گزارشی از سخنرانی ناصر فکوهی در دانشگاه شهید باهنر کرمان

به دعوت گروه علوم اجتماعی دانشگاه شهید باهنر کرمان و واحد استانی انجمن جامعه‌شناسی ایران، ناصر فکوهی، دانشیار گروه انسان‌شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و نایب‌رئیس انجمن جامعه‌شناسی ایران، در تالار خواجوی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید باهنر درباره «استفاده از سنت در ساخت مدرنیته‌های ایرانی» سخنرانی کرد. در این نشست فکوهی به بررسی رابطه سنت و مدرنیته با تاکید بر ایران پرداخت. آنچه در پی می‌آید متن خلاصه‌شده سخنرانی او در این جلسه است:

سنت (tradition) در ریشه اصلی خود به معنی گذار و در مفهومی عام‌تر به معنای تداوم و پایداری و در عین حال تحول مجموعه‌ای از کنش‌ها و باورهای اجتماعی از گذشته‌ای دور یا نزدیک تا امروز در یک جامعه خاص است. مدرنیته نیز در ریشه اصلی خود به معنی «حال و اکنون» و در مفهومی عام‌تر به معنای مجموعه‌ای از کنش‌ها و باورهای اجتماعی «رایج» و «متعارف» در یک جامعه خاص است. اما نکته مهم این است که مساله سنت یا مدرنیته را نمی‌توان به مثابه مفاهیمی جهان‌شمول تعریف کرد و همواره باید آنها را در ظرف‌های مکانی- زمانی مشخص قرار داد تا قابل درک شوند.

آیا سنت لزوماً به مدرنیته می‌انجامد؟
سنت را باید یک مفهوم پیوستاری و یک فرآیند در نظر گرفت ولی این فرآیند بر خلاف تصور تطور‌گرایانه (یا تکامل‌گرایانه) قرن نوزدهمی به هیچ‌رو «واحد» یا «منحصر به فرد» و یا «خطی» نیست. بنابراین «گذار» بنا بر نفس «سنت» که انتقال و تداوم است، اتفاق می‌افتد اما این گذار نه به معنای «از میان رفتن» سنت به سود یک موجودیت دیگر (مثلاً مدرنیت) بلکه به معنی تغییر‌شکل‌یافتن تدریجی سنت در ورودش به زمان حال، به «مدرنیته»‌ای است که مفاهیم «اکنون» و «اینجا» را در تقارن (و نه در تضاد) با مفاهیم «گذشته» و «آنجا» می‌سازد. بنابراین سنت و مدرنیته در تجربه تاریخی «اصیل» آنها در مفهوم تجربه تاریخی اروپایی تعمیم‌یافته به جهان در تضاد با یکدیگر قرار نداشته‌اند بلکه با یکدیگر همساز (articulated) بوده‌اند.
مفهوم «ضرورت» یک مفهوم جبرگرایانه (determinism) مبتنی بر تاریخی‌گرایی (historicism) و تطور‌گرایانه (evolutionnism) و جهانشمول‌گرایانه (universalism) است که تمام این رویکردها امروز در نظریه‌های جدید علوم اجتماعی و انسانی زیر سئوال رفته‌اند.

الگوی تاریخی
الگوی تاریخی سنت و مدرنیته و رابطه آن‌دو، الگویی اروپایی است. این الگو با فرآیندهای انقلاب صنعتی، انقلاب سیاسی و شکل‌گیری دولت‌های ملی و مفاهیم بیرون‌آمده از آن از جمله مفهوم رومانتیک «ملت» و با فرآیندهای استعماری رابطه مستقیم دارد. تفسیر قرن نوزدهمی از رابطه سنت و مدرنیته، تفسیری است که بر اساس حوزه قدرت رو‌به‌رشد اروپایی و با تبعیت از اصل «سرزمین‌زایی» (یا گسترش سرزمینی) شکل گرفته و درک خود را از تقسیم فضایی سرزمین‌های جهان به یک تقسیم شناخت‌شناسانه (episthemologic) منتقل می‌کند که سه حوزه تفکیک‌شده جامعه‌شناسی، مردم‌شناسی و شرق‌شناسی را تعریف می‌کند، در حالی‌که در واقعیت این سه حوزه جز یک علم یعنی علم اجتماعی نیستند.

انتقال الگو
انتقال الگوی سنت و مدرنیته از خلال فرآیندهای دو‌گانه استعماری، پسا‌استعماری و جهانی‌شدن انجام می‌گیرد. نقطه شروع انتقال، انقلاب صنعتی و نقطه کنونی آن انقلاب اطلاعاتی است. اصل موضوعه انتقال عام و واحد بودن و رابطه پیوستاری، خطی، عقلانی و جبری میان سنت و مدرنیته است. به عبارت دیگر رومانتیسم اروپایی علاوه بر شکل دادن به مجموعه‌ای از عناصر اسطوره‌ای برای ساختن «خود»‌، مجموعه‌ای از چنین عناصری را برای ساختن «دیگری» نیز می‌آفریند. فرآیند درونی شدن این عناصر یا «انطباق‌دادن واقعیت» بیرونی با آنها، چه در خود اروپا و چه در خارج از آن عمدتاً فرآیندی خشونت‌آمیز و «آسیب‌زا» بوده است. تجربه قرن بیستم در اروپا و آمریکا و تجربه استعماری، پسا‌استعماری و کنونی در جهان سوم همین امر را نشان می‌دهد.

نتایج انتقال
انتقال سبب شکل‌گیری موقعیت‌های نابسامان ترکیبی میان عناصر سنتی بومی و عناصر مدرن وارداتی شده و موقعیت‌های آسیب‌زده بی‌نهایت سخت و تقریباً غیر‌قابل مدیریتی را در کشورهای حاشیه‌ای به وجود آورده است: فقر، بی‌سامانی، جنایات، شکل‌گیری مافیاها، بی‌هویتی، سردرگمی فرهنگی، تنش‌ها و جنگ‌های محلی و ... نتیجه انتقال در کشورهای مرکزی نیز رسیدن به نوعی تکثر فرهنگی بوده است که بر‌خلاف تصورات اولیه بیشتر از آن‌که به یک موقعیت «ذوب فرهنگ‌ها» (melting pot) در فرهنگ مقصد منجر شود به ایجاد جزیره‌های فرهنگی یا جماعت‌گرایی‌های (communitarianism) جدید و خطرناک منجر شده است.
نتیجه در هر دو مورد به گسترش بنیادگرایی‌های خشونت‌آمیز و ضد‌اجتماعی منجر شده که سیستم‌های اجتماعی را تخریب و با استفاده صوری از عناصر «سنتی»، موقعیت‌های نابسامانی را می‌سازند که بر آن نام «مدرنیته» در حاشیه و «پسا‌مدرنیته» در مرکز گذاشته شده است.

مدرنیته‌های متکثر
یکی از تزهای اساسی مطرح‌شده در سال‌های اخیر در حوزه فرهنگ از چند اصل موضوعه حرکت می‌کند: اصالت فرهنگی، مفهومی نه چندان قابل دفاع است زیرا تمام فرهنگ‌ها اشکالی کمابیش در هم‌آمیخته از فرهنگ‌های دیگر هستند. سنت یکسان و واحدی نه درون یک فرهنگ «ملی» و نه در مجموعه‌ای از فرهنگ‌های ملی و از آن کمتر در سطح جهان وجود ندارد. به همین‌ترتیب مدرنیته نیز نمی‌تواند واحد و یکسان باشد. انقلاب اطلاعاتی با امکاناتی که در تغییر رویکرد به زمان و فضا به وجود آورده سبب شده است که این تکثر مدرنیته‌ها افزایش یابد.

چگونه از سنت برای ساخت مدرنیته‌ها استفاده کنیم؟
برای زیستن در جهان کنونی و درک رابطه سنت و مدرنیته نیازمند بازگشت به مفهوم اساسی سنت و مدرنیته هستیم. به عبارت دیگر مسئله آن است که چگونه از تفکر نسبت به سنت و مدرنیته به مثابه دو موجودیت متضاد بیرون بیائیم. برای این کار نیاز به شناخت اولیه سنت‌های خود و مدرنیته‌های خود یعنی شناخت واقعی گذشته‌های متکثر خود و حال‌های متعدد خود داریم.
در این میان بدون پذیرش اصل امکان‌ناپذیری سنت و مدرنیته واحد یعنی یکدست کردن یا یکدست بودن سنت و مدرنیته نمی‌توان در این زمینه اقدامی انجام داد. در کشوری همچون ایران این مسئله باید با پذیرش تکثر فرهنگی، اقلیمی، سلیقه‌ای، سبک‌های زندگی، رویکردها و جهان‌بینی‌های افراد مختلف انجام بگیرد.
با این وصف این امر نافی انسجام یافتن یا دادن به این تکثر در قالب انسجام‌های حداقلی برای ایجاد امکان زندگی اجتماعی نیست. این امر با استفاده از عناصر مشترک و درونی کردن تدریجی و انعطاف‌آمیز آنها انجام می‌گیرد تا بتوان به یک همسازی رسید.

بنابراین بیرون آمدن از تقابل سنت و مدرنیته و رسیدن به یک مدل مطلوب مستلزم نکاتی است که عبارتند از:
1- شناخت سنت‌های بومی در سطح خرد، بر اساس شناخت‌های مستقیم و نه بر اساس سیستم‌های ایدئولوژیک تقلیل دهنده.
2- استفاده از این دانش در روند‌های کاربردی و انطباق دادن آنها با موقعیت‌های مدرن متکثر
3- باز‌تولید سنت در قالب‌های جدید که عموماً نیاز به تغییرات شکلی دارد که می‌تواند بدون و یا با تغییرات اندکی در محتوا انجام بگیرد.
4- تولید مدرنیته‌های متکثر یا دقیق‌تر بگوییم ایجاد امکان برای تولید چنین مدرنیته‌هایی .
5- گریز از اندیشه فرآیندهای تقلیل‌گرا برای ساختن یکدستی تصنعی سنت یا مدرنیته، جز برای ایجاد حداقل‌های ضروری در ایجاد جامعه.

کد خبر 5346

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 9 =