معاون سیاسی سپاه بر این باور است که اگر قوه عاقله ای در دولت آمریکا وجود داشت منافقین را از لیست گروه های تروریستی خارج نمی کرد.

سید محسن فرجادی - معصومه ستوده : سردار علی اشرف نوری تصریح دارد که دولت آمریکا همواره در برخورد با تروریست ها دوگانه برخورد کرده و تروریست ها را به تروریست های خوب و بد تقسیم بندی می کند. نوری که روز سه شنبه هفته گذشته یعنی روزی که کنفرانس خبری احمدی نژاد برگزار شد میهمان کافه خبر بود در این گفت و گو تاکید دارد نقطه زوم دشمن انتخابات 92 است و برای تحقق اهداف خود تلاش دارد تا مردم را تحت فشار اقتصادی قرار دهد تا در نهایت نیروی خود را به عنوان نجات بخش وضعیت اقتصادی به مردم بقبولاند و به قولی مردم را دچار اشتباه محاسباتی کند. معاون سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در عین حال مهمترین نگرانی خود را معطوف به اختلاف بین مسئولان می داند نه وجود تحریم ها.

*آیا پیش از اعلام خبر خروج سازمان مجاهدین خلق از لیست گروه های تروریستی امریکاارزیابی و پیش بینی از این اقدام واشنگتن داشتید؟
سازمان مجاهدین خلق ایران معروف به منافقین به دلیل جنایات زیادی که در حق ملت ایران مرتکب شده است همواره مورد توجه گروه های ذینفع نظام قرارگرفته است. به همین دلیل سپاه نیز همواره فعالیت های‌این گروهک تروریستی را رصد می کند. دولت ایران از مدتها پیش متوجه شده بود که آمریکایی ها یک منطق ثابت و واحد در برابر این گروهک ندارند. آمریکا هر زمانی که از اقدامات این سازمان منتفع می شد از این سازمان حمایت می کرد. در جنگ هشت ساله که منافقین با صدام همکاری می کردند مورد حمایت دولت آمریکا قرارگرفتند. این حمایت در سال های 60 و61 نیز مشاهده می شود زمانی که آنها دست به جنایات وسیع و گسترده زدند و مناطق زیادی را منفجر و نزدیک به 12 هزار نفر تا 16 هزار نفر از هموطنان ما را شهید کردند، مورد حمایت دولت آمریکا قرار گرفتند. این گروهک با اقدامات تروریستی نزدیک به دویست تن از دولتمردان را به شهادت رساندند. آنها با ترور مقام معظم رهبری، انفجار دفترحزب جمهوری اسلامی، انفجاردفتر ریاست جمهوری و به شهادت رساندن شهیدان رجایی و باهنر و تعداد زیادی از مسئولان و شهدای محراب کارنامه بسیار سیاهی از خود بر جای گذاشتند. وقتی صدام مورد غضب آمریکایی ها قرار گرفت، این گروهک نیز به کما رفت. بعد از استقرار آمریکا در عراق این گروه تحت کنترل آمریکایی ها درآمد. تناقض رفتاری این گروهک در ارتباط با آمریکا بسیار جالب است، این گروهک ضمن پای بندی به تفکر مارکسیستی به خدمت امپریالیست آمریکا درآمد. همین تناقض به خوبی نشان می دهد که چقدر این گروه مذبذب بوده و تعبیر منافقین چقدر برای این گروه با مسما است. در مقطع دهه 80، آمریکا این گروهک را در لیست گروه های تروریستی قرار داد. آن زمان آمریکا ژست مبارزه با تروریسم را گرفت. البته بقدری پرونده این گروهک سیاه بود که ناچار شدندتا این گروهک رادرلیست گروه های تروریستی قرار بدهند.
 

چه عواملی موجب شد تا دولت امریکا تغییر موضع بدهد؟
به مرور زمان آمریکا برای خود ماموریتی جدید تعریف کردبه همین دلیل مجبور شدتا این گروهک را از لیست سیاه دربیاورد.
 

این ماموریت در چه حوزه هایی تعریف می شد؟
دولت آمریکا بعد از تصرف پادگان اشرف به این نکته پی برند که در حال حاضر بهترین فرصت است که سازماندهی مجددی در مورد این گروهک داشته باشند و بتوانند در ماموریت های پیش رو از این سازمان استفاده کنند. آن طورکه ما اطلاع داریم در حال حاضر این گروهک ماموریت پیدا کردند تا همراه با سایر گروه های تروریستی در سوریه حضور پیدا کنند. آمریکا در قضیه سوریه چهره منافقانه ای از خود بروز داد اگر قرار بود یک روزی این استدلال انجام شود که آمریکا حامی تروریست است و شعار مبارزه با تروریست شعاری بیش نیست باید استدلال های زیادی مطرح می شد اما با حمایت آمریکا از تروریست ها این کار بسیار راحت تر شد.


همچنانکه آمریکا خود القاعده را به وجود آورد.
دقیقا همینطوراست. در شرایط دیگری باید استدلال های زیادی صورت می گرفت تا افراد مجاب شوند اما امروز اقدامی که آمریکایی ها در قضیه سوریه انجام دادند به صراحت و آشکار منطق برخورد دوگانه با تروریست را به تصویر کشید. اولین نکته این است که اگر شما قبول کردید که گروهی به خاطر اقدامات خود تروریست است امروز چه اتفاقی افتاده و این گروهک چه توبه نامه ای نوشته است که شما این گروهک را از لیست گروههای تروریستی خارج کردید! این گروهک حتی به صورت لفظی نیز از اقدامات گذشته خود اعلام برائت نکرد. اگر یک اعلام برائت ساده نیز وجود داشت شما می توانستید این برداشت را انجام دهید اما واقعیت این است که این گروهک همچنان بر مواضع گذشته خود اصرار دارد.


بهانه دولت آمریکا برای خروج این گروهک از لیست گروه های تروریستی این ادعا بود که این گروهک دست از خشونت برداشته است.
اگر یک گروهی به دلیل محدودیت ها و معذوریت ها نتوانسته است دست به خشونت بزند نمی تواند به بهانه ای تبدیل شود تا این گروهک از لیست گروه های تروریستی خارج شود. البته ما این اعتقاد را نداریم که در این دو سه سال این گروهک هیچ کاری را انجام ندادند اتفاقا در این دو سه سال آرام، منافقین مرتکب جنایات گسترده ای شدند و با سازمان های جاسوسی بیگانه همراهی کردند. حالا شما فرض بگیرید که آنها این کار خود را مصداق همکاری بدانند و از آن تعریف تروریستی نداشته باشند. اما چرا در این مدت آنها از گذشته خود اعلام برائت نکردند؟ اگر یک قوه عاقله ای در دولت آمریکا وجود داشت گروهک منافقین را با این سابقه از لیست خارج نمی کرد. اما چون آمریکایی ها در تصمیم گیری خود عقل سلیم را حاکم نکرده و منافع خود را ملاک تصمیم گیری قرار می دهند به این مساله فکر نمی کنند که بازتاب این حمایت چیست؟ به همین دلیل زمانی که احساس می کند باید منافقین را مورد حمایت قرار دهد آنها را از لیست خارج می کند.آمریکا به دلیل خوش خدمتی سازمان منافقین، آنها را از لیست خارج کرد. ماموریت آمریکا در منطقه با همراهی سایر کشورها این بود که علیه سوریه یک جنگ تمام عیار راه بیاندازند تا به اهداف خود دست پیدا کنند. این گروهک می توانست از تجربه هشت ساله جنگ، ضدیت با جمهوری اسلامی ایران و تسلط به امور نظامی در جهت خدمت به منافع آمریکا بهره بگیرد. جالب اینجاست که این گروهک ابتدا ماموریت را پذیرفته و وارد سوریه شدند و بعد از لیست خارج شدند.
 

اخباری در مورد اینکه این گروهک وارد سوریه شده است را در دست دارید.
بله. این گروهک از مرز عراق وارد سوریه شدند و مصادیق زیادی هم وجود دارد که به خاطر ایرانی بودن و تسلط به زبان فارسی، خود را نیروهای نظامی ایرانی معرفی کردند. این گروهک با این هدف وارد سوریه شد تا بتواند عملیات روانی را علیه نظام جمهوری اسلامی ایران ایجاد کرده و اعلام کنند که ایرانی ها در سوریه دخالت نظامی دارند. البته شما باید اقدامات جاسوسی و... را به این لیست اضافه کنید. ماموریت دیگری که آمریکایی به گروهک منافقین دادند حضور در جنگ اقتصادی است همچنین تلاش دارند تا قبل از برگزاری انتخابات 92 بتوانند از این گروهک استفاده کنند. به نظر من خروج منافقین بزرگترین خطای استراتژیک آمریکایی ها بود آنها می توانستند همچنان امتیازات سابق را در اختیار این گروهک قرار بدهند.
 

قبلا چه امتیازاتی به این گروهک داده می شد؟
این گروهک قبلا کمک مالی از دولت آمریکا در حد 250 میلیون دلار دریافت کرده است. همچنین برای تک تک اعضا حقوق سنگینی تعیین کردند اگر به لحاظ مالی همچنان آمریکا به منافقین کمک می کردند اما آنها را از لیست در نمی آوردند،حداقل حیثیت و اعتبار آمریکا فرو نمی ریخت. البته منافقین اربابان خود را به دلیل خوش خدمتی مجبور کردند تا از لیست دربیاورند. همین اقدام، چهره امریکا را در حوزه مبارزه با تروریست آشکارکرد.شما این پارداوکس را تنها در مورد منافقین مشاهده نمی کنید بلکه این تناقض در حوزه رفتار با القاعده نیز دیده می شود. آمریکایی ها ده دوازه سال شعار دادند که ما قصد داریم با تروریست و بن لادن مبارزه کنیم. در نهایت دو کشور در سایه این اتفاق تصرف شد و همچنان این اشغال ادامه دارد. این اقدامات به بهانه مبارزه با تروریست، القاعده و طالبان انجام شد. حالا بعد از گذشت مدت زمانی دولت آمریکا همین گروه های تروریستی را تقویت کرده و به سوریه اعزام می کند. تحلیل ما این است که آمریکا دچار پارادوکس شده و تروریست ها را به دو دسته تروریست های خوب و تروریست های بد تقسیم بندی می کند. تروریست های خوب می توانند اقدامات تروریستی انجام دهند اما تروریست های بد باید در لیست سیاه قرار بگیرند. این ادبیات درستی نیست باید با هر گونه اقدام تروریستی برخورد شود. اما آمریکا به این اصل اعتقادی ندارد بلکه افراد را بر اساس منافع خود دسته بندی می کند. امروز هر آزاد اندیشی این تقسیم بندی را مرور کند متوجه می شود که این برخورد چقدر سیاسی است.
 

ارزیابی شما از فعالیت های آتی منافقین چیست.
فعالیت جاسوسی آنها تقویت می شود زیرا این افراد تجربه بسیار خوبی در این حوزه دارند و به خوبی می توانند در مجموعه ها نفوذ کنند. امکان دارد که اقدامات تروریستی تشدید شود به همین دلیل باید هوشیاری بیشتری داشت. البته این گروه ها در سالهای اخیر نیز اقدامات تروریستی زیادی انجام دادند و تعداد زیادی از این افراد بازداشت شدند. پیش بینی ما این است که در حوزه سوریه همچنان نقش آنها پررنگ خواهد بود.
 

با توجه به اینکه منافقین به دلیل کهولت سن و بیماری های مختلف دیگر از بنیه سابق برخوردار نیستند فکر می کنید این گروهک از این به بعد حرکت در چه مسیری را انتخاب می کند؟
تشکیلات منافقین نسبت به گذشته داری افت شده؛ این افت معطوف به وضعیت روحی و روانی و تجهیزات نظامی است. آمریکا درصدد است تا آنها را احیا کرده از وجود آنها نهایت استفاده را ببرد تا ماموریت های محوله را انجام دهند اما آنها قطعا توان و امکانات دهه 60 و حتی 70 را ندارند. مگر اینکه این سازمان بخواهد یک جذب جدید را انجام بدهد. رویکرد جذب جدید با توجه به ماهیت این افراد چندان موفقیت آمیز نخواهد بود. البته آنها تلاش دارند تا بخش جوان جامعه را جذب کنند. برداشت شخصی من این است که آنها به دلیل تجربه زیادی که در کارهای تروریستی و جاسوسی دارند این افراد را در نقش استادی و آموزش به‌کار بگیرند تا سایر نیروهای تروریستی را در کشورهای تازه انقلاب کرده آموزش بدهند تا بتوانند نقش آفرینی کنند. این کار نیازمند افراد توانمنداست اتفاقا انسان هرچقدر با تجربه تر و کارکشته تر باشد بهتر می تواند از عهده این کار برآید. شما توجه داشته باشید که بسیاری از کشورهای منطقه بیدار شده و با مشی آمریکا فاصله گرفتند. قطعا آمریکا نیازمند وجود گروهکی مانند سازمان منافقین است که در سایر کشورها هم شکل بگیرد تا همانند مقابله ای که با جمهوری اسلامی ایران داشتند علیه آرمان های انقلاب های تازه جان گرفته فعالیت کنند. منافقین در تربیت گروه های مخالف با ایفای نقش راهبری و استادی و هدایتی می توانند به آمریکایی ها یاری برسانند. این کار نیازمند انسان های کارکشته است و اصطلاح "دودازکنده بلند می شود" در این جا بیشتر مصداق پیدا می کند. به نظر من آمریکایی ها روی این مساله سرمایه گذاری کردند تا بتوانند از تجربه سی و چند سال جنایات این گروهک علیه ایران در سایر کشورها استفاده کنند.

 
یعنی به افسران اطلاعاتی دولت آمریکا تبدیل شدند؟!

بله. این افراد به افسران توجیهی و آموزشی آمریکا در این منطقه تبدیل می شوند.


جمعیت زیادی از منافقین دچار سرطان هایی شده اند و با توجه به سی سال مرارتی که کشیدند چون در یک محیط ایزوله زندگی می کنند امید به زندگی در میان آنها وجود ندارند با این وجود فکر می کنید که این گروهک بتواند تاثیر گذاری مقطعی داشته باشد و به کار آمریکا بیاید.
تعداد افراد بیمار و بریده شده در روحیه تشکیلات این سازمان اثر گذاشته است. البته تعدادی هم بریده اند اما چاره ندارند که همچنان به این روند ادامه بدهند. با این وجود همین تعداد باقیمانده برای انجام ماموریت محول شده از سوی دولت آمریکا کفایت می کند. کمیت برای دولت آمریکا مهم است اما به نظر می رسد در این مقوله کیفیت، اهمیت بیشتری دارد.

 

آیا جمهوری اسلامی باید از وجود این تشکیلات نگران باشد؟
قطعا این تشکیلات به دلیل جنایاتی که مرتکب شده مورد رصد قرار می گیرد اما واقعیت این است که جمهوری اسلامی زیاد نگران فعالیت این گروهک در داخل نیست. چون در دهه اول انقلاب با وجود عدم تثبیت انقلاب و حضور ارتش 36 میلیونی این گروهک با وجود اینکه جنایات زیادی را انجام دادند نتوانستند به اهداف خود برسند. در حال حاضر دستگاه های امنیتی و اطلاعاتی اشراف زیادی بر این تشکل دارند. از طرف دیگر ماهیت این گروهک برای همه مردم رو شده است.کمتر کسی است که از کارنامه سیاه منافقین اطلاع نداشته باشد بخصوص اینکه این سازمان در طول جنگ هشت ساله به عنوان ستون پنجم به رژیم بعث کمک می کردند. این سازمان نزد مردم ما محبوبیتی ندارند ما بیش از اینکه نگران تحرکات این گروه در داخل ایران باشیم نگران تحرکات این سازمان در کشورهای اسلامی و منطقه هستیم. این اتفاق ضمن این که چهره آمریکا را نشان داد اتفاقا فرصت طلایی را به وجود آورد که یک بار دیگر پرونده سیاه این گروهک تروریستی بازخوانی شود. اگر این اتفاق نمی افتاد شاید بار دیگر پرونده این گروهک بازخوانی نمی شد اما اگر شما در این مقطع زمانی، کلید واژه منافقین را در سایت ها جستجو کنید متوجه می شوید که حجم زیادی از تحلیل ها در این این مدت کوتاه وارد شده است. شما شاهد بودید که در قضیه اهانت به ساحت مقدس پیامبر اکرم(ص) طراحی دشمن، ایجاد اسلام هراسی در منطقه بود. اما این مساله برای آزاد اندیشان فرصتی را فراهم کرد که با اسلام بیشتر آشنا شوند به همین دلیل میزان گرایش به اسلام بعد از این حادثه افزایش یافت. از زمانی که تری جونز کشیش آمریکایی قرآن را سوزاند مطالعه قرآن و به تبع آن گرایش به اسلام افزایش یافت. به عبارت بهتر در این مساله عدو سبب خیر شد. البته این مساله دل مسلمانان را به درد آورد اما در نهایت به سود اسلام تمام شد. مصداق این مساله را می توانید در مورد دوران دفاع مقدس مشاهده کنید زیرا جنگ فی نفسه امر مطلوبی نبود اما آثار و برکات زیادی به فرموده حضرت امام خمینی(ره) داشت.


دفاع مقدس چه برکاتی را برای کشور به ارمغان آورد؟
لازم است این نکته را یادآوری کنم که سیاست جمهوری اسلامی هیچگاه آغاز جنگ نبوده اما در صورت حمله قطعا پاسخی کوبنده خواهد داد. یکی از برکات هشت سال دفاع مقدس، بیمه کردن انقلاب اسلامی بود. البته حضرت امام(ره) به صورت مفصل برکاتی را ذکر کردند و من تنها به یکی از آنها اکتفا کردم.تجربه دفاع مقدس موجب شد تا آمریکا و صهیونیست ها جرئت نکنند که بخواهند به ایران حمله کنند زیرا در این هشت سال ملت ایران با دست خالی در برابر تمام جهان ایستاد. این کشور آن روز بدون کوچکترین کمکی توانست روی پای خود بایستد زیرا در آن سالها ایران حتی یک فشنگ ژس نیز نداشت. من بارها از زبان مسئولان به ویژه مقام معظم رهبری شنیدم که کشور در دوران جنگ حتی مفتول برای ساخت سیم خاردار نداشت. همین اتکای نفس ایرانیان توانست دشمنی را به زانو درآورد که از تمام امکانات غرب و شرق برخوردار بود. این افتخار در طول تاریخ ایران نصیب جمهوری اسلامی شد که حتی یک وجب از خاک کشور به دشمن واگذار نشد اگر شما تاریخ کشور را مورد بررسی قرار دهید متوجه می شوید که چگونه بدنبال هرگونه ‌تهدید و جنگی بخشی از خاک ایران جدا شد به ترتیبی ‌که نقشه ایران درصد سال گذشته با نقشه فعلی بسیار متفاوت است.دشمنان ما باور دارند که اگر در آن شرایط ایران توانست با دست های خالی اما با دلهای پاک این ملت به پیروزی برساند آنها با چه تحلیلی می خواهند درحال حاضر با ایران مبارزه کنند. این قدرت ها در محاسبه خود متوجه شدند که این ملت همان ملت است و تغییری نکردند. البته گاهی این تحلیل را ارائه می کنند که ملت ایران، ملت ابتدای انقلاب نیست اما با همان محک زدن ها متوجه می شوند که ملت ایران تغییر نکرده هرچند امکان دارد که تغییراتی در مواضع برخی از گروه های سیاسی ایجاد شده باشد. آنها تلاش کردند که ثابت کنند که ملت تغییر کرده اما برخلاف این ارزیابی بدنبال همان ذوق زدگی که بدنبال فتنه 88 در بین این قدرت ها ایجاد شده بود مردم همچنان بر مواضع گذشته خود تاکید کردند. آنها تصور کردند که مردم همه در کف خیابان هستند و مطالباتشان تغییر کرده است اما در نهم دیماه متوجه شدند که مردم، همان مردم هستند و این مردم از آرمان ها و مطلباتشان و انقلاب خود به هیچ وجه دست نمی کشند. وقتی مردم همان روحیه را دارند امروز نیز با وجود تحریم ها در برابر این قدرت ها می ایستند.


آیا تحریم ها این توان نظامی را کم نکرده است؟
به نظر ما تحریم ها از الطاف خفیه الهی است زیرا اگر این تحریم ها نبود کشور به این قله های رفیع پیشرفت نمی رسید. اگر واقعا نیروگاه اتمی بوشهر با شرایطی که قبل از انقلاب توافق شده بود برای ما ساخته می شدآیا ما به سمت هسته ای شدن پیش می رفتیم؟ اگر دشمن در حوزه هسته ای ما، اینگونه ایستادگی نمی کردند و اگر تمام نهادها و مجامع بین المللی را بسیج نمی کردند که ایران از فناوری صلح آمیز هسته ای استفاده نکند و ملت اینگونه از حق مسلم هسته ای خود دفاع نمی کردند ما به این پیشرفتی که در هسته ای بودن دست پیدا کردیم، مطمئنا این پیشرفت به دست نمی آمد. اگر دشمن ما تحریم نمی کرد شاید برای ما مقرون به صرفه نبود که بسیاری از نیازهای خود را تامین کنیم اما هر وقت ما نیازمند شدیم نیازهای خود را با اتکا به خداوند و توانمندی جوانان و خودباوری برطرف کردیم. این تحریم ها نیز فرصتی است که جمهوری اسلامی ایران می تواند از آن درجهت رفع نواقص و کاستی ها بهره بگیرد.

 

در حال حاضر فشارهایی بر مردم در حوزه مسائل اقتصادی وار می شود و هرچقدر تحریم ها نعمت و برکت باشد اما فشار آن بر مردم بیشتر است. فکر می کنید در چنین وضعیتی در چه شرایطی اوضاع اقتصادی بدتر می شود؟ نظر شما در مورد این تحلیل که برخی از سو مدیریت ها اثر بدتری نسبت به تحریم ها دارند ،چیست؟ چه کارهایی نباید در کشور انجام شود تا ما دچار مشکل مضاعف نشویم؟



من در مورد بخش اول سوال شما لازم است این نکته رایادآوری کنم که ما فی نفسه از تحریم و از جنگ استقبال نمی کنیم و به پیشواز این مساله نمی رویم ولی ملتی هستیم که دشمنان کینه توزی داشته و در این مدت مشکلات زیادی را برای ملت ما به وجود آوردند. اما به توانمندیهایی دست یافته ایم که می توانیم این تهدید را به فرصت تبدیل کنیم. ملتی که بتواند تهدید دشمن را به فرصت تبدیل کند در پایان جنگ دستاوردی را بدست خواهند آورد که می تواند سختی ها و مرارت های این دوران را جبران کند. در دفاع مقدس خسارت های زیادی از نظر معنوی و مادی به ما وارد شد و بیش از 270 هزار از جونان این کشور به شهادت رسیدنداین مساله برای ما بسیار دردناک بود. اما ملتی که می خواهد رشد کند و در برابرخود دشمنان کینه توزی مانند امریکا و رژیم صهیونیستی دارد باید برای رسیدن به قله ها، هزینه پرداخت کند.


من با سخنان شما کاملا موافقم اما بسیاری از کاربران در کامنتهایی این سئوال را مطرح کردند که چرا برخی از فرماندهان سپاه به گونه ای سخن می گویند که انگار رژیم صهیونیستی را دعوت به جنگ می کنند.
همانطور که قبلا هم گفتم ما هیچگاه آغازگر جنگ نبوده و نیستیم و هیچ فرماندهی دعوت به جنگ نکرده است بلکه حرف تمام فرماندهان و مسئولین کشور این است که اگر رژیم صهیونیستی دست از پا خطا کند جواب ملت ایران و نیروهای نظامی بسیار کوبنده خواهد بود و دشمن هم با علم به این موضوع جرئت کوچک ترین تعرضی را نخواهد داشت و فقط بلوف می زند و مدام تهدید به جنگ می کند تا شاید ملت و مسئولان نظام اسلامی را بترساند، که زهی خیال باطل. بنابر این، این ایران اسلامی و فرماندهان آن نیستند که دعوت به جنگ می کنند بلکه صهیونیست ها و در رأس آن آقای نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی است که مدام دم از جنگ می زند تا جائیکه بین او و آقای اوباما سر این مسئله اختلاف نظر بوجود آمده است.


آقای نوری به سئوال پیشین بر می گردم. ملت ایران حرفی برای پرداخت هزینه ها در مسیر ترقی و پیشرفت ندارد همچنانکه در طول این سالها این هزینه را پرداخت کردند اما منظور من این است که اگر دولتمردان چه رویه ای را در پیش بگیرند این هزینه بیشتر می شود؟
من می خواهم جمله ای را از حضرت امام (ره)نقل کنم که فرمودند ما از دشمنی دشمنان واهمه نداریم زیرا آنها ذاتا با ملت ایران دشمن هستند و کسی انتظار ندارد که آمریکایی ها با ملت ایران دشمنی نکنند ما زمانی نگران می شویم که اختلافات در داخل شکل بگیرد. شما می دانید که دشمن در حال حاضربرحوزه اقتصاد و تحریم های به اصطلاح فلج کننده متمرکزشده همچنانکه اوباما نیز در لابه لای سخنان خود به این مساله اشاره کرد تا آستانه تحمل مردم به پایان برسد. مدتی پیش در رویترز نیز این تحلیل ارائه شد که در فتنه 88 قشر متوسط جامعه به کف خیابان آمد ما باید از طریق فشار اقتصادی توده مردم را به خیابان بکشانیم. این سناریویی است که دشمن تدارک دیده است اما به حول و قوه الهی این تهدید باید به فرصت تبدیل شود. به نظر می رسد که باید در برخی از سیاست های اقتصادی تجدید نظر شود همچنانکه مقام معظم رهبری بارها تاکید کردند که ماباید به حول و قوه الهی کمتر به نفت اتکا کنیم ما نباید با فروش نفت نیازهای داخلی خود را تامین کنیم. ملتی که می خواهد به قله های بزرگ‌برسد نباید به یک کالا وابسته باشد البته هیچ دولتی این ریسک را انجام نمی دهد. اما شاید تحریم، فرصتی را فراهم کند تا به جای فروش نفت خام آن را به کالاهایی با ارزش افزوده بیشتر تبدیل کنیم. چرا باید از این موقعیت چشم پوشی کنیم و نفت را با قیمت نازلی به فروش برسانیم. از سویی نفت انرژی پایان پذیر است چرا باید این انرژی را به راحتی از دست داد آیا امکان ندارد که نفت را به عنوان یک ذخیره استراتژیک کشور برای مقاطعی نگهداریم که بعد بتوان از آن نهایت بهره را برد این منطق را آمریکایی ها اجرا کردند آنها علیرغم داشتن نفت به اندازه نیازهای خود، ولی نفت جهان را خریده و آنها را در چاه خود می ریزند. آمریکا تلاش دارد تا نفت چاه های جهانیان را خالی کرده و چاه های خود را پرکند. باید در این حوزه مطالعه کافی صورت بگیردکه چگونه می توان عمر بهره برداری از چاه های نفت را افزایش داد. در حالت عادی این کار انجام نمی شود اما در حالت تحریم ایران به این فکر افتاده است تا نفت را به قیمت ارزان به جهان نفروشد و بلکه آن را تبدیل به محصولاتی با ارزش افزوده بیشتر کند. این شرایط برای یک ملت، مشکلاتی را به وجود می آورد اما زمانی که ملت می بیند که بدنبال تحمل این شرایط، آینده ای درخشان را تجربه خواهد کرد حاضر است این شرایط را برای رسیدن به آینده ای بهتر تحمل کند. چیزی که ملت را نارحت می کند این نیست که چرا تحریم شده‌ایم. مردم از این مساله دلخور هستند که چرا مسئولان با هم اختلاف دارند زمانی که جنگ وجود دارد نیاز بیشتری به وحدت مسئولان وجود دارد.الان موقعیتی است که باید تمام مسئولان و نهادهای کشور دست به دست هم داده و با به کار گیری تدابیر لازم تلاش کنند تا از این مرحله عبور کنند. مبادا روزی فرا برسد که خدای ناکرده قوه مجریه علیه قوه مقننه، قوه مقنه علیه قوه مجریه و این فرد علیه آن فرد و ... حرف بزند.


چرا این فضا ایجادشده است؟
آن دشمنی که تحریم هوشمند را طراحی می کند برای ایجاد اختلاف، عملیات روانی گسترده ای را تدارک می بیند. متاسفانه برخی از مسئولان نادانسته یا تعمدا به این مساله دامن می زنند.


از مسئولان عالی؟
در سطح عالی این اتفاق رخ نمی دهد اما در بدنه سازمان ها و نهادها شما مشاهده می کنید که افرادی هستند که به این اختلافات دامن زده و آنها را تشدید می کنند. البته امکان دارد بهانه هایی نیز مطرح کنند که در نهایت فضا را آلوده می کند. البته جمهوری اسلامی نشان داده که به خوبی می تواند بحران ها را مدیریت کند. البته نعمت بزرگی که جمهوری اسلامی همواره از آن برخوردار بوده است، نعمت ولایت و رهبری است. وجود این نعمت باعث شده که در شرایط سخت و طوفان زده، همواره این کشتی به ساحل نجات برسد. ولایت فقیه همواره در بن بست ها ملت را یاری رسانده اند و توانسته است این بن بست را بشکافد. به کار بردن واژه نعمت یک احساس درونی صرف نیست بلکه من با مطالعه از این واژه استفاده کردم و بر این باورم که اگر نعمت ولایت در این سی و سه سال و جود نداشت و هدایت ها و راهبریهای حکمیانه ولایت فقیه چه در دوران حیات پر برکت حضرت امام خمینی (ره) و چه در دوران هدایت و راهبری مقام معظم رهبری(مدظله العالی) در کشور به کار گرفته نمی شد با توجه به حجم عظیم توطئه ها که هرکدام قبل از اینکه در کشور ما مورد آزمون قرار بگیرد در کشورهای دیگر تست شده است، ضد انقلاب می توانست سی و سه بار این انقلاب را نابود کند. در بسیاری از موارد انقلاب تا مرز نابودی پیش رفت اما هدایت و راهبری ولایت فقیه این توطئه را خنثی کرد به ترتیبی که در حال حاضر در ادبیات مقامات آمریکایی و صهیونیستی به کرات این سخن گفته شده است که تا زمانی که ولایت فقیه است ما هیچ کاری نمی توانیم انجام بدهیم. زمانی که اختلافات به وجود می آید مقام معظم رهبری با توصیه های حکیمانه خود وارد عمل می شوند. ایشان زمانی که احساس می کنند برخی از اختلافات می خواهد به منافع کشور آسیب برساند به اختلافات پایان می دهند. البته مشی حضرت آقا این نیست که وارد حوزه های اجرایی شوند بلکه ایشان دست مسئولان را باز گذاشته اند. ولی در سر بزنگاه ها، زمانی که احساس کنند اختلافات، آسیب جدی وارد میکند جلو گسترش این اختلافات را خواهند گرفت و آن را پایان خواهند داد.


در شرایط جنگی توضیح دادن و روشن کردن افکار عمومی از انتشار شایعه جلوگیری می کند؛ در شرایطی که باید اقتصاد مقاومتی شود این فضا ایجاب می کند که مسئولان به جای فرافکنی توضیح بدهند. حضرتعالی به عنوان فعال عرصه سیاسی فکر می کنید دولت توانسته اقناع کنندگی داشته باشد یا اینکه فکر می کنید اقدامات دولت نه تنها ابهامات را برطرف نکرده بلکه بیشتر مساله آفرین بوده است؟
انتظار ما نیز روشنگری و اقناع افکار عمومی است هرچند در این زمینه باید برخی از ملاحظات را در نظر داشت زیرا در شرایط جنگی نمی توان همه مسائل را بیان کرد. در چنین شرایطی به موازات بیان این مساله، دشمن اقداماتی را علیه ایران انجام می دهد. با این حال من بر این باورم که تبیین زوایای حادثه و افشای سناریوی دشمن، مردم را مجاب می کند تا بهتر شرایط موجود را درک کنند.

 
به نظر شما دولت این کار را انجام داده است؟
من خودم این را مطالبه می کنم. بنابراین می توان این برداشت را کرد که دولت در این راستا می تواند اقدامات بهتری انجام بدهد.

 

چرا این کار را انجام نداده است؟
شاید دولت دلایلی برای این کار دارد که باید از دولتمردان پرسید.


تداوم این شرایط چه نتایجی به دنبال دارد؟
قطعا نگاه مردم نسبت به دست اندرکاران آسیب می بیند و اعتماد مردم نسبت به متولیان کاهش می یابد. دولتمردان ما که همیشه صادقانه در خدمت مردم بوده اند باید موقعیت را با حفظ جوانب کار تبیین کنند. انتظار مردم، انتظار به حقی است چون مردم مرتب سوال می کنند که مگر در هفته اخیر چه اتفاق خاصی رخ داده است؟ چه حادثه ای موجب شده که یکباره بازار ارز دچار مشکل شود.


آقای احمدی نژاد هفته گذشته به این مساله اشاره کردند که قرار شده بحران بازار ارز را اطلاعات سپاه مورد بررسی قرار دهد؟شما از این مساله خبر دارید ؟
بله در این زمینه یک تعدادی از عوامل شناسایی شدند و موضوع در حال پیگیری است.


این کار توسط اطلاعات سپاه انجام شده است؟
بله به کمک دستگاه های اطلاعاتی این کار صورت گرفت.


این کار توسط خود آقای رئیس جمهور به سپاه تنفیذ شد؟
بله در جلسه ای که این مساله مورد بحث قرار می گیرد آقای رئیس جمهور درخواست می کند که سپاه برای حل مشکل کمک کند.


سپاه از چه توانایی برخوردار است که می تواند بحران بازار ارز را حل کند؟
وقتی که جنگ است تمام دستگاه های کشور احساس مسئولیت می کنند و تنها یک دستگاه نمی تواند مشکل را حل کند. اگر سپاه نیز از توانمندیهایی برخوردار است از کمک کردن دریغ نمی کند زیرا وظیفه سپاه ایجاب می کند که حافظ آرمان های انقلاب و پاسدار اصل نظام باشد.


حلقه بیست و دو نفره ای که مورد اشاره آقای احمدی نژاد قرار گرفت و از آنها به عنوان عوامل گرانی ارز یاد شد افرادی هستند که سپاه بازداشت کرده است؟
تقریبا.


آیا به جمع بندی رسیدید که این عوامل به کجا وابسته اند؟
در حال بررسی است.


آیا سپاه برای انتخابات ریاست جمهوری برنامه ای دارد؟
سپاه برای انتخابات کما فی السابق وظیفه و ماموریت روشنگری دارد.


این ماموریت فقط در حوزه نیروهای سپاه پاسداران است یا جامعه؟
وظیفه ما روشنگری نیروهای سپاه و بسیج است. اما پیام ما در اتاق در بسته منتشر نمی شود امکان دارد که جلسه ای که در مسجد یا سالنی برگزار می شود افراد دیگری هم حصور پیدا کنند و یا در اجتماعات بزرگ و عمومی برگزار شود.


فکر می کنید در انتخابات 92 بیشتر در چه حوزه ای سرمایه گذاری می شود فکر می کنید نظیر آنچه در انتخابات 88 رخ داد در انتخابات 92 هم رخ می دهد یا اینکه فکر می کنید جنس این دو متفاوت است.
تفاوت هایی دارند. در حال حاضر تمرکز بیشتر در حوزه اقتصاد است. در بخش اقتصاد تمرکز دشمن این است که بتواند معیشت مردم را دچار مشکل کند و یک نارضایتی عمومی به وجود بیاید مردمی که در حوزه اقتصادی دچار مشکل شدند مطالباتی را از نظام مطرح کنند که در این مطالبات مردمی و به هم ریختگی سیستم اقتصادی دنبال مقصرهایی هم می گردند. بدنبال وقوع این اتفاق و از دل این اعتراضات، فردی که طرفدار غرب بوده با یک شعار نجات دهنده شرایط اقتصادی، قصد دارد خود را پیروز میدان بیابد. به عبارت بهتر این مساله مطرح شود که اگر می خواهید شرایط بهتر شود باید به این فرد رای بدهید بدین ترتیب سعی می کنند گزینه مورد نظر خود را با تبلیغات فراوان به مردم تحمیل کنند . زیرا در شرایط عادی مردم همه جریان های سیاسی را می شناسند و تابلوی همه شناخته شده است. مردم در حوادث گذشته بسیار هوشیار شدند اما اگر بتوانند مردم را دچار اشتباه محاسباتی بکنند از درون این اشتباه محاسباتی می توانند گزینه مورد نظر را پیروز انتخابات کنندکه مطلوب غرب باشد. منظور از گزینه مطلوب این نیست که این فرد صدر صد آمریکایی است هرچند مردم به چنین فردی هم رای نمی دهند. امروز سناریو در این حوزه نوشته شده و مجموعه شرایط رصد شده، وجود این سناریو را تایید می کند. با گذشت زمان این سناریو معنی بیشتری پیدا می کند.

 

آیا به این جمع بندی رسیدید که این جریان چیست و چه گزینه ای را مدنظر قرار داده است؟
یک جریان واحد نیست. ممکن است در آستانه انتخابات هر جریانی که منافع خود را با این سناریو همراه می داند به این جریان بپیوندد. درآستانه انتخابات جریان های سیاسی با وجود مواضع مخالف با هم ائتلاف می کنند همچنانکه در جریان انتخابات سال 76 جریانی که قدرت را در دست داشت با جریان منتقد دولت ائتلاف کرد. مجموع این ائتلاف می تواند غرب را به خواسته خود یک قدم نزدیکتر کند.


از نظر سپاه یک رئیس جمهور مطلوب باید واجد چه شرایطی باشد.
یک رئیس جمهور باید کارآمد باشد و در شرایط بحرانی بتواند کشور را مدیریت کند. رئیس جمهور باید فردی باشد که بتواند در دهه پیشرفت و عدالت پرچمدار پیشرفت و عدالت باشد. این فرد باید بتواند در مسیر پر سنگلاخ، کشور را برسر منزل مقصود با اقتدار به پیش ببرد. با توجه به اینکه دشمن تلاش دارد تا دل مسئولان را خالی کند یک رئیس جمهور باید شجاع باشد و شجاعت ریسک کارهای بزرگ را داشته باشد. هدایت کلان و راهبری نظام بر عهده ولایت فقیه است رئیس جمهور آینده باید کسی باشد که تدابیر و رهنمودهای ولایت را بشناسد و به درستی آن را عملیاتی کند. بنابر این رئیس جمهور باید ولایت مدار باشد. حضرت امام خمینی (ره)در فرمایشات خود به کرات تاکید داشتند که مرم ولی نعمت هستند. یک رئیس جمهور باید خدمتگزار مردم باشد. یک رئیس جمهور باید از یک تیم سالم، متعهد،قوی و کارآمد استفاده کند ملاحظات خویشی و قومی و ... نباید در کابینه دیده شود. گفتمان رئیس جمهور باید گفتمان ارزشی و انقلابی و مردمی و برخاسته از شعارها و ارزش های انقلاب باشد. نباید خدای ناکرده گفتمانی را مطرح کند که برخلاف گفتمان رایج انقلاب باشد زیرا این کار به کشور آسیب جدی وارد می کند. زیرا در این موارد است که اختلاف به وجود می آید زیرا ناگهان مسئولی سخنی را مطرح می کند که با گفتمان اصلی انقلاب سازگاری ندارد و منجربه منازعه و درگیری در کشور می شود. ویژگی مهم دیگر رئیس جمهور، استکبار ستیزی است زیرا انقلاب فکری و فرهنگی ما استکبار ستیزی است و رئیس جمهور باید از روحیه استکبار ستیزی برخوردار باشد. هر وقت احساس کند که منافع ملت توسط استکبار پایمال شده است محکم از آن دفاع کند. اگر رئیس جمهوری این شاخص را داشته باشد رئیس جمهور مطلوبی است البته شاخص های دیگری هم می توان برشمرد که ساده زیستی و پاک دستی و ... است.


شما نگران نیستید که فردی در انتخابات آینده به قدرت برسد که طرفدار اسلام آمریکایی باشد؟
البته این خیلی بعید است که مردم ما به چنین فردی رای بدهند. خیلی بعید به نظر می رسد که چنین اتفاقی بیفتد. حتی با وجود تبلیغات گسترده و پیچیده بعید است در این مورد موفق شوند. به نظر من خود آمریکا هم ناامید است که چنین فردی در ایران به قدرت برسد یعنی کسی صدرصد در خدمت منافع غرب باشد. آنها به دنبال این هستند که یک نفر به اندازه یک گام بتواند خواسته آنها را محقق کند و این مساله برایشان بسیار ارزشمند است. آنها بر این باورند که اگر رئیس جمهوری یک گام به سمت آنها بردارد آنها در قدم های بعدی کمک خواهند کرد. آنها نگران هستند که کسی به قدرت برسد که اصلا گوشه چشمی به آمریکا و صهیونیست ها نشان ندهد.
 

برخی از کاربران این سوال را پرسیدند که آیا ضرورتی دارد که سپاه در انتخابات دخالت کند؟
این سوال بسیار مطرح می شود البته بخشی از این سوال همان سناریوی است که توسط دشمن طراحی شده است. ضد انقلاب تلاش دارد تا یک نهاد تاثیر گذار در عرصه دفاع مقدس، دستاوردهای علمی و دفاع از ارزش های انقلاب مثل سپاه را زیر سوال ببرد. شما شاهد هستید که با مصاحبه هریک از فرماندهان سپاه آنها چگونه موج سواری می کنند و سپاه را متهم می کنند. این اقدام آنها مساله ای طبیعی است. اما آیا اقدام سپاه در انتخابات دخالت است؟ شاید کسی در پاسخ، مصداقی را عنوان کند که یک فردی در فلان جا این حرف را زد. اما با استناد به این یکی دو مصداق فردی نباید یک سازمان را متهم به دخالت در انتخابات کرد.


البته گوینده این سخنان افراد عادی نبودند برخی از فرماندهان سابق سپاه بودند.
عرض کردم با چند مصداق فردی نمی توان یک سازمان را متهم کرد. اگر یکی از افراد سپاه از فردی خاص حمایت کرد، دلیلی ندارد که سپاه را متهم به دخالت در انتخابات کنیم. این افراد در تحلیل خود اغلب به این سخن حضرت امام استناد می‌کنند که امام فرمود: سپاه در امور سیاسی دخالت نکند. این استناد در واقع مصداق همان سواستفاده ای است که نسبت به سخنان حضرت امام رخ می دهد.حضرت امام تصریح دارند که سپاه نباید عضو گروه و جریانات سیاسی شود در این جا سوالی مطرح می شود که آیا این فرمایش امام با این مساله که سپاه باید تمام جریانات سیاسی را بشناسد متفاوت است یا نه. اگر به شما گفته شود که شما نباید عضویت این سازمان سیاسی را بپذیرید و همچنین شما را مامور و نگهبان این ساختمان بکنند. اگر در آن ساختمان جریان ها و گروه های سیاسی مرتب در حال تردد باشند آیا شما نباید حداقل آشنایی با آن سازمان پیدا کنید. حال اگر شما به عنوان نگهبان مراقبت کردید که چه کسانی تردد می کنندو چه رفت و آمدهایی انجام می شود آیا این مساله به معنی عضویت در آن سازمان سیاسی است؟ سپاه در عرصه سیاسی باید جریان شناس باشد تا زمانیکه جریانی را نشناسد چگونه می تواند تشخیص بدهد که این جریان برانداز است یا اینکه در جهت منافع ملی حرکت میکند؟سپاه با این کار به مردم خدمت کرده و در نهایت روشنگری می کند. برای روشنگری باید سناریوهای دشمن شناخته شود.


سپاه در مقاطعی از تاریخ انقلاب به جناح راست و یا چپ نزدیک شده دلیل این قرابت یا فاصله گرفتن چیست؟
شما اگر به گذشته سپاه توجه کنید متوجه می شوید در مقاطع مختلف متهم به حمایت از جریانات سیاسی خاص شده است. یک دوره به حمایت از جریان چپ و زمانی به حمایت از جریان راست متهم شد در حالیکه با قاطعیت می توان گفت که سپاه هیچگونه تغییری در خط و مشی خود نداده است. سپاه در مسیر دفاع از ارزش ها، آرمان ها و انقلاب حرکت می کند ممکن است که جریان ها و گروه های سیاسی نزدیکی و دوری متفاوتی با سپاه را حس کنند. یک زمانی جریان چپ با ولایت و انقلاب قرابت بیشتری دارد بنابراین خود را با سپاه نزدیک تر می بیند وزمانی جریان راست. به همین دلیل جریان های سیاسی حس می کنند که سپاه تغییر موضع داده و طرفدار جناح سیاسی دیگری شده است. شما توجه کنید که فاصله گرفتن سپاه از جریان سیاسی که با ارزش های انقلاب زاویه پیدا کرده است امر طبیعی می باشد و نمی توان سپاه را به جانبداری از جریان سیاسی مقابل متهم کرد. سپاه همیشه ولایی بوده و خود را موظف می داند تا از ولایت فقیه حمایت کند و هر جریان سیاسی که با ولایت همراه بوده و از ارزشهای انقلاب دفاع کند مورد تایید سپاه است. اگر جریان سیاسی در جبهه براندازان قرار گرفت سپاه نمی تواند سکوت کند و به بهانه اینکه این مساله مربوط به یک جریان سیاسی خاص است سکوت کند.سپاه بنا بر مسئولیت خود موظف است در برابر چنین جریان هایی روشنگری و در صورت اقدام به براندازی، با آنها با قاطعیت برخورد کند. نکته دیگر این است که سپاه با توجه به هویت سازمانی اقدامی را انجام می دهد یعنی اینکه من با لباس و کسوت سازمانی در حال فعالیت هستم و باید محدودیت ها و معذوریت ها را مورد توجه قرار بدهم اما زمانی به عنوان شهروند ظاهر می شوم که قطعا دیگر محدودیت های سابق در مورد من وجود ندارد. من به عنوان شهروندی که از حق رای برخوردار است باید برای رای دادن تحقیق کرده و جریان ها را بشناسم شما نمی‌توانید به یک عضو سپاه این توصیه را بکنید که به دلیل عضویت در یک نهاد نظامی هنگام رای دادن باید چشم و گوش بسته رای بدهد.حال اگر چنین فردی با اگاهی کامل رای خود را به صندوق انداخت آیا این مصداق دخالت در انتخابات است.


منظور ما از دخالت در انتخابات این نبود که حقوق شهروندی یک عضو سپاه زیر سوال برود کسی در حقوق شهروندی اعضای سپاه شکی ندارد دغدغه ما معطوف به این بود که برخی از فرماندهان سپاه با لباس نظامی یک فرد را به دیگران توصیه می کنند.
من با لباس نظامی هنگام سخنرانی حق ندارم که از کسی دفاع کنم اما بصیرت و بینش را باید به مخاطبین خود بدهم که امروز چه سناریوها و طراحی هایی را دشمن تدارک دیده است تا به اهداف خود برسد. یک روز جنگ سخت در این کشور مورد هدف است و روز دیگر جنگ نرم که این جنگ هم ابعاد مختلفی را دارد. به ترتیبی که یک روز در بعد سیاسی و روز دیگر در بعد اقتصادی وارد می شود. اگر این برنامه ها مورد رصد قرار نگیرد مردم به من خرده می گیرند و می گویند که شما چه سازمان مدافع نظام و انقلاب هستید که از برنامه های دشمن آگاهی ندارید. حالا من اگر این برنامه ها را شناسایی کرده و بصیرت کافی را به مردم دادم آیا این کار مصداق دخالت است؟ معمولا این طراحی ها در آستانه انتخابات شدت پیدا می کند.شما می توانید این ادعا را داشته باشید که دشمن در انتخابات ما دیگر قصد دخالت ندارد؟ در تمام انتخابات برگزار شده در این سی و سه سال دشمن با طراحی گسترده در صدد بوده تا اهداف خود را محقق کند. آیا سپاه می تواند از این مساله چشم چوشی کند و این موضوع را رصد نکند که چه جریاناتی همسو با دشمن حرکت می کندو به مردم هشدار بدهد . مثلا در همین حوادث اخیر بازار ارز گفتیم، هر جریانی که بازار را ملتهب کند در پازل دشمن حرکت می کند. جریان های سیاسی می توانند از این سخن تعابیر زیادی کنند اما واقعیت این است که هدف ما فرد یا گروه خاصی نیست. سپاه در این مسیر به وظیفه خود عمل می کند اگر جریانی احساس می کند که مخاطب این سخن است باید خود را اصلاح کند.

/27214

 

کد خبر 248920

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 6 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بدون نام IR ۱۳:۲۹ - ۱۳۹۱/۰۷/۱۷
    101 2
    خبر آنلان چرا نظرات درباره این مصاحبه رو حذف کردید؟؟؟؟ خیلی ضایع بود نهایت آزادی بیان؟؟؟
  • بدون نام IR ۱۸:۱۹ - ۱۳۹۱/۰۷/۱۸
    39 1
    اگر جرات پخش نظرات ندارید پس مصاحبه هم نکنید مردیم از بس حضرات یک طرفه به قاضی رفتند