گلچین خبرآنلاین از کتاب «برزیگران دشت خون» نثرهای عاشورایی به قلم استاد پرویز خرسند را در زیر می خوانید:

برزیگر صحرای خون که بذرافشان زندگی بود، آخرین نیروی خویش را به کار انداخت. آنچه بذر زندگی داشت از دامن افشاند و خود نیز بر خاک خون گرفته نشست تا ناطور دشتی بزرگ باشد.

او که بر خاک نشست و خویش را قربانی انسان کرد، خورشید از خودش خجالت کشید با خود اندیشید: اندکی گرما و نور به زندگی انسان می بخشم و این همه فخر می فروشم، بر صدر می نشینم و خیره در چشم آدمی می نگرم، در حالی که در این کا رقصد خدمتی به آدمیزاد خاکی ندارم بل، این خاصیت وجودی من است. آفریدگارم چنین آفریده است. من با نورم و جوشش مذاب درونم، یگانه ام. این گرمی و حرارت که بر جسم سرد زمین و زمینیان می پاشم نه برای محبت به آنهاست بلکه به خاطر آسودگی خود من است، اگر نباشم می میرم. با اینکه حقی بر انسان ندارم و گذشت و بخششی در راه او نکرده ام، چه احمقانه است بر صدر نشستن و فخر فروختنم.

اما او، از من هزاران بار قوی تر و پرنورتر بود. او همه چیزش را در راه انسان، در راه آزادی انسان و بزرگی و شکوهمندی آدمی داد. و بزرگوارانه بر خاک نشست. باد، زوزه کشان بر چهره آدمکان خاک افشاند و خورشید چهره درهم کشید. از آن فراز سرازیر شد و گریان بر کران دور مغرب بر شن های داغ صحرا افتاد، گریست و اشک های خون رنگش دامن پاک آسمان را گلگون کرد.
غروب خورشید آن روز، غروب خورشیدی بزرگ تر را اعلام کرد. خون حسین با خون خورشید درآمیخت و ...

عاشورا شام شد...

/6262

کد خبر 322508

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 11 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 4
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • هادی IR ۲۰:۵۸ - ۱۳۹۲/۰۸/۲۳
    18 8
    واقعا زیبا بود.اما زیباترین کلمات و واژه ها هم نمی تونن ذره ای ازین زیبایی رو توصیف کنن.
  • اریا A1 ۰۸:۵۹ - ۱۳۹۲/۰۸/۲۴
    16 0
    استاد پرویز خرسند چقدر شبیه میر حسین موسویه!!!!!!!!!!!!!!!
  • رسولی IR ۱۴:۱۴ - ۱۳۹۲/۰۸/۲۴
    12 0
    قیافه این بنده خدا چقد شبیه سید هستش!!
  • بی نام IR ۱۷:۲۲ - ۱۳۹۲/۰۸/۲۵
    3 1
    از خودش خجالت کشید فردا با کمال پرروئی سر برآورد خدا در قرآن میفرماید با مردن هیچ یک از شما خللی در آسمانها و زمین پدید نمی آد.