حضرت محمد(ص) چه کسی را به درجه انبیاء نزدیک می داند؟ / عملی که از یک سال عبادت بهتر است

خداوند، از حکمت، خیر کثیر را مراد می کند و دنیا را مزرعه آخرت می داند. دین معرفت اندیش نیز حکمت را از منظر توحید می بیند و نگاه توحیدی به حکمت، دنیا و آخرت را به طور توأمان متضمن است، حکمتی که متولی معیشت بشر نیز هست.

آنچه در ادامه می خوانید یادداشت دكتر محمد تقي فرجي در موضوع «حکمت، حیات حکیمانه و جامعه اخلاقی» است.

«يوتي الحكمة من يشاء و من يوت الحكمة فقد اوتي خيراً كثيراً و ما يذكر الا الوالالباب.

خداوند به هر كس كه بخواهد حكمت مي بخشد و كسي كه صاحب حكمت شود، صاحب خير كثير شده است. (بقره ٢٦٩)»

حكمت، "Hekmat"؛ عدل؛ داد؛ دانش؛ دانايي؛ حلم؛ بردباري؛ راستي؛ درستي؛ صواب؛ حق؛ پند؛ اندرز؛ معرفت فلسفه؛ عبادت و اخلاق را در ابعاد وسيع آن شامل مي شود. حكمت عملي، به معني علم به احوال و اشياء و موجوداتي است كه وجود آنها تحت حيطه و هيمنه بشر است. حكمت، به عبارتي نيل به سعادت اخروي و استعلاي نفس است. حكمت نظري، شامل تهذيب اخلاق، تدبير منزل و سياست است. حكمت كشفي، حكمت اشراق و حكمت مشرق زمين است. حكمت مطلقه، فلسفه اولي حكمت خداوندي است. امام علي (ع) مي فرمايند: و نوره بالحكمه؛ يعني دل تاريك را با نور خود روشن كن.

اگر حكمت را اخروي و دنيوي ارزيابي كنيم، در بعد اخروي، مراد همان خير كثير آخرت در مقايسه با متاع قليل دنيا است. واژه حكمت اخروي به قول مولوي، همان حكمت ديني و قرآني است كه آدمي را به فوق فلك سوق مي دهد. و حكمت دنيوي، در حقيقت پيرامون علم كلام و فلسفه بحث مي كند.

بــرآســتانه اســرار آســمان نرســد
به بـام فقر و يقـين هـيچ آسـمان نرسـد
گمـان عـارف در معرفت چـو سـير كـند
هزار اختر و مه اندر آن آسمان گمان نرسد

خداوند، از حكمت، خير كثير را مراد مي كند و دنيا را مزرعه آخرت مي داند. پيامبران كه براي تعليم كتاب و حكمت آمده اند، بهترين راه رسيدن به حكمت را رجوع به قرآن مي دانند. «لا تجعل مع االله الهاً اخر فتعقد مذموماً مخذولاً .
به جز خداي واحد، خداي ديگري را نپرست، چه در آن صورت مخذول و مذموم باقي خواهي ماند. (الاسراء 22)»

«ذلك مما اوحي اليك ربك من الحكمة و لا تجعل مع االله الهاء اخذ فتلقي في جهنم ملو مامد حورا.
اين از چيزهايي است كه خدايت از روي حكمت به تو وحي كرده است و با خداي يكتا، كسي را به خدايي مپرست و گرنه ملامت زده و مردود به دوزخ خواهي افتاد. (الاسراء 39)»

پيامبر (ص) مي فرمايند: نزديك است حكيم به درجه انبياء برسد. نيز مي فرمايند: كلام حكمت انگيزي كه مومن بشنود، از يك سال عبادت بهتر است. امام علي (ع) مي فرمايند: حد حكمت، اعراض از دار فنا و پرداختن به دار بقاء است. رأس حكمت، خوف از خداست و هر كسي كه حكمت در او استوار شود، عبرت ها را مي شناسد.

امام علي(ع) در نامه حكيمانه «حكمت نامه» خود به امام حسن(ع) در حقيقت، حكمت اُخروي را مراد مي كنند و مي خواهند به وسيله اين نامه كه خطاب به فرزند خويش نگاشته اند، همه فرزندان روحاني خود را مخاطب قرار دهند و حاصل حكمت اخروي و حكمت دنيوي را در قالب خير كثير در اختيار همگان قرار دهند. دين معرفت انديش، حكمت را از منظر توحيد مي بيند و نگاه توحيدي به حكمت، دنيا و آخرت را بطور توأمان متضمن است. حكمتي كه متولي تمشيت بشر است، معيشت ايشان را نيز در نظر دارد، اما اين حكمت، از آنجا كه حكمت عملي ناميده مي شود و آن را كوششي دنيوي براي نيل به سعادت اخروي مي شناسيم، همراه حكمت نظري كه شامل تهذيب نفس و تدبير منزل است، خواه از منظر حكمت كشفي و خواه حكمت اشراق تحقيقاً بشر را به حكمت مطلقه كه همان فلسفه عملي حكمت خداوندي است، هدايت مي كند.

منع حكمت شود حـكمت طلب
فارغ آيـد او ز تحصـيل وسبب
لوح حافظ لـوح محفوظي شود
عقل او از روح، محفوظـي شود
چـون معلم بـودعقلش زابتـدا
بعد ازاين شد عقل شاگردي ورا
عقل چون جبرئيل گويـداحمدا
گر يكي گامي نهم سـوزد مـرا

حکمت دنیا و حکمت دین در تزاحم هم نبوده بلکه همراه یکدیگرند

حكمت دنـيا، هيچگاه و در هيچ شرايطي بـا حكمت ديني در تـزاحم نيست؛ بلـكه هـمـراه آن اسـت. بـرخي مدعيان فلسـفه و فيلسـوف نمايان، بر طـبل سـفسـطه و مغلطه مي كوبند و مي كوشند، حكمت را تنها از نـگاه فلسفه مادي و حكمت دنيا ببينند؛ هم ايشان كه كمترين توفيقي در حكمت الهي ندارند، بـه جاي همراهي بـا دين و حكمت دينـي، به دشمني با دين و معرفت ديني مي پردازند. امام علي(ع) در حقيقت با تبيين حكمت و معرفت ديني، هم چگونه زيستن را به ما مي آموزد و هم چگونه مردن را. و انسان اين عصر، بلكه تمام اعصار، با تأسي به آن پيشواي بزرگ و در پرتو حكمت و حيات حكيمانه مي تواند راه خود را از اغيار تميز دهد و با هدايت خود، هادي ديگران شود. شرح و تفسير نامه حكيمانه و «حكمت نامه» امام علي به امام حسن «عليهما السلام»، از آنجا كه بعنوان يك اثر ماندگار شناخته مي شود پرواضح است، عمل به توصيه هاي آن امام حكيم، در اين نامه حكيمانه، منشور جاودانگي و حيات عزيزانه انسان و جامعه در دو جهان است.

چـو اوست معني عـالم به اتفاق همه
بجز به خـدمت معني كجا روند اسماء
شد اسم مظهر معني كاردت ان اعرف
وزاسـم يافت فـراغت بـصيرت عرفا

در بحث مربوط به كليات نامه امام علي به امام حسن «عليهماالسلام» آنچه حائز اهميت بيشتر مي باشد؛ توجه به اين امر مهم است كه مخاطب نامه، تنها امام حسن(ع) نيست، بلكه همه كساني كه دل در گرو امامت و ولايت دارند و عاشق همسفري با مولاي متقيان امير مؤمنان علي(ع) هستند، به نوعي مورد مواعظ آن بزرگوار قرار دارند. نامه امام علي به امام حسن «عليهما السلام» مي تواند بهترين گزينه براي انسان سازي باشد، نامه اي كه در آن حكمت دنيا و حكمت دين، تؤامان آمده است. و درس حكمت و دين و دنيا، از جمله ملزومات حيات عزيزانه براي انسان است.

فهرست نويسي از محورهاي اصلي نامه امام علي(ع) به خوانندگان ارجمند كمك مي كند، تا قبل از ورود به بحث اصلي و شرح و تفسير آن، ابتدا با نمايه اي از نامه آشنا شوند، تا بدين وسيله روح معنا و معاني روح، در علاقمندان احياء شود و با حضور قلب و آمادگي ذهني بيشتري، ميهمان سفره معرفت شناختي آن آموزگار بزرگ اخلاق و عدالت باشند. در نامه حكيمانه يا به عبارتي «حكمت نامه» امام علي(ع) كه منشور كمال و آزادگي است، شاخصه ايي كه در پي مي آيد، برجسته تر نشان مي دهد.

انسان شناسي، حكمت و يقين، توحيد و خداپرستي، حيات و ممات، قناعت و رياضت، صبر و توكل، جهاد و شهادت، امر به معروف و نهي از منكر، هدايت و رهبري، علم و عقل، وحي و منطق، و حدت وجود و پيام انبياء روشها و موانع، دعا و مناجات، اخلاق و عرفان، تواضع و فروتني، عدالت و شجاعت، ايمان و تقوا، صداقت و صراحت، مروت و مدارا، جبر و اختيار، غرور و خود ستايي، مصلحت و عزت، شرك و بت پرستي، توبه و استغاثه استقلال و وابستگي زهد و پارسايي؛ احسان به والدين و حق خويشاوندان، فلسفه و سياست، حكومت و مردم شيعه و پيروان و لايت ظاهر و باطن، تكليف و تعهد، محبت و لطف، نقد و نظر، دينداري و روشنفكري، حاجت و عادت، زشتي و زيبايي، عشق و مستي، ادراك و تعقل، مرگ و زندگي و چگونه زيستن و چگونه مردن. بديهي است كه مواردي از قبيل آنچه ذكرش رفت و در كليات نامه امام علي(ع) آمده است، جزء لاينفك نياز بشر، براي يك زندگي فردي و اجتماعي است.

يا تو واگو آنچه عقلت يافته است
يـا بگويم آنچه بر من تافته است
از تو بر من تافت چون داري نهان
مي فشاني نـورچون مـه بي زبان

نامه پر پند و اندرز و سرشار از درس ها و دستورات معيشتي و تمشيتي امام علي به امام حسن «عليهماالسلام» ظاهراً يك مخاطب مشخص دارد، اما باطناً اين نامه خطاب به همه كساني است كه به سعادت و نيكبختي در دو جهان مي انديشند. امام اول شيعيان و اولين يار و ياور پيامبر(ص) اولين كسي را كه براي موعظه و راهنمايي بر مي گزيند، مقام اول امامت و ولايت بعد از خودشان است. بديهي است كه در اين محرم راز يا به عبارتي گنجينه اسرار، چه مطالب مهم و حياتي بايد نهفته باشد.

شخصيت حقيقي و حقوقي امام علي و امام حسن «عليهماالسلام» در كنار مقام عصمت و علمانيت الهي و معرفت و تجربه بلند و بي نظير آنان در راه تعاليم آسماني و تعليم انسان و جامعه در قد و قوارهاي است كه خود از جمله ادله روشن و مبرهن جامعيت و كمال مكتوبي دارد كه حقيقتاً دون كلام خالق و فوق كلام مخلوق است. تحقيقاً، امام علي(ع) در اين نامه، تمام آنچه را از حي داور و رسول وحي و داوري، يعني پيامبر(ص) اخذ كرده اند. به همراه آموخته هاي حكمت آميز و تجربت انديش و ارزنده خود در قالب اين نامه مسؤلانه و عاطفي، هم در مقام پدر و هم در مقام امام؛ به فرزند و فرزندان خويش نگاشته اند آنچه از آن مراد مي شود ارائه يك الگوي صريح و كامل براي اداره زندگي برتر در اين دنيا با هدف دستيابي به زندگي بهتر در آن دنيا است.

دنيا مزرعه آخرت است و آنچه در اين دنيا بكاريم، درآن دنيا درو مي كنيم. دقت و ژرفنگري در متن نامه امام علي(ع) كه برخي آن را شايد از جهت كمال و جامعيتش يا از نگاه روايي، وصيت نامه امام(ع) مي خوانند نشان مي دهد كه امام علي(ع) در اين نامه به آنچه آن را نياز انسان و جامعه مي ناميم، پرداخته اند. مسائلي از قبيل؛ تعليم و تزكيه؛ خودسازي و تربيت، هدايت جامعه در پرتو توحيد و خداپرستي؛ قناعـت پيشگي و برائت از هوي و هوس، پرهيز از چرب و شيرين دنيا و سبك باري براي حركت به سوي ديار ابدي، عدالتورزي و ظلم ستيزي تقوي و پرهيزكاري، انجام امر خدا و ترك نهي آن، در اين نامه آمده است.

هر بنده كم ظرفيتي خواسته يا ناخواسته، آلوده به قدرت و ثروت و بعد تدريجاً زر و زور و تزوير مي شود و مهمترين مسئله اي كه در نامه امام علي(ع) مورد تاكيد قراردارد، مسئله اخلاق است. اخلاق سرمايه جاودانگي است. و جامعه اي كه اخلاق و مباني اخلاقي را سر لوحه برنامه هاي خود قرار ندهد، به هيچ وجه جاودانه نمي شود. اينكه بعضاً مي بينيم كه برخي كشورهاي توسعه يافته و متمدن و احياناً غربي ها و اروپائي ها، رفته رفته توانسته اند روح اعتماد و خود باوري را كه لازمه هر گونه ترقي، پيشرفت و آباداني است، بيش از پيش احيا كنند، تحقيقاً ناشي از تجربه و دانشي است كه آنها از اخلاق صحيح فرا مي گيرند. امام علي(ع) راه و رسم حيات عزيزانه را اخلاق و ارزش هاي اخلاقي مي دانند و از جمله ارزنده ترين ارزش اخلاق، بحث مروت و مدارا است. موضوعي كه حافظ با تأسي از امام علي(ع) مي گويد:
آسايش دو گيتي تفسير اين دو حرف است
بــا دوسـتان مـروت بـا دشمنـان مـدارا

دينداري، آموزگار جامعه اخلاقي است و يك جامعه ديني، يك جامعه اخلاقي نيز هست. طبيعي است، كساني كه بيشتر بر طبل دينداري و فربهي دين در جامعه مي كوبند، بايد بيشترين بهره را از اخلاق ببرند. دين و اخلاق مكمل يكديگرند و جامعه ديني بايد ملتزم به اخلاق و شايستگي هاي اخلاقي باشد، گو اينكه جامعه تا اخلاق پسند نشود، جامعه مدني نمي شود، زيرا مدنيت در پرتو اخلاق محقق مي شود.

از خـدا جـوييـم تـوفـيق ادب
بـي ادب محروم شد از لطف رب
بي ادب تنها نه خود را داشت بد
بـلكه آتـش در هـمه آفـاق زد


/6262

کد خبر 367135

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 0 =