دولت کریمه چیست و چه وظیفه ای دارد؟/ یک بخش از دعای افتتاح از نگاه استاد سروش محلاتی

شرحی بر عبارت "اللهمّ انّا نرغب الیک فی دولة کریمة" از دعای افتتاح به قلم حجت الاسلام والمسلمین استاد سروش محلاتی / بخش نخست

در «دعای افتتاح» که در شب های ماه رمضان توصیه به خواندنش شده است، از دولت کریمه حضرت ولی عصر یاد می شود و می خوانیم: «اللهمّ انّا نرغب الیک فی دولة کریمة تعزّ بها الاسلام»

در این نوشتار تأمّلاتی کوتاه بر این بخش از دعای افتتاح و شرح آن خواهیم داشت.

در روایت معتبری، محمد بن مسلم از امام باقر (ع) نقل می کند که حضرت فرمود: در خطبه ی نماز جمعه این دعا را بخوانید: "اللهم انّا نرغب الیک فی دولة کریمة تعزّ بها الاسلام و اهله و تذل بها النفاق و اهله و..."(الکافی،ج 6،ص 472)

پس شوق وصول به"دولت کریمه" را ائمه در دل شیعیان افکنده، دعا برای تحقق این آرزو را به آن ها آموخته اند، این ادعا یک حدس فاقد دلیل نیست، بلکه یک عقیده ی مبتنی بر دلیل است. از این رو باید تأمّل کرد که "دولت کریمه"چیست؟ و ما در دولت کریمه "چه وظیفه" ای داریم؟

امام زمان را باید از سطح خواسته های شخصی بالاتر دید

ارتباط با امام زمان دوگونه است: ارتباط با شخص حضرت، و ارتباط با امامت حضرت، در ارتباط اوّل، مثلاًبرای سلامت و عافیت حضرت دعا می شود: "اللهمّ کن لولیک الحجة ابن الحسن... ولیاً و حافظاً"، برای این گونه ارتباط، "غیبت" حضرت، "مانع" دستیابی به آنچه می خواهیم نیست، مثلاً "توسل به حضرت" در زمان غیبت هم مثل زمان حضور مؤثر و مفید است و در "هر زمان" و "هر مکان" می توان از شعاع ولایت معنوی حضرت بهره برد و گفت: "و اجعل صلوتنا به مقبولة و ذنوبنا به مغفورة". برای این گونه ارتباط و استفاده، نباید به "انتظار ظهور" نشست، ولی در ارتباط دوم، توقّع و انتظاراتی که وجود دارد، به "امامت" آن حضرت و تشکیل حکومت، مربوط می شود و باید به "انتظار" نشست و "امیدوار" بود تا آن دولت، در آینده، تحقق یابد: اللهمّ انّا نرغب الیک فی دولة کریمة.

دعای افتتاح، فضای ذهنی و روحی شخص را از گرفتاری ها و نیازهای شخصی اش، فراتر قرار می دهد و دل او متوجه "دولت امام" قرار می دهد، در این حال، ممکن است شخص، "شوق دیدار"حضرت را هم داشته باشد و آرزوی ملاقات با حضرت را در سر بپروراند، ولی این دیدار هم، دیدار با شخصیتی است که در "رأس دولت" قرار گرفته و در زمانی است که پرچم فتح را به اهتزار در آورده است و لذا از این سو هم "دیدن من" مطرح نیست، بلکه دیدار عموم ملّت با امام است: "دیدن ما": "متی ترانا و نراک و قد نشرت لواء النصر تری".

فاصله گرفتن از فرهنگ اصیل تشیع، موجب آن شده که جنبه ی اصلی و بنیادین امامت، هر روز در میان عامّه مردم ضعیف تر و کم رنگ تر شود و"انتظار دولتِ" امام، جای خود را به "انتظار ملاقاتِ" امام بدهد، و نقش امام در جایگاه امامت و برای فراگیر کردن حاکمیت دین خدا در سراسر جهان، به نقش امام در جایگاه "فرج برای من"، فرو کاسته شود، در صورتی که برای رفع این نیاز ها، ضرورتی به "امام حی" وجود ندارد.

شگفت آور است که وقتی به منابع معتبر کلامی شیعه، مانند آثار شیخ مفید، شیخ طوسی، سید مرتضی و علامه حلّی مراجعه می کنیم، با یک تلقّی از "امامت" رو برو می شویم، و وقتی فرهنگ عامه شیعیان را مطالعه می کنیم، با تلقّی کاملاً متفاوتی مواجه هستیم، آن آموزگاران عقیده به ما می گویند که امام، نظام زندگی بشر را اصلاح می کند و جامعه بشری را از فقر و فساد نجات می دهد، از نظر آنان، امامت دارای فلسفه ی اجتماعی است، مثلاً شیخ طوسی برای اثبات امامت از اینجا شروع می کند که جامعه به فرمانروایی قدرتمند که جلوی ظلم را بگیرد و داد مظلوم را بستاند نیاز دارد تا فساد ریشه کن گردد و هرج و مرج پدید نیاید.

دعای افتتاح، با استفاده از قالب دعا و مناجات، همین فلسفه ی سیاسی امامت را مطرح می کند و به ما می آموزد که امام را از سطح خواسته های شخصی خود، بالا تر ببینید، و به امام صرفاً به عنوان شخصیتی که در کوچه پس کوچه های درد و رنج، باید سراغ امداد غیبی اش را گرفت، نگاه نکنید، بلکه امام، آن شخصیتی است که با دولت کریمه اش، به اسلام در جهان عزّت می بخشد: اللهمّ انّا نرغب الیک فی دولة کریمة تعز بها الاسلام.

اگر ما در باب امامت، به منابع معتبر کلامی شیعه مراجعه می کردیم، به همین نقطه می رسیدیم، و اگر در بیانات ائمه غور و تأمل می نمودیم، باز هم، همین حقیقت را دریافت می کردیم، ببینید امام صادق(ع) "امام" را چگونه معرفی نموده و نقش او را چگونه تبیین می کند: یحقن الله عزوجل به الدماء، ویصلح به ذات البین،و یلم به الشعث، ویشعب به الصدع، و یکسو به العاری، و یشبع به الجائع و یؤمن به الخائف(الکافی،ج 1،ص 314).

با امام جان انسان ها حفظ می شود، نه اینکه امام به قتل مبادرت نمی کند، بلکه در حاکمیت امام، خون بی گناهی ریخته نمی شود، انس و الفت بین انسان ها حاکم می شود، نیازهای مادی زندگی از خوراک و پوشاک به راحتی برای همه تأمین می شود، و ترس و وحشت از زندگی انسان ها رخت برمی بندد، و آنها که نمی توانند از آن منابع کلامی و یا این منابع حدیثی استفاده کنند، همه ی آن حقایق را در همین یک جمله دعای افتتاح ببینند که امام با آمدن خود، "دولت کریمه" تشکیل می دهد. اللهمّ انّا نرغب الیک فی دولة کریمة.

رخت بربستن دروغ و ایجاد امنیت و آسایش در جامعه با تاسیس دولت کریمه

منتظران حضرت ولی عصر، چشم براه اند تا در عصر ظهور، تحوّلات وسیع و عمیق اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی، رخ دهد، به گونه ای که نه فقط پایه و اساس ظلم و ستم، ویران گردد، بلکه حتّی موارد نادر و معدود ظلم و تعدّی هم اتّفاق نیفتد، و بالاخره "هیچ اثری" از ظلم دیده نشود!"لا یری اثر من الظلم" (منتخب الاثر، ص470)

منتظران چشم براه جامعه ای اند که در آن خونریزی وجود ندارد، و امنیت و آسایش چندان فراگیر می شود که حتّی مزاحم "خواب" کسی هم نمی شوند: "لایوقظ نائماً ولایهریق دماً" (منتخب الاثر، ص478) مفاسد فرهنگی و اقتصادی از قبیل میگساری، زنا و ربا ریشه کن شده، و مردم با رغبت و از روی اشتیاق به بندگی خدا روی می آورند: "یذهب الزنا و شرب الخمر و یذهب الربا، و یقبل الناس علی العبادات والشرع والدیانة" (منتخب الاثر، ص474) در آن جامعه راستی و راستگوئی فراگیر می شود، نه دروغی دیده می شود و نه دروغی شنیده می شود، از این رو، به شکل رسمی یا غیر رسمی، هیچ کس سخن دیگری را "تکذیب" نمی کند، تا چه رسد به آنکه دروغ نردبان رشد و ترقّی باشد:"یمحیق الله الکذب" (بحار، ج51، ص75)

ولی پایه و اساس این تحوّلات فرهنگی و اجتماعی و سیاسی، تحوّلی است که در دولت رخ می دهد، از این رو همه چیز با "تأسیس دولت کریمه" آغاز می شود، ابتدا ظلم در سیستم حکومتی و از سوی کار گزاران "دولت"، به طور کلّی رخت برمی بندد و سپس در "جامعه" از بین می رود، و اوّل امنیت و آسایش شهروندان از سوی مأموران "حکومت"، شکسته نمی شود و بعد از آن، تعدّی "مردم" نسبت به یکدیگر، منتفی می شود، و دروغ و خلاف گوئی از"سطح بالا" پاک می شود و سپس این پاکی در "سطح جامعه" گسترش پیدا می کند و...

اصلاح جامعه و پاک شدن مردم از آلودگی ها، تابع یک قانون است، و این قانون را امیرالمؤمنین بیان فرموده است:"فلیست تصلح الرعیه الّا بصلاح الولاة" (نهج البلاغه، خطبه215) این ترکیب ادبی در عرب، دلالت بر حصر می کند و به معنی آن است که برای صلاح جامعه، هیچ راه دیگری جز صلاح و شایستگی و الیان وجود ندارد، پس اقدامات اصلاح گرایانه فردی در گوشه و کنار جامعه، ممکن است نسبت به برخی افراد مؤثر بوده و به تغییر مثبت و سازنده در افراد خاصی بیانجامد و به دلیل همین تأثیرات جزئی نباید نسبت به آن بی تفاوت بود، ولی برای تغییرات کلان و گسترده، ابتدا باید به فکر "اصلاح دولت" بود و هر گونه فسادی در دولت وجود داشته باشد، بلافاصله در سطح جامعه، آثار آن، ظاهر می شود و عدّه ی زیادی از مردم را آلوده می کند.

بر این اساس باید گفت که خطای "دولتمرد" هر چند کوچک باشد، با خطای "شهروند" هر چند بزرگ باشد برابری نمی کند، مثلاً دزدی کوچک او از هر دزدی بزرگ، بزرگ تر است، و یک دروغ کوچک او، از هر دروغ بزرگ، بزرگ تر است، چون هرچه شخصیت های انسان ها در جامعه بزرگ تر جلوه کند، به همان میزان، تأثیرات رفتار های قبیح آن ها هم بزرگ تر می شود، و در این صورت یک خلاف، با هزار خلاف برابری می کند!

به علاوه که هر گونه فساد در رده های بالا، در رده های پائین تکثیر می شود و فضای جامعه را آلوده می کند، در این صورت، یک عمل آلوده در جایگاه یک "علت" برای آلوده شدن اعمال فراوان دیگران می شود و گاه به شکل گیری یک "جریان آلوده" می انجامد.
با قبول این رابطه ضروری، چاره ای جز آن نیست که اصلاح گران، در صدد، اصلاح مرکز قدرت برآمده و "لایه ی پنهان" آن ـ که مرکز رشد و تکثیر انواع مفاسد است ـ را تطهیر نماید، سخن حضرت صادق(ع) در پاسخ به یکی از اصحابش که از فواحش "آشکار" و "پنهان" در این آیه "انّما حرّم ربّی الفواحش ما ظهر منهاً وما بطن" پرسید، بسیار تأمّل برانگیز است، امام پاسخ فرمود: "همه ی گناهانی که در قرآن حرام شمرده شده، فواحش آشکار است، و"باطن" وریشه ی همه ی آن ها "دولتمردان ناحق " اند" (وسائل الشیعه، ج17، ص3)

چه کوته نظرند آنان که در آخرالزمان لایه های آشکار تباهی را می بینند ولی از دیدن لایه های پنهانی عاجزند، و چه نابخردند آن ها که گمان می برند مفاسد آشکار را بدون علاج ریشه های آن می توان اصلاح کرد. اصلاح دولت، پایه و اساس اصلاحات دیگر است، و لذا باید گفت: اللهمّ انّا نرغب الیک فی دولة کریمة.

/6262

کد خبر 490347

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 3 =