محسن رضایی این گفته را که « احمدی‌نژاد باهوش‌ترین رئیس‌جمهور ایران است » ، نپذیرفت و تاکید کرد :‌

احمدی‌نژاد از نظ احمدی‌نژاد از نظر تاکتیکی خوب است اما از نظر راهبردی ضعیف است. مثلا به نظر من حرف روز یکشنبه بعد از انتخابات ایشان در برخورد با رقبا و یا معترضان ناپخته بود. ایشان می‌توانست از موضع پیروز انتخابات برخورد کند و بگوید شما همه بیایید و من از همه توانایی‌های شما استفاده می‌کنم.

به گزارش خبرآنلاین رضایی که در گفت وگو با ویژه نامه همشهری سخن می گفت ، اینگونه به حوادث قبل و بعد از انتخابات سال گذشته پرداخت :


• نه خاتمی، نه هاشمی و نه احمدی‌نژاد تکرار نمی‌شود. البته گرایشاتشان چرا. مثلا گرایشات تکنوکراتی یا لیبرالی و یا اگر اسم گرایش فعلی را پوپولیستی بگذاریم (به تعبیر منتقدان آقای احمدی‌نژاد) و یا گرایشات دولتی ایشان، که دولت را متولی مردم می‌داند مانند نگاه دهه 60 و یا نگاه سوسیالیست‌های خداپرست، ممکن است تکرار شود.

• ترکیب آرای آقای احمدی‌نژاد یک طیف را شامل می‌شود. عده‌ای در جبهه اصولگرایی می‌گفتند نظر آقا روی ایشان است و از اعتبار آقا برای احمدی‌نژاد استفاده کردند. درحالی‌که همه جا از من سوال می‌کردند، و من هم می‌گفتم خود آقا در مشهد و بعد از آن گفتند که هیچ‌کس نمی‌داند به چه کسی رای می‌دهم و به صراحت هم گفته بودند.

• برخی جاها هم شنیدم که "اگر تبلیغ نمی‌شد که نظام با ایشان است رای احمدی‌نژاد بیشتر می‌شد." البته من این حرف را افراطی می‌دانم و همان موقع گفتم که این حرف را قبول ندارم اما درصدی موثر بود. بحث‌هایی نظیر رفتن دختران به استادیوم و صحبت‌های آقای الهام در مورد عدم هماهنگی‌های نیروی انتظامی در طرح امنیت اجتماعی به عنوان نمادهای رفتاری این طیف رای بود. بخشی هم مربوط به خود آقای احمدی‌نژاد بود.

• هر سه مناظره را ضعیف می‌دانم. چون بیشتر منازعه بود و کلا از بحث مناظره خارج شد.

• حضور من از شدت درگیری‌ها کاست و البته به دو سه نکته از قبل هم فکر می‌کردم ولی به این حجمی که اتفاق افتاد آن را باور نمی‌کردم. یکی از آنها اوج‌گیری احساسات بود.آن‌قدر که عقلانیت هم در هواداران و هم نامزدها تحت‌الشعاع احساسات قرار گیرد را باور نمی‌کردم.

• در این انتخابات عقلانیت تحت تاثیر احساسات و عواطف قرار گرفت. نماد آن هم حرف‌هایی بود که طرفین می‌زدند. رای‌ها جایی نمی‌رفت که عقل‌ها می‌رفت. در حالی‌که عقلا تشخیص می‌دادند. به نکته دیگری که فکر می‌کردم این بود که اصولگرایانی که نمی‌خواهند به احمدی‌نژاد رای ‌دهند به سمت نامزد اصولگرای دیگر می‌روند که این‌طور نشد.

• این اتفاق برای من عبرت شد. بخشی از کار من این بود که سبد اصولگرایان را در انتخابات بازتر کنیم و هر اصولگرایی که می‌خواهد در جبهه خود رای دهد بتواند حق انتخاب داشته باشد.. بدنه رای دادند. بسیاری از روحانیون و مراجع خودشان گفتند که به شما رای دادیم.

• نکته سوم که فکرش را نمی‌کردم، تقابل آقایان هاشمی و احمدی‌نژاد بود. یعنی برخوردی که آقای احمدی‌نژاد با آقای هاشمی در مناظره کرد و نامه‌ای که آقای هاشمی فرستاد. بنده انتظار تقابل تا این عمق را نداشتم، زحمت بسیاری هم برای سه‌قطبی کردن انتخابات کشیدم. لیکن با رفتار این دو همه آنها به هم خورد.

• اگر آن شب آقای احمدی‌نژاد به آقای هاشمی حمله نمی‌کرد و یا اگر حمله کرد آن نامه نوشته نمی‌‌شد برداشت من از انتخابات یک فضای سه‌قطبی بود.

• این تقابل را آقای احمدی‌نژاد شروع کرد و آقای هاشمی در دام ایشان افتاد و اوضاع را به هم زد. آن روزی که نامه آقای هاشمی منتشر شد، بسیار عصبانی شدم. چون می‌دانستم این نامه چقدر پروژه آقای احمدی‌نژاد را کامل می‌کند و اوضاع به سمت دوقطبی‌شدن می‌رود. در‌ حالی‌که اگر این نامه نبود، وضع دیگری درست می‌شد و پروژه سه‌قطبی شدن پیش می رفت. من اگر می‌دانستم که فضا این‌گونه می‌شود، مناظرات را این‌طور برگزار نمی‌کردم.

• یعنی اصلا در مناظره هایم ، مراعات نمی کردم و حتما آقای موسوی و آقای احمدی نژاد را به چالش بیشتر می‌کشاندم. در حقیقت این مساله را حساب نکرده بودم.

• باید با معترضان بر اساس یک استراتژی اجتماعی برخورد می‌شد و نظام برای آنها آغوش باز می‌کرد. یعنی اینکه می‌گفتند ما پاسخ سئوالات شما را می‌دهیم.

• یعنی فضاهای محدودی برای اعتراض آنها باز و مدیریت می‌کردند. یعنی کل اعتراضات را به محیط اجتماعی می‌بردیم و آن را با مدیریت اجتماعی اداره می‌کردیم.

• هیچ‌جای دنیا به اغتشاشگر گل نمی‌دهند. در فضای سیاسی- امنیتی نیز این مساله را مدیریت می‌کردند و نزاع سیاسی را با مدیریت سیاسی عملی می‌کردند. شبیه کاری که احمدآقا در مورد بحث قهر آقای طالقانی در اوایل انقلاب عملی کرد.در آن زمان بعد از آنکه احمدآقا متوجه شد که آقای طالقانی قهر کرده اند سوار یک پیکان شد و رفت شمال. در آنجا احوال آقای طالقانی را پرسید. منافقین آنجا را حفاظت می‌کردند. احمدآقا به آیت الله طالقانی گفت که این‌طور نمی‌توان صحبت کرد. پیامی از طرف امام دارم که باید به خود شما بگویم. آنها کنار از آن محیط بحث رفتند. بعد از چند دقیقه احمدآقا گفت که اگر در شهر گشت بزنیم، بهتر می‌توانیم حرف بزنیم و آقای طالقانی را سوار ماشین کرد و به تهران آورد و پیش امام برد. آقای طالقانی بعد از گفت‌وگو با امام مصاحبه قویی انجام داد و بعد هم در نمازجمعه محکم و قاطع از امام و ولایت دفاع کرد و قضیه حل شد و گرنه فتنه‌ای در حال شکل‌گیری بود. در همان زمان با قهر آقای طالقانی یک هفته کشور در تلاطم بود و در جایی که امام در اوج قدرت بود شعار علیه ایشان دادند. البته کار خوبی که ما بچه‌های انقلاب انجام دادیم، راهپیمایی در مسیر خیابان انقلاب تا فردوسی در حمایت از امام بود که کار عظیمی بود که در تلطیف فضا بسیار موثر بود. آن راهپیمایی و کار احمدآقا نزاع سیاسی را تمام کرد.

• موضوع وقایع اخبر هم یک مدیریتی را می‌خواست. مثلا آقای ناطق و آقای هاشمی افراد مناسبی بودند. من هم تلاشم را کردم اما نگرفت. موقعی که به شورای نگهبان رفتم تلاشم این بود که آقای کروبی و موسوی را به آنجا ببرم و کار را تمام کنم و هر چه شورای نگهبان گفت تمکین کنیم. این راه‌حل خوبی بود و شخصا به هر دو تلفن کردم و رفتم شورای نگهبان. جلسه خوبی بود و اوضاع عوض شد. همه اعضای شورا بودند و دعوت کردند و ما رفتیم اما آن دو نفر نیامدند.

• ممکن است در مورد میزان آرا با آقای هاشمی صحبت کرده باشیم. البته تا قبل از اظهار نظر نهایی شورای نگهبان از تخلف صحبت می‌کردم .

• تخلف هم به هر معنایی می‌تواند باشد. از پول دادن یا تبلیغات و استفاده از امکانات دولتی ولی کلمه تقلب را به کار نبردم.

• تقلب در انتخابات برای من ثابت نشد. به نظر من وقتی شورای نگهبان اظهارنظر کرد باید همه تمکین می‌کردیم. ما باید به سازوکارهای قانون‌اساسی احترام می گذاشتیم.

ر تاکتیکی خوب است اما از نظر راهبردی ضعیف است. مثلا به نظر من حرف روز یکشنبه بعد از انتخابات ایشان در برخورد با رقبا و یا معترضان ناپخته بود. ایشان می‌توانست از موضع پیروز انتخابات برخورد کند و بگوید شما همه بیایید و من از همه توانایی‌های شما استفاده می‌کنم.


به گزارش خبرآنلاین رضایی که در گفت وگو با ویژه نامه همشهری سخن می گفت ، اینگونه به حوادث قبل و بعد از انتخابات سال گذشته پرداخت :


• نه خاتمی، نه هاشمی و نه احمدی‌نژاد تکرار نمی‌شود. البته گرایشاتشان چرا. مثلا گرایشات تکنوکراتی یا لیبرالی و یا اگر اسم گرایش فعلی را پوپولیستی بگذاریم (به تعبیر منتقدان آقای احمدی‌نژاد) و یا گرایشات دولتی ایشان، که دولت را متولی مردم می‌داند مانند نگاه دهه 60 و یا نگاه سوسیالیست‌های خداپرست، ممکن است تکرار شود.

• ترکیب آرای آقای احمدی‌نژاد یک طیف را شامل می‌شود. عده‌ای در جبهه اصولگرایی می‌گفتند نظر آقا روی ایشان است و از اعتبار آقا برای احمدی‌نژاد استفاده کردند. درحالی‌که همه جا از من سوال می‌کردند، و من هم می‌گفتم خود آقا در مشهد و بعد از آن گفتند که هیچ‌کس نمی‌داند به چه کسی رای می‌دهم و به صراحت هم گفته بودند.

• برخی جاها هم شنیدم که "اگر تبلیغ نمی‌شد که نظام با ایشان است رای احمدی‌نژاد بیشتر می‌شد." البته من این حرف را افراطی می‌دانم و همان موقع گفتم که این حرف را قبول ندارم اما درصدی موثر بود. بحث‌هایی نظیر رفتن دختران به استادیوم و صحبت‌های آقای الهام در مورد عدم هماهنگی‌های نیروی انتظامی در طرح امنیت اجتماعی به عنوان نمادهای رفتاری این طیف رای بود. بخشی هم مربوط به خود آقای احمدی‌نژاد بود.

• هر سه مناظره را ضعیف می‌دانم. چون بیشتر منازعه بود و کلا از بحث مناظره خارج شد.

• حضور من از شدت درگیری‌ها کاست و البته به دو سه نکته از قبل هم فکر می‌کردم ولی به این حجمی که اتفاق افتاد آن را باور نمی‌کردم. یکی از آنها اوج‌گیری احساسات بود.آن‌قدر که عقلانیت هم در هواداران و هم نامزدها تحت‌الشعاع احساسات قرار گیرد را باور نمی‌کردم.

• در این انتخابات عقلانیت تحت تاثیر احساسات و عواطف قرار گرفت. نماد آن هم حرف‌هایی بود که طرفین می‌زدند. رای‌ها جایی نمی‌رفت که عقل‌ها می‌رفت. در حالی‌که عقلا تشخیص می‌دادند. به نکته دیگری که فکر می‌کردم این بود که اصولگرایانی که نمی‌خواهند به احمدی‌نژاد رای ‌دهند به سمت نامزد اصولگرای دیگر می‌روند که این‌طور نشد.

• این اتفاق برای من عبرت شد. بخشی از کار من این بود که سبد اصولگرایان را در انتخابات بازتر کنیم و هر اصولگرایی که می‌خواهد در جبهه خود رای دهد بتواند حق انتخاب داشته باشد.. بدنه رای دادند. بسیاری از روحانیون و مراجع خودشان گفتند که به شما رای دادیم.

• نکته سوم که فکرش را نمی‌کردم، تقابل آقایان هاشمی و احمدی‌نژاد بود. یعنی برخوردی که آقای احمدی‌نژاد با آقای هاشمی در مناظره کرد و نامه‌ای که آقای هاشمی فرستاد. بنده انتظار تقابل تا این عمق را نداشتم، زحمت بسیاری هم برای سه‌قطبی کردن انتخابات کشیدم. لیکن با رفتار این دو همه آنها به هم خورد.

• اگر آن شب آقای احمدی‌نژاد به آقای هاشمی حمله نمی‌کرد و یا اگر حمله کرد آن نامه نوشته نمی‌‌شد برداشت من از انتخابات یک فضای سه‌قطبی بود.

• این تقابل را آقای احمدی‌نژاد شروع کرد و آقای هاشمی در دام ایشان افتاد و اوضاع را به هم زد. آن روزی که نامه آقای هاشمی منتشر شد، بسیار عصبانی شدم. چون می‌دانستم این نامه چقدر پروژه آقای احمدی‌نژاد را کامل می‌کند و اوضاع به سمت دوقطبی‌شدن می‌رود. در‌ حالی‌که اگر این نامه نبود، وضع دیگری درست می‌شد و پروژه سه‌قطبی شدن پیش می رفت. من اگر می‌دانستم که فضا این‌گونه می‌شود، مناظرات را این‌طور برگزار نمی‌کردم.

• یعنی اصلا در مناظره هایم ، مراعات نمی کردم و حتما آقای موسوی و آقای احمدی نژاد را به چالش بیشتر می‌کشاندم. در حقیقت این مساله را حساب نکرده بودم.

• باید با معترضان بر اساس یک استراتژی اجتماعی برخورد می‌شد و نظام برای آنها آغوش باز می‌کرد. یعنی اینکه می‌گفتند ما پاسخ سئوالات شما را می‌دهیم.

• یعنی فضاهای محدودی برای اعتراض آنها باز و مدیریت می‌کردند. یعنی کل اعتراضات را به محیط اجتماعی می‌بردیم و آن را با مدیریت اجتماعی اداره می‌کردیم.

• هیچ‌جای دنیا به اغتشاشگر گل نمی‌دهند. در فضای سیاسی- امنیتی نیز این مساله را مدیریت می‌کردند و نزاع سیاسی را با مدیریت سیاسی عملی می‌کردند. شبیه کاری که احمدآقا در مورد بحث قهر آقای طالقانی در اوایل انقلاب عملی کرد.در آن زمان بعد از آنکه احمدآقا متوجه شد که آقای طالقانی قهر کرده اند سوار یک پیکان شد و رفت شمال. در آنجا احوال آقای طالقانی را پرسید. منافقین آنجا را حفاظت می‌کردند. احمدآقا به آیت الله طالقانی گفت که این‌طور نمی‌توان صحبت کرد. پیامی از طرف امام دارم که باید به خود شما بگویم. آنها کنار از آن محیط بحث رفتند. بعد از چند دقیقه احمدآقا گفت که اگر در شهر گشت بزنیم، بهتر می‌توانیم حرف بزنیم و آقای طالقانی را سوار ماشین کرد و به تهران آورد و پیش امام برد. آقای طالقانی بعد از گفت‌وگو با امام مصاحبه قویی انجام داد و بعد هم در نمازجمعه محکم و قاطع از امام و ولایت دفاع کرد و قضیه حل شد و گرنه فتنه‌ای در حال شکل‌گیری بود. در همان زمان با قهر آقای طالقانی یک هفته کشور در تلاطم بود و در جایی که امام در اوج قدرت بود شعار علیه ایشان دادند. البته کار خوبی که ما بچه‌های انقلاب انجام دادیم، راهپیمایی در مسیر خیابان انقلاب تا فردوسی در حمایت از امام بود که کار عظیمی بود که در تلطیف فضا بسیار موثر بود. آن راهپیمایی و کار احمدآقا نزاع سیاسی را تمام کرد.

• موضوع وقایع اخبر هم یک مدیریتی را می‌خواست. مثلا آقای ناطق و آقای هاشمی افراد مناسبی بودند. من هم تلاشم را کردم اما نگرفت. موقعی که به شورای نگهبان رفتم تلاشم این بود که آقای کروبی و موسوی را به آنجا ببرم و کار را تمام کنم و هر چه شورای نگهبان گفت تمکین کنیم. این راه‌حل خوبی بود و شخصا به هر دو تلفن کردم و رفتم شورای نگهبان. جلسه خوبی بود و اوضاع عوض شد. همه اعضای شورا بودند و دعوت کردند و ما رفتیم اما آن دو نفر نیامدند.

• ممکن است در مورد میزان آرا با آقای هاشمی صحبت کرده باشیم. البته تا قبل از اظهار نظر نهایی شورای نگهبان از تخلف صحبت می‌کردم .

• تخلف هم به هر معنایی می‌تواند باشد. از پول دادن یا تبلیغات و استفاده از امکانات دولتی ولی کلمه تقلب را به کار نبردم.

• تقلب در انتخابات برای من ثابت نشد. به نظر من وقتی شورای نگهبان اظهارنظر کرد باید همه تمکین می‌کردیم. ما باید به سازوکارهای قانون‌اساسی احترام می گذاشتیم.

 

کد مطلب 67643

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 13 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 3
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بابک IT ۰۷:۵۳ - ۱۳۸۹/۰۳/۱۹
    0 0
    سلام بر سردارحاج محسن دلاور هنوز هم به رای خودم به شما می بالم.بابرنامه وهدفمندودرایت واصولگریی راستین.درود و خسته نباشیدبرایثارگران دفاع مقدس.
  • بدون نام IR ۰۸:۲۷ - ۱۳۸۹/۰۳/۱۹
    0 0
    اين صبحت ها از كسي كه خود مرد چنگ و نبرد است واقعاً عجيب است مگر آقاي رضايي مي خواهد به جنگ با ملت برود. ملت يكي را به عنوان رئيس جمهور انتخاب مي كنند كه تجربه اقتصادي داشته باشد نه تجربه نظامي .
  • مهدی IR ۰۵:۳۱ - ۱۳۸۹/۰۳/۲۰
    0 0
    من نمی دونم چشاتون نظرات من رو نمیبینه ، تو این 5روز اخیر قریب به 20 نظر گذاشتم هیچ کدومشو تو کامنتا نیاوردید . تقصیر ماست که برای سایتتون اهمیت قائل میشیم .

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین