در میان هیاهوی انتخابات و زمانی که تمام اظهارنظرها درباره مناظرههاست و اینکه هر قشری سعی دارد کاندیدای خود را به کرسی ریاست جمهور برساند، اصناف هنر هم در بیانیههای جداگانه خواستها و پرسشهای خود را با کاندیداها مطرح میکنند.
بیانیه خانه تئاتر که روز گذشته در رسانهها منتشر شد حاوی هفت پرسش از 4 کاندیدای ریاست جمهوری بود. اساساً بیانیههای انتخاباتی باید دارای شرایط ویژهای باشد. اول اینکه باید موضع آن مشخص بوده و هدفمند صادر شود اما دریغا که بیانیه خانه تئاتر هیچکدام را نداشت.
در 4 سال اخیر انواع فشارها بر تئاتر کشور وارد شد. علیرغم وعدهها و آمارها که نشان از توجه به هنر تئاتر داده شد، شاهد بودیم که اوضاع تئاتر روز به روز رو به وخامت نهاد.
اداره کل هنرهای نمایشی به عنوان نهاد دولتی تئاتر که میبایست به عنوان متولی و حامی هنرمندان تئاتر حضور داشته باشد در 4 سال اخیر تقریباً هیچ گام مثبتی که برنداشت هیچ، تقریباً تئاتر را رو به زوال بردند. نشانهاش خانهنشین شدن تئاتریها و ناامیدی آنهاست. انتظار میرفت که خانه تئاتر بیانیهای صادر کند که نتیجه کلامش آرزوی رهایی از شرایط فعلی باشد اما مواجهه با بیانیهای چنین خنثی و تنها پرسشگر درباره مسائل معیشتی دور از انتظار بود.
درست که وضعیت معیشت تئاتریها تقریباً وخیم و آنها را روانه تلویزیون، رادیو و سینما کرده است اما تنگ کردن عرصه بر هنرتئاتر به عنوان مجموع هنرها مهمترین مسئلهای است که خانه تئاتر باید به آن توجه میکرد.
در چنین وضعی، چرا خانه تئاتر باید پرسشگر نام وزارتخانه باشد و چرا با تأکید بر نامی خود خواسته سؤالی تکراری را مطرح کنند. بیانیه هفت سئوالی خانه تئاتر عصاره جرأت کم اعضای خانه تئاتر است. همان جرأت کمی که باعث شد هنوز هم وضعیت بیمه و مسکن هنرمندان تئاتر به نتیجه نرسد. کاش خانه تئاتر میپرسید چگونه است هر تئاتری، هر روز که میگذرد بیزاریاش از تئاتر بیشتر میشود.






نظر شما