تاریخ تاج‌گذاری کوروش بزرگ؛ مرز میان واقعیت تاریخی و حافظه جمعی

در آستانه هفتم آبان، روزی که در سال‌های اخیر به نام بزرگداشت کوروش بزرگ شناخته شده، علی نیکویی، پژوهشگر تاریخ ایران باستان، در یادداشتی به تفاوت میان تاریخ مستند یک رویداد تاریخی و مناسبت‌های برگزیده‌شده برای بزرگداشت شخصیت‌های تاریخی پرداخته و اعتبار تاریخی ۷ آبان و ۲۲ مهر را بررسی کرده است.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا؛ در تقویم رسمی و عرفی هر جامعه‌ای ازجمله ایران، بسیاری از روزها به مناسبت بزرگداشت و نکوداشت و گرامی‌داشت یاد تولد و درگذشت یک فرد یا یک واقعه ثبت شده است. هر چه این مناسبت تاریخی قدیمی‌تر باشد، ناگزیر دقت آن نامگذاری کمتر می‌شود و احتمال پس و پیش شدن تاریخ دقیق آن واقعه بیشتر. در بسیاری موارد به علت قدمت آن رویداد و فقدان اسناد و مدارک دقیق مشخص کردن تاریخ دقیق وقوع یک رویداد امکان‌پذیر نیست. علی نیکویی ،دکتری پژوهش‌هنر و کارشناس‌ارشد تاریخ ایران‌باستان در یادداشت حاضر، به مناسبت پرسش یکی از خوانندگان ایبنا درباره صحت و سقم نام‌گذاری ۲۲ مهرماه به مناسبت تاج‌گذاری کوروش بزرگ، درباره این موضوع یادداشتی نگاشته که متن آن از نظر می‌گذرد:

فرصتی برای دانستن، سنجیدن و داوری
علی نیکویی

آیا اگر روز دقیق تاج‌گذاری کوروش بزرگ را ندانیم باید از گرامی‌داشت او در روزی معین صرف‌نظر کنیم؟ آیا پاس‌داشت بزرگان تاریخ تنها هنگامی رواست که اسناد و شواهد، روز و ماه دقیق رویدادهای زندگی آنان را بی‌هیچ تردیدی روشن کرده باشند؟

این پرسش‌ها ما را به هفتم آبان می‌رساند؛ روزی که در سال‌های اخیر در بخشی از فضای فرهنگی ایران به نام روز بزرگداشت کوروش بزرگ شناخته شده و گاه روز دیگری از مهرماه (۱۴ اکتبر، مصادف با ۲۲ مهرماه) روز تاج‌گذاری او یاد می‌شود؛ اما نسبت میان یک تاریخ تقویمی و یک رویداد تاریخی چیست؟ آیا ارزش یک روز برای یادآوری گذشته تنها به قطعیت تاریخی آن وابسته است؟

در مواجهه با گذشته نخستین وظیفه تاریخ‌پژوه آن است که مرز میان دانسته‌ها و نادانسته‌ها را پاس بدارد؛ منابع تاریخی هر اندازه ارزشمند و راهگشا باشند همواره پاسخ همه پرسش‌های ما را در خود ندارند. گاه از یک رویداد آگاهی داریم، اما روز دقیق وقوع آن را نمی‌دانیم؛ گاه تاریخ تقریبی رویدادی به دست می‌آید بی‌آن‌که بتوان آن را با قطعیت به یک روز معین نسبت داد؛ و گاه در گذر زمان روزی در حافظه جمعی جای می‌گیرد و به نمادی برای یادآوری یک شخصیت یا واقعه بدل می‌شود. این سه وضعیت را نباید با یکدیگر خلط کرد؛ درباره هفتم آبان نیز باید میان ادعای اثبات نشده درباره ورود کوروش به بابل در این روز، تاریخ تاریخیِ قابل‌اثبات و روزی که در روزگار ما برای بزرگداشت او برگزیده شده است تمایز نهاد. دقت تاریخی نه انکار حافظه جمعی، بلکه پرهیز از تبدیل باور و قرارداد به واقعیت قطعی است.

برای فهم بهتر این تمایز کافی است به سنت‌های دینی بنگریم؛ سنت‌هایی که در آن‌ها حافظه تاریخی، باور جمعی و آیین‌های دیرپا درهم تنیده‌اند؛ در سنت کاتولیک میلاد حضرت عیسی مسیح در ۲۵ دسامبر جشن گرفته می‌شود؛ حال‌آن‌که کلیسای ارمنیِ پیرو سنت گریگوری روشنگر میلاد و ظهور عیسی مسیح را در ۶ ژانویه گرامی می‌دارد. این تفاوت به‌خودی‌خود دلیلی بر نادرستی یکی از این دو تاریخ نیست؛ بلکه یادآور آن است که تاریخ برگزاری یک جشن دینی را نمی‌توان بی‌درنگ با تاریخ اثبات‌شده یک رویداد تاریخی برابر دانست. نمونه دیگر میلاد پیامبر عظیم‌الشأن اسلام است؛ در سنت مشهور شیعی هفدهم ربیع‌الاول و در سنت مشهور برادران اهل‌سنت دوازدهم ربیع‌الاول به‌ عنوان روز میلاد پیامبر شناخته می‌شود، بدین ترتیب حتی در سنت‌هایی که از حافظه تاریخی و آیینی نیرومندی برخوردارند ممکن است درباره تعیین روز یک مناسبت توافقی یکسان وجود نداشته باشد. اهمیت این نمونه‌ها در آن نیست که هر تاریخی را می‌توان به‌دلخواه معتبر شمرد، بلکه در این نکته است که باید میان تاریخ‌نگاری و آیین تمایز گذاشت. یک روز ممکن است از نظر تاریخی محل تردید باشد، اما در مقام مناسبت فرهنگی یا دینی، معنایی فراتر از تقویم پیدا کند. فهم این تفاوت هم به حقیقت تاریخی وفادار می‌ماند و هم امکان پاس‌داشت گذشته را از میان نمی‌برد.

اما این نمونه‌ها چه نسبتی با کوروش بزرگ و هفتم آبان دارند؟ نسبت آن‌ها را باید در یک اصل مشترک جست‌وجو کرد؛ میان تاریخ یک رویداد و تاریخ برگزیده‌شده برای بزرگداشت آن همواره ملازمه‌ای قطعی وجود ندارد. اگر پیروان دو سنت مسیحی در دو روز متفاوت میلاد مسیح را جشن می‌گیرند یا در سنت‌های شیعی و اهل‌سنت دو تاریخ متفاوت برای میلاد پیامبر اسلام شناخته شده است از این تفاوت نمی‌توان نتیجه گرفت که حقیقت تاریخی اهمیتی ندارد! بلکه باید پذیرفت که زمانِ برگزاری یک مناسبت و زمانِ وقوع تاریخیِ آن دو مسئله متمایزند. درباره کوروش نیز مسئله همین است، حتی اگر نتوانیم باتکیه‌بر شواهد معتبر تاریخی ثابت کنیم که هفتم آبان روز تاج‌گذاری او یا روز ورودش به بابل بوده است این ناتوانی به‌خودی‌خود به معنای بی‌ارزش بودن این روز برای یادآوری نام و میراث او نیست؛ آن‌چه باید کنار گذاشت نه لزوماً خود مناسبت، بلکه ادعای قطعی بودن تاریخی است که پشتوانه کافی ندارد. می‌توان هفتم آبان را فرصتی برای گفت‌وگو درباره کوروش، تاریخ ایران و میراث‌فرهنگی او دانست بی‌آن‌که یک تاریخ اثبات نشده را به منزله واقعیتی مسلم به گذشته نسبت دهیم. پاس‌داشت کوروش و پایبندی به حقیقت تاریخی با یکدیگر تعارضی ندارند.

فرصتی برای دانستن، سنجیدن و داوری

تقویم برخلاف تصور رایج تنها جدولی برای اندازه‌گیری و ثبت گذر زمان نیست؛ جوامع از رهگذر انتخاب روزهایی برای بزرگداشت اشخاص، رویدادها و میراث فرهنگی بخشی از حافظه جمعی خود را نیز سامان می‌دهند، یک روز معین گاه نه به سبب آن‌که وقوع رویدادی در آن به‌ طور قطعی اثبات شده، بلکه از آن رو اهمیت می‌یابد که فرصتی برای بازگشت به گذشته و تأمل در معنای آن فراهم می‌آورد. از این منظر باید میان تقویم تاریخی و تقویم بزرگداشت تمایز نهاد؛ اولی در پی ثبت آن چیزی است که شواهد تاریخی درباره زمان وقوع رویدادها نشان می‌دهند و دومی می‌تواند برآمده از نیازهای فرهنگی جامعه به یادآوری و بازخوانی گذشته باشد.

هفتم آبان نیز فارغ از داوری درباره انتساب آن به رویدادی مشخص در زندگی کوروش بزرگ می‌تواند مجالی برای گفت‌وگو درباره بنیان‌گذاری شاهنشاهی هخامنشی، شیوه‌های حکمرانی، مناسبات قدرت و جایگاه این پادشاه در تاریخ و حافظه ایرانیان باشد.

پس چه جای باک اگر هفتم آبان را نتوان با اتکا به شواهد تاریخی، روز قطعی تاج‌گذاری کوروش بزرگ یا وقوع رویدادی مشخص در زندگی او دانست، چه ضرورتی دارد که برای پاس‌داشت نام او چنین ادعایی را به حقیقتی مسلم بدل کنیم؟ و اگر این تاریخ از پشتوانه قطعی تاریخی برخوردار نیست آیا ناگزیر باید آن را از تقویم فرهنگی و حافظه جمعی خود کنار بگذاریم؟ نه این ادعا ضرورت دارد و نه آن نتیجه.

می‌توان روزی را برای بزرگداشت یک شخصیت تاریخی برگزید بی‌آن‌که انتخاب امروزین خود را با واقعیتی اثبات‌شده از گذشته اشتباه بگیریم؛ تاریخ‌پژوهی وظیفه روشن‌ کردن مرز میان این دو را برعهده دارد و فرهنگ مجال زنده نگه‌ داشتن یاد گذشته را فراهم می‌آورد. مسئله اصلی سرانجام این نیست که آیا هفتم آبان یا ۲۲ مهرماه به‌تنهایی حقیقتی قطعی درباره کوروش در خود دارد؛ مسئله این است که ما با فرصتی که این روز برای بازخوانی تاریخ و اندیشیدن به میراث او فراهم می‌کند چه می‌کنیم. گذشته را نه با ادعاهای بی‌پشتوانه باید پاس‌داشت و نه با محروم‌ کردن خویش از فرصت یادآوری؛ بلکه با دانستن، سنجیدن و به‌ یاد آوردن.

۲۵۹

کد مطلب 2290385

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 6 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین