۳ نفر
۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۸ - ۱۵:۳۲
روحانی رزمنده‌ای که مقتدرانه گام به درون کعبه گذاشت

نزدیک به یک دهه است که با این روحانی مبارز ، از نزدیک آشنا هستم.

او در آغاز به عنوان معاون رییس دیوان وقف شیعه عراق ، به میدان آمده ودست به فعالیت گسترده ای زد. در دوره‌های گذشته بر اثر تسلًط سنیان متعصب ،برخی زیارتگاه‌ها و زمینهای وقف شده بر مزارات شیعه عراق به تصرف آنان درآمده بود که در سال‌های پس از سقوط صدام و به همت شیخ سامی مسعودی ،معاون وقف شیعه عراق ،مراکز یاد شده به حوزه اداره وقف شیعه باز گردانیده شد.

وی در اقدامی متهورانه ، آستان مقدس عسکریین را در دیوان وقف شیعه به ثبت رسانید که در هنگام خود ، صدایی در عراق وجهان شیعه به راه انداخت وتله های متعددی برای ترور او از سوی سنًی های افراطی، قرار داده شد که به فضل الهی ، از تمامی آنها جان سالم بدر برد!

من او را همواره شهید زنده نامیده ، و به دوستی وارتباط خود با او مباهات نموده و می نمایم. شیخ مسعودی در دولت اخیر ، معاون سازمان حج وزیارت عراق گردید تا با حضورش، به این بخش سر وسامانی دهد!


در سفر دیدار اخیر نخست وزیر عراق ، دکتر عادل عبد المهدی ، که با هیأتی بلند پایه به عربستان سفر نمود ، او نیز در این هیأت ، به نمایندگی از سازمان حجً وزیارت عراق ، راهی این دیار گردید وحضور او در کشور سردمدار داعشیان وافراطیان ضدً شیعه ، سر وصدایی بوجود آورد!

یک تروریست از زبان سردمداران سعودی که پاداش کلانی برای سر او قرار داده بودند ، حال در هیأتی رسمی به این کشور سفر کرده وبالباس روحانیت ، به درون کعبه قدم گزارده وسپس با ملک سلمان نیز دیدار می نماید!

این رخدادها مرا برآن داشت که در سفرم به عراق ، در بغداد ودر دفتر او با وی دیدار نموده وجریان را از نزدیک و  از زبان او بشنوم!

وی پس از مقدمه چینی وانتخاب دقیق او وحضورش در هیأت عازم به عربستان ، ادامه داد که پس از پایان طواف عمره ، ناگاه به نخست وزیر اطلاع دادند که درب کعبه به دستور ملک ، برای ورود شما باز می گردد ! پس آماده ورود به کعبه باشید.

در این هنگام که من در کنار دکتر عبد المهدی ، نخست وزیر بودم به او گفتم ، ورود با لباس احرام را نپذیرید! واجازه دهید که به محلً اقامتمان بازگردیم ، زیرا که من حتما باید با لباس روحانی خود در برابر این سلفیان ، گام به درون کعبه گزارم !

نخست وزیر پیشنهاد مرا دقیق وسیاستمدارانه بشمار آورد وبه میزبانان إظهار نمود که اجازه دهید پس از دمی استراحت وخروج از احرام ، با لباس رسمی به درون کعبه مشرف شویم. به دار الضیافه بازگشته وپس از ساعتی تمامی هیأت که تنها روحانی آنان من بودم به مسجد الحرام آمده وبه نزدیک درب کعبه که مقدمات ورود هیأت را فراهم کرده بودند، رسیدیم. در این هنگام بود که شخصی از مسوولین سعودی ، مانع از ورود من با لباس روحانی شده وگفت که باید عمامه را از سر بردارم! من در این هنگام پاسخ دادم که گام به درون کعبه نمی گزارم ودست به عمامه ولباسم نیز نمی زنم!

میان مسوولین ومیزبانان ، همهمه ای بوجود آمده بود که ناگاه رییس تشریفات ملکی پیش آمده وخطاب به من گفت ( یا شیخ ، شَرًِفْ) یعنی ای شیخ بفرما ومن نیز آرام وبا قدرت ، در حالیکه عبا وقبا وعمامه خود را به تن وسر داشتم از پله های کعبه بالا رفته و گام به درون آن نهادم. درون کعبه مشغول به نماز های متعدد در اطراف ورکن های چهارگانه آن شدم وسعی داشتم که آخرین نفر ، از درون کعبه ، قدم به برون گزارم ودر برابر انبوه زائران طواف کننده در مطاف ، نشان دهم که یک روحانی شیعه با قدرت واستقامت ، وبرخلاف نظر سلفیان ضدً شیعه ، گام به درون کعبه نهاد!

هنگامی که تمامی هیأت از کعبه خارج شدند ، من با طمأنینه وآرام ، در حالیکه نگاهم به مسجد الحرام وجمعیت طواف کنندگان بود ، از پله های کعبه فرود آمدم وتنها در این هنگام بود که با نگاههای تند وخشمگینانه سلفیان ، ودر میان حلقه سربازان سعودی ، به میان هیأت عراقی که در پای پله ،انتظار فرود آمدن مرا می کشیدند ، وارد شدم.
نگاههای زیرکانه نخست وزیر وبرخی از وزیران وهیأت همراه ، که حرکات مرا زیر نظر داشتند ، نشان از خورسندی وپیروزی داشت ! در این هنگام از او در باره ملاقاتش با پادشاه عربستان پرسش نمودم که با لبخندی که همواره در این شرایط برلب دارد ، نگاهی ویژه به من نموده وگفت ، که این هم رخدادی همچون ورود به کعبه را به همراه داشت!
و ادامه داد که در ریاض به کاخ ملک سلمان قدم گزاردیم!

همه به رسم معمول پیش رفته وبا او دست می دادند ، ومن بر صندلی نشستم و قصد جلو رفتن ودست دادن را نداشتم که با اشاره نخست وزیر ،که حکایت از بجا آوردن رسم دیپلوماتیک وادب مهمان به میزبان بود ، لاجرم پذیرفته وپیش رفتم ودست سردی را با او دادم. درجایگاهی که برای من در نظر گرفته بودند ، واز آنجا که کاملا مرا می شناختند ، در میان سه نفر از روحانیون ویا اصطلاحا مشایخ آنان ، جای گرفتم که در این هنگام بود یکی از آنان رو به من کرده وگفت : یا شیخ ، تو ایرانی الهوی هستی !در حالیکه یک عراقی بشمار می آیی !

پاسخ دادم ما تفاوتی میان این دو ملًت وسایر  ملًتهای مسلمان نمی گزاریم ! همه ،ملًتی واحد ،ودینی واحد ،وقرآنی واحد ،وپیامبری واحد، وکعبه ای واحد ،داریم !
آیا غیر از این است ؟ شما ملًت ایران وشیعیان را مسلمان نمی شناسید؟


فشرده سخن که نتوانستند در برابر دلایل وگواهی های من ، پاسخی دهند وهمچون همیشه که نرود میخ آهنین ... مجلس به پایان رسید ، وهیأت همراه نخست وزیر ، به میز مذاکره با همتایان خود منتقل گردیدند ومن که ابتدا با اکراه به این کاخ و ملاقات با ملک سلمان آمده بودم ، احساس کردم که در این گام هم ، پیروزمندانه از میدان خارج گردیده ام.!!
من که ساعتی را مبهوتانه گوش شده وسخنانش را می شنیدم ، همچون دیگر اقدامات این روحانی مقتدر میدان نبرد، از زیرکی وهوشمندی او به وجد آمده ونه صد آفرین ، بلکه هزار آفرین به او گفته وسلامتی وموفقیت وخدمت به اسلام وشیعه وملًت عراق را بیش از پیش ، برای وی آرزو نمودم!
در این میان که او سخن می گفت ، با خود می اندیشیدم که چگونه بارها به ماشین وی حمله کرده واز ترور حتمی گریخت. او شیخ سامی _مسعودی است که شاخه ای از گروههای حشد الشعبی را رهبری نموده و سه سال در جبهه های گوناگون علیه داعشیان جنگیده و مردانه استقامت نمود.
وامروز رییس داعشیان ، یعنی ملک سلمان ، پادشاه #عربستان سعودی ، با خفًت ، این شیخ از جان گذشته ای را که ملیونها #دلار برای سر او جائزه قرار داده بود وتروریست بشمار می آمد را در کاخ خود پذیرفته وبا وی دست می دهد واو را ارج می نهد!
آری این تاریخ شیعه است که در پایان با غرور در برابر آرمانهای خود ایستادگی کرده وسرانجام پیروزمندانه گام به برون می نهد. شیخ سامی مسعودی ، آن رزمنده سختکوش و از جان گذشته دیروز در صحنه های نبرد امروز، ارباب داعشیان را مجبور می سازد که در برابرش سر تعظیم فرود آورد، وی را که تا دیروز از دیدگاه آنان ، یک تروریست بود ، امروز به عنوان یک شخصیت سیاسی و تاثیر گزار در کشورش مورد استقبال قرار دهد.

کد خبر 1257460

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 1 =