مذاكرات اسلام آباد

چرا «داستان‌های موازی» فرهادی منتقدان را به دو قطب متضاد تقسیم کرد؟ فرهادی نمی‌فهمد زن بودن چه حسی دارد/ داستان‌های موازی کلاس‌ فیلمنامه‌نویسی است

ششمین حضور فرهادی در کن، خبرسازترین حضور او شده است. اما نه به خاطر یک پیروزی قطعی، به خاطر یک دوگانگی عجیب: «داستان‌های موازی» هم «کلاس درس فیلم‌نامه‌نویسی» خوانده شده، هم «ملودرامی احمقانه». هم «بازگشت به تعلیق اخلاقی» و هم «شلیکی بی‌هدف».

زینب کاظم‌خواه: نقدها به تازه‌ترین فیلم اصغر فرهادی بسیار دوگانه است. از یک سو، منتقدانی مثل پیت هموند (ددلاین) «داستان‌های موازی» را «بهترین فیلم فرهادی از زمان جدایی» خوانده و از «هیچکاکی‌ترین» ویژگی‌های آن نوشته‌اند. از سوی دیگر، نشریاتی چون ولچر فیلم را «ملودرام فرانسوی بسیار احمقانه» نامیده و به فرهادی تاخته‌اند که «نمی‌فهمد زن بودن چه حسی دارد». در این گزارش، مروری داریم بر نقدهای مهم ـ از تحسین «تعلیق اخلاقی» و «کلاس درس فیلم‌نامه‌نویسی» تا اتهام «شخصیت‌های مصنوعی»، «نگاه مردانه» و «شکست بزرگ» ـ و در نهایت نگاهی به جایگاه پنجم این فیلم در جدول منتقدان کن.


در ستایش تعلیق اخلاقی

بعد از نمایش «داستان‌های موازی»، نشریه «ورایتی» نوشت: فرهادی برگشته به روزهای اوج؛ روزهای «جدایی» و «درباره الی». جسیکا کیانگ، نویسنده این نقد، نوشت که «تعلیق اخلاقی» دوباره موتور محرک فیلم شده است؛ جایی که هیچ قهرمان یا شروری در کار نیست و تماشاگر تا آخرین نما در عذاب قضاوت معلق می‌ماند.

اما «هالیوود ریپورتر» کمی محتاط‌تر بود. منتقد این نشریه تأیید کرد که فرهادی «استاد طراحی موقعیت‌های انسانی» است، اما در عین حال نوشت که «داستان‌های موازی» در قیاس با شاهکارهای قبلی‌اش، «ضربه عاطفی» کمتری دارد و بیش از حد «سرد و مهندسی‌شده» است. گویی فرهادی فیلم را در آزمایشگاه ساخته باشد، نه در جان‌پناه خیابان‌های پاریس.

در همین حال، «گاردین» با دو نگاه متفاوت ظاهر شد. یک منتقدش فیلم را «سیاسی‌ترین اثر غیرمستقیم» فرهادی درباره فروپاشی اعتماد، تغییرپذیری حقیقت و گرفتار شدن آدم‌ها در روایت‌های متناقض دانست. اما پیتر بردشا، منتقد دیگر این روزنامه، یک قدم فراتر رفت و فیلم را «کلاس درس فیلم‌نامه‌نویسی» نامید؛ با این استدلال که هر سکانس، برداشت قبلی تو را باطل می‌کند و مجبورت می‌کند از اول فکر کنی. بردشا در نقد مفصل‌تر خود (با امتیاز ۳ از ۵) نوشته است: «فرهادی کارگردان مولفی است که سبک فیلمسازی‌اش همیشه یادآور سبک اروپایی آنتونیونی و هانتکه است. نتیجه یک متادرام جذاب و میان‌وزن درباره خیانت و پیوند فرضی بین چشم‌چرانی و خلاقیت است؛ پیچیده، استادانه، هر چند کمی مبهم.» او در عین حال تأکید کرده که فرهادی برای رسیدن به نقطه دراماتیک و پرتعلیق، «زمان زیادی صرف می‌کند».

«کایه دو سینما» اما مثل همیشه درگیر جدالی فرانسوی شد. یک گروه نوشتند فرهادی هنوز یکی از معدود فیلمسازانی است که سینمای اجتماعی را برای دنیا جذاب نگه داشته. گروه دیگر اما گفتند که فرهادی دیگر آن رادیکالیسم سابق را ندارد؛ او «جهانی‌پسند» شده، و جهانی‌پسند شدن یعنی کمرنگ شدن همان حرف تندی که روزی درباره ساختارهای قدرت می‌زد.

مانو یانیس از نشریه اسپانیایی زبان «فتوگرامز» نیز با امتیاز ۳ از ۵ به فیلم نگاهی مثبت داشته و نوشته است: «با وجود اقیانوسی از مالیخولیا که به تدریج شخصیت‌ها را در بر می‌گیرد، پوچی موقعیت‌های خاص و حس شوخ‌طبعی عجیب و غریب است که در نهایت مسیر هنری "داستان‌های موازی" را تعریف می‌کند.»

و اما «اسکرین دیلی» خیلی خلاصه قضاوت کرد: فرهادی اسیر فرمول خودش شده؛ هنوز هم دقیق و فنی، اما غافلگیری‌ای در کار نیست.

چرا «داستان‌های موازی» فرهادی منتقدان را به دو قطب متضاد تقسیم کرد؟ فرهادی نمی‌فهمد زن بودن چه حسی دارد/ داستان‌های موازی کلاس‌فیلمنامه‌نویسی است


نقدهایی که نیش دارند

اما آنچه «داستان‌های موازی» را به یک شگفتی قطبی تبدیل کرد، موج دوم نقدها بود؛ نقدهایی که از «نقد محتاطانه» فراتر رفتند و فیلم را هدف مستقیم زبان تند خود قرار دادند.

اولین شلیک را «ورایتی» (منتقد ارشد) انجام داد. او که ظاهراً با همکارش جسیکا کیانگ هم‌عقیده نبود، فیلم را «سرگردان، درهم و برهم و خسته‌کننده» خواند و نوشت: «فرهادی به جای خلق درام، مراقبه‌ای بادکرده درباره رابطه داستان و واقعیت ساخته که آدم را گیج و مأیوس می‌کند.» این منتقد حتی به ایزابل هوپر هم رحم نکرد و بازی او را «کلیشه‌ای، کارتونی و شبیه تصویر کهنه‌ای از یک نویسنده فرانسوی» توصیف کرد و تأکید کرد که فیلم در مقایسه با «ده فرمان» کیشلوفسکی، «هیچ تعلیقی ندارد» و در نهایت با طعنه نوشت: «انگار قصه‌های موازی با هم مسابقه گذاشته‌اند تا ببینند کدام یک تماشاگر را بیشتر ناامید می‌کند.»

جیمز موترام، منتقد «ساوت چاینا مورنینگ پست»، امتیاز ۲ از ۵ ستاره را به فیلم داد و نوشت: «فرهادی بهترین‌های سینمای فرانسه (هوپر، کسل، افیرا و نینی) را جمع کرده اما هیچ‌کدام را درست به کار نگرفته. حاصل کار درامی است که هیچ تنش یا جذابیت عاشقانه‌ای ندارد.» او تأکید کرد که فیلم قبلی فرهادی در فرانسه («گذشته» با بازی برنیس بژو) «اثری چابک و منسجم» بود و موفق شد، اما «داستان‌های موازی» یک شکست بزرگ است. موترام می‌نویسد: «شخصیت‌ها به خوبی پرداخت نشده‌اند و به عنوان رمزهای تک‌بعدی هدر رفته‌اند. حتی هوپر با موهای آشفته و حضور کوتاه کاترین دنو نیز نمی‌تواند این فیلم را از سقوط نجات دهد. این یک کالبدشکافی دقیق از وضعیت انسان نیست!»

دیوید ارلیش، منتقد «ایندی‌وایر»، با صراحت تمام به مخالفت با فیلم برخاسته و به آن امتیاز «C منفی» داده است. او می‌نویسد: «"داستان‌های موازی" با اقتباسی آزاد از "فیلمی کوتاه درباره عشق" به فیلمی بلند درباره هیچ، فیلمی کوتاه و خسته‌کننده بدل شده که انسانیت پست شاهکار کیشلوفسکی را در داستانی خیالی و پر آب و تاب از دست می‌دهد.» ارلیش تأکید کرده که فیلم «در یافتن چیزی جالب برای نشان دادن به ما مشکل دارد» و فرهادی «بدون نیروی روایی نئورئالیسم خاص خود، در آب غرق شده است.»

رابی کالین، منتقد «دیلی تلگراف»، با دادن امتیاز ۱ از ۵ نوشته است: «فیلمنامه فرهادی طبیعتاً در مورد غیرمنطقی بودن ذاتی بشر، طرف هوپر را می‌گیرد اما سخت است که آرزو نکنیم کاش شخصیت دنو در چند صحنه اول فیلم حضور داشت و با نگاهی آمرانه به آن نگاه می‌کرد.»

زکری لی، منتقد نشریه «د رپ»، با امتیاز ۵ از ۱۰ می‌نویسد: «با وجود اینکه بازی‌ها و مضامین فیلم چشمگیر و جذاب هستند، به دلیل تکرار ناموزون سکانس‌ها و ایده‌هایی که باعث می‌شوند فیلم بیشتر غم‌انگیز به نظر برسد تا منسجم، از توصیه‌های صمیمانه اجتناب می‌کند.»

فیلیپ باگنال لود در نشریه «کلیر ریویوز» با امتیاز ۲.۵ از ۵ نوشته است: «نوع خاصی از ناامیدی سینمایی وجود دارد که بیشتر از یک فیلم بد آزاردهنده است و آن فیلم خوبی است که اعتماد به نفس خود را از دست می‌دهد. "داستان‌های موازی" به آن دسته ناامیدکننده تعلق دارد.»


«ملودرام احمقانه» و نگاه مردانه فرهادی

اما شاید تندترین و در عین حال متفاوت‌ترین نقد را نشریه آمریکایی «ولچر» منتشر کرد. نقدی که فیلم را «ملودرام فرانسوی بسیار احمقانه» (Very Silly French Melodrama) نامید.

«ولچر» نوشت: «داستان‌های موازی» چیزی نیست جز همان درام‌های سطحی که بین اکران‌های مهم، سینماهای هنری آمریکا را پر می‌کردند؛ آثاری که فقط به خاطر لوکیشن شیک و بازیگران پرستیژشان، بیشتر از آنچه لیاقت دارند جدی گرفته می‌شوند.

اما نیش اصلی این نقد جای دیگری بود: شخصیت‌های «کاملاً مصنوعی» و «نگاه مردانه فرهادی به زنان».

این رسانه نوشت: «فرهادی در آثار ایرانی‌اش چنان در شخصیت‌پردازی ماهر بود که تماشای فیلمی از او با شخصیت‌هایی که هرکدام به طرز عجیبی مصنوعی رفتار می‌کنند، بهت‌آور و گیج‌کننده است.» منتقد سپس مستقیماً سراغ شخصیت مرد اصلی (آدام) رفت و او را «کاملاً ترسناک» توصیف کرد. سؤال اصلی ولچر این بود: «آیا فیلم نمی‌فهمد آدام ترسناک است یا نمی‌خواهد بفهمد؟ در هر دو صورت، مشکل بزرگی است.»

و اما بخش فمینیستی نقد ولچر این بود: «هیچ یک از شخصیت‌های زن این فیلم به گونه‌ای رفتار نمی‌کنند که نشان دهد فرهادی حتی یک دقیقه به این فکر کرده که زندگی کردن در قالب یک زن چه حسی دارد. از تصمیم احمقانه لورنس برای سپردن عمه‌اش به یک غریبه مترویی، تا رفتار عجیب نیتا با همان غریبه که اجازه می‌دهد او را تا آسانسور و حتی در محل کارش دنبال کند. یا "داستان‌های موازی" نمی‌فهمد که این رفتارها غیرواقعی و خطرناک‌اند، یا برایش مهم نیست.»

ولچر در پایان، طعنه‌ای هم به خود ارجاعات فیلم زد: «همانطور که کاترین دنو در فیلم، دست‌نوشته شخصیت هوپر را "کهنه و معاصر" خطاب می‌کند، شما هم می‌توانید همین لقب را به خود فیلم بدهید.

در میان این همه نقد منفی، صداهایی هم هستند که از «داستان‌های موازی» دفاع می‌کنند.

چرا «داستان‌های موازی» فرهادی منتقدان را به دو قطب متضاد تقسیم کرد؟ فرهادی نمی‌فهمد زن بودن چه حسی دارد/ داستان‌های موازی کلاس‌فیلمنامه‌نویسی است

پیت هموند، منتقد «ددلاین»، به کمک فرهادی آمده و از فیلم وی چنین تجلیل می‌کند: «هر کسی که "پنجره پشتی" را دیده باشد، موافق است که استخوان‌بندی آن فیلم اینجا هست. آنچه فرهادی به طرز درخشانی پخته، در نهایت کاملاً بدیع به نظر می‌رسد و از هر نظر به طرز دلپذیری شکل گرفته است. این فیلم شاید بهترین فیلم فرهادی از نظر سبک و مهارت خالص تصویرسازی باشد، و برای من به یقین بهترین فیلم او از زمان "جدایی نادر از سیمین" است.»

«دواردیسک نیوز» (هند) نیز نوشته که فرهادی با این فیلم «گامی جسورانه به قلمرو ناآشنا» برداشته و از «خطوط قرمز همیشگی خود فاصله گرفته است». این رسانه تأکید کرده: «دقت بی‌امان فرهادی به جزئیات در هر صحنه، جستجوی بی‌وقفه او برای کمال هنری را نشان می‌دهد.»

جالب اینکه دقیقاً همان ویژگی‌هایی که «ورایتی» و «ولچر» آنها را نشانه «درهم‌ریختگی» و «مصنوعی بودن» می‌دانند، از نگاه «دواردیسک نیوز» نماد «نوآوری ساختاری» و «استادی سینمایی» است.

رتبه «داستان‌های موازی» در جدول منتقدان کن

در حالی که تاکنون ۵ فیلم بخش رقابتی جشنواره کن ۲۰۲۶ به نمایش درآمده، «سرزمین پدری» پاول پاولوفسکی با کسب امتیاز ۳.۳ از منتقدان در جایگاه نخست قرار دارد و پس از آن «ناگهانی» ساخته ریوسوکه هاماگوچی با امتیاز ۳.۱، «یادداشت‌های ناگی» ساخته کوجی فوکادا با امتیاز ۲.۵ در رده سوم، «زندگی یک زن» ساخته چارلین بورخس-تاکت با امتیاز ۱.۹ در رده چهارم و «داستان‌های موازی» اصغر فرهادی با امتیاز ۱.۷ در جایگاه پنجم قرار دارند.

 راز یک دوگانگی

به این ترتیب، «داستان‌های موازی» به یکی از آن فیلم‌های نادر تبدیل شد که هیچ‌کس نمی‌تواند درباره‌اش «نظر عمومی» بدهد. برخی می‌گویند فرهادی بزرگ‌تر از این حرف‌هاست و این فیلم را بعدها «درخشان» خواهیم خواند. برخی می‌گویند فرهادی اسیر خودش شده و این فیلم شروع افول اوست.

تنها نکته مشترک در بیشتر نقدها (حتی نقدهای منفی) این است که بازی‌ها و مضامین فیلم «چشمگیر و جذاب» هستند، اما فیلم نتوانسته به اندازه کافی منسجم و تأثیرگذار ظاهر شود.

اما آنچه مسلم است، تشویق طولانی سالن کن هنگام پایان فیلم و حضورش در جمع مدعیان نخل طلاست. کن هنوز تصمیمش را نگفته. اما یک چیز را می‌توان با اطمینان گفت: «داستان‌های موازی» هر چه باشد، فرهادی را دوباره به مرکز توجه آورده است. و در سینما، بدترین چیز «بی‌تفاوتی» است؛ نه تحسین، نه حتی نقدهای آتشین.

۵۹۵۹

کد مطلب 2220217

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 4 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین