۲ نفر
۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۹ - ۲۰:۰۰

نوشته ام درباره کتاب مسعود به روایت صدیقه مسعود فرصتی برای برخی از خوانندگان پدید آورد که درباره او دست به قضاوت بزنند و همینطور در باره نوشته من.

شخصی به نام سعیدی در کامنت پر حرارتی برای این مطلب خطاب به من نوشته است :

 سعیدی

  شنبه 18 اردیبهشت 1389 - 23:15:06  "آقای نوروزپور می دانید فاجعه ی افشار چیست و کجا رخ داد؟ آیا تا به حال در این باره چیزی شنیده اید؟ بروید و قدری در این باره تحقیق کنید و بعد در مورد مسعود اینگونه ارادتمند شوید و البته فیلم هایی نیز از فاجعه افشار موجود است بروید و ببینید قطعا نظرتان عوض خواهد شد."

جواب اینکه من می دانم فاجعه افشار چیست یا نه؟ البته هم بله است و هم خیر. بله از این بابت که اگر صرف داشتن اطلاعات تاریخی باشد، بله. فاجعه افشار بعد از فرار روس ها از افغانستان و در زمان وزارت دفاعی احمد شاه مسعود و البته زمانی رخ داد که کابل به شدت از سوی نیروهای گلبدین حکمتیار بنیادگرا که از سوی پاکستان حمایت می شد زیر گلوله های توپ و تانک و حتی هواپیما بود. در چنین اوضاعی، مسعود متهم شد که با استفاده از امکانات وزارت دفاع به بخش هزاره نشین کابل حمله کرده و قتل عامی از شیعیان هزاره را براه انداخته است.

این، در حد دانستن است. اما اینکه واقعا در فاجعه افشار چه گذشت؟ جواب من نه است. من هرگز نه عمق آن فاجعه را درک می کنم و نه دیده ام و نه حتی بازماندگان آن حادثه دردناک را ملاقات کرده ام. از همه مهم تر اینکه نه من و نه هیچکس دیگر نمی تواند به ضرس قاطع در آن آشفته بازاری که کابل از هر طرف مورد تهاجم بوده و بدون شک برخی از نیروهای مجاهدین و سایر رهبران فاتح از جمله استاد سیاف، ژنرال دوستم،  ژنرال فهیم و ... نیز به صورت خودسرانه هرکاری می توانستند بکنند، به طور قاطع بگوید که چه کسی مسئول این جنایت بوده است. مضاف براینکه برخی از اسناد تاریخی، برخلاف این ادعا، معتقدندکه دست کم گلبدین حکمتیار در این ماجرا اگر مقصر اصلی نبوده، هیچگاه بی گناه شناخته نشده و او نیز همچنان یکی از طرف های اتهام است.

بحث افشار را تا همین حد می دانم که البته می توان آن را با کارشناسان این حوزه بررسی کرد.

در این بین، یک کامنت دیگر از یک خواننده ای که نخواسته نامش را بنویسد درج شده که به این ادعا پاسخ داده است. من البته فکر می کنم اندکی به موضوع نزدیک است اما دقیق نیست. در این کامنت آمده است :

بدون نام

در زمان حمله حکمتیار به کابل ژنرال دوستم ازبک، به شاه مسعود خیانت کرد و در این بین مزاری رهبر شیعیان هزاره نیز به دوستم و حکمتیار پیوست و به مسعود خیانت کردو جنگ سختی میان آنها در گرفت. طبیعی است که در جنگ نان و حلوا خیر نمی کنند و احتمالا دوستانی که از شیعه کشی مسعود حرف می زنند به جنگی که در مدت کوتاهی میان یاران مزاری و مسعود در گرفت اشاره کرده اند. حال آنکه جنایت های طالبان در حق همین هزاره ها اساسا در حد یک نسل کشی و جنابت علیه بشریت بوده است.

خواننده ای دیگر کامنت کوتاه اما قابل تاملی گذاشته است که به فاجعه اصلی اشاره داشته که همانا جنگ داخلی بوده است. این خواننده می گوید :

بدون نام

جنگ داخلی بوده دیگه برادر. کی می فهمه باکی داره می جنگه؟ از هر طرف که تیر در بره اونوری هام تیر می اندازن دیگه.

انتقاد از نویسنده به جهت تمجیدی که از شجاعت های مسعود در برابر ارتش اشغالگر شوروی و طالبان جنایتکار بعمل آورده ، به همین جا ختم نمی شود. یک خواننده دیگر در این باره اینگونه به من هشدار داده است :

موسوی 

مسعود چریک مبارز مسلمان، درس خوانده، روشنفکر و درست تربیت شده در مکتب اسلام نبود و بیشتر یک جنگجوی خشن، جاهل، بی سواد و متاثر از تعالیم ناصحیح اسلام بود و بس

و یکی دیگر :

بدون نام

لطفا اینقدر از این شیعه کش دفاع نکنید بروید وجنایتهای او را از مهاجران افغانی شیعه بپرسید که چگونه نیروهایش دختران شیعه را بر زمین خوابانیدند وروی آنها قیر ریختند

درباره اولی، خواننده ای گویا مشخصا به اقای موسوی جواب داده و نوشته است :

بدون نام

آقای موسوی، پس با تعریف شما اگر مسعود چریک جاهل و بی سواد و خشنی بود، طالبانی ها چه موجوداتی بودن اونوقت. بعدشم دانشجوی مهندسی بودن مسعود رو که نمی شه انکار کرد که.

ودرباره دومی که البته ادعایی است که مشخص نیست چه اسنادی برای آن در اختیار است اینگونه کسی جواب داده است :

بدون نام

شیعه کش؟؟؟ بابا بی خیال. این بابا مسعود رو با بن لادن اشتباهی گرفته.

و چند کامنت دیگر که خواندن آنها خالی از لطف نیست و جادارد آنها را به عنوان صحنه ای برای مناظره کتبی خوانندگان تعبیرکرد.

 بدون نام

احمد شاه مسعود، شیر دره پنجشیر بود و مجاهدت های زیادی در افغانستان کرد. کسانی که از او بد نوشته اند صرفا به این دلیل بوده که چون فکر می کردند جمهوری اسلامی او را تا اندازه ای تایید می رکد و گاهی پول و اسلحه در اختیار او قرار میداد از او بد نوشته اند. فقط و فقط همین. و الا مسعود در قیاس با طالبان یک روشنفکر غیر قابل مقایسه بود.

بدون نام

هیچ انسانی مطلقا خوب نیست و هیچ انسانی نیز مطلقا بد نیست. حتی بن لادن نیز هوادارانی دارد که او را می ستایند و ثنا می گویند.

مهدی

چهارشنبه 15 اردیبهشت 1389 - 22:17:42

سعدیا مرد نکو نام نمیرد هرگز مرده آنست که نامش به نکویی نبرند این چه رسمیست که آسمان کبود سر به رقابت با خاک سیاه برداشته و هرچه را که برگزیده اوست به کام خود میکشاند. مردیی خدایی که جایش همان پیش معبودش بود. انشاءالله که نسل طالبان و طالبانیان هرچه زودتر از روی زمین برداشته شود. روحش شاد و قرین رحمت پرودگار مهربان

 وآخر اینکه:

واقعا هیچ انسانی مطلقا خوب نیست. و هیچ انسانی نیز مطلقا بد نیست. درباره احمد شاه مسعود اینقدر می دانم که زندگی چریکی او را دست کم می توان به سه بخش تقسیم کرد:

  • 1- دوران مبارزه او با ارتش تا بن دندان مسلح شوروی که بدون شک از نگاه دوست و دشمن دورانی ویژه و پرافتخار برای او و مردان مجاهدش از هر قوم و قبیله ای بود چرا که دفاع در برابر متجاوز در هر فرهنگ و آیینی مقدس است و دفاع کنندگان مگی سزاوار تمجید و تقدیرند که تقدیر وتحسین نگارنده این یادداشت نیز مشخصا به همین دوران باز می گردد.
  • 2- دوران فتح کابل و سقوط نجیب الله و وزارت دفاع مسعود که درواقع به نظر من سیاه ترین دوران زندگی مبارزاتی مسعود بوده است. چرا که در این دوران همه کسانی که از قضا هیچ نقشی در مبارزه مستقیم با شوروی نداشتند ناگهان برای تصاحب قدرت به کابل آمدند و به هیچ صراطی نیز برای تقسیم قدرت مستقیم نشدند که شاخص آنها گلبدین حکمتیار بنیادگرا و حتی شخص برهان الدین ربانی بود. که اگر همین ها می توانستند بر سر قدرت با یکدیگر کنار بیایند فجایعی چون فاجعه افشار و از آن بزرگتر فاجعه ظهور دیو طالبان اساسا پدیدار نمی گشت و کار به قدرت گرفتن القاعده و وضعیت کنونی افغانستان نیز نمی کشید. اینجاست که ریشه همه بدبختی های پس از خروج شوروی از افغانستان را می توان بازشناخت که همان حرص به قدرت و مصالحه کردن منافع ملت افغانستان با امیال شخصی بود که نهایتا به حمله نظامی حکمتیار به کابل و آن فجایع که عمدتا می دانیم منجر شد. این دوران برای مسعود بسیار بد بود و عمده اتهامات و بدنامی هایی که به او نسبت داده می شود در همین دوران بوده است که او وزارت دفاع را بر عهده داشت. اما حقیقت ماجرا این است که هیچگاه این اتهامات در محکمه یا دادگاهی ثابت نشده است.
  • 3- دوران سوم زندگی چریکی مسعود زمانی است که طالبان ظهور کرده و به سرعت همه افغانستان را بغیر از چند شهر شمالی از جمله پنجشیر به تصرف خود در می آورد. مسعود در این دوران نیز با شجاعت مثال زدنی در برابر طالبان ایستادگی کرد و چه بسا اتهامات و بدنامی هایی را که در دوران کوتاه تصدی اش بر وزارت دفاع با خود همراه ساخته بود به مدد مبارزات بی وقفه اش با طالبان تطهیر کرد. او سرانجام به طرز بسیار دردناک و ناجوانمردانه ای در همین دوران و درست دو روز قبل از حملات تروریستی یازده سپتامبر توسط دوعرب که خود را به شکل روزنامه نگار جا زده بودند ترور شد.

 شما نیز با ارائه نظرات خود ما را در این مناظره مکتوب یاری کنید.

کد خبر 60417

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 13 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 12
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بدون نام CZ ۲۰:۱۹ - ۱۳۸۹/۰۲/۱۸
    14 11
    به گمانم حق مطلب ادا شده. آدم های بزرگ را باید در تاریخ جستجو کرد. این مرد برآیند زندگی اش تاثیر گذار و ارزشمند بوده است. او به هرحال یک مبارز نام آور بوده است که به دست دشمنانش به قتل رسیده
  • بدون نام CZ ۲۱:۱۳ - ۱۳۸۹/۰۲/۱۸
    6 8
    مجاهدین افغانی تا زمانیکه به قدرت نرسیدند فقیر و قانع و مبارز بودند اما همین که به کابل رسیدند انقدر عوض شدند که مردم به طالبان روی آوردند. به هرحال مسعود اگر آدم خوبی هم بود یک نفر بود چه می توانست بکند در میان یک مشت قدرت طلب حریص
  • شرف الدین CZ ۲۱:۱۵ - ۱۳۸۹/۰۲/۱۸
    9 3
    شما هرگز نخواهید توانست عمق عشق و نفرت همزمان ملت افغان را نسبت به شیر دره پنجشیر درک نمایید. آنها هم زمان او را مجاهد و هم زمان او را یک جنایتکار جنگی بر می شمارند. این خود نشان از تفاوت دیدگاه، سواد و فهم ملت افغان دارد. تا هروقت که جهل بر ملت افغان سایه افکنده است اوضاع بر همین منوال خواهد گشت.
  • یاسر CZ ۲۱:۱۶ - ۱۳۸۹/۰۲/۱۸
    9 1
    برهان الدین ربانی، گلبدین حکمت یار، ژنرال دوستم، ژنرال فهیم، احمدشاه مسعود. چقدر این اسامی من رو به یاد دهه شصت انداخت. ایناهمش تو تلویزیون ما بودن
  • بدون نام IR ۰۶:۰۶ - ۱۳۸۹/۰۲/۱۹
    39 1
    تنها کسی که با افکار و اعمالش تا حدی توانست تغییرات ذهنی بنیادینی را در افغانستان به وجود آورد عبدالعلی مزاری رهبر حزب وحدت اسلامی (که در سال 73 توسط طالبان کشته شد) است. در حالی که تمامی سایر رهبران ملیت ها در افغانستان به دنبال انحصار طلبی و برتری قوم خویش بودند، او شعار عدالت اجتماعی و برابری اقوام را می داد. تمامی رهبران به اصطلاح مجاهدین به نوعی به دنبال منافع شخصی خودشان بودند و در این راه اگر لازم می بود، (با شدت و ضعف متفاوت) هر کدام دست به جنایتهایی نیز زدند.
  • بدون نام IR ۱۱:۲۵ - ۱۳۸۹/۰۲/۱۹
    3 15
    خواهش مي كنم ما قهرمان زياد داريم ومانند عربها نيستيم كه به خاطر نداشتن قهرمان صدام پرست شويم پس از اين آقا يك كاريزما يا يك اسطوره نسازيم
  • بدون نام IR ۱۳:۰۵ - ۱۳۸۹/۰۲/۱۹
    15 10
    برایم خیلی جالب است که چطور ایران اینقدر سنگ مسعود را به سینه می زند و تلاش می کند از وی یک اسطوره بسازد در حالی که مسعود ذره ای به ایران احترام هم نمی گذاشت. علاوتا جنگ سالار مسعود، برای دستیابی به انحصار در قدرت (بعد از دوران کمونیستی) خودش در ابتدا طالبان را حمایت می کرد تا بقیه رقبا را سرکوب نماید. در آخر فهمید که طالبان به قول شما ایرانی ها از آن تو بمیری ها نیست و با مسعود هم شوخی ندارد. البته خیلی دیر این را فهمید.
  • جاوید KW ۲۰:۲۹ - ۱۳۸۹/۰۲/۱۹
    7 22
    کسانی که بر ضد احمدشاه مسعود شهید کامنت می نویسند متعلق به قشر کوچکی از مردم افغانستان هستند. اکثریت مطلق مردم افغانستان احمدشاه مسعود را به عنوان قهرمان ملی و کسی که تا آخر عمر خود برای دفاع از نوامیس و مرزهای وطن خود دفاع کرد و در این راه جان خود را تقدیم کرد می شناسند. روحش شاد باد.
  • بدون نام IR ۰۶:۰۱ - ۱۳۸۹/۰۲/۲۰
    7 5
    مسعود هیچ گاه نه علیه طالبان و نه علیه کمونیست ها وارد جنگ نشد. همیشه خط جبهه های مسعود در اطراف دره دور افتاده پنجشیر در یک آتش بس به سر می برد.
  • بدون نام IR ۰۶:۰۷ - ۱۳۸۹/۰۲/۲۰
    5 2
    اولیور روا در کتاب "افغانستان، اسلام و نوگرایی سیاسی" فاش کرد که مسعود با دولت کمونیستی کابل پیمان محرمانه آتش بس و ترک مخاصمه امضا کرده بود و از همان زمان به فکر جمع آوری نیرو و اسلحه (به نام مبارزه با کمونیست ها) برای جنگ های بعد از دوره کمونیست ها بود.
  • پيشاهنگ ستوده درويش IR ۰۹:۱۵ - ۱۳۸۹/۰۲/۲۱
    7 9
    وجاهت تابناك احمد شاه مسعود در قياس با معاصرانش بيشتر مي شود كه در مجاهدات همه حانبه اش بسي اخلاص داشت . البته هيچ فردي معصوم و ازخطا نمي باشد . گويا مولا علي هم چنين دعويي نداشت . هر كسي در گور خودش تنها مي خوابد . گناه اطرافيان كسي به پاي ائ نبايد نوشت !
  • مصطفی SE ۲۲:۱۱ - ۱۳۸۹/۰۲/۲۴
    31 6
    من مشکلی با جنایت ها و نسل کشی این فاشیست ندارم.اما با قهرمان درست کردن این همذات هیتلر مخالف هستم و نمی گذارم خون هزاران بی گناه این وطن پایمال شود.یاعلی مدد