۰ نفر
۲۹ اسفند ۱۳۹۱ - ۱۱:۵۳

اگر روند رو به تنش در عراق، کنترل ومدیریت نشود می‌تواند عراق را به سوریه بعدی تبدیل نماید؛ مسئله‌ای که باید چاره‌ای برای آن اندیشید.<BR>

 قاسم محب علی*

 

کارشناسان مسائل عراق و کسانی که تحولات این کشور را پیگیری می کنند، براین نکته مهر تائید می گذارند که این کشور دیر زمانی است که درگیر بحران طائفی و درگیری های قومی و مذهبی شده است. در واقع اختلافات درون دولتی، درون پارلمانی، بین احزاب و گروه های سیاسی ریشه در بحران طائفی و منازعات مزمن طائفی در عراق دارد. در نتیجه همبستگی ملی و حکومتی در عراق مرتباً در حال تضعیف بوده و احتمال ورود این کشور به جنگ‌های طائفی و تجزیه طلبانه افزایش یافته است.
برای درک بهتر شرایط باید گفت که جنگ داخلی و بحران مرتباٌ در حالِ تشدید سوریه، در حال اثر گذاری روافزون بر تحولات عراق است. تحولات سوریه، شکاف‌های قومی ومذهبی عراق را بین شیعه – سنی و کردی- عربی بیش از پیش تشدید نموده است.
نگاهی به اخبار منتشره در مطبوعات نشان می‌دهد که گروه های متخلف قومی ومذهبی درحال سازماندهی و تقویت نظامی خویش بوده وخود را برای درگیری‌های احتمالی پیش رو آماده می نمایند. یکی از اخرین نمونه ها، تشکیل گروهی شبه نظامی بنام ارتش مختار (جیش المختار) می‌باشد که آشکارا بر پایه مبارزه با اهل سنت ساکن بغداد شکل گرفته و شعارهائی مبتنی بر اخراج اهل سنت از بغداد سر داده است. در جهت مقابل نیز تهدیدات لسانی مشابهی در استان های نینوا و کرکوک برای شیعیان شکل گرفته است.
پاره‌ای بر پایه تئوری توطئه، اوج گیری منازعات طائفی را به اشغال آمریکا و سیاست تفرقه بینداز و حکومت کُنِ آمریکائیان در عراق ارجاع داده و اوضاع فعلی را حاصل رفتار آمریکائی ها می دانند. به نظر آنان این مناقشات قرن‌ها بود که فروکش کرده بود اما با حضور آمریکائی‌ها در صحنه داخلی عراق، دوباره عراق جدید را به خود مشغول داشته است. تحولی که می تواند وحدت ملی و ارضی عراق را به شدت آسیب پذیر کرده و حتی می تواند جغرافیای سیاسی این کشور و منطقه را دستخوش تغییر و تحول نماید.
بحران سوریه، هر روزه بیشتر صبغۀ طائفی و درگیری‌های مذهبی به خود می گیرد و همین تحول هر بیشتر صحنه داخلی عراق را نیز به شدت تحت تاثیر خویش قرار داده است. تحولی که نه تنها سیاست مداران، بلکه رهبران مذهبی و قومی و مردم عادی کوچه و بازار را نیز درگیر کرده است. در واقع تحولات سوریه روزبروز درحال افزایش دادن فاصله و شکاف میان گروه های قومی ومذهبی عراق می باشد.
سقوط بشار اسد در سوریه، می تواند درگیری‌ها را به داخل عراق بکشاند و این نگرانی را برای مالکی و بسیاری از شیعیان پدید آورده است که تشکیل یک حکومت سنی مذهب در سوریه، ممکن است منجر به تشکیل اتحاد بین اهل سنت عراق با آنان گردد. این نگرانی از این واقعیت نشأت می گیرد که آینده روشنی برای مصالحه در سوریه و تشکیل یک حکومت وحدت ملی و متشکل از همه مذاهب و اقوام سوری به چشم نمی خورد و اهل سنت عراق عموماً در بخش‌های غربی عراق و هم مرز با سوریه ساکن بوده و از نظر جغرافیائی چسبیده به سوریه هستند. اهل سنت سوریه نیز عموما در شرق این کشور و مناطق همجوار با عراق سکونت دارند.
حمایت روزافزون آمریکا از مخالفین و افزایش کمک ها به معارضین سوری، احتمال سقوط اسد را متحمل ساخته و همین امر دوستان و حامیان وی را دچار اضطراب و نگرانی نسبت به اوضاعِ پس از اسد درسوریه و منطقه کرده است. غالب همسایگان سوریه در تحولات دو سال اخیر سوریه و از زمان آغاز ناآرامی‌ها در این کشور و سپس تبدیل آن به جنگ داخلی و طائفی و احیاناً مذهبی مداخله داشته و درگیر بوده اند. دولت های لبنان و عراق به نفع اسد و ترکیه و اردن به نفع مخالفان وی و اسرائیل مترصد اوضاع بوده است. به عنوان مثال دولت ترکیه، سقوط اسد را فرصتی ذی‌قیمت برای ترکیه جهت برپائی نقش حداکثری در خاورمیانه جدید می بیند. ترکیه ای که می تواند حضوری پر رنگ در تجارت، سیاست و امنیت خاورمیانه داشته باشد. این آرزو با تشکیل یک حکومت متفاوت و متکی به اکثریت اهل سنت در سوریه قابلیت بیشتری برای تحقق خواهد داشت. اتفاقی که درست برخلاف خواست ومنافع اکثریت شیعی حاکم بر عراق می باشد.
سقوط اسد برای جمهوری اسلامی ایران یک خط قرمز تعریف شده است. در واقع شاید هیچ حکومت دیگری به اندازه ایران، در این سطح از حکومت سوریه حمایت به عمل نیاورده است. این امر شاید از این باور ناشی می شود که تغییر حکومت در سوریه تأثیر و نفوذ ایران در منطقه خاورمیانه وشرق مدیترانه را تحت تأثیر قرار خواهد داد. مسئله دیگر این است که همانند دولت مالکی، جمهوری اسلامی ایران نیز تحولات سوریه را با تحولات آتی عراق در ارتباط دیده و همین امر می‌تواند موقعیت ایران را نه تنها در لبنان که عراق نیز تحت‌الشعاع قرار دهد.
این مسئله قابل فهم است که جمهوری اسلامی ایران به هیچ وجه نمی‌تواند در قبال بحران در عراق و درگیری‌های شیعه و سنی در آن بی تفاوت باقی بماند؛ چرا که تحولات سوریه و سرریز شدن این بحران به عراق افزایش می دهد، شکل دیگری به معادلات همسایگی می‌دهد. منازعۀ شیعه - سنی و کرد -عرب می تواند سایر مرزها را ناامن کرده و به سمت سایر کشورها از جمله ایران نیز منتقل شود و اوج گیری بحران می‌تواند پایِ سایر کشورهای منطقه و خارجِ منطقه را نیز بار دیگر به عراق و حاشیه غربی ایران باز کند و همین امر بر نگرانی کشورها و بازیگران تأثیرگذار بر تحولات سوریه اعم از ایران، عراق و لبنان و شکل بازیگری آنها افزوده است.
در نتیجه از هر سو که به روند تحولات در سوریه بنگریم، دامنۀ درگیری می‌تواند به سمت عراق و شرق گسترش یابد؛ مگر اینکه راه حلی دیپلماتیک در سوریه یافته شود. راه حلی که بتواند هم تمامیت ارضی سوریه را حفظ نماید و هم وحدت ملی این کشور را و از همه مهمتر حکومت آینده سوریه حکومتی غیرطائفی و غیر فرقه‌ای و غیرمذهبی در بوده و همه اقوام، مذاهب و طوایف این کشور راضی و در حکومت شراکت دهد. 
این گونه پیداست که هم آمریکا و هم اروپا و به احتمال زیاد روسیه نیز، به چنین آینده‌ای چشم دوخته اند. درحالی که دول و جریانات سیاسی و دینی منطقه خواب‌های دیگری دیده و انتظارات گوناگون و متضادی را برای سوریه مد نظر قرار داده اند. پیچیدگی اوضاع سوریه نیز از همین ناهمگونی‌ها ناشی شده و ترس از آینده، همسایگان و بازیگران منطقه‌ای را وادار کرده است که هر یک در فکر حفظ موقعیت و منافع خویش بوده و خود را برای منازعات بعدی آماده نمایند. این واقعیتی است که هم اکنون در عراق درحال شکل گیری است و اگر روند رو به تنش کنترل ومدیریت نشود می تواند عراق را به سوریه بعدی تبدیل نماید؛ مسئله‌ای که باید چاره‌ای برای آن اندیشید.

*مدیر کل پیشین خاورمیانه وزارت خارجه و کارشناس جهان عرب

5252

کد خبر 283056

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 12 =