حضور تتلو و بهنوش بختیاری در مراسمی که به اصولگرایان اختصاص داشت خیلی ها را شگفت زده کرد.

آش آن قدر شور بود که بعضی از خودی ها متعرض دوستانشان شدند که چرا آبروریزی می کنید و از ناطق نوری رسیده اید به تتلو و کنایه هایی از این دست. اصلاح طلبان هم که حسابی دور برداشته اند و به سرزنش و تحقیر طرف مقابل پرداختند که: این بود ارزش ها و پاسداری از انقلاب؟و ...باقی ماجرا. خوب سوژه ای است. من هم بودم حاضر نبودم به این راحتی از این سوژه بامزه دست بردارم. البته دوستان اصولگرا در به آب دادن دسته گل هایی از این دست ید طولایی دارند. دیدار کلاه شاپویی ها و عشق فیلمفارسی ها با جناب حدادعادل هنوز در خاطره خیلی ها باقی مانده.

من هم تا چند وقت پیش این اتفاقات را صرفا اتفاق می دانستم و حاصل کم عقلی و یا بی عقلی بعضی از دوستان اما مدتی است که دیگر این گونه نمی اندیشم. این بزرگواران همینی هستند که می نمایند و اتفاقا باید بابت این مقدار صراحت و صداقت تشویق شوند. سیاستمداری که بام تا شام شعار می دهد و رگ گردن کلفت می کند و به هرکس که هم چون او نمی اندیشد هرگونه دشنام و تهمتی را نثار می کند باید همنشین چه کسی شود؟ او در ساحت سیاست همان قدر جدی و معتبر است که تتلو در حوزه موسیقی. در حقیقت اگر بخواهند آن بنده خدا را ترجمه کنند و جایگاه و پایگاه سیاسی او را در حوزه فرهنگ و هنر مشخص کنند همین جناب تتلو ظهور خواهد کرد.

آن بابایی که در مقام ریاست یکی از عریض و طویل ترین دستگاه های فرهنگی کشور آن کارنامه را از خود برجای گذاشت سطح سلیقه و سواد بصری و هنری اش همین خانم بختیاری است. این ها را از باب تحقیر و تخفیف کسی نمی گویم. دارم صرفا توصیف می کنم. شما که توقع ندارید در کنار آن سیاستمدار عبوس و بداخلاق استاد شجریان بنشیند. اگر روزی استاد شجریان را درکنار آن بنده خدا دیدید باید تعجب کنید نه حالا که کنار همتای خود نشسته است.

اگر روزی اصغر فرهادی را در کنار آن مدیر فرهنگی سابق دیدید باید حیرت کنید نه امروز که در کنار هنرپیشه مورد علاقه اش نشسته است. بالاخره بین علایق و سلایق آدم ها پیوند ارگانیک وجود دارد. نمی شود شما آدم بداخلاق و عجول و بی انصاف و بد دهنی باشی و صبح تا شب بتهون و باخ و موتزارت و شجریان و اقبال السلطان و ظلی گوش کنی. نمی توانی از فرهنگ و رسانه و سینما به کلی پرت باشی اما هنرپیشه های مورد علاقه ات آل پاچینو و رابرت دنیرو و مریل استریپ و عزت الله انتظامی و پرویزفنی زاده و علی نصیریان باشد. نمی شود. با نظام طبیعت و هستی در تضاد است. با عدالت نمی خواند.

بعضی از دوستان گمان می کنند ما با جناب تتلو بحث اخلاقی داریم. خیر. البته دوستانی که در همه عمر دیگران را از روی ظاهر قضاوت کرده اند باید پاسخ بدهند که با تتلو و بختیاری چه نسبتی دارند. فرمود: با کافران چه کارت گر بت نمی پرستی. اما بحث بر سر ظاهر این عزیزان نیست. جناب تتلو مظهر ابتذال است. چه وقتی که می خواند: کی از پشت لباستو می بنده و چه وقتی می خواند: خلیج مسلح فارس.

مشکل دوستان در این است که گمان می برند هر مظروفی را داخل هر ظرفی می توان ریخت. ای کاش دست کم کتاب آیینه جادوی مرتضی آوینی را دقایقی تورق بفرمایند و درباره بحث ظرف و مظروف چیزهایی دستگیرشان شود.خلاصه کلام این که: دوستان خودارزشی پندار اگر می خواهند ویترین آن ها تتلو و بختیاری نباشد باید جانِ‌ خود را دیگر کنند. به تعبیر اقبال لاهوری: جان چو دیگر شد جهان دیگر شود. با بخشنامه و نصیحت و پند و دستور این اتفاق نمی افتد. باید سودای دیگرگونه در سر داشت و ...این سخن بگذار تا وقت دگر.

توضیح ضروری: صمیمانه و صادقانه از استاد شجریان بابت این که در تیتر مطلب نام ایشان را کنار آن بنده خدا آوردم عذرخواهی می کنم.

کد خبر 688044

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 9 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 5
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بی نام IR ۰۷:۵۱ - ۱۳۹۶/۰۴/۲۷
    31 3
    اینجاست که جا داره بگیم دوپینگ رسایی اثر نکرد
  • بی نام IR ۰۹:۳۵ - ۱۳۹۶/۰۴/۲۷
    3 3
    احسنت بر سید خودمان
  • احمد IR ۰۹:۳۶ - ۱۳۹۶/۰۴/۲۷
    2 8
    چگونه است که شما اصلاح طلبان که مرتبا سخن از جامعه مدنی می رانید و این قسم اصطلاحات دهن پر کن را ردیف می کنید جایگاهی برای امیر مقصود لو، بهنوش بختیاری و... در این به اصطلاح جامعه مدنی قائل نیستید؟ مطمئن باشید که من جوان این جامعه به دو تن مشارالیه خیلی بیشتر از امثال تو اهمیت داده و احترام قائلم مطمئنم که خبراونلاینه سانسورچی منتشر نمی کند
  • ناشناس GB ۱۶:۵۳ - ۱۳۹۶/۰۴/۲۷
    0 6
    طنز ماجرا آنجا است که وقتی از جبهه انقلاب کسی به اردوی ضدیت با انقلاب مهاجرت می کند همین اصحاب برایش کف می زنند کِل می کشند اما دمار از روزگار آنی در می آورند که بنا به هر دلیلی راه خود را از راه این بیمار دلان جدا سازد. شعار «ایران برای ایرانیان» شان نیز تا زمانی اعتبار دارد که ایرانیان مطمح نظرشان قبل از هر چیز آستان بوس خورنق مالیخولیائی ایشان باشند. در آن صورت چه گلشیفته فراهانی باشی یا سوسن تسلیمی چه جواد اکبرین باشی یا اکبر گنجی و گوگوش و دراز گوش فرقی نمی کند و در هر حالتی قهرمان ایشانید در غیر این صورت تتلوئید و بایسته غضب روئی و درشت گوئی ــــــ
    • بی نام A1 ۱۴:۳۱ - ۱۳۹۶/۰۴/۳۰
      3 1
      خداوكيلي چقدر فكر كردي كه اين خزعبلات رو سر هم كني؟ خودت تنهايي افاضه فرمودي يا سرتو كردي تو آخور يكي ديگه تا برات متن ادبي بسلفه ؟