۰ نفر
۱۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۸:۱۱
بچه‌های مدرسه میناب، در کوچه باغهای بهشت خدا

در آرامستان میناب و دقایقی بعد در مدرسه شجره طیبه با پسرکان و دخترکانی چشم تو چشم می‌شوم که نه می‌توانم به‌عکس آنها خیره شوم، نه دلم می‌آید که از آنها چشم برگیرم .

بعضی چهره‌ها ته خنده‌ای روی لبشان است؛ بعضی‌ها جدی‌اند؛ بعض‌ها انگار دلخورند؛ بعضی‌ها را انگار زورکی جلوی دوربین نشانده‌اند؛ بعضی‌ها ژست گرفته‌اند... 

اما گویی همه اینها نوه‌های من‌اند؛ تو گویی مائده و مهدیار من‌اند؛ امیرعلی و بهار من‌اند؛ می‌خواهم همه‌شان را توی بغلم فشارشان بدهم؛ دوست دارم دست‌هایم را دور گردنشان حلقه کنم؛ کاش بتوانم با آنها گرگم‌به‌هوا و قایم‌باشک‌بازی کنم؛ حیف که نمی‌شود.


چشم‌هایم را روی‌هم می‌گذارم. آه چه خوب. همه‌شان را می‌بینم که توی کوچه‌باغ‌های بهشت‌اند. صدای قهقه‌شان را که می‌شنوم دلم غنج می‌رود. 
یک دخترک آرام کنار دیوار دارد لقمه‌اش را گاز می‌زند که دخترکی بازیگوش آن را می‌قاپد و در می‌رود. 
آن چهار پنج تا دختر وسط کوچه، پشت مانتوی همدیگر را گرفته‌اند و هوهوچی‌چی بازی می‌کنند.
 آن دخترک کتابش را روبروی صورتش گرفته و ادای بچه‌درس‌خوان‌ها را درمی‌آورد.
 این دختر قدبلند مثل مبصرها می‌خواهد به بقیه زور بگوید. 
دخترکی که موهای بلندش از پایین مقنعه بیرون‌زده، دارد بزای بقیه چیزی را تعریف می‌کند و با صدایی قشنگ قهقهه می‌زند.
 دخترک کوچولویی انگار با دوستانش قهر کرده و یواشکی شبنم اشک را از صورتش پاک می‌کند.


کمی دورتر پسرها دارند بازی می‌کنند. 

یک پسر تپل برای بقیه قلدری می‌کند. 
آن یکی با شیطنت هرچه‌تمام‌تر چند هم‌کلاس خود را هل می‌دهد. 
این یکی، کلاه دوستش را برداشته و به هوا پرتاب می‌کند. 
پسرکی که خجالتی به نظر می‌آید یواشکی تکه‌ای لواشک از جیبش درآورده و سق می‌زند.


جلوی آب‌خوری هم غوغاست. انگار همه در صحرای کربلا بوده‌اند و حالا که آب دیده‌اند دور شیرهای آب حلقه زده‌اند و هرکدام می‌خواهد با هل‌دادن دیگران یکی دو قلپ آب بخورد.


بچه‌ها انگارنه‌انگار که همین یک ساعت پیش زیر آوارهای سنگین بتون و لابه‌لای میل‌گردهای خمیده، له شده‌اند. خنده‌های قشنگشان می‌گوید همان لحظه‌ای که بمب‌های آتشین با صدای هولناک بر سرو پیکر کوچکشان فرود آمده ناگهان خودشان را در آغوش فرشته‌های بهشت دیده‌اند و حالا در کوچه‌باغ‌های آنجا عشق می‌کنند.


پدرها و مادرهای آنها، اما در آتش فراق می‌سوزند؛ با فریاد بچه‌هایشان را صدا می‌کنند؛ قلبشان می‌خواهد از جا کنده شود. آسمان روی سرشان خراب شده. نفسشان به شماره افتاده. خاک‌ها و آهن‌ها را با دست کنار می‌زنند تا پیکر بچه‌ها را پیدا کنند. 


                                                                                       ****

ساعتی از غروب گذشته که مراسم روز دانش‌آموز در یک سالن در شهر بندرعباس شروع شده. جمعی از اهالی فرهنگ به دعوت وزارت میراث‌فرهنگی گردآمده‌اند. جمعی از خانواده دانش‌آموزان مدرسه شجره طیبه هم حضور دارند. چندکلیپ قشنگ نمایش داده می‌شود. دلی نیست که نلرزد و چشمی نیست که خیس نشود. 

 مجری برنامه سخنرانان و هنرمندان را یکی پس از دیگری دعوت می‌کند و خودش هم دکلمه‌وار مطالبی را بیان می‌کند.

وقتی از داغ مانده بر دل مادرها می‌گوید دلم برای پدرها و پدربزرگ‌ها می‌سوزد.

کسی چه می‌داند پدران کودکان خردسال مدرسه شجره طیبه ماه‌هاست در حسرت شنیدن یک " بابا" از پسر یا دخترشان، چه زجری کشیده‌اند. کسی چه می‌داند که این جمله تحمیلی " مرد که گریه نمی‌کند" چندماه است که فرصت نداده در سوگ فرزندشان زار بزنند و ناله کنند. کسی چه می‌داند در این چندماه که این پدر نتوانسته قربان قد بالای دختر یا پسرش برود، چه بر سرش آمده.


حال پدربزرگ‌ها از آنها هم خراب‌تر است. نوه‌ها بهانه زندگی پدربزرگ‌هایشان هستند. اصطلاحاً مغز بادام هستند. پدربزرگ‌ها لحظه‌شماری می‌کنند برای بغل‌کردن نوه‌ها و بوییدن و بوسیدنشان. و فقط خدا می‌داند در این ۸ ماه که آنها را در آغوش نگرفته‌اند چند بار آرام گریسته‌اند و چندین بار، بی‌شرف‌های ستمگر آمریکایی و اسرائیلی را لعنت کرده‌اند.

                                                                                     ****
فاجعه مدرسه میناب آن‌قدر تلخ و سنگین است که امریکا و اسرائیل نتوانستند از پس توجیه‌کردنش برآیند؛ بارها دست‌داشتن در این جنایت کثیف را تکذیب کردند و بارها افسانه ساختند و قصه بافتند. اما وجدان‌های بیدار، واقعیت را دیدند و به افشای نقش جنایتکارانی چون ترامپ و نتانیاهو پرداختند.
میناب، به تاریخ زنده و مصور مظلومیت مردم ایران بدیل شد و خون کودکان معصوم مدرسه شجره طیبه، بومرنگی شد برای ماندگار کردن نقش خونخوارترین و وحشی‌ترین شیطان‌ها در دنیایی که در آن صلح و عدالت فقط یک کاریکاتور خنده‌دار و یک طنز تلخ است.

کد مطلب 2298443

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 12 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین