۰ نفر
۲۸ مهر ۱۳۹۷ - ۰۵:۳۱

ذهن ما در طول روز و مدت زمان بیداری بارها و بارها از زمان و مکان جدا شده و آزادانه رها می‌شود تا به هر چیز که می‌خواهد فکر کند. در این سفرِ بی‌مکان و بی‌زمان، رویدادهای گذشته و خیال‌پردازی‌ها و پیش‌بینی‌های آینده موضوعاتی‌اند که غالباً ذهن را به خود مشغول می‌سازند. اشتغال ذهنی به چنین موضوعاتی، می‌تواند وقت و انرژی روانی زیادی را تلف کند و باعث کاهش کارایی و به دنبال آن ایجاد نارضایتی در فرد شود.

همه افراد، چه آن‌هایی که از سلامت روان برخوردارند و چه آن‌هایی که دچار مشکلات و اختلالات هیجانی‌اند هرکدام به نوعی از این پرواز ذهن و پرداختن به مسائلی که در این‌جا و اکنون وجود ندارند، گله‌مندند.

حتماً برای شما هم اتفاق افتاده که مسیر طولانی محل کار تا منزل را رانندگی کرده‌اید و هنگامی که در حال پارک کردن اتومبیل‌تان در پارکینگ بوده‌اید متوجه تمام شدن مسیر و رسیدن به مقصد شده‌اید، زیرا تمام راه مشغول محاکمه خود در یک دادگاه ذهنی به خاطر شکست شغلی اخیر بوده‌اید. یا این‌که پشت لپ‌تاپ در حال تنظیم یک نامه اداری هستید، اما خودتان را حین قرائت ذهنی یک مونولوگ تاثیرگذار در پاسخ به زخم‌زبان یکی از اقوام در مهمانی دیشب دستگیر کرده‌اید.

جالب است بدانید ذهن دو شیوه اصلی دارد: یکی انجام دادن و دیگری بودن. وضعیت ذهنی اول، یک وضعیت خودکار است که مثال‌های متعددی از آن مانند غذاخوردن، راه‌رفتن، رانندگی کردن و غیره در زندگی روزمره‌ یافت می‌شود. اما وضعیت ذهنیِ دوم، وضعیتی آگاهانه و هدفمند است. به این معنا که به جای رفتار کردن صرفاً از روی عادات قدیمی و مکررِ جاافتاده، می‌توانیم انتخاب کنیم در لحظه‌ٔ بعد چه کنیم.

نشخوار فکری و افکار منفی، به صورت غیرارادی وارد آگاهی ما شده و آن‌چنان مقاوم و عود کننده‌اند که غالباً ما خود را در مواجهه با آن‌ها مغلوب و در کنترل‌شان ناتوان می‌پنداریم. چند لحظه تأمل کنید و سعی کنید واکنش‌تان را در چنین موقعیتی به یاد بیاورید. تلاش می‌کنید نادیده‌اش بگیرید؟ مبارزه می‌کنید تا آن را از بین ببرید؟ خودتان را سرزنش می‌کنید که چرا نمی‌توانید از پس این افکار برآیید؟ شما تنها نیستید! اگرچه این واکنش‌ها به‌طور معمول و به‌صورت ناخودآگاه برانگیخته می‌شوند، اما معمولاً نتیجه‌ای عکس می‌دهند و نه تنها باعث از بین رفتن چنین افکاری نمی‌شوند، بلکه موجب پریشانی و بازگشت مجدد و پرقدرت‌تر آن‌ها می‌شوند.

یکی از راه‌کارهایی که می‌تواند در چنین مواقعی موثر باشد: تلاش برای تغییر وضعیت از حالت ذهنی انجام دادن که همراه با ارزیابی و قضاوت عملکرد است، به حالت ذهنیِ بودن که حالتی غیرقضاوت‌مندانه و همراه با پذیرش و سعه‌صدر است. این راهبرد مایندفولنس یا ذهن‌آگاهی نام دارد. مایندفولنس به معنای توجه آگاهانه و تجربه مستقیم و بلاواسطه با رخدادهای درونی و بیرونیِ لحظه‌ٔ اکنون بدون تلاش برای قضاوت آن‌هاست. به عبارت دیگر مایندفولنس یعنی به افکار و احساساتِ لحظه‌ٔ خود توجهی آگاهانه داشته باشیم و به جای آن‌که تلاش کنیم نادیده‌شان بگیریم یا با آن‌ها مبارزه کنیم، بدون قضاوت و همان‌طور که هستند (نه آن‌طور که می‌خواهیم باشند) آن‌ها را بپذیریم.

این نوع توجه برخلاف نشخوار فکری که اغلب خودکار و در حکم فرو رفتن در باتلاق فکر است، آگاهانه و از روی قصد است و به ما این امکان را می‌دهد که نسبت به انتخاب‌های لحظه بعد آگاهی داشته باشیم و چرخه‌ٔ دور زدن حول موضوعات تکراری و رنج‌آور و ایجاد مود پایین را قطع می‌کند. هم‌چنین اتخاذ دیدگاهی غیرقضاوتی، درک لحظه را همان‌طور که هست ممکن می‌کند. قضاوت از هر قِسمی که باشد به معنای تلاش برای مطابقت با یک معیار درونی یا بیرونی است. چنین تلاشی گرچه ظاهرا دل‌سوزانه و در جهت ساختن زندگی و شرایط بهتر فردی برای خود است اما در حقیقت موجب پرورش و پر و بال دادن به دیکتاتوری درونی است که هرگز راضی نمی‌شود.

mindfulness

بنابراین روان‌شناسان به شما توصیه می‌کنند که در هنگام هجوم افکار منفی و نگرانی درباره مسائل مبهم آینده یا به‌طور کلی افکار اضطراب‌آور، به جای جنگیدن در میدانی که هیچ پیروزی در آن وجود ندارد (و اگر هم وجود داشته باشد متأسفانه باید بگویم شما نیستید!)، یاد بگیرید مایندفول باشید.

به‌عنوان یک تمرین ساده در چنین لحظاتی تلاش کنید به‌تدریج توجه خود را به یک محرک خنثای انتخابی مانند تنفس هدایت کنید. سخت است؟ حق با شماست زیرا ذهن شما مکرراً می‌خواهد به جریان و گرایش‌های همیشگی خود برگردد. اما همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد نباید برای تمرکز بر تنفس با افکار خودکار و ناخواسته مبارزه کنید. بلکه کافی است تا حضور آن‌ها را بدون هیچ قضاوتی بپذیرید و در همان حال برای متمرکز ماندن بر آن محرک انتخابی (این‌جا تنفس) باقی بمانید. با ذهن‌آگاهی می‌توانید تسلط خود را بر ذهن بازیافته و از افکار اضطراب‌زا و منفی که باعث خلق پایین، از بین رفتن تمرکز و مختل کردن توانایی حل مسئله می‌شود و می‌تواند پیش‌بین دوره‌های افسردگی باشد و در مواردی موجب بروز دردهای جسمانی خفیف تا شدید شود، رهایی یابید.

* دانش‌آموخته روان‌شناسی بالینی

کد خبر 813670

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 6 =