۱۰۲ نفر
۲۹ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۴:۴۵
غمگینی یا افسردگی، مسئله این است!

درست مثل شادی، غم نیز یک تجربه‌ٔ بهنجار در زندگی است و درست به همین دلیل، فهم افسردگی به عنوان یک اختلالِ جدی، پیچیده و ناتوان‌کننده کمی دشوار به‌نظر می‌رسد.

فراز و نشیب‌های شغلی، مشاجرات خانوادگی، بیماری، بحران‌ مالی و مسائلی از این دست می‌توانند آغازگر تجربه‌ٔ طبیعی غم باشند. با این حال، اکثر ما می‌توانیم در عرض چند روز از این وضعیت خارج شده و به روال سابق زندگی خود بازگردیم، زیرا چنین تجربه‌ای اساساً آن قدر شدید و طولانی مدت نیست که بتواند موجب اختلال در کارکردها و آشفتگی جدی زندگی شخصی و حرفه‌ای‌مان شود. اما همه کسانی که به افسردگی مبتلا شده‌اند، تصدیق می‌کنند افسردگی بالینی وضعیتی کاملا متفاوت از هر آن چه قبلا تجربه کرده بودند دارد.

خلق به شدت افسرده‌ای که منجر به یک رشته نشانه‌های شناختی، هیجانی، رفتاری و اخلال در برخی کارکردهای بدنی شود، تا حدی که شما حتی برای کم‌ترین فعالیت و تحرک هم به سعی و تلاش زیاد نیاز داشته باشید، تعریف روان‌شناسان از افسردگی است. مشخصه ضروری برای تشخیص این اختلال خلق افسرده یا از دست دادن علاقه یا لذت در فعالیت‌هایی است که پیش از این مشتاقانه به انجام آن‌ها می‌پرداختید. افسردگی می‌تواند خود به‌طور مستقل یا به‌عنوان بخشی از اختلال دوقطبی روی‌دهد.

علائم و نشانه‌های افسردگی چیست؟
مانند هر آشفتگی دیگری در جسم و روح، افسردگی نیز علائم و نشانه‌هایی دارد که تشخیص دقیق و به موقع آن‌ها می‌تواند بر روند درمان اثرگذار باشد. افسردگی یک رشته نشانه‌های شناختی، هیجانی، رفتاری و فیزیولوژیک به‌همراه دارد که با تغییر در عملکرد شما منجر به رنج یا نابسامانی شدید در عملکرد اجتماعی، شغلی، یا سایر جنبه‌های مهم زندگی‌تان می‌شود. اگر این علائم و نشانه‌ها حداقل به مدت ۲ هفته پایدار باشد، نشان‌دهنده‌ٔ وضعیت بالینی است و بنا به صلاح‌دید متخصص نیاز به مداخله‌ٔ روانی یا/ و دارویی دارد.

>> نشانه‌های روان‌شناختی
خلقِ پایین یا غمگینی ادامه‌دار
ناامیدی
اعتماد به نفس پایین
گریه مکرر
احساس گناه
تحریک‌پذیری و عدم تحمل دیگران
بی‌علاقگی و بی‌انگیزگی در انجام کارها
دشواری در تمرکز حواس
دشواری در تصمیم‌گیری
احساس اضطراب یا نگرانی
افکار مرگ یا خودکشی

>> نشانه‌های بدنی
آرام‌تر از حد معمول صحبت‌ کردن و حرکت کردن
تغییر در اشتها و وزن بدن
آشفتگی در وضعیت خواب
خستگی و فقدان انرژی (به‌صورتی که حتی با استراحت و خواب کافی نیز رفع نشود)
کاهش میل جنسی
تغییر در چرخه‌ٔ قاعدگی زنان
یبوست
درد مبهم و غیرقابل توصیف

>> افکار خودآیند
من به هیچ دردی نمی‌خورم و از خودم خیلی ناامید شده‌ام.
هیچ‌کس من را درک نمی‌کند.
فکر نمی‌کنم با این وضع بتوانم ادامه دهم.
من خیلی ضعیف هستم.
نمی‌توانم کاری را شروع کنم و هیچ‌وقت نخواهم توانست در کاری موفق شوم.
من یک بازنده هستم و آینده‌ام تاریک است.

تشخیص افسردگی یک فرآیند پیچیده و نیازمند در نظر گرفتن مجموع عوامل و علائم است، و این امر تنها از عهده‌ٔ متخصصین این حوزه بر می‌آید. اگر با خواندن نشانه‌های فوق این احتمال را می‌دهید که به افسردگی مبتلا شده‌ باشید، نُه پرسش زیر را به دقت بخوانید و اولین پاسخی که به ذهن‌تان خطور می‌کند را در نظر بگیرید. اگر دست‌کم به ۵ مورد از آن‌ها پاسخ مثبت داده‌اید (که سوال یک و/یا دو حتما جزء آن‌ها بوده‌است) پیشنهاد می‌کنم در مراجعه به روان‌شناس یا روان‌پزشک مورد اطمینان‌تان تردید نکنید.

۱. آیا در ۲ هفته‌ گذشته، تقریباً هر روز، و در اکثر ساعات روز احساس غمگینی غیرمعمول و رنج‌آور داشته‌اید؟
۲. آیا در ۲ هفته‌ گذشته، تقریباً هر روز، و در اکثر ساعات روز به انجام تمام فعالیت‌ها (یا تقریبا تمام فعالیت‌ها) به شدت بی‌علاقه بوده‌اید؟
۳. آیا در ۲ هفته‌ گذشته بدون گرفتن رژیم غذایی خاصی به طور چشمگیر چاق یا لاغر شده‌اید؟ یا تقریبا هرروز پراشتها یا بی‌اشتها بوده‌اید؟
۴. آیا در ۲ هفته‌ گذشته، تقریباً هر روز دچار بی‌خوابی یا پرخوابی شده بودید؟
۵. آیا در ۲ هفته‌ گذشته، تقریباً در هر روز بیش از حد معمول احساس کُندی (مثلا در حرف زدن یا حرکت کردن) یا برعکس، پرتحرکی کرده‌اید؟
۶. آیا در ۲ هفته‌ گذشته، تقریباً هر روز احساس بی‌حالی و بی رمقی یا از دست دادن انرژی داشته‌اید؟
۷. آیا در ۲ هفته‌ گذشته، تقریباً هرروز شدیدا احساس بی ارزشی یا احساس گناه (عذاب وجدان) بی‌دلیل کرده‌اید؟
۸. آیا در ۲ هفته‌ گذشته تقریباً هرروز در فکر کردن و تمرکز احساس ضعیف کرده‌اید؟ یا احساس کرده‌اید نمی توانید تصمیم بگیرید و قاطع باشید؟
۹. آیا در ۲ هفته‌ گذشته مکررا به مرگ و خودکشی فکر کرده‌اید، بدون آن که برنامه مشخصی برای آن داشته باشید؟ یا اقدام به خودکشی کرده‌اید یا برنامه مشخصی برای خودکشی دارید؟

انواع مختلف افسردگی کدام‌اند؟
رایج‌ترین تشخیص در طبقهٔ تشخیصی اختلالات خلقی و شدیدترین نوع افسردگی، دوره افسردگیِ عمده است که تا به این‌جا درباره‌اش خواندیم، اما اختلال افسردگی منحصر در این نوع نیست. انواع دیگر افسردگی که ممکن است خود یا یکی از عزیزان‌مان را مبتلا کند در ادامه بخوانید:

اختلال افسردگی دائم (دیستایمیا): یک نوع افسردگی خفیف و مزمن است که حداقل دو سال طول می‌کشد و در طی آن، در اکثر روزها، شما اکثر ساعات روز خلق افسرده و حداقل دو مورد دیگر از نشانه‌های بالا را تجربه می‌کنید.
اختلال ملال پیش از قاعدگی: حدود یک هفته قبل از قاعدگی‌تان روی می‎‎‌دهد و مشخصه اصلی آن عبارت است از تحریک‌پذیری، بی ثباتی هیجانی، سردرد، و اضطراب یا افسردگی که بعد از سیکل ماهانه به پایان می‌رسد.
دیگر اختلال افسردگی مشخص: این طبقه تشخیصی شامل ۲ نوع فرعی است:
۱) اپیزود افسردگی مکرر، که یک افسردگی است که بین ۲ تا ۱۳ روز طول می‌کشد و حداقل یک بار در ماه روی می‌دهد،
۲) اپیزود افسردگی کوتاه مدت که یک خلق افسرده است که از ۴ تا ۱۴ روز طول می‌کشد و مکرر نیست.
اختلال افسردگی نامشخص: این طبقه تشخیصی شامل ۴ نوع فرعی است: 
۱) ملانکولیا که نوع شدید افسردگی عمده با مشخصه اصلی ناامیدی، عدم توانایی در لذت بردن، و کندی روانی-حرکتی است، و احتمال خودکشی در آن زیاد است.
۲) افسردگی آتیپیکال، که مشخصه اصلی آن خلق افسرده است اما در آن افزایش وزن روی می‌دهد نه کاهش وزن، و به جای بی‌خوابی دچار پرخوابی می‌شوید.
۳) افسردگی پری‌پارتوم، که در مدت حاملگی یا در عرض یک ماه پس از زایمان‌تان روی می‌دهد.
۴) الگوی فصلی، که عبارت است از خلق افسرده که که در یک وقت خاص از سال، معمولا زمستان، روی می‌دهد.
اختلال نامنظمی خلقی اخلال‌گرانه: در کودکان بزرگ‌تر از ۶ سال و کوچک‌تر از ۱۸ سال تشخیص داده می‌شود و مشخصه اصلی آن عبارت است از قشقرق راه انداختن، تحریک‌پذیری مزمن و خلق خشمگین.

ریسک‌فاکتورهای افسردگی کدام است؟
ریسک‌فاکتورهای مربوط به شخصیت: اگر از اضطراب مزمن (یا به‌طور کلی بیماری‌های روانپزشکی مزمن) رنج می‌برید، بیشتر از سایرین در معرض ابتلا به افسردگی قرار دارید.
ریسک‌فاکتورهای بیولوژیکی: عدم تعادل شیمیایی مغز به‌ویژه در مورد بعضی مواد شیمیایی که کمک می‌کنند پیام‌های عصبی در مغز جابه‌جا شود مانند سروتونین، نورآدرنالین و دوپامین می‌تواند بدون آن‌که بدانیم ما را در معرض افسردگی قرار دهد.
ریسک‌فاکتورهای ژنتیکی: اگر والدین شما از افسردگی رنج می‌برند، در مقابل افسردگی آسیب‌پذیرتر از فرزندانِ والدین غیرافسرده‌ هستید. متخصصان امروزه احتمال می‌دهند که برخی ژن‌ها می‌توانند مسئول این آسیب‌پذیری باشند.
ریسک‌فاکتورهای مربوط به سبک‌زندگی: کم‌تحرکی، مصرف الکل و دخانیات، رژیم غذایی نامناسب و قرار گرفتن مداوم در معرض استرس می‌تواند ریسک ابتلا به افسردگی را در شما بالا ببرد.

* روان‌شناس بالینی

* منتشر شده در وب‌سایت «بیا حرف بزنیم» http://letstalkaboutit.ir

کد خبر 1291458

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 0 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 5
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • حمید IR ۱۵:۱۰ - ۱۳۹۸/۰۵/۲۹
    2 3
    به نظر من فصل روی افسردگی خیلی تاثیر میذاره
  • AE ۱۵:۱۰ - ۱۳۹۸/۰۵/۲۹
    4 0
    به کسی که مبتلا به افسردگی است نگویید همه چیز دست خود آدمه. بلند شو، خوب باش. شما به کسی که زیر آوار زلزله مانده و به کمک امدادگر برای آواربرداری نیاز دارد می گویید پاشو لباساتو بتکون، طوری نشده که؟
  • IR ۱۵:۱۷ - ۱۳۹۸/۰۵/۲۹
    4 1
    زندگی خودش سخته، افسردگی سخت‌ترش میکنه، قیمت ویزیت روانشناس‌ها هم سخت اندر سختش میکنه....
  • FR ۲۰:۲۶ - ۱۳۹۸/۰۵/۲۹
    1 2
    به نظر من افسردگی تشخیص داده میشه ولی درمان نمیشه. ممکنه یه مدت مهار بشه ولی حتما بازم رخ نشون میده. تجربه من که اینو میگه
  • IR ۰۹:۴۷ - ۱۳۹۸/۰۵/۳۰
    3 1
    همه یه کمی افسرده‌ان