مبلغ – سرویس معارف: زندگی در عصر ما به نوعی مسابقه دائمی برای مدیریت همه چیز تبدیل شده است. ما از همان لحظه بیداری با انواع برنامهها و نرمافزارهای مدیریت زمان درگیر هستیم تا تمام ابعاد زندگی خود را زیر ذرهبین بگیریم. تصور ما این است که اگر بتوانیم دقیقتر برنامهریزی کنیم و کنترل بیشتری بر جزئیات داشته باشیم، میتوانیم از وقوع بحرانها جلوگیری کنیم یا دستکم تلخی حوادث را به حداقل برسانیم. این میل به کنترلگری که امروزه به یکی از ریشههای اصلی اضطراب در جوامع مدرن تبدیل شده، در واقع یک تله ذهنی است. ما فراموش کردهایم که دایره اراده ما چقدر کوچک است و چه اندازه متغیرهای ناشناخته در پس پرده واقعیتهای زندگی در جریان هستند. همین ناتوانی در پذیرش محدودیتهای انسانی است که باعث میشود وقتی نقشههای ما به هم میریزد، دچار فروپاشی روانی شویم. در چنین فضایی، آموزههای دینی نه به عنوان یک دستورالعمل برای گوشهنشینی، بلکه به عنوان یک راهکار کاملاً عملیاتی برای کاهش فرسودگی و بازیابی آرامش به میدان میآیند. مفهوم تفویض یا همان سپردن کارها به خداوند، کلید اصلی این گره کور است.
تفویض در ادبیات قرآنی و روایی یک واژه ساده نیست که بتوان از کنار آن به راحتی گذشت. این مفهوم در آیه چهل و چهارم از سوره مبارکه غافر به زیبایی تمام توسط مؤمن آل فرعون به تصویر کشیده شده است؛ آنجا که قرآن از قول این انسان موحد میفرماید: «وَأُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَی اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِیرٌ بِالْعِبَادِ» (و کارم را به خدا میسپارم که خداوند به بندگان بیناست). این عبارت تنها یک ذکر زبانی نیست، بلکه یک اعلام موضع راهبردی است. مؤمن آل فرعون که در سختترین شرایط رویارویی با دستگاه ستم و توطئههای فرعونیان قرار دارد، راهبردی را برمیگزیند که فراتر از تمام محاسبات مادی است. او کار خود را به خدا واگذار میکند چون باور دارد خداوند نسبت به احوال بندگانش بیناست. نکته کلیدی این است که او پیش از تفویض، تمام تلاش و روشنگری خود را انجام داده و از تمام ابزارهای عقلانی بهره برده است؛ اما وقتی به انتهای توان خود میرسد، به جای ناامیدی یا اصرار بر محاسبات بسته بشری، دست از تلاشهای فرساینده برمیدارد و اجازه میدهد تدبیر الهی مسیر را برای او بگشاید.
این همان چیزی است که باید آن را تسلیم سازنده نامید. بسیاری به اشتباه فکر میکنند واگذاری کارها به خدا به معنای دست روی دست گذاشتن و تسلیم شدن در برابر تقدیر کور است، در حالی که تفویض دقیقاً برعکس این پندار است. تفویض یعنی نهایت تلاش را انجام دادن و بعد از آن، بار سنگین نتیجه را از شانههای خود پایین آوردن. فردی را تصور کنید که در یک کسبوکار بزرگ دچار بحران شده است؛ او میتواند تمام شبها را بیدار بماند و با اضطراب دائمی به دنبال راههای غیرمنطقی بگردد، یا اینکه با استفاده از مشاوران خبره تدابیر لازم را بچیند و با دلی آرام بگوید من سهم وظیفه خود را انجام دادم و باقی ماجرا را به پروردگار بصیر میسپارم. این تغییر رویکرد نه تنها بازدهی او را بالا میبرد، بلکه از فرسودگی روانی او نیز جلوگیری میکند.
در زندگی پیشوایان بزرگ دین، این الگوی توکل و تفویض موج میزند. حضرت زینب کبری (س) در اوج مصیبتهای عاشورا، در پاسخ به طعنه دشمن که میگفت کار خدا را با برادرت چگونه دیدی، با آرامشی ملکوتی فرمود: «مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلاً». این کلام، قله بصیرت و عالیترین مرتبه تفویض است؛ زیرا کسی که تدبیر کارها را به خدا سپرده باشد، در کوران رنجها نیز تجلی حکمت حق را میبیند. او در برابر ناملایمات روزگار استوار میایستد و با هر موجی دچار تلاطم درونی نمیشود.
امروزه با گسترش فضای مجازی و هجوم اخبار نگرانکننده از سراسر جهان، اضطراب آینده در میان انسانها شدت یافته است. پیگیری مدام نوسانات بازار و تحولات سیاسی برای رسیدن به حاشیه امنیت است، اما اصرار افراطی بر پیشبینی ناشناختهها تنها سطح هورمون کورتیزول را بالا برده و روان آدمی را فرسوده میسازد. تفویض به معنای رهاسازی ذهن از متغیرهای غیرقابل کنترل و تمرکز بر وظایف اخلاقی و فردی در لحظه حال است.
در روانشناسی مدرن نیز مفهومی به نام «وضعیت جریان» (غرقگی) مطرح است که به معنای رهایی از خودآگاهی اضطرابآلود و عملکرد در کمال آرامش است. وقتی فرد مدام نگران قضاوتها و نتایج باشد، بازدهیاش به شدت افت میکند؛ اما واگذاری باطنی نتیجه به مبدأ هستی، قفلهای خلاقیت انسان را باز میکند.
در ساحت تربیت فرزند نیز این اصل گرهگشاست. کنترلگری افراطی والدین از روی نگرانی نسبت به آینده، استقلال را از فرزندان میگیرد. مادری که تفویض را درک کرده باشد، وظیفه مراقبت و آموزش را به کمال میرساند، اما قلب فرزندش را به صاحب اصلی دلها میسپارد؛ امری که هم به والدین آرامش میبخشد و هم به فرزند فرصت رشد طبیعی میدهد.
تفویض یک نگاه مکانیکی یا طلبکارانه نیست که خدا را صرفاً مجری خواستههای شخصی خود بدانیم، بلکه اعتماد به علم و خیرخواهی بیپایان الهی است. برای تمرین این باور، میتوان در آغاز هر روز تلاش خالصانه را با این نیت آغاز کرد که: «خدایا من سهم بندگی خود را انجام میدهم و فرجام نیکو را به تو میسپارم.» این سبک زیستن، انسان را از اسارت تشویش رها کرده و آرامشی ژرف و پایدار را به ارمغان میآورد.




نظر شما