۲ نفر
۲۰ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۰:۲۹
خوش‌گذرانی مفهومی تقلیل یافته به پیچ و خم جاده

همیشه بعد از هر تعطیلات بالاتر از دو روز، نیمی از کشور ما با مشکل بسته شدن راه های ارتباطی مواجه می شود.

دیگر زمستان و تابستان هم ندارد، عادت کرده ایم در ایام تعطیل، دور رفتن حتی به ضرورت به استان های شمالی ایران را خط بکشیم چرا که این مشکل نه تنها گیلان و مازندران بلکه استان های همجوار مثل البرز، قزوین، زنجان گلستان، اردبیل و..... را درگیر خود کرده و از یک شوخی و یک معضل منطقه ای به مشکلی ملی تبدیل شده است.

این موضوع که محورهای شمالی کشور ما ظرفیت این حجم از اتومبیل را ندارد درست است ، حتی انتقادات از تکمیل نشدن بزرگراه تهران- شمال و تکمیل نشدن آزاد راه قزوین – رشت ، نقص، کمبود و گرانی حمل و نقل هوایی و ناکارآمد بودن ناوگان ریلی برای شمال کشور هم انتقاداتی به جا  است و پرسشی است که مسئولان امر باید پاسخ در خوری برای آن داشته باشند.

اما موضوع دیگر که بارها شنیده شده اما هیچ کس برای آن طرح و برنامه ای نریخته است تقلیل مفهوم خوش گذرانی در ایران به شمال رفتن است .

حقیقت این است که استان تهران حدود ۲۰ در صد جمعیت کل کشور را در خود جای داده  و با احتساب استان های اطراف مانند البرز این جمعیت بیشتر هم می شود  .این جمعیت ساکن ،در تعطیلات ،ارزان ترین و مقرون به صرفه ترین مفهوم خوشگذرانی را در سفر به استان های شمالی  می دانند.

در سال گذشته و سال جاری همزمان با رشد افسار گسیخته قیمت ارز و برخی الزامات اقتصادی، سفر به خارج از کشوراز دایره تفریحات قشر متوسط خارج شد و حتی برخی اظهار نظرها در مورد اینکه نباید ارز کشور را در هنگام تحریم در خارج از کشور هدر داد، توریسم خارجی را به کاری ناشایست که مستوجب دادن عوارض خروج پلکانی و غیره و ذالک است تنزل داد و به تفریحی از ما بهترانی تبدیل کرد . ضمن آنکه این وضع شامل حال مقاصد توریستی جذاب داخلی نظیر کیش ، قشم و شیراز هم شد و گرانی خرج رفت آمد و هتل و خورد و خوراک، آن مقاصد را هم به مقاصد لوکس تبدیل کرد.

از طرف دیگر گرانی مواد غذایی ، رستوران گردی و توریسم خوراکی که تقریبا نقطه اشتراک همه ایرانیان در مفهوم خوشگذرانی است را نیز تقلیل داد.

تفریحات فرهنگی نیز دقیقا به دلیل کوچک شدن اقتصاد خانوار معمولا اول از همه از اولویت خارج می شود چرا که رفتن به کنسرت، تئاترو سینما همراه با یک شام سبک هم تقریبا از توان برخی خانوارها خارج شده و یا در حال خارج شدن است.

در این شرایط آن هم در استان تهران که قلب ایران است، اکثریت جمعیت در هنگام تعطیلات با سئوال بزرگی مواجه می شوند که "حالا باید چه کار کنیم."

داشتن تفریح و خوشگذرانی مخصوصا در شرایطی که فشار اقتصادی مستقیما روح و روان خانواده ها را نشانه رفته است یک ضرورت اجتماعی است. اما متاسفانه این ضرورت هیچ وقت در کشور ما جدی گرفته نشده و یا اگر هم به آن توجهی شده همراه با طرح ها و ایده آل های سلیقه ای و آرمان گرایانه بوده که با واقعیت های فرهنگی جامعه ما فاصله ای معنا دار دارد.

لذا در این شرایط تنها مفر جمعیت بلاتکلیف ،زدن به جاده و استفاده از طبیعت مجانی و قلب پذیرنده جنگل های شمال و دریای خزر است که به نوبه خود باعث ضربه مهلک به این نوار باریک از طبیعت خاص ایران است که در تمام خاورمیانه نظیر آن پیدا نمی شود.

این ضرورت ساده باعث شده است که بسیاری حتی ماندن در ترافیک های دو یا سه برابری  از زمان لازم برای این سفر تفریحی را به جان بخرند و قسمت اعظم زمان اختصاص داده شده به تفریح و خوشگذرانی را در اتومبیل شخصیشان به بطالت بگذرانند.چون چاره دیگری ندارند.

اما برای حل این مشکل چه باید کرد؟

پاسخ به این سئوال ساده نیست چرا که با کلاف در هم پیچیده ای از متغیرها رو به رو هستیم. از تمرکز گرائی جمعیت در تهران گرفته تا فرهنگ تفریح و خوشگذرانی . از وضعیت اقتصادی گرفته تا  روانشناسی اجتماعی افرادی که در هر شرایطی به جاده می زنند و ماندن ۲۴ ساعته در ترافیک رفت و برگشت و زدن کباب و اتراق در شرایط پارتیزانی را به ماندن در خانه و مطالعه و دیدن اقوام و دیدن نادیدهای شهر خود ترجیح می دهند.

گرچه بهینه سازی جاده ها و توسعه ناوگان ریلی و به صرفه شدن ناوگان هوایی در کنار بهبود وضعیت اقتصادی خانواده ها هم در بهبود این شرایط  موثر است اما توجه به این نکته که باید مفهوم تفریح و خوشگذرانی را به رسمیت شناخت و آن را با نگاهی بازتر و واقع بینانه تر دوباره تعریف کرد نیز از موضوعاتیست که باید بیش از پیش مورد توجه واقع شود.

کد خبر 1268155

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 5 =