افشاگری و سوت‌زنی از نظر قرآن چه حکمی دارد؟

آیا افشای تخلف و فساد دیگران از نظر قرآن گناه است یا می‌تواند وظیفه‌ای دینی باشد؟ قرآن کریم ضمن نکوهش غیبت، پرده‌دری و انتشار زشتی‌ها، برای دادخواهی، دفاع از خود در برابر اتهام و مقابله با منکر نیز جایگاهی قائل شده است؛ موضوعی که مرز میان افشای فساد و هتک آبروی افراد را به یکی از پرسش‌های مهم اخلاقی و فقهی تبدیل می‌کند.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، قرآن کریم از یک‌سو بر حفظ آبروی افراد، پرهیز از غیبت و جلوگیری از انتشار زشتی‌ها تأکید می‌کند و از سوی دیگر، برای دادخواهی، دفاع از خود در برابر اتهام و مقابله با منکر، زمینه افشای برخی حقایق را به رسمیت می‌شناسد. بر این اساس، سوت‌زنی و افشاگری را نمی‌توان در همه شرایط مجاز یا ممنوع دانست؛ بلکه مشروعیت آن به انگیزه، موضوع، شیوه و پیامدهای این اقدام بستگی دارد.

سوت‌زنی چیست و چه تفاوتی با پرده‌دری دارد؟

سوت‌زنی (Whistleblowing) اصطلاحی است که در ادبیات معاصر برای گزارش یا افشای تخلف، فساد و رفتارهای نادرست به کار می‌رود. ریشه این واژه به سنتی در میان افسران بریتانیایی بازمی‌گردد؛ آنان هنگام مشاهده تخلف، با دمیدن در سوت، توجه دیگران را به آن جلب می‌کردند. از این منظر، سوت‌زن کسی است که با مشاهده یک رفتار خلاف، آن را به اطلاع دیگران یا مراجع مسئول می‌رساند.[۱][۲]

بنابر روایت الشیعه، در زبان فارسی، «افشا» به معنای آشکار کردن، فاش ساختن و انتشار دادن است و «افشاگر» به کسی گفته می‌شود که موضوعی پنهان را آشکار می‌کند.[۳]

با گسترش فضای مجازی و افزایش امکان انتشار سریع اطلاعات، افشاگری به یکی از موضوعات مهم اجتماعی تبدیل شده است. گاهی این اقدام به کشف فساد، جلوگیری از تضییع حقوق مردم و پاسخ‌گو کردن مسئولان کمک می‌کند؛ اما در مواردی نیز ممکن است به انتشار اطلاعات خصوصی، خدشه‌دار شدن آبروی افراد یا رواج شایعات و اتهامات بینجامد.

ازاین‌رو، بررسی سوت‌زنی از منظر قرآن کریم مستلزم تفکیک میان افشای ناروا و آشکار کردن حقیقت با هدفی مشروع است.

اصل نخست؛ پرهیز از افشای ناروا

در نگاه قرآنی، آشکار کردن بدی‌های دیگران و بیان مطالبی که به آبرو و حیثیت آنان آسیب می‌زند، بدون وجود دلیل و هدفی موجه، رفتاری نکوهیده است. خداوند در آیه ۱۴۸ سوره نساء می‌فرماید:

«لَا یُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ»

یعنی خداوند آشکار کردن سخنان بد را دوست ندارد، مگر از سوی کسی که مورد ستم قرار گرفته است.

این آیه در کنار بیان اصل پرهیز از بدگویی، استثنایی نیز برای فرد ستم‌دیده در نظر می‌گیرد؛ استثنایی که نشان می‌دهد منع افشاگری، مطلق و بدون قید نیست.

توجه به این اصل از آن جهت اهمیت دارد که افشای بی‌ضابطه عیوب و اسرار اشخاص می‌تواند اعتماد اجتماعی را تضعیف کند و زمینه بدبینی و اختلال در روابط میان افراد را فراهم آورد. بنابراین، نمی‌توان صرفِ اطلاع از یک موضوع پنهان را مجوز انتشار آن دانست؛ بلکه باید هدف و ضرورت افشاگری نیز بررسی شود.[۴][۵]

دو نمونه از افشاگری‌های نامشروع

 ۱. افشای عیوب پنهان دیگران

یکی از مصادیق افشاگری ناموجه، غیبت است. غیبت به بیان عیب پنهان شخص در غیاب او، به‌گونه‌ای که موجب نکوهش و کاستن از اعتبارش شود، گفته می‌شود.[۶]

قرآن کریم در آیه ۱۲ سوره حجرات، مؤمنان را از غیبت یکدیگر نهی می‌کند و برای نشان دادن زشتی این رفتار، آن را به خوردن گوشت برادر مرده تشبیه می‌کند:

«وَلَا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضًا أَیُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتًا فَکَرِهْتُمُوهُ»

یعنی هیچ‌یک از شما دیگری را غیبت نکند؛ آیا کسی از شما دوست دارد گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ پس از آن کراهت دارید.

بر اساس این آموزه، آشکار کردن عیب پنهان افراد با هدف تخریب شخصیت یا تحقیر آنان، نمی‌تواند اقدامی موجه تلقی شود. حتی اگر این کار در قالب یک گزارش، مطلب رسانه‌ای یا سخنرانی انجام شود، شکل ارائه آن به‌تنهایی ماهیت رفتار را تغییر نمی‌دهد.

همچنین، بر اساس دیدگاه فقهی مورد استناد در این بحث، دریافت پول در برابر غیبت یا رسوا کردن اشخاص از طریق بیان عیوب پنهان آنان نیز می‌تواند مصداق کسب درآمد نامشروع باشد.[۷][۸]

البته باید میان غیبت و گزارش مستند تخلف به مرجع صلاحیت‌دار تفاوت گذاشت؛ زیرا هر سخنی درباره رفتار نادرست یک فرد، لزوماً غیبت یا افشاگری حرام نیست و تشخیص حکم آن به موضوع، انگیزه و شرایط گزارش بستگی دارد.

 ۲. افشاگری با هدف اشاعه فحشا

یکی دیگر از مصادیق افشاگری مذموم، انتشار مطالبی با هدف ترویج زشتی‌ها و گسترش فساد در جامعه است.

خداوند در آیه ۱۹ سوره نور می‌فرماید:

«إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفَاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ»

یعنی کسانی که دوست دارند زشتی‌ها در میان مؤمنان گسترش یابد، در دنیا و آخرت عذابی دردناک خواهند داشت.

اشاعه فحشا صرفاً به نسبت دادن اتهامات بی‌اساس درباره مسائل غیراخلاقی محدود نمی‌شود؛ بلکه مفهوم آن می‌تواند انتشار و ترویج زشتی‌ها و کمک به گسترش فساد را نیز دربرگیرد.[۹][۱۰]

بر این اساس، اگر هدف از انتشار یک خبر یا اطلاعات خصوصی، ترویج فساد، تخریب افراد یا گسترش مطالب خلاف اخلاق باشد، چنین اقدامی با آموزه‌های قرآنی سازگار نخواهد بود.

البته هر گزارشی درباره یک تخلف یا فساد، مصداق اشاعه فحشا نیست. گزارش مستند و ضروری برای جلوگیری از آسیب، احقاق حق یا پیگیری تخلف، از نظر موضوع و هدف با انتشار مطالب صرفاً برای ترویج زشتی‌ها تفاوت دارد.

چه زمانی افشاگری می‌تواند مجاز باشد؟

در کنار نهی از غیبت، پرده‌دری و اشاعه فحشا، قرآن کریم و مباحث فقهی، برای برخی موارد افشاگری نیز مبنا و مجوز در نظر می‌گیرند. در این موارد، آشکار کردن یک حقیقت می‌تواند وسیله‌ای برای دفاع از حق، جلوگیری از ظلم یا مقابله با فساد باشد.

 ۱. دادخواهی و اعلام ظلم

یکی از روشن‌ترین مواردی که قرآن برای بیان سخن ناخوشایند استثنا قائل می‌شود، شکایت فرد ستم‌دیده است.

در آیه ۱۴۸ سوره نساء، پس از بیان اینکه خداوند آشکار کردن سخنان بد را دوست ندارد، عبارت «إِلَّا مَنْ ظُلِمَ» آمده است؛ یعنی مگر از سوی کسی که مورد ستم قرار گرفته باشد.

بر این اساس، فردی که حق او پایمال شده است، می‌تواند برای احقاق حق خود، از ظلمی که بر او رفته سخن بگوید و موضوع را به مراجع قضایی یا نهادهای صلاحیت‌دار گزارش کند.

این استثنا مانع از آن می‌شود که اصل پرهیز از بدگویی، به ابزاری برای خاموش کردن صدای مظلومان تبدیل شود یا ستمگران با استناد به لزوم حفظ آبرو، از پاسخ‌گویی در برابر رفتار خود بگریزند.

بااین‌حال، جواز دادخواهی به معنای مجاز بودن هر نوع افشاگری نیست. فرد ستم‌دیده باید به موضوع مرتبط با ظلم و دفاع از حق خود بسنده کند و از طرح مطالب نامرتبط یا بیان اتهامات اثبات‌نشده بپرهیزد.[۱۱][۱۲]

 ۲. دفاع از خود و رفع اتهام

گاهی فردی به ناحق متهم می‌شود و برای اثبات بی‌گناهی خود ناچار است حقیقتی را بیان کند که ممکن است رفتار نادرست شخص دیگری را نیز آشکار سازد. در چنین شرایطی، افشای محدود و مرتبط با اتهام می‌تواند برای دفاع از خود ضرورت پیدا کند.

در داستان حضرت یوسف(ع)، هنگامی که اتهامی علیه ایشان مطرح شد، آن حضرت در مقام دفاع از خود فرمود:

«قَالَ هِیَ رَاوَدَتْنِی عَنْ نَفْسِی»

یعنی او مرا به کام‌جویی از خود دعوت کرد. (یوسف، ۲۶)

بر اساس استدلال مطرح‌شده در برخی تفاسیر، بیان این حقیقت از سوی حضرت یوسف(ع) در چارچوب دفاع از خود و پاسخ به اتهام صورت گرفت؛ نه با هدف تخریب شخصیت طرف مقابل.

این نمونه نشان می‌دهد که بیان یک واقعیت ناخوشایند درباره دیگری، هنگامی که برای رفع اتهام و روشن شدن حقیقت ضرورت دارد، با افشای عیب دیگران به قصد تخریب آنان یکسان نیست.[۱۳][۱۴]

 ۳. مقابله با فساد از طریق امر به معروف و نهی از منکر

یکی دیگر از زمینه‌هایی که می‌تواند افشاگری را موجه سازد، مقابله با فساد و جلوگیری از تداوم منکر است. در برخی شرایط، گزارش یک تخلف یا آشکار کردن فساد می‌تواند ابزاری برای تحقق امر به معروف و نهی از منکر باشد.

قرآن کریم در آیه ۱۱۰ سوره آل‌عمران، یکی از ویژگی‌های امت برگزیده را دعوت به نیکی و بازداشتن از بدی معرفی می‌کند:

«کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ»

یعنی شما بهترین امتی هستید که برای مردم پدیدار شده‌اید؛ امر به معروف و نهی از منکر می‌کنید و به خدا ایمان دارید.

بر پایه مباحث فقهی، امر به معروف و نهی از منکر شرایط و ضوابطی دارد و از جمله مباحث مهم در این زمینه، احتمال تأثیر اقدام است. اگر فرد بداند که تذکر او به‌تنهایی مؤثر نیست، اما احتمال دهد که اقدام جمعی یا گزارش موضوع به مرجع مسئول بتواند از ادامه تخلف جلوگیری کند، باید شرایط شرعی این اقدام را بررسی کند.

برای مثال، اگر کارمندی با فسادی روبه‌رو شود که احتمال دارد به حقوق عمومی آسیب برساند، ممکن است گزارش مستند آن به نهاد نظارتی یا مرجع صلاحیت‌دار، راهی برای جلوگیری از ادامه تخلف باشد. در چنین وضعیتی، هدف گزارش، رسوا کردن شخص به هر قیمت نیست؛ بلکه متوقف کردن فساد و پیشگیری از پیامدهای آن است.[۱۵][۱۶]

بر اساس دیدگاه فقهی مطرح‌شده در منابع این بحث، اگر مقابله مؤثر با منکر به اقدامی فراتر از تذکر فردی وابسته باشد و شرایط شرعی آن نیز فراهم باشد، فراهم کردن مقدمات لازم می‌تواند واجب شود. بنابراین، در مواردی که دفع یا رفع منکر بدون گزارش یا افشای ضروری امکان‌پذیر نباشد، این اقدام ممکن است افزون بر جواز، از باب مقدمه واجب، ضرورت شرعی پیدا کند.[۱۷]

البته این نتیجه به معنای مجاز بودن انتشار عمومی هر نوع سند، اطلاعات محرمانه یا اتهام نیست. باید میان گزارش به نهاد صلاحیت‌دار، اطلاع‌رسانی عمومی ضروری و انتشار بی‌ضابطه اطلاعات تفاوت گذاشت. ضرورت، تناسب، صحت اطلاعات و رعایت حقوق اشخاص، در ارزیابی شرعی چنین اقداماتی اهمیت دارد.

جمع‌بندی؛ نه هر افشاگری حرام است و نه هر سوت‌زنی مجاز

بررسی آیات قرآن کریم نشان می‌دهد که در ارزیابی شرعی افشاگری و سوت‌زنی، نمی‌توان تنها به آشکار شدن یک موضوع پنهان بسنده کرد. نوع اطلاعات، انگیزه افشاگر، هدف انتشار، ضرورت اقدام و پیامدهای آن، همگی در داوری درباره مشروعیت این رفتار نقش دارند.

از یک سو، غیبت، افشای عیوب خصوصی با هدف تخریب شخصیت و انتشار مطالب برای ترویج فساد، از رفتارهای نکوهیده‌ای هستند که آموزه‌های قرآنی درباره آنها هشدار داده‌اند. از سوی دیگر، دادخواهی، دفاع از خود در برابر اتهام و مقابله مؤثر با منکر، می‌توانند زمینه‌هایی برای افشای محدود و هدفمند حقیقت باشند.

بنابراین، حفظ آبروی اشخاص نباید به پوششی برای تداوم ظلم و فساد تبدیل شود؛ همان‌گونه که مبارزه با فساد نیز نمی‌تواند توجیهی برای نقض بی‌ضابطه حریم خصوصی، انتشار شایعات یا تخریب افراد باشد.

معیار اصلی، تشخیص تفاوت میان افشای ناروا و بیان مسئولانه حقیقت است؛ اقدامی که باید با هدفی مشروع، بر پایه اطلاعات معتبر و در حدود ضرورت انجام شود.

 منابع و مآخذ

۱. Whistle: واژه‌نامه انگلیسی، مدخل «Whistle».

۲. صادقی، مسعود، «تحلیل اخلاقی افشاگری»، پژوهش‌نامه اخلاق، شماره ۴۰، سال ۱۳۹۷، صص. ۶۹–۸۸.

۳. دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه دهخدا، مدخل «افشا».

۴. قرآن کریم، سوره نساء، آیه ۱۴۸.

۵. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش، ج ۴، ص ۱۸۴.

۶. خامنه‌ای، سیدعلی، رساله آموزشی، ج ۲، مبحث غیبت، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای.

۷. قرآن کریم، سوره حجرات، آیه ۱۲.

۸. خامنه‌ای، سیدعلی، رساله آموزشی، ج ۲، مبحث غیبت.

۹. قرآن کریم، سوره نور، آیه ۱۹.

۱۰. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش، ج ۱۴، ص ۴۰۳.

۱۱. قرآن کریم، سوره نساء، آیه ۱۴۸.

۱۲. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش، ج ۴، صص. ۱۸۴–۱۸۵.

۱۳. قرآن کریم، سوره یوسف، آیه ۲۶.

۱۴. طبرسی، فضل بن حسن، ترجمه تفسیر مجمع‌البیان، ترجمه حسین نوری و محمد مفتح، تهران: فراهانی، بی‌تا، ج ۱۲، ص ۲۰۱.

۱۵. مداح، مسعود و دیگران، «بررسی فقهی و حقوقی افشاگری مفاسد کارگزاران در حکومت اسلامی»، پژوهش‌نامه فقه میان‌رشته‌ای اجتماعی، شماره ۱، سال ۱۴۰۱، صص. ۲۲۷–۲۵۲.

۱۶. قرآن کریم، سوره آل‌عمران، آیه ۱۱۰.

۱۷. مداح، مسعود و دیگران، «بررسی فقهی و حقوقی افشاگری مفاسد کارگزاران در حکومت اسلامی»، پژوهش‌نامه فقه میان‌رشته‌ای اجتماعی، شماره ۱، سال ۱۴۰۱، صص. ۲۳۱–۲۳۲.

کد مطلب 2289290

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 12 =

آخرین اخبار