در دانشکده افسری می‌گوید: روزهای اول ورود به دانشکده پلیس، محیطی که هنوز در اغلب نقاط دنیا در انحصار کامل مردهاست برای همه دخترانی که در سال ۱۳۴۸ وارد این دانشکده شده بودند با هیجان و دلشوره خاصی توام بود اما به هر حال همه ما تصمیم نهایی خود را گرفته بودیم و جدا می‌خواستیم که دوره این دانشکده را تمام کنیم. به هر حال پس از یک ماه وضع برای همه کاملا عادی شده بود.

انعطاف‌پذیر

روح‌انگیز اسماعیلی، یک افسر دیگر اداره راهنمایی و رانندگی می‌گوید: از زمان بلوغ همیشه میل داشتم بیشتر از همه‌کس در میان مردم و با مردم باشم و با آن‌ها سروکله بزنم و فکر می‌کنم یک پلیس بیش از کسان دیگر با مردم سروکار دارد به همین جهت بود که وقتی در روزنامه‌ها اعلام کردند دانشکده افسری پلیس دانشجوی دختر هم می‌پذیرد، پس از مشورت با خانواده‌ام وارد این دانشکده شدم و حالا هم که می‌بینید یک افسر هستم.

بعضی از رانندگان فکر می‌کنند که ما زنان افسر پلیس انعطاف‌ناپذیریم در حالی که همه همکاران من تا آن‌جا که امکان داشته باشد انعطاف‌پذیرند و مثلا در حد امکان به رانندگان متخلف ارفاق می‌کنند. اما باید توجه داشت که بسیاری از رانندگان، از این انعطاف سوءاستفاده می‌کنن. آن‌ها مایل‌اند با خلاف‌های فراوان، ترافیک یک شهر را به هم بریزند و ما هم با یک لبخند ملیح به آن‌ها اجازه حرکت بدهیم، همین. به همین خاطر هم ما گاهی بالاجبار اخم می‌کنیم تا حساس دست آقایان بیاید.

یک خانم ستوان دیگر، منیژه خوشگو در تایید نظر همکارش می‌گوید: ولی فراموش نکنید خانم‌ها بهتر از آقایان می‌دانند کجا و چه وقت باید لبخند زد و یا اخم‌ها را درهم کشید.

خانم ستوان شهین‌لو نیاکان در زمینه انگیزه ورود خود به دانشکده افسری پلیس می‎گوید: دلم می‌خواست مردم را از نزدیک روان‌شناسی کنم و به همین جهت مایل بودم حرفه آینده من به نحوی با زندان و زندانیان مربوط باشد تا بیشتر با علل بزهکاری و انحراف مردم آشنا شوم. وقتی دانشکده افسری پلیس را تمام کردم، افسر زندان شدم اما در همان روزهای اول، حرف‌های زندانیان آن‌قدر ناراحتم کرد که نتوانستم طاقت بیاورم و تقاضای انتقال کردم و حالا افسر اداره راهنمایی و رانندگی هستم. من مردم را دوست دارم و معتقدم اغلب مردم قلبا مایل به بزهکاری نیستند، به همین جهت هم اعتقاد دارم که بسیاری از مردم که خلاف یا جرمی مرتکب می‌شوند، عمد نداند و در بسیاری موارد اگر به جای جریمه، مورد بخشش قرار گیرند دیگر آن خلاف یا جرم را مرتکب نمی‌شوند.

من در میان رانندگان مختلف زن و مرد فرقی نمی‌گذارم اما تجربه این دو سال نشان داد که وقتی یک افسر پلیس بخواهد راننده متخلف را جریمه کند راننده اگر مرد باشد به التماس و خواهش می‌افتد، اما معمولا هیچ خانم خلافکاری التماس نمی‌کند بلکه قیافه حق به جانبی به خود می‌گیرد و شروع به اعتراض می‌کند. هیچ زن راننده‌ای حتی اگر جلوی چشم هزار نفر مرتکب خلاف شود، به خلاف خود اقرار نمی‌کند از این نظر خانم‌های راننده از آقایان پرمدعاتر و از خودراضی‌ترند.

پدرم مشوقم بود

یک خانم ستوان دیگر به نام مهرانوش تکین می‌گوید: علاقه‌ای که من به انضباط و دیسیپلین داشتم مرا به دانشکده پلیس کشاند و این علاقه را هم از انضباطی که بر خانواده‌ام حاکم بود کسب کرده‌ام.

در همین زمینه ستوان ویولت فریور می‌گوید: پدرم مشوق من برای ورود به دانشکده افسری بود. اگر تشویق‌های او نبود شاید حالا من یک زن خانه‌دار بودم و به همین جهت از او ممنونم.

ستوان فریور می‌افزاید: اوایل، مردم کار ما را جدی نمی‌گرفتند و باورشان نمی‌شد که خانم‌های ایرانی هم می‌توانند لباس افسری بپوشند و در این لباس به مردم خدمت کنند. اما به‌تدریج نحوه تفکر و برداشت آن‌ها عوض شد و حالا مردم بین افسر زن و افسر مرد فرقی نمی‌گذارند و ما بدان برخورد با اشکالی می‌توانیم در شهر انجام وظیفه کنیم.

او می‌گوید: چون مدت زیادی از فعالیت خانم‌های افسر نمی‌گذرد، هنوز تصادفات منجر به جرح و فوت از عهده رسیدگی ما خارج است و این کار را همکاران مرد ما انجام می‌دهند اما قطعا تا مدتی دیگر خانم‌ها در همه زمینه‌ها صاحب‌نظر و مصدر کار خواهند شد.

یک خانم ستوان دیگر پلیس به نام ستوان ربیعی در مورد تعداد تخلفات خانم‌ها و آقایان نکته جالبی را مطرح می‌کند. او می‌گوید: اصولا خانم‌های راننده به‌مراتب کمتر از آقایان مرتکب خلاف می‌شوند و این امر شاید نتیجه وسواس و سلیقه خاص خانم‌ها در همه زمینه‌ها باشد که حتی در امر رانندگی در خیابان‌های شلوغ تهران نیز رعایت می‌شود.

خانم‌های پلیس در مورد مسائل و مشکلات ترافیک تهران هم نظرات جالبی دراند.

یکی از آن‌ها – ستوان نیاکان – می‌گوید: البته کشش ترافیک تهران بسیار کم است و این شهر به خیابان‌های عریض، میدان‌های بسیار، پل‌های هوایی و از همه مهم‌تر مترو احتیاج دارد، اما قبل از همه این‌ها، آن‌چه چاره اساسی مشکل ترافیک تهران است آشنا کردن مردم و بخصوص پیاده‌ها با اصول و مقررات راهنمایی و رانندگی است.

متاسفانه اغلب مردم ما با این مقررات بیگانه‌اند و اگر تصادفی رخ دهد و راه‌بندانی ایجاد شود همه منتظر سر رسیدن افسر پلیس می‌شوند در حالی که خودشان با کمی گذشت می‌توانند مشکل را حل کنند.

خانم ستوان معروفخوانی می‌گوید: اصولا خانم‌ها هنگام بروز تصادفی که خود باعث آن هستند یا سر را روی فرمان اتومبیل می‌گذارند و گریه می‌کنند و یا اتومبیل را در محل تصادف رها کرده و در یکی از مغازه‌های اطراف می‌نشینند و بدون اخذ هیچ تصمیمی به فکر فرو می‌روند. اصولا باید دانست که آقایان بهتر از خانم‌ها رانندگی می‌کنند. مثلا خانم‌ها گاهی آن‌قدر آهسته می‌رانند که باعث راه‌بندان‌های طولانی می‌شوند.

ستوان معروفخانی سپس گفت: یک بار در خیابان عباس‌آباد یک تصادف منجر به فوت رخ داد وقتی به من اطلاع داده شد و خود را به محل حادثه رسانیدم با تعجب مشاهده کردم مردم آن‌قدر که به عکس‌العمل من در برابر یک حادثه منجر به فوت توجه دارند به اصل واقعه اهمیت نمی‌دهند و این می‌رساند که هنوز هم گروهی از آقایان نمی‌توانند باور کنند که یک پلیس زن از شهامت کافی در برابر روبه‌رو شدن با حوادث برخوردار باشد.

۲۵۹

کد مطلب 2283046

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 1 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین