فراستخواه : جامعه ایران امروز در عصر خستگی خویش به سر می‌برد/ باید در دل آشوب و عدم قطعیت، زندگی را احیا کنیم

مقصود فراستخواه:باید با بالا بردن تحمل ابهام در شرایط عدم قطعیت، راه برون‌رفت جامعه از تنگناها را با فهم ارزش "لحظه‌ی اکنون"، تکیه بر تفکر انتقادی و آفرینش نظم‌های خودجوش از دل پیچیدگی‌ها به دست بیاوریم و در دل آشوب و عدم قطعیت زندگی را احیا کنیم. جامعه ایران امروز در عصر خستگی خویش به سر می‌برد.

به گزارش وبدا، دکتر فراستخواه در دومین رویداد C.talk که عصر شنبه 25 مهر با حضور چهره‌های علمی، فرهنگی و دانشگاهی و به همت معاونت تحقیقات و فناوری دانشگاه علوم پزشکی زنجان، در مرکز همایش‌های بین‌المللی روزبه برگزار شد، با بازخوانی مفهوم عدم قطعیت و پیوند آن با تاب‌آوری ذهنی گفت: «اجازه دهید مسئله مواجهه با زندگی و عدم قطعیت را به "تحمل ابهام" بازگردانم. این‌که ما چقدر ظرفیت پذیرش ابهام، ریسک‌ و کار در شرایط نااطمینانی را داریم. تفکر انتقادی، درک پیچیدگی و داشتن ذهنی چندبعدی،  یک کیفیت انسانی است که همچون فرموده ارسطو—که نِی‌نواز با نواختن، نِی‌نواز می‌شود و معمار با ساختن، معمار می‌گردد—از دل عمل، خطا، آزمون و تکرار انباشت می شود.»

وی با استناد به نظریات استوارت کافمن، زیست‌شناس نظری و صاحب کتاب At Home in the Universe، به مفهوم "نظم رایگان" اشاره کرد و افزود: «انسان‌هایی که توان زیستن در شرایط عدم قطعیت را دارند، قادرند در لبه‌ها و مرزهای آشوب، نظم‌های خودجوش و درون‌زا خلق کنند. همان‌طور که نخستین نشانه‌های حیات سلولی و تکامل خاک توسط باکتری‌ها در دل آشوب کیهانی شکل گرفت و به زایش اکوسیستم‌ها انجامید، زیست انسانی نیز حاصل تاب‌آوری و خلق ساختارهای نو در میانه نایقینی‌هاست.»

این استاد دانشگاه با اشاره به شرایط امروز ایران و تعبیر «عصر خستگی» اظهار کرد: «جامعه ایران امروز در عصر خستگی خویش به سر می‌برد اما درست در همین نقطه است که نیازمند بازآفرینی امید و احیای زندگی از دل نااطمینانی‌ها هستیم. یکی از کلیدی‌ترین شروط زیست در عدم قطعیت، فهم ارزش لحظه اکنون و توجه به زمان حال است؛ رویکردی که فیلسوفانی چون مارکوس آئورلیوس نیز بر آن صحه گذاشته‌اند و بر این باور بودند که زمان اکنون، تنها سرمایه قطعی ما برای اصلاح، تصمیم‌گیری و آغاز حرکت است.»

وی در ادامه با مروری بر میراث فرهنگی و تاریخی ایران تصریح کرد: «توجه به "دم" در اندیشه حکیم عمر خیام و مفهوم "ابن‌الوقت بودن" در جهان عرفانی مولانا و حافظ، شاهدی بر همین توانمندی تاریخی ماست. حافظ در پرآشوب‌ترین دوره تاریخی شیراز—که بر اساس گزارش کتب تاریخی نزدیک به آن زمان، سراسر ناامنی، محاربه و بسته شدن بازارها بود—از همان "زلف پریشان" و آشفتگی زمانه، جهانی از معنا و نظمی زاینده آفرید که قرن‌هاست آرام‌بخش خلوت و جلوت ماست. تأسیس نهادهای پیشرویی چون "دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان" نیز نمونه‌ای عینی از خلق نظمی درخشان از دل پیچیدگی‌ها و عدم قطعیت‌ها به شمار می‌رود.»

 فراستخواه در بخش دیگری از سخنانش به تجربه زیست‌محیطی و اقتصادی ایرانیان اشاره کرد و گفت: «تمدن ما متکی بر کشاورزی دیم و تمدن کاریزی (قنات) بوده است. نیاکان ما با چشم دوختن به آسمانِ نامطمئن و حفر صدها هزار کیلومتر کاریز در دل سنگ و تاریکی زمین، با نایقینیِ طبیعت کلنجار رفتند و تمدنی پایدار را سرریز کردند.»

این پژوهشگر پیشکسوت در پایان با اشاره به ذات پویا و غیرقطعی پژوهش علمی خاطرنشان کرد: «علم مجموعه‌ای از روش‌های معین با نتایجی نامعین است. پژوهشگر هرگز از آغاز نمی‌داند به چه دستاوردی خواهد رسید؛ اما لحظه زایش ایده و کشف حقیقت (لحظه‌ی "آهان") در بطن همین تقلاها و نااطمینانی‌ها رخ می‌دهد و باید بی‌تردید و امیدوارانه در پی حقیقت و بازسازی مسیر دوید.»

216216

کد مطلب 2290420

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 0 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین