۰ نفر
۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۰۶:۲۹

برخلاف بسیاری از دوستان که فیلم"من روحانی را هستم" را منفی تلقی کردند،نگارنده از دیدن این فیلم چنین حسی نگرفت.

بخشی از ماجرا به این باز می‌گردد که تقریبا عمده مطالب فیلم بر مستندات تاریخ استوار بود، اگر در بخش‌هایی خطاهایی به چشم می‌آمدـ از جمله در ماجرای ایران کنتراـ و حتی می توان گفت که گاه نگاه یک طرفه ای هم به چشم میآمد,اما در مجموع تصویری که از آقای روحانی ارائه شد با واقعیات زیست سیاسی او همخوانی داشته است.

درباره ماجرای ایران - کنترا هر کسی که خاطرات آقای هاشمی را بخواند برداشتی همانند محقق برنامه را به ذهن می‌آورد. اگر چه محقق نکته‌بین! باید منابع دیگری را هم می‌دید، و حداقل یک مورخی که سرش به تنش می‌ارزید و نام و عنوان و اعتباری دارد، می‌بایست در زمره کارشناسان این کار می بود تا از برخی لغزش‌ها جلوگیری کند. برای نمونه از جمله آثاری که باید دیده می‌شد کتاب آقای محسن هاشمی درباره ماجرای مک فارلین است، که همزمان با انتشار خاطرات سال 65 آقای هاشمی در همان سال منتشر شد که متاسفانه در فهرست منابع پایان این فیلم نیست.

اما حتی اگر آقای روحانی در این ماجرا حضور هم داشته باشد، باز چیزی از ارزش‌های او کم نخواهد کرد، چرا که دقیقا برای مصلحت و حفظ منافع ملی دست به چنین ریسکی در آن فضای سیاسی زد و نمایشگر قرائتی از یک طیف سیاسی درایران از سیاست است که در همه تاریخ وجود داشته است.

سایت تاریخ ایرانی در مطلبی، برداشتی از خاطرات آقای هاشمی کرده است که نشان می‌دهد آقای روحانی در جریان مذاکرات بود، اما پای میز مذاکرات نرفت. به گمانم اینجاست که نقش دفتر ریاست محترم جمهور و یا معاونت ارتباطات آن برجسته می‌شود که دقیقا از آقای روحانی بپرسند و توضیح دهند که ایشان در آن دیدار حضور داشتند یا نه تا صدق و کذب ماجرا دقیقا مشخص شود .

در انتهای این نوشته بخشی از خاطرات و مطالبی را که در سایت تاریخ ایرانی آمده آورده‌ام.

متن کامل را می‌توانید در این لینک ببینید.

نکات مثبت فیلم کم نیست که ازجمله آنها می‌توان به این موارد اشاره کرد: آقای روحانی فن بیان قوی داشت،منبری کارکشته بود،
محاجه او در سربازی با مقام مافوقش از شجاعت و ایستادگی و جسارت او خبر می دهد،
انتخاب آقای روحانی از طرف مرحوم مطهری برای سخنرانی روز هشت آبان 1356 در مسجد ارگ از اعتماد قشر روشنفکر و پیشروی روحانیت( و نه بخش ارتجاعی) به آقای روحانی حکایت دارد. روایتش از آمدن دو فرد برای ترور او و تیزهوشی ‌اش در آن موقعیت و باز نکردن در و در نهایت فرار کردن تروریست‌ها از هوش و موقعیت‌شناسی او روایت می‌کند، و انتخابش به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی و مسئول مذاکرات هسته‌ای در دولت آقای خاتمی از ویژگی‌های مثبتی است که برای آقای روحانی نشان داده شده است.

برخی اطلاعات هم بر اساس مستندات و نوشته های خود آقای روحانی است مثل تبدیل اسم فریدون به روحانی که بعد از انقلاب اتفاق افتاد.
برخی اطلاعات نصفه و نیمه است مثل ماجرای حصر مرحوم  آیت‌‌الله منتظری توسط شورای عالی امنیت ملی که البته رفع حصر هم از سوی همین شورا و با پی‌گیری آقای روحانی انجام شد که در فیلم به آن اشاره نشده است.


سخنرانی آقای روحانی در 23 تیر سال 1378 در همه جا موجود است و به زعم فیملنامه‌نویس که معتقد است" به طرز عجیبی از آرشیو‌های کشور حذف شده است" این گونه نیست و حداقل در مطبوعات آن زمان می‌توان یافتش و مشخص نیست که این اطلاع را فیلمساز از کجا به دست آورده که آثار آن سخنرانی از آرشیو‌ها حذف شده است.

به گمان من انتخاب آقای روحانی به عنوان رئیس جمهور از سوی مردم با توجه به جمیع این جهات انجام شده است. افکار عمومی در ایران در چند سال اخیر به بلوغی رسیده است که آدمیان را بر اساس تک عکس‌ها قضاوت نکند. کاری که متاسفانه جریان منتسب به خط فکری راست تندرو(چه دربخش سیاسی صدا و سیما،روزنامه‌ کیهان، چند تنی در روزنامه رسالت و جریان جبهه پایداری)انجام می دهند. اگر این فیلم را با نوع دیالوگ‌ها و فضای گفتمانی که جریان تندرو مخالف آقای روحانی و اصلاحات به راه می‌اندازند مقایسه کنید ، با من همعقیده خواهید شد که فاصله فراوانی  میان  آن نوع هیابانگ و هتاکی و دروغ و تهمت با این فیلم وجود دارد. و اتفاقا اگر این گروه جزو منتقدان آقای روحانی باشند، به جای طرد و رد آنها باید با تذکرات و اصلاح کردن برخی خطاها تشویقشان کرد که کارشان را ادامه دهند. حداقل در این فیلم آقای روحانی سازشکار،در خط بیگانه،‌فراماسون،جاسوس و  لیبرال و فلان لقب نگرفت( کاری که منتقدان تندرو در تمامی این سال‌ها با مخالفان فکری خود کردند و می‌کنند که نمونه‌اش هتاکی‌های بی‌وجهی است که نثار آقای خاتمی صورت می‌دهند و متاسفانه کسی هم جلودار آنها نیست.)

مجموعه دست‌اندرکاران دولت، و به خصوص وزارت ارشاد که در همین مدت کوتاه نشان داده است چقدر به آزادی بیان و مقابله با سانسور معتقد است، باید در برابر منتقدان هم شکیبا باشد و  به جای آنکه از توزیع یا پخش فیلم ممانعت کنند و سخن از مجوز بیاورند، بهتر است در  فکر پاسخ‌های منطقی برای برخی موارد نادرست فیلم برآیند. طبیعی است اگر در فیلم‌ مورد نظر نکته‌های ناراستی وجود داشته باشد که حتما هست، بهتر است با ارائه اطلاعات درست افکار عمومی را نسبت به اصل ماجرا آگاه کنیم. این گونه هم از انتشار و نهادینه شدند دروغی جلوگیری کرده‌ایم و هم آنکه اعتماد افکار عمومی را به خود جلب کرده‌ایم.

به یاد داشته باشیم که حیقت همیشه پیروز است، حتی اگر سال‌ها در زاویه وحاشیه بماند و دلیل در زاویه وحاشیه قرار گرفتن رسانه‌های تخریب‌گر( و نه منتقد) دولت که برخی از‌ آنها دژ فولادین و غیرقابل نفوذ هم دارند، در همین نکته است که به جای حقیقت ، تحریف حقیقت‌ می‌کنند و تقدیس خشونت و ‌دروغ و تهمت و هتاکی تحویل مخاطبان خود می‌دهند و البته خود را شناسنامه انقلاب و مردم می‌نامند در حالی که وزنشان در تمامی انتخاب‌های حداقل دو دهه اخیر نشان داده است،جمعیتشان قلیل است و تنها صدای رسایی دارند و لهیب صفت نهیب‌های مهیب برمی‌کشند.

یک ماه بعد از تحریر: خانم ثمینا رستگاری روزنامه نگار خوش فکر حوزه سیاست و اندیشه در یک کار جالب و ستودنی که باید آن را در حیطه روزنامه نگاری پژوهشی جای داد و گنجاند به بررسی برخی تناقضات فیلم من روحانی هستم پرداخت و نشان داد که بر اساس خاطرات آقای هاشمی اصولا اقای روحانی پای میز مذاکره نرفت. این نوشته در صفحه ده روزنامه اعتماد روز چهارم خرداد 1393 منتشر شد که لینک آن را نیز می توانید در اینجا ببینید. ای کاش روزنامه نگاری ما به جایی برسد که روزنامه نگاران در هر حوزه و موضوعی که هستند چنین کنجکاوی هایی صرف کنند و البته دستشان برای دسترسی به اطلاعات هم از سوی برخی نهادها که منبع اطلاعاتند باز باشد.


بخشی از نوشته سایت تاریخ ایرانی درباره  آقای روحانی و ماجرای مک فارلین

 

روحانی از مذاکره آگاه بود اما پای میز نرفت


این نخستین باری نیست که کسی مدعی «مشارکت» حسن روحانی در مذاکرات دوجانبه با هیات آمریکایی می‌شود. چند ماه قبل نشریۀ «فارین پالیسی» مدعی شده بود حسن روحانی در یکی از جلسات مذاکرات هیات آمریکایی که البته بدون حضور مک‌فارلین و به ریاست اولیور نورث برگزار شد، حضور داشته است. در این گزارش آمده بود: «حسن روحانی ۳۷ ساله و مشاور ارشد سیاست خارجی دولت ایران و رئیس‌جمهور آینده کشورش با هیاتی از مقامات کاخ سفید در طبقه آخر هتل هیلتون در تهران هم‌نشین شد. ۲۷ می ‌۱۹۸۶ بود و روحانی آمده بود تا پنهانی واسطه توافقی با آمریکایی‌ها شود.»
اما همچنان دربارۀ «حضور یا عدم حضور» حسن روحانی در مذاکره با مقامات آمریکایی روایت‌های متفاوتی وجود دارد. اکبر هاشمی رفسنجانی در خاطرات سال ۶۵ می‌نویسد: «آقای [محسن] کنگرلو اطلاع داد که هواپیمای حامل قطعات گران‌قیمت آمریکایی - که با پاسپورت ایرلندی آمده‌اند و به نام ایرلندی هستند - در فضای تهران است. به آقای دکتر روحانی گفتم که برای کنترل قطعات و اداره مسائل سیاسی و مذاکرات همکاری کنند. افطار میهمان نخست‌وزیر بودیم. آقایان [محسن] کنگرلو [مشاور نخست‌وزیر] و [احمد] وحیدی [مسوول اطلاعات سپاه] آمدند. گزارش وضع هیات آمریکایی را دادند. یک چهارم قطعات هاک درخواستی را آورده‌اند. آقای مک‌فارلین مشاور ویژه ریگان و شخصیت‌های حساس دیگر آمریکا در هیات‌اند. برای سران کشور ما کلت و شیرینی هدیه آورده‌اند و خواهان ملاقات با سران‌اند.»

او می‌افزاید: «قرار شد هدیه را نپذیریم و ملاقات ندهیم و مذاکره را در سطح دکتر هادی و دکتر روحانی و مهدی‌نژاد مخفی نگه داریم و [مذاکرات] محدود به مساله گروگان‌های آمریکایی در لبنان و دادن قطعات هاک و چند قلم دیگر اسلحه [باشد]. آن‌ها بیشتر خواهان مذاکره در مسائل کلی و سیاسی‌اند. می‌خواهند یک نفر دائما در هواپیمای خودشان برای تماس با خارج از طریق ماهواره بماند. این را هم قبول نکردیم.»

هاشمی هیچ جا از خاطراتش اشاره‌ای به نشستن روحانی «پای میز مذاکره» نمی‌کند و تنها بر مخفی نگه داشتن مذاکرات میان چهار نفر که یکی از آن‌ها روحانی است، تصریح دارد. دلیل عدم مذاکرۀ روحانی هم روشن است؛ مخالفت امام با مذاکرۀ سران کشور با هیات آمریکایی. سایت شبکۀ ایران، وابسته به روزنامه ایران در تاریخ ۵ خرداد ۱۳۸۹، طی گزارشی که به «بازیگران ماجرای ایران‌گیت» می‌پرداخت و در خبرگزاری فارس هم بازنشر شد، با اشاره به همین مخالفت نوشته بود: «در سال ۱۳۶۵ حسن روحانی رئیس کمیسیون سیاست خارجی مجلس بود. وی در واقع به مانند اکنون دست راست هاشمی رفسنجانی در مذاکرات بود. با ورود مک‌فارلین به تهران، هاشمی رفسنجانی، روحانی را به عنوان مذاکره کننده معرفی می‌کند و در خاطراتش نیز بر این مسئله تأکید می‌کند اما نهی امام از ورود مقامات عالی‌رتبه به مذاکرات سبب شد تا روحانی در میز مذاکرات حضور نداشته باشد.»

 

 

کد خبر 352534

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 9 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 4
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • رضاا IR ۰۶:۳۹ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۱
    1 6
    سخنرانی آقای روحانی در 23 تیر سال 1378 در همه جا موجود است؟؟؟؟ پس کو؟؟ کجاست ؟؟ خب لینک دانلودشو بذار اگه هست
  • سکینه US ۱۸:۳۴ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۱
    4 0
    چه عجب خبر آنلاین بلاخره یک متنی منتشر کرد که ضد این فیلم نیست و نسبا نگاه منصفانه ای به این مستند دارد
  • امیر تبریز اوغلی ضد لنگ و کیسه IR ۰۵:۰۹ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۲
    0 8
    من روحانی هستم
  • کوثر IR ۰۹:۲۷ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۲
    3 0
    آقای مختاباد در بسیاری از مسائل و مصادیق سیاسی با شما هم نظر نیستم اما به این ایده شما آفرین می گویم. چقدر خوب است که دیدگاههای مختلف یاد بگیرند همدیگر را نخست تحمل کنند و دوم به دیدگاه متفاوت دیگران گوش دهند. متأسفانه جامعه ما از این نظر بسیار مشکل دارد. همه حتی مدعیان روشنفکری