نسرین وزیری: «پرهیز از تنش بین نخبگانی در داخل کشور»، «کارآمدی اقتصادی کوتاه و بلند مدت در کشور» و «به تعویق انداختن انتقادات رغیب» سه ضلعی است که حشمتالله فلاحت پیشه برای گشایش در سیاست خارجی کشور در دولت روحانی متصور است.
مشروح گفت و گوی خبرآنلاین با این استاد دانشگاه و عضو پیشین کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در مجالس هفتم و هشتم را در ادامه بخوانید:
معرفی آقای ظریف به عنوان وزیر خارجه دولت آقای روحانی، با بحثهای زیادی در فضای رسانهای و سیاسی روبرو شده است. نظر شما درباره ایشان چیست؟
انتخاب آقای ظریف به عنوان وزیر خارجه نشان داد که سیاست خارجی آقای روحانی با رویکرد تنش زدایی با غرب خواهد بود. آقای ظریف ماموریتهای دیپلماتیک زیادی در غرب بویژه در سازمان ملل و به طور غیرمستقیم با آمریکا داشته است. او از سابقه دیپلماتیک لازم برای بهبود روابط با آمریکا برخوردار است اما باید ببینیم که ساختار چقدر اجازه تغییرات جدی در سیاست خارجی را میدهد. اگر آمادگی ساختاری وجود داشته باشد، از لحاظ تخصص و تجربه دیپلماتیک، ظریف و سیستم دیپلماسی آقای روحانی میتوانند به بهبود روابط خارجی کشور کمک کنند.
به نظر شما آقای ظریف شانس رای آوری در مجلس را دارند؟
بله. فکر می کنم رای خوبی بیاورند.
پس از ارائه رای اعتماد نمایندگان به وزرای پیشنهادی آقای روحانی، دولت ایشان با وزرای جدید آغاز به کار خواهد کرد. با توجه به پیشینه عضویت شما در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، فکر می کنید چه موارد مفتوح و نیمه کارهای در وزارت خارجه وجود دارد و چه مواردی از دولت دهم به یازدهم موکول شده که دولت و وزیر خارجه جدید باید به آن بپردازد؛ از پیگیری وضعیت ایرانیان خرج از کشور تا برقراری رابطه با دیگر کشورها؟
مسائل خردی همچون مشکلاتی که برای برخی هموطنانمان در خارج از کشور شکل گرفته، زیاد نیازمند راهبرد کلان و انرژی زیاد نیست و خود به خود در یک روند عادی کنسولی حل میشود، مثل مشکل ربوده شدن دیپلمات ما در یمن و یا تصادفی که دیپلمات عربستان در ایران مرتکب شده و منجر به مرگ یک هموطن ایرانی گشته. آنچه دولت آقای روحانی نیاز دارند، گشایشهای کلان در سیاست خارجی است که حتما باید حرف جدیدی در این حوزهها داشته باشد و ضمن حفظ منافع و امنیت ملی کشور در مسیر گشایش نیز حرکت کند تا مسیر دیپلماسی را تغییر دهد.
یکی از این مسائل، بحث ایران و مذاکرات هستهای است که آقای روحانی خودش دیپلمات ارشد این مذاکرات بوده و میداند ایران جقدر برای این مسیر هزینه داده است. به نظرم این پرونده نیازمند یک مثلث با 1+5 است که عبارت است از ا- به رسمیت شناختن حقوق هستهای ایران، 2- یافتن زبان اصلی برای تفاهم و جلب نظر آژانس و ایجاد اعتبار از سوی ایران و 3- قرار گرفتن تحریمها در سراشیبی مثبت. اگرچه چراغ سبزهایی نظیر لغو تحریمهای پزشکی دیده میشود اما تصویب قانون تشدید تحریم در کنگره را هم نباید نادیده گرفت. البته دعوای آمریکا با کنگره مبنی بر لزوم اتخاذ سیاست صبر به جای فشار، علائم مثبتی است. هرچند خوش بینانه است که فکر کنیم که در راهبردشان با ایران تغییر ایجاد میکند اما به هرحال یک تغییراتی با آمدن آقای روحانی در دست انجام است که مواردی رابه مخالفان ایران تحمیل کرده است. به نظر من آقای روحانی در مثلثی که به آن اشاره کردم، باید حرف جدیدی بزند تا تفاهمی با آژانس شکل بگیرد و مسائل هستهای بهبود بیابد.
در حال حاضر که از یکسو سخنگویان کاخ سفید برای مذاکره با دولت جدید ایران اعلام آمادگی میکنند و از سوی دیگر با تصویب تحریم های جدید در این کشور مواجه هستیم، آینده روابط دو کشور در دولت آقای روحانی را چگونه می بینید؟
به نظرم حتی آمریکاییها هم از ادامه این روند دچارخستگی شدهاند. تحولات ترکیه و مصر و کشورهای عربی نشان داد که استراتژی مبتنی بر ثبات دچار حلقه مفقوده «ایران» است و امریکا باید از این فرصت استفاده کند و وارد فضای تنش زدایانهای با ایران شود.
در حال حاضر آمریکا پس از انتخابات ریاست جمهوری اخیر ایران به سمت افزایش بحران نمیرود. آقای روحانی باید از این خستگی عمل گرایان در آمریکا استفاده کند. مضاف بر اینکه آمریکا با تهدید هژمونی از سوی چین هم مواجه است که دولت آقای روحانی باید از این تهدید هم هم استفاده کند.
معتقدم که در آمریکا تحولاتی در حال شکل گیری است. البته نمیتوان خوش باورانه منتظر تحولات اساسی بود اما آمریکا دچار زوال هژمونی در مناطق مختلف در دنیا شده است. منظورم دعوای هژمونی آمریکا با چین است. آنها معتقدند از 2016 تا 2025 چین جایگزین آمریکا در تسلط بر جهان میشود و این تهدیدی جدی برای غرب است که اولویتهای آمریکا را تغییر میدهد. چرا که تداوم سیاستهای گذشته آنها را تضعیف میکند. برای همین است که از همین الان هم 10 تا 15 نیروهای خارجیشان را از کشورهای مختلف خارج کرده و به دریای چین میفرستند.
در عرصه منطقه هم راهبردهای آمریکا در عراق و وافغانستان با شکست مواجه شد و تا سال 2014 اگر آمریکا نتواند حق کاپیتالاسیون را برای نیروهایش بگیرد مجبور خواهد بود افغانستان را ترک کند. مضاف بر اینکه سیاستهای آمریکا در قبال دیگر کشورهای منطقه هم بردی نداشته است. طرح خاورمیانه بزرگ هم در منطقه دچار مشکل جدی است. برای همین است که آمریکا قبلا مدام از جنگ حرف می زد اما الان تعاملی تر شده است.
به نظرم از موضع قدرت میتوان به سمت تنش زدایی با آمریکا پیش رفت، چون آنها هم بخشی از وقایع را می بینند. البته من نگاه خوشبینانه ای ندارم که آمریکا به دنبال یک رابطه خوب با ماست اما اگر ایران را با اقدام نظامی می توانستند به قلمرو خود ببرند، تا حالا این کار را می کردند. اما آنها الان بخشی از واقعیات را در قبال ما پذیرفتهاند و مجبور شدهاند برخی صفات به قول امام خمینی(ره) شیطانی را کنار بگذارند و به این بیاندیشند که رابطه بهتری با ایران شکل دهند. به نظرم به این نطقه نزدیک شدهایم. البته در انتهای دهه 60 و سال 76 که آقایان هاشمی و خاتمی رئیس جمهور شدند، آمریکا مقداری به ایران نزدیک شد. اما هاشمی وارث کشور ویران شده پس از جنگ بود و خاتمی هم نمیتوانست هنوز از موضع قدرت با آمریکا صحبت کند. اما الان روحانی می تواند از موضع قدرت با طرف آمریکایی صحبت کند. چون 12 سال است که آمریکا سعی می کند ایران را از فعالیت هستهای باز دارد اما نتوانسته است و بسیاری از مسائل در جغرافیای منطقه در عراق و عربستان و .. تغییر کرده است. در چنین شرایطی ایران می تواند از موضع قدرت با آمریکا مذاکره کند.
نقش ایران در حل مساله سوریه میتواند به ارتقای جایگاه دیپلماتیک ما بیانجامد؟
به نظرمن این روزها گشایش در بحث بحران سوریه، حتی مهمتر از حل مساله هستهای ایران است. چون سوریه روی خطوط گسل خاورمیانه است که هم رژیم صهیونیستی و هم منافع آمریکا در منطقه را به خطر میاندازد. ایران برای ایجاد ثبات در این مساله میتواند نقش بسزایی ایفا کند. شرط رای حضور ایران در مذاکرات ژنو دو هم نشانه مثبتی است. به نظر من آقای روحانی می تواند وارد تحولات سوریه شود و طرح عملیاتی ایران برای بازیگران سوری را ارائه دهد. این طرح از این قرار است که اسمی از زمان و پیش شرط نیاید و صلح بانان بین المللی در مناطق درگیری حضور یابند و پیش از تشدید درگیریها این صلح بانان مستقر شده و زمانی که آنها اعلام کنند انتخابات آزاد و بین المللی شکل بگیرد و هم طرفین و هم ایران و دیگر کشورها، همه نتیجه آن را بپذیرند.
رابطه ایران با همسایگان را چطور میبینید و چه توصیهای به آقای روحانی دارید؟
متاسفانه رابطه ایران با کشورهای منطقه رابطه خوبی نیست از جمله با عربستان که در حال احتضار است. آقای روحانی هم اهمیت رابطه با عربستان را درک کردند که در نخستین نشست خبری خود پس از پیروزی در انتخابات آن را مطرح کرد. به نظرم ایران نیازمند تنش زدایی با همه همسایگان خود است. ایران بدون تنش زدایی نمیتواند سیاست های ضد تحریم خود را به کار ببرد.
اگرچه دولت آقای احمدینژاد، سیاستهای دیپلماتیک دولت اصلاحات را منفعلانه میخواند اما برخی دیپلماسی دولت آقای خاتمی را تنش زدا و دیپلماسی دولت گذشته را تنشزا مینامند. به نظر شما دیپلماسی دولت آقای روحانی چگونه باید باشد؟
اگر ارزیابی ما بر اساس موضع گیریهای وزارت خارجه باشد باید بگوییم که در دولت گذشته، این موضعگیریها در حوزه جنگ روانی قابل بررسی بود نه از نظر دیپلماتیک! ما دوران پر التهابی داشتیم که انتظار میرود آقای روحانی این التهاب را کم کند. خوشبختانه حضور مهمانان خارجی در مراسم تحلیف ایشان گویای نگاه مثبت جهان به حضور ایشان در راس دولت است. مضاف بر اینکه نفس دعوت از مهمانان خارجی برای حضور در این مراسم، نشان دهنده یک نگاه متفاوت در دولت آینده است. اگرچه برخی رسانهها انتقاداتی را مطرح کردند که مثلا سطح مهمانان خارجی این نشست چندان بالا نبود اما باید این را هم در نظر داشت که برای طیف پیروز انتخابات که هیچ امکانی در سیاست خارجی نداشتند تا به دعوت مهمانان خارجی بپردازند، همین تعداد مدعو هم قابل توجه است. نباید فراموش کنیم که گروهی در این انتخابات پیروز شد که طی چند سال گذشته هیچ قدرت دیپلماتیکی نداشت وهمینکه بابی باز شد، نشان می دهد که سیاست خارجی بهتری در پیش خواهیم داشت.
انشالله سیاستی تنش زدا را در این دولت شاهد خواهیم بود. کما اینکه آقای روحانی رسما اعلام کرده است که سیاستش اعتدال است و سعی می کند سیاست خارجی اعتدالی هم داشته باشد. ایشان باید دستگاههایی که مسئولیت کلان در عرصه تصمیمات دیپلماتیک دارند را همراه کند و به تقابل زدایی بپردازد.
انتظار میرود که موضع گیری افراطی در این دوره کمتر مطرح شود. حتی اولین موضع تهدید اسرائیل هم در مقابل تهدید نتانیاهو مطرح شد و حالت تدافعی داشت. به نظر می رسد که آقای روحانی سعی می کند فضای آرامی شکل بگیرد که ایران مقصر و عامل تدوام تنش به نظر نیاید. در فضای پر تلاطم امروز دنیا، فقط یک موضع اعتدالی میتواند اهداف کشور را تامین کند.
البته برای این منظور ابتدا باید از تنش بین نخبگانی در داخل کشور پرهیز کنیم. گام دوم یا ضلع دوم مثلث، مربوط به کارآمدی اقتصادی کوتاه و بلند مدت است و ضلع سوم سیاست خارجی است که دولت با گشایش در سیاست خارحی میکوشد انتقادات رغیب را به تعویق بیاندازد و اقصاد کشور را به تحرک بیشتر وادارد.
گاهی تلاشهایی در دستگاه دیپلماسی کشور برای بهبود روابط خارجی صورت میگیرد اما یک اظهارنظر غیرکارشناسی از سوی مقامی خارج از این دستگاه، یا یک رفتار غیرقابل پیش بینی، تمامی این تلاشها را از بین میبرد و ورق را بر علیه منافع ملی کشور برمیگرداند. این موارد را چطور می توان در دولت آینده کنترل کرد؟
بزرگترین آفت سیاست خارجی ما پوپولیسم غیرتخصصی است. کسانی سیاست خارجی را عامیانه می بینند. مثل همینکه درباره احتمال حضور استراو در مراسم تحلیف رئیس جمهور یک موضع عامیانه از سوی یکی از نمایندگان مجلس اتخاذ شد. در شرایطی که مخالفین ایران با همراهی اپوزیسیون خارج از کشور سعی میکنند القا کنند که ایران قصد تغییر ندارد، یکی از کسانی که تغییر در دیپلماسی ایران را جدی گرفت، جک استراو بود. باید در مواجهه با چنین کسانی برخورد واقع گرایانه داشته باشیم. باید از آنها که ما را به رسمیت می شناسند، استقبال کنیم.
معتقدم در آینده تصمیم گیری عامیانه در سیاست خارجی نخواهیم داشت.موانع سیاست خارجی عملگرا نیز کسانی هستندکه نگاه عامیانه به دیپلماسی داشتند و خوشبختانه با روی کار آمدن دولت اعتدال، نقششان روز به روز ضعیفتر می شود. کسانی که با یک اظهار نظر نسنجیده یکباره در مجلس پیشنهاد بستن تنگه هرمز را داده و منجر به تقویت حضور ناوهای جنگی در آبهای منطقه میشدند یا قصد داشتند با گوجه فرنگی از استراو استقبال کنند به تدریج تریبونهای خود را از دست میدهند و به دلیل نگاههای افراطیشان کنار گذاشته میشوند.
برخی پیشنهاد دیپلماسی متمرکز و واحد را مطرح میکنند. به نظرتان چنین پیشنهادی چقدر اجرایی است؟
آقای روحانی چاره ای ندارد جز اینکه سیاست خارجیاش را در حوزه شورایعالی امنیت ملی سامان داده و پیش ببرد و پس از آن دیگر دلیلی ندارد که با دیگران وارد بحث شود. با پیشبرد عقلانیت در این شورا، خیلی چیزها قابل کنترل است. وقتی این شورا تصمیمی را اعلام کند در آینده کسانی که نگاه عامیانه به سیاست خارجی داشته باشند، به حاشیه رانده می شوند.
آینده روابط ایران و انگلیس را چگونه میبینید؟
رابطه ایران و انگلیس چیزی جز تشریفات و پیام تبریک نیست. بخشی از این ارتباط هم رابطه بازرگانان است که دولتها زورشان به آنها نمی رسد. سومین بخش از روابط دو کشور هم مربوطبه برخی چهره های خاص است که هیچ کدام هم خیری به کشور نمی رسانند. شاید در مورد گفت و گو با آمریکا، نزد نخبگان آمریکا حسن نیتی نسبت به ایران ببینینم اما نگاه انگلیس و نخبگانش به ایران منفی است. کما اینکه بازی انگلیس در 5+1 و ژنو دو روشن است. از این رو آینده چندان درخشانی در مورد روابط دو کشور متصور نیست. مضاف بر اینکه روابطی که تا کنون وجود داشته هم خیلی سطح بالا نبوده و به جز سه سطحی که یاد شد، ما تا کنون روابط ویژهای با انگلیس نداشتهایم. چه قبل از تعطیلی سفارتشان و چه پس از آن.
/2929
نظر شما