عبدالامیر نبوی کارشناس بنیادگرایی می‌گوید: با قدرت گرفتن اخوان‌ المسلمین در مصر، معادلات منطقه‌ ای تغییر و از افراط‌ گری‌های اسراییل می‌ کاهد.

زهرا خدایی:
برغم همه تبلیغات منفی که علیه گروه های اسلامگرا در سطح بین ‌الملل صورت می‌ گیرد، شاید منطقی ‌تر ‌بود که شاهد کاهش نقش ‌آفرینی جریانها و طیف ‌های اسلامگرا در منطقه باشیم. اما امروز شرایط به گونه‌ ای دیگر است.افزایش قدرت حزب ‌الله لبنان در دولت نجیب میقاتی،افزایش اعتبار و مشروعیت حماس با رسوایی ‌های اخیر تشکیلات خودگردان و در نهایت نقش ‌آفرینی اخوان المسلمین در مذاکرات جاری در دولت انتقالی همه و همه گویای آنست که امروز جریانهای اسلامگرا در منطقه در حال تقویت است و این طیف‌ ها در جریان سیاست‌گذاریهای کشورشان نقشی فعال ایفا می‌کنند. بر همین اساس اخوان المسلمین امروز به یکی از پایه‌های تأثیرگذار در مذاکرات میان احزاب و دولت انتقالی تبدیل شده و توانسته با سوار شدن بر موج قیامهای مردمی و ممانعت از دخالت بیگانه به بازیگری قدرتمند در عرصه سیاسی مصر تبدیل شود. عبدالامیر نبوی، کارشناس مصر و بنیادگرایی تأثیرات و تبعات قدرت گرفتن گروههای اسلامی را تعدیل مواضع رادیکال اسراییل عنوان کرده و معتقد است که این جریانات می‌ تواند از افراط گریهای دولت حاکم در اسراییل بکاهد. خبر در گفتگو با نبوی به نقش و جایگاه اخوان المسلمین در مصر و همچنین بررسی آینده گروههای اسلامگرا پرداخته است.

ظاهرا اخوان ابتکار عمل در مذاکرات دولت انتقالی مصر را در دست گرفته است.کمی درباره ریشه ‌های پیدایش اخوان‌ المسلمین بگویید.
جمعیت اخوان ‌المسلمین در سال 1928 توسط حسن البناء تأسیس شد و هدف آن تأسیس حکومتی در مصر بر اساس قوانین و آموزه‌های دینی بود. به یاد داشته باشیم که در آن سال هنوز جهان عرب تحت تأثیر فروپاشی امپراطوری عثمانی و برافتادن نظام خلافت قرار داشت و در پی چاره‌اندیشی برای برون رفت از بحران بود.حسن البناء با تأسیس چنین جمعیتی تلاش کرد راهی برای حل بحران فرهنگی- هویتی مصر و در نهایت جهان عرب عرضه کند. شعار مشهور اخوان‌ المسلمین "الاسلام هو الحل" بوده است به این معنا که اسلام توانایی پاسخگویی به تمام مشکلات و پرسشهای بشری را دارد و بر همین اساس شریعت باید به تنها منبع قانونگذاری تبدیل شود. مشی و روش اخوان از ابتدا مسالمت آمیز و براساس فعالیت جدی در سطح جامعه بود. به جز استثنائاتی همانند فعالیتهای سازمانهای مخفی موسوم به "الجهاد السریه" و یا ظهور سید قطب و افکار رادیکالیستی آن، اخوان هیچگاه مشی و روش مسالمت‌آمیز خود را کنار نگداشته است. قدرت‌ یافتن محمد بدیع مرشد عام فعلی اخوان نیز که به جناح محافظه کار این جمعیت تعلق دارد،در واقع بر این مسئله تأکید داشت که گرایش اجتماعی این گروه همچنان قوی خواهد بود و این طیف قصد ندارد شیوه مسالمت ‌آمیز را کنار گذاشته و یا اصولا به حزبی سیاسی تبدیل شود.

اخوان چگونه در سطح منطقه گسترش و در قالب احزاب قوی رشد کرد؟
اخوان از همان ابتدای تأسیس شعار و اهدافش را به مصر محدود نکرد و با توجه به اینکه تمامی کشورهای عربی نیز تحت تأثیر بحران خلافت و فروپاشی امپراطوری عثمانی و اساسا بحران هویت بودند، به سرعت شاخه‌هایی از اخوان یا گروههایی با شباهت ‌های فکری در کشورهای دیگر تأسیس شد همانند اخوان المسلمین اردن و اخوان المسلمین فلسطین که البته بعدها از دل اخوان المسلمین فلسطین گروه جهادی همچون حماس ظهور یافتند.

آیا می‌توان حزب اسلامی عدالت و توسعه ترکیه که برگرفته از اندیشه‌های اسلامی نجم‌الدین اربکان است را در این دسته‌بندی جای داد؟
در ترکیه وضعیت متفاوت است.حزب عدالت و توسعه سرگذشت تاریخی و فکری دیگری دارد.برای شناخت بهتر گروههای اسلامگرای ترکیه باید با جریانات فکری میانه‌رو و معتدل اسلامی و فرقه ‌های صوفی‌گری در این کشور آشنا شویم.اما شباهت ‌هایی بین روش اخوانی ‌ها و حزب عدالت و توسعه وجود دارد مثلا تأکید بر مشی مسالمت‌آمیز و رعایت قواعد دمکراتیک. اما در مجموع وضعیت فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی این دو کشور متفاوت است و نباید دست به مقایسه‌سازی بین دو جریان اسلامگرا زد چون ساختار ترکیه اصلا اسلامگرا نیست و در مقطع کنونی سیاستهای حزب اسلامی عدالت و توسعه به نتیجه مثبتی رسیده و همین مسئله توجه اکثریت جامعه ترکیه را به خود جلب کرده و سیاستهای داخلی و خارجی این حزب کمک کرده تا همچمنان در قدرت باقی بماند.

با توجه به مذاکرات جاری میان اخوان المسلمین و عمر سلیمان آیا می‌توان گفت که این جریان اسلامگرا هماهنگ با سلیمان عمل می‌کند؟
نکته اول آنکه نه اخوان و نه هیچ جمعیت و گروه سازمان یافته‌ای پایه‌گذار تجمعات اعتراضی اخیر نبوده است . این اعتراضات به ویژه تظاهرات وسیع 25 ژانویه موسوم به روز خشم به دعوت اولیه جنبش جوانان 6 آوریل صورت گرفت که ریشه در شبکه‌های جدید ارتباطی به ویژه اینترنت داشت.در واقع تمامی گروه های مشهور از جمله اخوان المسلمین ، حزب الغد به رهبری ایمن النور، جمعیت ملی تغییر به رهبری البرادعی به دنبال این اعتراضات کشیده شدند. این جنبش اعتراضی از گونه جنبش‌های اجتماعی کلاسیک است چون مطالباتی اقتصادی و سیاسی مبتنی بر شکافهای اقتصادی، اعتراضات و اختلافات سیاسی دارد و مباحث فرهنگی و هویتی در دستور کار نیست. اما از سویی نشانه‌ هایی از جنبش ‌های جدید اجتماعی نیز در آن مشاهده می‌شود همانند اینکه هیچ نوع سازماندهی و یا رهبری خاص در مراحل اولیه در این حرکتها وجود نداشته و این تظاهرات و جنبش‌ های اعتراضی به تدریج به تجمع همگانی و کارناوال گونه تبدیل شده است.

اما اینکه در مرحله فعلی گروهها و احزاب و یا نمایندگان آنها به پای میز مذاکره کشیده شدند ،دلایل مختلفی دارد؛
اول اینکه در عمل مشخص شد که این گروهها قدرت به چالش کشیدن دولت را دارند و می‌توانند آن را وادار به عقب ‌نشینی و امتیازدهی کنند ولی به دلیل مسائل و مشکلات مختلف داخلی و خارجی قدرت غلبه را ندارند.

دوم اینکه ممکن است به دلیل فرسایشی شدن این روند،نیروها به ریزش دچار شده و از این به بعد تعداد هواداران و تظاهرات‌ کنندگان به هر دلیلی کاهش یابد. در نتیجه قدرت چانه ‌زنی و امتیازگیری نیز کاهش پیدا می‌کند.

سوم اینکه بر این اعتراضات نوعی عقلانیت جمعی حاکم بوده که معتقد است باید هزینه‌ های چنین اعتراضاتی را به ویژه در زمینه اقتصادی کاهش داد.گفتنی است به واسطه این اعتراضات و تظاهرات مشکلات اقتصادی مصر در حال تشدید است و درآمدهای این کشور به شدت آسیب ‌پذیر شده است. اگر ادامه اعتصابات و اعتراضات به خشونت کشیده شود، می‌تواند تیغه اتهام عقب‌گردی اقتصادی را متوجه این گروهها و جریانات کند. یعنی دولت با بهره‌برداری از این ناآرامی‌ ها، مسائل و مشکلات اقتصادی را به گردن اعتراضات و اعتصابات اخیر بیندازد.

و در آخر اینکه، اخوان المسلمین به طور مشخص می‌خواهد از طریق مذاکره تصویر بازیگری مسئول را از خود نشان دهد و این اتهام تاریخی که بارها توسط مبارک اعلام و تکرار شده را پاک کند.طبق این اتهام اخوانی ‌ها در پی قدرت‌ گیری و تأسیس حکومت اسلامی هستند تا در مرحله بعد با تمامی گروهها و احزاب تسویه حساب کنند. در حال حاضر اخوان قصد دارد با ورود به دور مذاکرات اتهامات موجود علیه خود را رفع و نشان دهد به عنوان بازیگری مسئول همچنان که وعده داده بود به دنبال اثرگذاری مسالمت‌آمیز و دمکراتیک است. اما به یاد داشته باشیم که اخوان تنها مذاکره‌کننده نیست و نماینده همه قشرهای جامعه مصر هم نیست.
البته اگر محدودیتها کاهش یابد، اخوان قدرت بیشتری می یابد حتی قدرتی بیشتر از فراکسیونی که در پارلمان بین سالهای 2005 تا 2010 وجود داشت.طبیعتا قدرت اثرگذاری این طیف بر سیاستها نیز افزایش خواهد یافت اما از سوی دیگر رقیبان جدی لیبرال و سکولار نیز خواهد داشت.در این وضعیت تلاش اخوان رعایت، تثبیت و تحکیم قواعد دمکراتیک است، چون از این وضعیت سود بیشتری می‌برد.

مناسبات بین ارتش و اخوان المسلمین چگونه است؟
ارتش به عنوان بازیگری قدرتمند همچنان در صحنه سیاست مصر حضور دارد و مانع از آنست که یک گروه(با هر گرایشی) تعهدات خارجی مصر را یکباره بر هم بزند و یا قواعد داخلی را به شیوه‌ای تنظیم کند که منافع سیاسی و اقتصادی ارتش آسیب ببیند. اضافه می‌ کنم که همواره نگاهی مثبت و تاریخی به ارتش در مصر وجود داشته و دلیل آن رهبری ناصر، نقش ارتش در انقلاب مصر و جنگهای شجاعانه آن در برابر اسراییل بوده است. به خصوص موفقیتهایی که در جنگ 1973 به دست آورد و تا امروز نیز از کشته‌شدگان آن جنگ به عنوان شهید یاد می‌کنند. در مجموع باید گفت که ارتش نگاهی واقع ‌بینانه به مسائل و واقعیت‌های موجود در جامعه دارد و قطعا اخوان المسلمین نیز یکی از واقعیتهای جامعه مصر است و ارتش ترجیح می‌دهد که این واقعیت را نادیده نگیرد.

آیا باید زین پس شاهد رشد گروه های اسلامگرا در منطقه باشیم؟
دو نظر در این زمینه وجود دارد؛ اول اینکه بعد از تشکیل حکومت انتقالی و تغییر در قانون اساسی و حاکم شدن روند دمکراتیک الگوی ترکیه در مصر حاکم ‌شود و اسلامگرایان بر این اساس قدرت بیشتری پیدا می‌کنند. نظر دیگر اینست که اسلامگرایان مصر الگوی جدیدی به غیر از الگوی ایران و ترکیه عرضه خواهند کرد. با این تفاوت که حزب عدالت و توسعه نماینده طبقه متوسط ترکیه ولی اخوان المسلمین نماینده طبقه فرودست و حاشیه نشین است. به نظر میرسد که اسلامگرایان مصری به هر سمتی که رو کنند( یعنی حرکت به سمت الگوی ترکیه و یا الگوی جدید)الگوی آنها در نهایت مبتنی بر اندیشه سیاسی اهل سنت با تمامی مختصات و ظرفیتهایش خواهد بود و هیچ شباهتی به الگوی شیعی پیدا نمی‌کند.
از طرف دیگر به خاطر حضور بازیگران قدرتمندی مثل ارتش و یا برخی از احزاب و گروههای ملی‌ گرا و سکولار در درون جامعه مصر این الگوی اسلامی امکان به چالش کشیدن قواعد جا افتاده در درون مصر و یا تعهدات خارجی آن را نخواهد داشت ، بلکه به تغییراتی در سطح اقتصادی ، اجتماعی و تا حدودی فرهنگی منحصر می‌شود.اگر چه این احتمال را نباید از نظر دور داشت که شاید تحول مثبت اقتصادی و قدرتمند شدن طبقه متوسط مصر در نهایت برای اخوان المسلمین چندان مفید نباشد چون زمینه برای پیدایش اسلامگرایانی معتدل‌ تر فراهم خواهد شد.

این تأثیرات در بعد منطقه‌ای چگونه خواهد بود؟
روی کار آمدن اخوان المسلمین و یا هر گروه دیگر مردمی باعث می‌شود اسراییل تحت فشار قرار گیرد، این واقعیتی است که دلایل و شواهد زیادی برای آن وجود دارد و به نظر می رسد که سیاست های منطقه‌ای به سمتی پیش رود که تندروی های دولت اسراییل را به خصوص جناح رادیکال حاکم را محدود کند. 16346 

کد خبر 128708

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 13 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 3
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • محمد علی بزرگان نیا IR ۱۱:۱۱ - ۱۳۸۹/۱۱/۲۰
    0 0
    متاسفانهاخوان المسلمین با داشتن بیش از نیم قرن تجربه سیاسی هنوز با برداشتی غلط از یک دستور قرآنی از طرز سنتی آمیخته با خطای اطاعت از حکومتها را در هر شکل وقالبی که باشند پیروی می نمایند . این پیروی حاصل فتوایی است دیرینه که طبق خواست در بار اموی صادر گردید و نهضت حسین ابن علی (ع) را خروج از طاعت به اصطلاح ولی امر زمان یزید بن معاویه قلمداد نمود وجواز به شهادت رساندن آن حضرت را امضا کرد .
  • محمد علی بزرگان نیا IR ۱۱:۱۲ - ۱۳۸۹/۱۱/۲۰
    0 0
    متاسفانه اخوان المسلمین با داشتن بیش از نیم قرن تجربه سیاسی هنوز با برداشتی غلط از یک دستور قرآنی از طرز سنتی آمیخته با خطای اطاعت از حکومتها را در هر شکل وقالبی که باشند پیروی می نمایند . این پیروی حاصل فتوایی است دیرینه که طبق خواست در بار اموی صادر گردید و نهضت حسین ابن علی (ع) را خروج از طاعت به اصطلاح ولی امر زمان یزید بن معاویه قلمداد نمود وجواز به شهادت رساندن آن حضرت را امضا کرد .
  • محمد علی بزرگان نیا IR ۱۱:۱۳ - ۱۳۸۹/۱۱/۲۰
    0 0
    متاسفانه اخوان المسلمین با داشتن بیش از نیم قرن تجربه سیاسی هنوز با برداشتی غلط از یک دستور قرآنی از طرز سنتی آمیخته با خطای اطاعت از حکومتها را در هر شکل وقالبی که باشند پیروی می نمایند . این پیروی حاصل فتوایی است دیرینه که طبق خواست در بار اموی صادر گردید و نهضت حسین ابن علی (ع) را خروج از طاعت به اصطلاح ولی امر زمان یزید بن معاویه قلمداد نمود وجواز به شهادت رساندن آن حضرت را امضا کرد .