یاسر فاتحی: بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم، آنچه که در جناح اصلاحات مهم به نظر میرسد، وضعیت این جناح و نیز حیات آینده برخی احزاب و گروههای آن است. اینکه ما شاهد چه تغییراتی در این اردوگاه که از سوی بخشی از جامعه حمایت میشود خواهیم بود و آیا شاهد انزوای سیاسی که یکی از احتمالات واکنش به وضعیت موجود است دچار خواهد شد، سؤالاتی است که برای پاسخ یافتن برای آن به سراغ سیدحسن رسولی عضو هیأت امنا، شورای عالی و هیأت مدیره بنیاد باران رفتیم. بنیادی که به دلیل حضور سیدمحمد خاتمی رئیسجمهور سابق کشورمان در رأس آن میتوان آن را قلب اردوگاه اصلاحات نامید.
چنانچه خاتمی سعی داشت با تدوین اصول و چارچوب اصلاحطلبی مورد نظر خویش این جناح سیاسی را آماده انتخابات ریاست جمهوری دهم کند. اما استاندار سابق خراسان هرگونه انزوای سیاسی این جناح را رد کرده و معتقد است که هیچ عاملی باعث رخت بر بستن این جریان ریشهدار از عرصههای انقلابی و سیاسی کشور نخواهد شد. وی حزن و اندوه اصلاحطلبان را نه از روی عدم کسب جایگاه ریاست جمهوری بلکه از روی آنچه که به زعم خویش لطمه به ارکان نظام و اعتماد بین دولت و ملت است میداند. گفتوگوی ما با عضو هیأتمدیره بنیان باران را در ادامه میخوانید:
آقای رسولی جنابعالی به عنوان یکی از اعضای ارشد بنیاد باران ارزیابی شما از وضعیت جبهه اصلاحات در کشور چیست و به عقیده شما باید چه رویهای از سوی اصلاحطلبان پیش گرفته شود و از چه اقداماتی خودداری کنند؟
به نظر من صحنه انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری که نقطه عطفی در شرایط کنونی کشور به حساب میآید برخلاف آنچه که باید میبود رقابت بین دو جناح عمده سیاسی کشور نبود. به عبارتی عرصه این انتخابات برخلاف دورههای قبل، از جمله دورههای هفتم و هشتم که در سالهای 76 و 80 برگزار شد که طی آن رقابتها، دو جریان و جناح ریشهدار انقلاب برای حضور و خدمتگزاری در عرصه قوه مجریه با یکدیگر به رقابت پرداختند و مجموعه مجریان انتخابات، ناظران و سایر بخشهای حاکمیتی نظام در مقام داوری نقش خود را به صورت عادلانه ایفا کردند و حاصل این تقسیم کار بین دو جناح فعال در عرصه رقابتهای انتخاباتی و راهبری عادلانه و بیطرفانه حاکمیت باعث شد که در آن مقطع نظام نوپای دموکراتیک ایران دچار نوشدگی شود و شور و نشاط امیدبخشی در فضای کشور حاکم گردد و دورنمای امیدوارکنندهای فراروی جوانان قرار گیرد.
نقطه اوج ایجاد انحراف در مسیر انتخابات در دوره دهم ریاست جمهوری به منصه ظهور رسید. من فکر میکنم تفکری که در قبل از پیروزی انقلاب و در مقابل امام قرار داشت، تشکیل نظام سیاسی در غیاب امام عصر (عج) را بر نمیتابیدند در دوره امام (ره)، تحت تأثیر شعاع نورانی خط امام مجال عرضاندام پیدا نکرد، در سالهای اخیر به طرز بیسابقهای قدرتمند شده و در حوزه نظری توانسته است منویات خود را بر تصمیمات راهبردی کشور تحمیل کند.
این تفکر که امام (ره) از آن به نام اسلام متحجرین، اسلام آمریکایی و تعابیری از این دست به کار میبردند، اعتقادی به اصل ششم قانون اساسی ندارند و اساساً اتکای اداره نظام را براساس آرای مردم برنمیتابند. اما قانون اساسی و فرهنگ سیاسی انقلاب که میراث امام خمینی هستند آشکارا امکان دور زدن قانون اساسی را به این تفکر نمیدهد و لذا این جریان طی سالهای گذشته تلاش کرده است با حفظ پوسته و شکل انتخابات با مداخله در محتوا و بسته انتخابات و نیز مدیریت رفتار انتخاباتی مردم عملاً خاصیت تعیینکننده مداخله مردم در انتخابات سرنوشتشان را از بین ببرد.
بر این اساس در انتخابات اخیر به نظر بنده بهعنوان یک کارشناس سیاسی ما شاهد رقابت جریان اصولگرا و اصلاحطلب نبودیم، بلکه شاهد رویارویی جریان اصلاحطلب و بخش قابل توجهی از ناراضیان جناح اصولگرا که تحول خواهانه ایجاد تغییر در نحوه اداره دولت را تعقیب میکردند در مواجهه با ظرفیت تمام عیار دولت بخش نظارتی انتخابات و نیز سایرظرفیتهای گوناگون در اختیار حاکمیت بودیم. من فکر میکنم که در نتیجه سوء جریانی که شاهد بودیم امروز جمهوریت نظام از طریق به بازی گرفتن رأی مردم لطمهای جدی دیده است و اسلامیت نظام نیز که در سطح وسیعی به صورت ابزاری مورد استفاده قرار گرفته است نیز آسیب دیده است. لذا یاران واقعی امام و انقلاب از دیدن این وضعیت غیرقابل تصور عمیقاً اندوهگین هستند و در خود فرورفتهاند.
بهت و ناباوری سراپای وجود ما اصلاحطلبان را فراگرفته است. امروز ما همانند مالباختهای میمانیم که صدایمان به جایی نمیرسد و در شرف محاکمه شدن به اتهام داد زدن به سرقت اموالمان هستیم.
فکر میکنید اصلاحطلبان باید چه رویهای را در پیش بگیرند؟
من فکر میکنم که تجربه صد ساله نهضت آزادی خواهانه مردم ایران که در انقلاب مشروطه، در نهضت ملی شدن نفت، 15 خرداد 42 و 22 بهمن 57 اوج بروز آن را دیدیم، در حدی از نبوغ و پختگی قرار دارد که نتوانستند با غوغاسالاری و قلب واقعیت شرایط را وارونه جلوه بدهند. ما اصلاحطلبان در شرایط فعلی باید تلاش کنیم که از چارچوب اصیل تفکر امام و ارزشهای ذاتی اسلام و انقلابی خارج نشویم. شدت حقکشیها، اهانتها و مظلومیتی که ما در آن قرار داریم باعث نشود که خدایی نکرده راهمان را که همان راه امام (ره)، راه شهدا و آرمانهای اصلی انقلاب اسلامی است، را گم کنیم و در عین حال تحت تأثیر فضای ارعاب دچار انفعال، ترس و بیعملی نشویم. اگر صراط مستقیم را ادامه دهیم و از چارچوبی که ذکر شده خارج نشویم مطمئن هستیم که براساس وعده الهی از آنجا که ناصر راه انبیا و اولیا و شهدا هستیم بدون شک نصرت و یاری خداوند متعال نیز همراهمان خواهد بود.
باتوجه به شرایط موجود عملکرد آینده اصلاحطلبان چه تفاوتی با گذشته خواهد داشت؟
باتوجه به اینکه دولت گذشته (نهم) نیز در اختیار رقیب بوده و یکی از رویکردهای جناح اصلاحات در گذشته تکریم و بزرگداشت رقیب بوده است و شعار زنده باد مخالف و رقیب یکی از شعارهای اصلاحطلبان بوده است، تحمل سیاسی قبول پیروزی رقیب را داراست. آنچه که امروز مورد حزن و اندوه اصلاحطلبان است لطمه خوردن به ارکان نظام جمهوری اسلامی و لطمه وارد شدن به اعتماد بین دولت و ملت است و طبیعتاً چنانچه مسئولان کشور نتوانند آب رفته را به جوی بازگردانند و اعتماد ملی آسیب دیده فعلی را بازسازی کنند قطعاً آرمانهای امام و انقلاب در این شرایط لطمات جدی را متحمل خواهد شد که مورد قبول هیچ فردی ازاصحاب انقلاب و امام نیست.
تحلیلی گویای این قضیه است که اصلاحطلبان با وضعیت موجود به حاشیه رفته و دچار بعضاً سرخوردگی خواهند شد. برنامه اصلاحطلبان برای عدم تحقق این تحلیل چه باید باشد؟
جریان اصلاحات تحت هر شرایطی بر اساس راهبردهای اختصاصی نهضت اصلاحطُلبی به صورت آهسته و پیوسته و به روشهای آرام و مسالمتآمیز و همراه با وجدان آگاه و بیدار جامعه در عرصه مدنی و سیاسی به حیات خود ادامه خواهد داد. بنابراین به کارگیری ظرفیت حاکمیت که علیالقاعده باید درمسیر تحقق عدالت و پیشرفت کشور باشد، علیه اصلاحطلبان و ایجاد دستهبندیهای کاذب بین اصلاحطلبان قطعاً باعث رخت بربستن این جریان ریشهدار از عرصههای انقلابی و سیاسی کشور نخواهد شد.
امروز نسل سوم و نسل چهارم با دیدن ظلمهایی که بر جریان اصلاحات روا داشته میشود به صورت انبوه و درعرصههای فکری و اجتماعی به این جریان میپیوندند و من از آینده جریان اصلاحات که امکان سیاستورزی در عرصه حاکمیت را دارا نیست، در عرصه عمومی نگران نیستم.
فکر میکنید انتخاباتی نگه داشتن فضای سیاسی جامعه (التهابات، طرح شبهات و دلهرهها) چه آثار و تبعاتی به همراه دارد؟
قطعاً این نارضایتی متوجه کارآمدی و اثربخشی دولت در همه عرصهها خواهد شد. اما به نظر من قبل از اینکه از جریان اصلاحات سؤال شود که چگونه میتوان این پیامدهای ناگوار را پایان بخشید از فاعلان و مسببان چنین واقعهای باید سؤال کرد و از آنان که همه امکانات کشور را در اختیار دارند باید بخواهیم هر چه زودتر تداوم این مسیر را پایان ببخشند.
آقای رسولی! به عقیده شما این انتخابات چه تجربیاتی برای فعالان سیاسی و احزاب به همراه داشته است؟
نکته مثبت این انتخابات اثبات زنده بودن ظرفیت سیاسی و انقلابی مردم ایران به خصوص نسل جوان بود. مستقل بودن این ظرفیت و بومی و درونی بودن این ظرفیت نکته بسیار حائز اهمیتی بود که به علت گسترده بودن ظرفیت اصلاحطلبی در ایران و منحصر نبودن آن به یک یا دو حزب و یا چند شخصیت سیاسی است. چرا که جریان اصلاحات در ایران قدمتی بیش از صد ساله دارد. نکات منفی عبرتآموز این انتخابات هم این بود که اگر حاکمیت به جای ایفای نقش در موضع داوری و پدری خویش به نفع رقیب یک جریان سیاسی تنزل پیدا کند، در آن صورت آرمانهای انقلاب لطمات جدی میبیند و چرخه پیشرفت و توسعهیافتگی کشور نیز تحت تأثیر این آفت دچار رکود و کم اثری خواهد شد.
مقام معظم رهبری اشارهای داشتند مبنی بر اینکه «مردم، نخبگان و جناحها دوست و دشمن را اشتباه نگیرند» حال به نظر شما وظیفه نخبگان براساس فرمایشات ایشان چیست؟
جریان پیروز از فردای روز انتخابات به جای انتخاب ادبیات بزرگمنشانه و تکریمی از ادبیات تحقیرآمیز استفاده کرد و آقای رئیسجمهور معترضان را خس و خاشاک نامید و صداوسیما همچنان به مردم توهین میکند. امیدوارم تأکیدات رهبری ظرف ساعات آینده باعث تغییر استراتژی دولت و سایربخشهای حاکمیت و نخبگان آن جناح شود. قطعاً چنانچه این تغییر مسیر حاصل گردد در کاهش التهابات مؤثر خواهد بود.






نظر شما