«خبرجنوب» نوشت: شهردار شیراز گفت: ماهانه 9 هزار نفر به جمعیت شیراز افزوده می شود.

هیچ جامعه ای، بسته نیست و ترکیب جمعیتی اش تنها با زاد و ولد و مرگ و میر تغییر نمیکند. افرادی به یک جامعه می پیوندند و شماری از آن خارج می شوند؛ که اگر چنین نبود، امروز جمعیت شیراز یک میلیون و 900 هزار نفر سرشماری نمی شد. افزایش جمعیت شیراز در یک دوره 10 ساله از توزیع بهنجار برخوردار نبوده است. در این مدت 700 هزار نفر بر جمعیت شهر افزوده شده است. اگر قرار بود تنها نرخ زاد و ولد جمعیت شیراز را بیشتر کند - بدون اینکه مرگ و میر محاسبه شود- در این 10 سال با نرخ رشد 1.18 درصدی شیراز باید جمعیتی بالغ بر یک میلیون و 350 هزار نفر می داشت، حال آنکه جمعیت شیراز به جای بیشتر شدن 150 هزار نفر، تقریبا یک و نیم برابر شده است. و این زنگ هشدار مهاجرت به شیراز را به صدا در می آورد. نوعی از مهاجرت که البته در تاریخ ایران مشابهی ندارد؛ این است که اینک شهردار شیراز به سرویس گزارش «خبرجنوب» می گوید: هر ماه 9 هزار نفر به کلانشهر شیراز مهاجرت می کنند.
تغییر ترکیب
با نسبت 60 به 40 جمعیت ایران در زمان انقلاب عمدتا روستا نشین بود. در سال 57 با رسیدن جمعیت شهری به 40 درصد کل جمعیت ایران، تغییر چشمگیری در ترکیب جمعیتی کشور رخ داده بود چه اینکه تا چند دهه پیش از آن 80 درصد جمعیت کشور روستانشین، 15 درصد کوچ نشین و 5 درصد شهر نشین بودند. در سال 57 شیراز 200 هزار نفر جمعیت داشت. در دهه های 60 و هفتاد اما ایران تبدیل به کشوری شهر نشین شد؛ آمارها نشان دهنده رشد روز افزون جمعیت و تمرکز اقتصاد در قطب های جمعیتی است.
این شد که در دهه 60 ترکیب جمعیتی با نسبت 60 به 40 درصد، به سود شهرنشینی تغییر کرد. به این ترتیب مردم از نقاط کمتر برخوردار به سمت شهرهای بزرگی چون اصفهان، تهران و ... که قطبهای صنعتی، اقتصادی به شمار می رفتند به راه افتاد. در این شرایط البته جمعیت شیراز هم افزایش یافت اما در یک دهه گذشته تغییری چشمگیر در نوع مهاجرت ها به شیراز اتفاق افتاده است.
از یک طرف بسیاری از کسانی که صاحب فن، دانش یا سرمایه به شمار می روند شیراز را به مقصد کشورهای دیگر و یا پایتخت ترک می کنند؛ در برابر خشکسالی چنان ترکیب جمعیتی این کلانشهر را تغییر داده که صدها هزار نفر با از دست دادن معیشت مبتنی بر کشاورزی، راه مهاجرت به شهرهای فارس و از جمله شیراز را در پیش گرفتهاند. گزارشی که تازگی در تارنمای شرکت آب منطقه ای فارس منتشر شده هم تایید میکند که نه تنها دیگر آبی برای زمینهای کشاورزی در فارس نمانده بلکه بخش عمدهای از این زمین ها شور شده اند؛ این بدان معناستکشاورزی که در این نقاط زندگی می کند راهی برای زندگی ندارد و چاره ای پیش روی خود نمی بیند جز اين كه راهی قطب اقتصاد شود. شیراز اما قطب اقتصاد نیست و خود در تب انبوه مشکلات کوچک و بزرگ می سوزد و در این شرایط بر جمعیت این کلانشهر افزوده می شود. چیزی که به باور بسیاری از جامعه شناسان این شهر را مستعد انبوه آسیبهای اجتماعی می کند. اینک، علی رضا پاک فطرت، شهردار شیراز آماری ارائه میکند که نشان از مهاجرت بیرویه به این کلانشهر دارد.
او به گزارشگر «خبرجنوب» می گوید: «مگر نرخ زاد و ولد چقدر است که جمعیت شیراز این گونه افزایش یافته است؟
گفته می شود که ماهانه بین 8 تا 9 هزار نفر به کلانشهر شیراز مهاجرت میکنند و این زنگ خطر بزرگی برای آینده ماست».
تب مهاجرت
آنها که از شیراز می روند، اغلب سرمایه ای دارند یا فن و مهارتی. بیش از همه شاید تب مهاجرت در میان اهالی دارای مهارت و تحصیلکردگان بالا باشد؛ آن هم مهاجرت به خارج از کشور. آنها که دستشان به مهاجرت به خارج از کشور نمی رسد هم اغلب به پایتخت می روند. این است که شهردار شیراز می گوید: «مهاجرانی که به شیراز می آیند افراد ثروتمند نیستند بلکه کسانی هستند که مشکل اشتغال دارند. بسیاری هم به خاطر خشکسالی چاره ای جز مهاجرت به شهری چون شیراز نداشته اند. وقتی آب نباشد، تلمبه خشک شود و کشاورزی و دامپروری از میان برود، فرد چاره ای ندارد جز اینکه برای تامین معیشت خود و فرزندانش به شهر بزرگ تری چون شیراز بیاید».
اگرچه جلوی چنین مهاجرتی را نمی توان گرفت و چنین کاری اخلاقی هم نیست، ولی واقعیت این است که مهاجرت این چنیني نتیجه ای جز افزایش آسیب های اجتماعی در پی ندارد.
در چنین شرایطی هرچقدر پل، مترو و مدرسه ساخته شود، باز هم پاسخگوی نیاز نخواهد بود.
چه اینکه هم اکنون در بسیاری از مدرسه ها در کلانشهر شیراز و برخی شهرهای فارس جمعیت دانشآموزان به بیش از 40 نفر در هر کلاس رسیده است. وضعی که نمونهاش را تنها در دهه های 60 و 70 می شد دید.
افزایش جمعیت شمار دانشآموزان در مدرسه های شیراز به ویژه در نقاط حاشیهای بیشتر احساس میشود. جایی که به گفته علی عسکر جمشیدی، معاون دبستان آموزش و پرورش فارس، بیش از همه فرزندان مهاجرانی که به کلانشهر شیراز آمده اند را تشكيل مي دهد،
چنین وضعی گویای شکلگیری نقاط حاشیه ای تازه هم هست چرا که بسیاری از کسانی که به خاطر از دست دادن معیشت به کلانشهر شیراز می آیند اغلب توانایی ساکن شدن در نقاط متوسط یا مرفه را ندارند.
این می شود که خطر شکل گیری حاشیه نشینی هم وجود دارد؛ ضمن اینکه شیراز همین الان هم حاشیه نشین های زیادی دارد و حتی در مرکز شهر همچون بافت قدیم و بولوار امیرکبیر هم چنین وضعی دیده می شود. اما شیراز آیا توان پذیرش چنین جمعیتی را دارد؟
شهردار می گوید: «بگذارید به سیل مهاجرانی که به اروپا رفت اشاره کنم. شهر وین محاسبه کرد و اعلام کرد که سالانه بیش از 30 هزار مهاجر را نمی تواند بپذیرد؛ وین شهری است با آن همه ثروت و آن را با شیراز مقایسه کنید تا ببینیم توان پذیرش ماهانه 9 هزار نفر را داریم یا نه. اگر این خیابان ها، بزرگراه ها، پل ها و زیرساختها را آماده نکرده بودیم امروز مشکل کلانشهر شیراز بسیار زیادتر بود؛ مگر نه اینکه در 6 سال اخیر 3 بار بر مساحت شیراز افزوده ایم؟
در این مدت 5 هزار هکتار به مساحت شهر افزوده شده و این از نظر حمل و نقل، اقتصاد، امنیت و نظافت برای شهرداری هزینه دارد که البته به خاطر خشکسالی امسال احتمالا تابستان وضع بدتری از سالهای گذشته خواهیم داشت».
این طور که ترکیب جمعیتی شیراز در حال تغییر است، معلوم نیست که چه آینده ای در انتظار این کلانشهر باشد. اما آنچه می دانیم این است که با بحران آب ،انبوه آسیب های اجتماعی دور از انتظار نیست. چه اینکه هم اکنون هم گوشه ای از این بحران ها چهره خود را نشان می دهد.

46

برای دسترسی سریع به تازه‌ترین اخبار و تحلیل‌ رویدادهای ایران و جهان اپلیکیشن خبرآنلاین را نصب کنید.
کد خبر 636510

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 5 =