خوان کارلوس زارات درکتابی 513 صفحه‌ای تحت عنوان جنگ خزانه‌داری (TREASURYS WAR)، عصر جدید جنگ‌های مالی (تاریخ نشر2013)، در 4 فصل به سابقه و تاریخچه جنگ‌های مالی ایالات متحده با استفاده از سیستم خزانه‌داری این کشور در سراسر جهان می‌پردازد و فضای حاکم بر کنترل مالی را به تصویر می‌کشد و برای کنترل وضع موجود همراه با پیشرفت فناوری‌ها پیشنهادهایی هم به هیات حاکمه ایالات متحده می‌دهد.

در فصل چهارم با عنوان سازش خلاصه‌ای از اقدامات ایالات متحده درمصاف با کشورها یا جریان‌های متخاصم او آمده است. او دقیقا تشریح می‌کند که اقدامات فلج کننده و بی رحمانه برای تحریم ایران و لیبی در چه فضا و شرایطی اتفاق افتاده که ایران و لیبی را تحت سخت ترین شرایط تاریخی قراردادندو سیستم خزانه داری تا چه حد کارکرد دقیق و حیاتی در رهگیری مالی و دلاری کشورهادارد.باتوجه به خلاصه مباحث قطعا علاقمندان باید به کتاب رجوع کنند ودرج مفاد به معنای تایید آن نیست و ممکن است حاوی اطلاعات یک سویه و یک جانبه باشد:"سازش/انتخابات 2008بازگشتی قاطعانه بود.باراک اوباما درانتخاباتی تاریخی باموجی از محبوبیت داخلی وبین المللی مواجه بود.پس از دولت بوش تیم گذار اوباما خود را برا ی تصدی پست های قوه مجریه آماده کردند.استوارت لوی در دسامبر تلفنی غیرمنتظره از تیم گیتنر نماینده تیم گذار اوباما دریافت کرد.

گیتنر نماینده بانک فدرال رزور در نیویورک بود.گیتنر به لوی پست خزانه داری را پیشنهاد کردو بر لزوم فشار برایران تاکید کرد.لوی در دوره بوش در وزارت دادگستری و سپس خزانه داری کارکرده بود.لوی پس از 48 ساعت وصحبت با خانواده پیشنهاد وزارت خزانه داری اوباما را پذیرفت.انتخاب او پیام روشنی بود که سیاست های امریکا به طور اساسی تغییر نمی کند و وزارت خزانه داری درست مطابق منافع ملی ادامه کار خواهدداد.با ابقای لوی خزانه داری درحالت جنگی و به عنوان بخشی از رهیافت امنیت ملی باقی ماند.نفربعدی رابرت گیتس بودکه وزیر دفاع شد.سپس امریکا در مسائل مالی تروریسم ورود پیدا کرد.در ژانویه 2009 در نامه ای از کمیته روابط خارجی گیتنر بر کنترل شدید و قوی بر تحریم ها علیه ایران و مشارکت متحدان کلیدی مالی در جهان تاکید شد.این نوع قدرت خزانه داری به رهیافت هوشمند تعبیر شد که از قدرت هوشمند رهیافت نرم منافع ملی ایالات متحده برای دستیابی به اهداف سیاست خارجی ناشی می شود.

این مفهوم در خزانه داری به قدرت هوشمند مالی تعبیرشد.پس از تصدی اوباما پرسش اصلی این بوده است که چگونه می توان باشیوه های مختلف دشمنانی مانندپیونگ یانگ و تهران را متعهد و ملتزم کرد.این دیدگاه ایده الیستی با مرورو مواجه با واقعیت های سخت از بین رفت.حکومت کردن از رقابت انتخاباتی متفاوت تر است و وظیفه رئیس جمهور مواجهه با تهدیدهای واقعی دردنیاست.باید کارایی فشار مالی علیه ایران-کره شمالی-برمه-سودان و کوبا مورد ارزیابی مجدد قرار می گرفت.(نویسنده سپس به شیوه تعامل کره شمالی با امریکا و آزمایش موشکی 5آوریل 2009 و غرق کشتی کره جنوبی و قطعنامه 1874در 12ژوئن 2009و تحریم های سخت علیه کره شمالی اشاره می کندکه کمک های مالی به جز بشردوستانه قطع شد و لوی به چین و کره جنوبی و ژاپن سفرکرد.) اما دراین مذاکرات برایران هم متمرکزبود.

درباره ی ایران دولت اوباما امیدوار به پیشنهاددادن برای مذاکره مستقیم بود.دیپلمات ها این پیام رابرای تهران مبنی بر تمایل به مذاکره مخابره کردند.اوباما نامه های مستقیمی برای پیشنهاد مذاکره برای رهبری فرستاد.در ابتدا بخشی از اقدامات خزانه داری با توجه به رویکردها مانند دیدار با بانکداران-طراحی علیه فعالیت مالی با شرکای ایران متوقف شد امابانک مرکزی ایران هدف اصلی قرارگرفت.وکمپانی ها و خطوط کشتی رانی برای کار اجازه فعالیت داشتند.باادامه فشارها ی سخت حتی پول ایران جریان معمول را داشت.امریکا به دنبال تکرارمذاکرات پایان جنگ ایران و عراق بود که ایران با ضعف این مذاکرات را بپذیرد.سپس رهیافت مذاکره با ایران همراه شرکای اروپایی آغاز شد.بخشی از فشارهای مالی علیه ایران نتیجه داد.امریکا به اروپایی ها هشدار دادکه فشار لازم و ضروری است.متعاقبا تحریم های بیشتری در سازمان ملل تصویب شد و این وضعیت اوباما را پیچیده کردازاین منظر که جایزه صلح نوبل را گرفته بود و محبوبیت داشت و انتظار از او زیاد بود.

او فشار همزمان رابدون آسیب رساندن به مجراهای دیپلماتیک پیگیری کرد.برابر ارزیابی او ایران پارامترهای لازم برای ایجاد ارتباط داشتولذا اوباما با رقص دیپلماتیک گام به گام باایران را برای مواجهه شروع کرد.تحریم ها و فشار مالی در نیمه ی رقص وارد شد.کاربرد استراتژی چندجانبه به شکل همزمان به میز مذاکرات کمک می کرد.اما مقام های ایران این گام های رقص را می شناختندزیرا تجربه کره شمالی را داشتندکه همیشه با عنوان همه گزینه ها روی میز است کفته می شد.در بخش های بعد به جنبش سبز و انتخاب احمدی نژاد اشاره داردو اینکه بسیاری از معترضان شعار می دادنداوباما با مایی یا با آن ها؟

اما دراین فراخوانی دموکراتیک ایالات متحده غایب بود.در بخش بعد به اقدامات مخفی ایران در مرکز هسته ای قم و هشدار اوباما به ایران برای رعایت حقوق و استانداردهای بین الملل می پردازدکه بازتاب این وضعیت شروع مجدد فشار از طرف لوی و خزانه داری بود.دراین شرایط اوباما کتاب راهنمای عملیات را به روزکردو دو برنامه همزمان فشار ودیپلماسی که در 2005و2006تقریبا متوقف شده بود را شروع کرد.درپاییز 2009لوی در جلسه ملاقات درباره ی سیاستگذاری ایران بخش هایی را که باید فشار ازآن آغاز میشد آماده کرد.حوزه های اقتصادی مانند نفت -کشتیرانی و بیمه و بانکداری بیشترین اهداف آسیب پذیربودندبه ویژه واردات نفت پالایش شده.

لوی بیشترین تاکید را بر بانکداری داشت.هدف بانک های آسیا و اروپا بود.طرح لوی زنجیره ای از گام ها برای هدف گرفتن شرکت های سرمایه گذار از متوقف کردن بیمه کشتیرانی-بانک و لغو اعتبار بانکی بودکه ریسک معاملات با ایران را به شدت بالا می بردواین سیکل به ایران فشار می اورد.سوزان رایس پیشنهاد دادبهتر است این کار با شرکای ما و شورای امنیت سازمان ملل انجام شود.سپس برای کارآمدکردن این فشارها اوباما هیلاری کلینتون را وادار کرد با کار در سازمان ملل جریان را پیش ببرد.لوی و خزانه داری طرح و آیین نامه های مالی مربوطه را تهیه و در 9 ژوئن 2010در قطعنامه 1929شورای امنیت تصویب کردندکه شامل تحریم های جدیدنیروی قدس سپاه هم می شد.این فشارها به اقدام یکجانبه معروف شد.سپس خزانه داری و جامعه اطلاعاتی نقاط و بخش های کلیدی و حساس مالی ایران را شناسایی کردندمخصوصا بانک های خدمات دهنده به قدس سپاه مانند بانک سپه و پست بانک و جریمه بانک های همکار ایران دراروپا شروع شد .

راهبردفشار بر بانک ها دو عنصر ترکیبی داشت1-منزوی کردن بانک مرکزی ازسیستم مالی جهانی وحمله به قلب سیستم مالی ایران.2-فشار مالی بر بانک هایی که با ایران کار می کردنددر لندن-فرانکفورت-دبی-سنگاپور-هنگ کنک و هدف بعدی کشتیرانی و شناسایی کشتی هایی که ایران با تغییر پرچم کار می کرد.فشار به بیمه ها مرحله ی بعد بود.22شرکت تحت مالکیت ایران شناسایی شد . و با فشار مضاعف کنگره به تدریج ایران شرکایش را در همه ی این حوزه ها از دست داد.در 1ژولای 2010قانون تحریم جامع ایران cisadaتصویب شد که تحریم را تعریف و معین می کرد.تحریم هربانک خارجی که با نفت و بانک مرکزی ایران مرتبط بود،هدف بود.سایر تحریم ها به تدریج منطبق با قانون تحریم جامع شکل گرفت.و در30دسامبر 2010گزارش شد که تمام شرکت ها ازجمله توتال-رویال داچ شل-شل-لوکویل ارتباط خود با ایران را قطع کرده و بقیه هم تعلیق شدند.سپس دورنمای جنگ هم با تحریک افراط گرایان برای نابودی اسرائیل بیشتر شد،بحث انکار هولوکاست دردوره احمدی نژاد به تنش ها دامن زدو سبب تنش اسرائیل و ایران شد.اروپا نیز از تحریم ها حمایت کرد و سوئیفت قطع شد وخرید نفت از ژاپن و اروپا کاهش یافت یا قطع شد و حداکثر فشار مالی به ایران وارد شد،به جز تجارت غذا و دارو.در پایان جامعه بین المللی و اروپا کاملا با امریکا هماهنگ شدند.

سیستم طراحی شده لوی به خوبی کارکرد.در 24ژانویه 2011خزانه داری استعفای لوی را پذیرفت و گیتنر گفت این استعفا تاثیری بر سیاست ها ندارد اما خبری خوب برای نهاوندیان در ایران بود.لوی تا آخرین روز تصدی به حمله علیه ایران ادامه داد.در زمستان 2011لیبی درگیر جنگ داخلی شد.در پاراگراف بعدی به رویه های حکمرانی قذافی به عنوان شاه شاهان پرداخته و به ماجرای ورود لوی و آدام زوبین قاضی تحصیل کرده هاروارد و مدیرofac که فرمان اجرایی برای تحریم و فریز دارایی های لیبی رادر بانک مرکزی و خارج از لیبی سازماندهی و برنامه ریزی کردند .ابتدا مبلغ تخمینی 200میلیارد و سپس 100میلیاد تخمین زده شد که در انتها 37میلیارد فریز شد،بالاترین مبلغ در تاریخ امریکا.

لوی و زوبین همپای هم دقیقا مطابق انچه با ایران انجام دادند درقبال لیبی هم انجام دادند.بقیه شرح ماجرای بقیه پول که گفته شده صرف مخالفان قذافی شد می باشد.پس از لوی تیم او که آمیختگی کار سیاسی و اقتصادی علیه ایران -کره شمالی و القاعده را اموختندبه عنوان موتور خزانه داری مانده و ادامه کار در همه جای دادندو سیستم تحریم های هجومی ادامه یافت.بانک مرکزی ایران همچنان تحریم بود و دو مورد پیگیری از سوی امریکا منجر به جریمه ی بانک های ثالث شد.یکی مربوط به بانک استاندارد چارترد لندن در پی تعامل مالی با ایرانیان بود که 340میلیون دلارجریمه شدکه در 13اوت 2013جریمه به مقامات نیویورک پرداخت.بانک بریتانیایی اچ اس بی سی 9/1میلیارد دلار برای پول شویی با ایران جریمه شد.

این ها سیگنال مهمی به بانکداران دنیا بود تا احتیاط کنند.هدف پنتاگون و امورخارجه امریکا فشار برای تاثیرگذاری بر برنامه هسته ای ایران و رهبری بود تا با فلج کردن اقتصاد برنامه هسته ای را رها کند اما هیچ شاهدی نبوده که ایا واقعا این تحریم ها بر رهبری اثر گذاشت یا برمردم که موضع ایران تغییرکرد.درزمان نوشتن این کتاب مذاکرات در استانبول-بغداد ووین ادامه داشته و بدون نتیجه بوده و سازمان بین المللی انرژی اتمی پاسخ سوالات خود را نگرفته است.سوال مهم این است که آیااین فشارها بررفاه اقتصادی می تواندبرنامه هسته ای را متوقف و رژیم را به تغییر محاسبه وادار کند.سپس به گزارش سازمان انرژی اتمی و ارزیابی آن می پردازدکه آیافشار اقتصادی می تواند بمب و گلوله را متوقف کند.در بخش بعد به تشریح اقدامات خزانه داری درباره رژیم اسد در سوریه،اقدامات ضدحقوق بشری اسد و تلاش ها برای فلج کردن سیستم مالی سوریه برای کاهش قدرت اسد و سپس تاثیر آن بر اسقاط او می پردازد.

درپایان فصل می نویسداین کتاب به خوبی دشمنان ما را شناساند.بازی و راهبردهای جدید برای ابزار مالی کارآمد و سودمنداست.درایران -سوریه-امریکا باید اقدام پیش دستانه برای شکار رهبران کلیدی و وکلای نیابتی انها انجام دهد.ما نیاز به همگرایی مالی با شبکه های منافع علیه دشمنان و شناسایی حرکت مالی ان ها در جهان داریم .نیاز به دولت های عربی و مراکز مالی برای ایجاد انگیزه های مثبت برای انزوای بازیگران یاغی داریم.دراین راه باید چین و هند و اتحادیه اروپا کمک کنند.دشمنان ما هوشمند هستندو از فضای مالی بین الملل سو استفاده می کنند.ما باید از جریان پول کثیف با شیوه های جدیدو تهدید آن جلوگیری کنیم.

دانش انحرافی

ماباید شیوه های جدیدکاربردی برای جاسوسی مالی-ابزار و مبارزه برای منزوی کردن بازیگران رسمی سیستم مالی پیداکنیم.این تلاش ها محصول نتایج دنیای واقعی است و دشمنان ما باید احساس کننددراین جنگ نمی توانند پیش قدم باشند.فشار مالی ما باید روی تروریست ها-تکثیر تسلیحات وشبکه غیرقانونی مکانیسم های سرمایه قرارداشته باشد.این کاراکنون سخت و پرخط است اماکنترل ان زمانی که پول به حرکت درامدمشکل ترخواهدبود.پول در حرکت خودکانال های لازم را خواهدیافت و ابزار لازم برای اجتناب از فشار سیستم رسمی و مالی خزانه داری امریکا را پیدا می کند. نویسنده سپس در بخش بعدی مفصلا به سیستم تبادل مالی القاعده و شبکه فعالیت ان از سرقت نفت در عراق تا ادم ربایی و گروگانگیری و سرقات بانک -بانک مرکزی عراق در13ژوئن2010-وفعالیت در سومالی-الشباب.شبکه مالی در اتیوپی.

کنیا وپاکستان وکمک های خیریه و مردمی به انها می پردازد.نتیجه می گیرد گرچه این شبکه ها در طول زمان تضعیف شده اند امابا توجه به تجدید حیات افراط گرایان مسلمان در عراق-قفقاز-لبنان-دارای شبکه های مالی قابل انتقال در سطح ملی هستندکه از طریق شرکت ها -انتقال حواله و تقدی کار می کنند.جدال بین شیعه و سنی درکشورهای خاورمیانه سبب شد فرصتی برای تجدید حیاتاین شبکه ها پیش اید تا از شبکه های مالی پایدارتری برخوردارشوند.اشاره به پیگیری خزانه داری درمورد 6عضوالقاعده دارد که درایران به جرم مبادرت به انفجار دستگیر شده و به نقش ایران در تسهیل مالی برای رهبران القاعده پاکستان می پردازدو نقش ایرانیان درترانزیت اعضای القاعده و خانوادهاشان و انتقال مالی به پاکستان تشریح می کند.فناوری های جدید و نواوری در حرکت پول چشم انداز جدیدمالی بین المللی ایجاد کرده است.

مکانیسم انتقال پول از موبایل-کارت اعتباری-متسرکارت-کارت های کوپ به جای انتقال وپرداخت نقدی-پرداخت انلاین و اینترنتی-پرداخت دیجیتالی-و سایر می باشد.سپس به کلمبیا-فارک-مکزیک درامدهای مواد مخدر اشاره و به نیروهای قدس اشاره می کند که تلاش کردند به عادل الجبیر در واشینگتن حمله کنند(جمهوری اسلامی البته این موضوع را قویا تکذیب کرده است.) او می نویسد ایرانیان بزرگ ترین مهارت را در فرارو دورزدن سیستم مالی وبازرگانی دنیا دارند.انها فرار رااز سیستم مالی با تکیه به بانک مرکزی اموخته اندکه تونلی برای مشارکت بانکی و انتقال ازایران به دیگر جاهاست.بانک مرکزی اکنون تحت کنترل و منزوی شده است.پول ها به بانک های مشخصی در چین و ونزوئلا می رود تاازتحقیق امریکا در امان باشد.

ایران اخیرا بابانک های کوچکتری معامله می کند.علاوه برایران کره شمالی هم استاد دورزدن مالی هستند.کره شمالی این کار را به شیوه های مختلف انجام می دهدمانند فروش تسلیحات و تجارت غیرقانونی .در بخش های بعدی به قطع سوئیفت درایران-دسترسی ونزوئلا به بانک های امریکایی-روابط دوجانبه چاوز با ایران وسوریه-یاکوزای ژاپن-مافیای -مکزیک-گروه های منحل شده موثر بردولت هامانندکاجی بی که نیابتی عمل می کنند ذکر می شود.وبقیه بخش ها هم درباره ترتیبات مالی مرتبط با دیکتاتورها و استراتژی شبکه های مالی است.در27ژولای2011دولت اوباما راهبرد جرائم سازمانی فراملی را منتشر کرد که هدفش مبارزه با سیستم مالی وابسته به این جرم است و سپس فرمان اجرایی خزانه داری برای فریزکردن تجهیزات ودارایی گروه های سازمان یافته را هدف می گیرد و اموال ان ها را بلوک می کند.جهانی شدن تجارت و پول به دگرگونی و جنگ مالی منجر شده است.امریکا از نفوذ مالی خودبرای منزوی کردن بازیگران یاغی استفاده می کندو همزمان این نیروها سعی می کنند با فرار از نظارت از فرصت های جدید مالی استفاده کنندو همزمان که امریکا ازترتیبات جدید برای نفوذ و کنترل استفاده می کندطرف های مقابل و دشمنان نیز به رقابت با امریکا می پردازند.گرچه بازیگران جدید ممکن است محدودیت های امریکا را در حفاظت از سیستم مالی نداشته باشند.

فرارسیدن جنگ های مالی

درابتدای فصل به بحران مالی 2008جهان و پروژه مشارکت چین و روسیه برای خرید هولدینگ امریکایی مایی و مک و سایر مواردآن اشاره دارد.سپس به تاثیر بحران مالی گسترده 2008 دراقتصاد امریکا می پردازدو اینکه رقبای مالی ابتدا چین و روسیه در فضای جدید یکجانبه گرایی مالی امریکا را کنترل می کنندو اینکه این روندهای جدید توانایی مالی امریکا رابرای پیگیری منافع مالی کاهش می دهد.زیرا اشکال جدیدی از جنگ های مالی و تهدید در سطح خرد وکلان درحال انجام است که امریکا راه حلی برای سازماندهی آن ندارد.

ناتوانی درجنگ مالی

متحدان و دشمنان هریک پرسش هایی دارند.دشمنان ایالات متحده پیگیر تجدیدنظرطلبی و جایگزینی مدل های دیگری با نظام سرمایه داری هستند.استفاده از قدرت مالی یکی از مهمتریت اجزای سیاست قرن 21است.چین با داشتن 93درصد از منابع طبیعی جهان یکی از رقبای جدی نظام سرمایه داری است که با کارخانه ها و فراورده های مختلف قدرت امریکا را به چالش می کشد.روسیه نیز با داشتن منابع غنی نفت و گاز به دنبال تغییر در وضعیت فعلی است.سراسر بحث درباره روابط و مبادلات مالی پیچیده چین و امریکاست.

چالش های قدرت مالی امریکا
علاوه برجنگ مالی فصل قبل ایالات متحده درگیر 3روند عمده است که استفاده ایالات متحده را از منابع مالی مورد ضربه قرار می دهد.اول استفاده از پول های رایج دیگربه جز دلاراست که روند رو به افزایشی یافته است.دوم تکنولوژی های خارج از سیستم مالی رسمی که اینترنت مهم ترین ان است وذراین مبادلات پاسخگویی و شفافیت وجود ندارد.سومبازیگران یاغی که با هدف فشار مالی بر امریکا و استفاده از پول به عنوان سلاح دلار را هدف می گیرند و ازان به عنوان سلاح استفاده می کنند.سپس درباره مصادیق هریک اشاره می کند که حزب الله و ایران و روسیه و شیعیان عراق از این نوع سلاح استفاده می کنند.

رشد آسیب پذیری های سیستماتیک دلار

مهمترین اسیب پذیری امریکا توسط دشمنان و به شکل خاص در داخل است.یکی از اولین ان وابستگی مالی امریکا به منابع و سرمایه کشورهای دیگر است.50درصد سرمایه گذاری عمومی مربوط به کشورهای خارجی است.چینی ها وژاپنی ها مالک 45درصد بدهی امریکا هستند.این وابستگی ها فراتراز بدهی مالی جهانی و تجارت جهانی منابعی است از نفت تا سایر محصولات که به داخل امریکا سرازیراست.سپس به جزئیات صادرات و واردات و نحوه ی تعامل مالی با نگاه اسیب پذیری به دلار با مصداق ها می پردازد.این اسیب پذیری ها موجب شده تا ژنرال کیت الکساندر بگویدحملات سایبری به ایالات متحده نتیجه ی بزرگترین انتقال ثروت در تاریخ جهان است.

فرارسیدن جنگ های مالی سایبری

جنگ سایبری گشودن جبهه ی جدیدی ازجنگ است.گسترش ان موجب شده مسابقه ی تسلیحاتی سایبری نام بگیرد.جنگی که با ویروس استاکسنت علیه تاسیسات هسته ای ایران شروع شد و درجهان گسترش یافته و موجب واردکردن خسارت های گسترده می شود.سپس به اقدامات شرکت کاسپراسکی برای مبارزه با ویروس ها از جمله ویروس گاس می پردازد.این حملات موجب شده است تا بازتعریفی از مفهوم امنیت ملی در کشورها صورت گیردتا با برشماری فرصت ها و آسیب پذیری ها به نوع جدیدی از تعریف امنیت ملی با توجه به واقعیت های ژئوپلیتیک جدید برسند.و در استراتژی امریکا اقتصاد باید هسته و چارچوب مرکزی برای باز تعریف باشد.نویسنده توصیه می کند امریکا باید اوانگارد سرمایه داری جهانی و پیشرو درآزادسازی تجارت جهانی باشد.همچنین جامعه اطلاعاتی امریکا بایدتهدیدات جدید اقتصادی را شناسایی و نظم امنیتی لازم را برقرارکند.

این تمرکز مسئولیت باید در وزارت امنیت داخلی انجام شود.همچنین باید مفهوم جدیدی از همکاری های خصوصی و عمومی تعریف شود.راین باز تعریف با فاصله گرفتن از تعاریف کلاسیک باید مفاهیم جدید ضدپول شویی-تحریم ها و ضدتروریسم مالی وارد مفاهیم شود.با توجه به اینکه 85درصد ساختار سایبری در دست بخش خصوصی است این همکاری ها اجتناب ناپذیراست.با توجه به ژئواکونومی جدید امریکا نیازبه دکترین جدید و سیستم های جدید و متحدان برای کار با توجه به پیچیدگی های مالی جهانی دارد.درنتیجه امریکا باید کار در فضای ملی قرن21 را یادبگیرد.امریکا باید ثبات مالی را در مراکز مالی مانند نیویورک ایجاد کند.سرعت رشد مالی و ارتباطات ایجاب می کندراهبردهای جدیدتری ایجاد و تعریف شود.جنگ های جدید مالی در راه است.لازم است مجددا مدل امنیت ملی اقتصادی باز تعریف شوداگر امریکا دراین زمینه شکست بخورداسیب پذیر خواهندشد و رقبا به سمت آینده خواهندرفت.

سخن آخر: درسهایی از کاربرد قدرت مالی

قدرت و نفوذ مالی ابزارمرکزی برای حفتظت از منافع امنیت ملی امریکا است.کارکنان دولت امریکا هرروزه درگیر از تروریسم خاورمیانه تا مواد مخدر مکزیک هستند.برخی درسهای کلیدی از این قدرت مالی عبارت است از:-تکنیک های مالی که خزانه داری دردهه های گذشته به کار گرفته باید در راس قدرت باقی بماندو باید بر اکوسیستم متکی بر ایین نامه های مالی جدید و سیستم دیپلماتیک متکی شویم که رفتار یاغیان را به عنوان بازیگران خنثی کند.شفافیت مالی محیط باید ایجاد شود و مجازات های ضمانت شده برای یاغیان بین المللی تدوین گردد.

قدرت مالی امریکا وابسته به استمرار رهبری امریکاست و باید عنوان مرکز مالی و ابقای دلار به عنوان ارز رایج امریکا حفظ و استمرار یابد.درابزاراستفاده از قدرت مالی استفاده از جامعه ی اطلاعاتی برای آشکار سازی هویت و ارتباط بین دشمنان ضروری است.همچنین از ظرفیت دیپلماسی نیز باید بهره گرفت.بهترین درس از این نوع قدرت مالی به مادرباره کاربرد این اهرم در قرن21است.این جنگ از سایر جنگ های سنتی مالی متفاوت است.بانکداران متفاوت و بخش خصوصی گسترده اوضاع را پیچیده می کنند.
دیدار با بانکداران رسمی و مقامات برای قفل کردن سیستم مالی از ورود عناصر غیرقانونی ضروری است.درپایان برای قرن 21 بر توانمند سازی امریکا برای نفوذ و تاثیر بر جهانی شدن با استناد به فرهنگ امریکا تاکید شده است واینکه تقویت بخش خصوصی و بازیگران غیردولتی تهدیدی برای ما نیستند و ما نیاز داریم به توسعه ساختارهای جدید و دکترینی که حکومت مارا برای کنسرت هماهنگ و کار در کنار ان ها برای رسیدن به منافع جهانی و مشترک کمک کند.

کد خبر 748810

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 4 =