۰ نفر
۲۷ آبان ۱۳۹۵ - ۰۵:۲۰

مومنان دارای درجات متفاوتی هستند اما برترین آنان یعنی «أَفْضَلَ الْمُؤْمِنِینَ» در کلام امیرمومنان: «أَفْضَلُهُ مْتَقْدِمَةً» هستند؛ یعنی مومنانی برتر هستند که در آنچه از پیش برای آخرت فرستاده‌اند، برتر باشد.

از نظر قرآن، مبنای تعیین درجه هر کس در قیامت عمل خود او است. قرآن از قول اهل بهشت نقل می‌کند که وقتی رستگاری خود و نعمت‌های بهشت را می‌بینند، می‌گویند: ستایش مخصوص خداوندی است که ما را به این همه نعمت رهنمون شد؛ و اگر خدا ما را هدایت نکرده بود، ما به این‌ها راه نمی‌یافتیم! مسلّماً فرستادگان پروردگار ما حق را آوردند! در این هنگام است که: «وَ نُودُوا أَن تِلْکُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوهَا بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ»؛ به آنان ندا داده می‌شود که: این بهشت را در برابر اعمالی که انجام می‌دادید، به ارث بردید!
به همین منوال، درجات اهل جهنم نیز محصول کردار زشت خود آنها است: «فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ، وَ مَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ». بنابراین مقصود از «تَقْدِمَةً» همان اعمال صالح است. اما هم قرآن و هم روایات، در میان همه اعمال صالح تاکید خاصی بر انفاق دارند.

از سویی انسان حب به ذات خود و متعلقات خود دارد و از سوی دیگر حب به خدا و غیرخدا در یک جا و در یک رتبه جمع نمی‌شود. اصلاً حب دو چیز متناقض با هم جمع‌شدنی نیست؛ چه خدا و غیرخدا و چه هر دو چیز دیگری: «مَّا جَعَلَ اللَّـهُ لِرَجُلٍ مِّن قَلْبَیْنِ فِی جَوْفِهِ»؛ خداوند برای هیچ کس دو دل در درونش نیافریده است. کسی که دل در گرو محبت قدرت‌های غیرخدایی دارد، طعم ایمان را نچشیده است.
در روایتی از امام باقر علیه‌السلام می‌فرماید «حضرت امیر صلوات الله علیه درباره این آیه فرموده‌اند: دوست داشتن ما و دوست داشتن دشمن ما، در دل یک انسان با هم جمع نمی‌شوند. زیرا خداوند برای هیچ مردی در درونش، دو دل ننهاده است که با این یکی دوست بدارد و با آن یکی دشمن بدارد.

راز اشتراط انفاق در وصول به «بِرّ»
معجزه انفاق این است که حب غیرخدا را در همین دنیا از دل انسان بیرون می‌کند و در نتیجه حب خدا در قلب او جا می‌گیرد. وقتی کسی از خود و اهل و مالش دل می‌کَنَد و آنها را در آرزوی آخرت پیشاپیش می‌فرستد، معلوم می‌شود که واقعاً به خدا و قیامت و وعده‌های الهی دل بسته است.
یکی از اسرار آن همه سفارش به انفاق و صدقه دادن «حتی بر خارج از مذهب و بر حیوانات برّی و بحری» نیز همین است؛

چنان‌که امام خمینی (ره) در شرح حدیثی نوشته‌اند:
«باید دانست که انسان با علاقه‌مندی و محبت به مال و منال و زخارف دنیویه بزرگ شده است و تربیت گردیده، و این علاقه در اعماق قلب او جایگزین گردیده. و منشأ بیشتر مفاسد اخلاقی و اعمالی، بلکه مفاسد دینی، همین علاقه است... پس، اگر انسان به واسطه صدقات و ایثار بر نفس این علاقه را بتواند سلب کند یا کم کند، البته قطع ماده فساد و جرثومه قبایح را کرده، و طریق نیل به حصول معارف و انقطاع به عالم غیب و ملکوت و حصول ملکات فاضله و اخلاق کامله را برای خود مفتوح نموده. و این یکی از نکات بزرگ انفاقات مالیه واجبه و مستحبه است. و در مستحبات این نکته کاملتر است؛ چنانچه واضح است.»

انفاق آنچه دوست داریم
ناگفته پیدا است که قطع علاقه به غیرخدا، هنگامی حاصل‌شدنی است که انفاق از «مِمّا تُحِبُّونَ» باشد؛ یعنی از آنچه انسان به آن محبت و علاقه دارد. اگر آدمی علاقه و وابستگی به چیزی نداشته باشد، با دادن آن جای خالی در قلبش پیدا نمی‌شود که بخواهد با محبت به خدا و ایمان به او پُرکند. اما اینکه انسان چه چیز را دوست دارد، از مطالب قبلی معلوم شد؛ بیش از هر چیز «خودش» را، و بعد اطرافیان و عزیزان «خودش» را، و بعد هم اموال «خودش» را. علی علیه‌السلام نیز به همین ترتیب اشاره فرموده است: «تَقْدِمَةً مِنْ نَفْسِهِ وَ أَهْلِهِ وَ مَالِهِ».

انفاق از خود
باید از خود برای دین و ایمان هزینه کرد، و البته هزینه کردن از خود نیز اقسام و مراتبی دارد؛ در بالاترین مرتبه فدا کردن جان خویش است. اما در مراحل پایین‌تر می‌تواند مثلاً با هزینه کردن از آبروی خود برای وساطت و رفع مشکل مردم یا حلّ اختلاف آنان باشد. اساساً هر عمل صالحی انفاق از خود محسوب می‌شود.
حضرت علی (ع) در خطبه‌ای فرمود: «با انجام فرائضی که بر شما است، و وظائفی که برایتان تعیین شده حق خدا را ادا کنید و از گرو آن بیرون آیید؛ که من شاهد و گواه اعمال شما هستم و از جانب شما در قیامت‌ اقامه حجت و دلیل می‌کنم.»

انفاق از خاندان
در راه خدا شاید لازم باشد با اهل خویش مماشات نکنیم، و یا مثلاً آنان را مکلف به انجام واجبات کنیم. شاید هم لازم باشد گاهی از آنان کاملاً دل ببریم؛ مانند نوح.
نوح مومن بود و هنگامی که دید باید میان محبت خدا با محبت فرزندش، یکی را انتخاب کند، بی‌تردید خدا را انتخاب کرد. «قَالَ یَانُوحُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ»؛ خدا به او فرمود: ای نوح! او از اهل تو نیست! او عمل غیرصالح و فرد ناشایسته‌ای است! پس، آنچه را از آن آگاه نیستی، از من مخواه! من به تو اندرز می‌دهم تا از جاهلان نباشی! نوح نیز درنگ نکرد و عرض کرد: پروردگارا! من به تو پناه می‌برم که از تو چیزی بخواهم که از آن آگاهی ندارم! و اگر مرا نبخشی، و بر من رحم نکنی، از زیانکاران خواهم بود.

انفاق از مال
«مال» نیز همین طور است. مال سبب خیر است و انسان آن را دوست دارد. اما مهم این است که آیا به هنگام لزوم حاضر است آن را فدای دین و خدایش کند یا نه؟ باید دید حب به کدامیک شدیدتر است؛ حب به خدا یا مال؟
هشتاد و پنجمین جلسه شرح و تفسیر نهج‌البلاغه

کد خبر 601669

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 1 =