بی گمان پیروزی جنبش ملت مصر و سرنگونی حسنی مبارک طی 18 روز دستاوردی بزرگ ، رویدادی موج آفرین و بالقوه تاریخ ساز است. خاستگاه اسلامی و اصیل، تغییر ساختار دیکتاتوری به نظامی دمکراتیک و مطالبه استقلال سیاسی در عمق این جنبش همچنان فروزان است.
انقلاب ملت مصر مولفه های خاص خودش را دارد اما تاثیر پذیری از انقلاب تاریخ ساز ملت ایران نیز قابل کتمان نیست. این موضوع در آخرین التجای مبارک به مقامات آمریکا و تشبیه سرنوشت خود به سرنوشت شاه مخلوع ایران (که فرجام آن تحقق پیش بینی مقام معظم رهبری در عبور کاخ سفید از مبارک و بستن دربهای آمریکا برای ورود وی بود) و بیان سیاستمداران و تحلیلگران بین المللی هویداست. گسترش جغرافیای مقاومت در جهان اسلام و عیان تر شدن اسرائیل به عنوان «خانه عنکبوت» صهیونیست ها از جمله این دلایل است. ایهود باراک از مقام های رژیم صهیونیستی دیروز نومیدانه گفت «باید فرصت تاریخی ایران را در تحولات مصر بسوزانیم»! مقاله افرادی چون «بروس هافمن»تحلیلگر ارشد دانشگاه جورج تاون در واشنگتن تایمز نیز، اعترافی در همین راستاست. او می گوید: «در دوران جنگ سرد ایران مجرای اصلی کسب اطلاعات آمریکا از جهان اسلام بود. پس از آن ، مصر این نقش را بر عهده گرفت و بازوی اطلاعاتی امریکا در شناسایی حرکتهای اسلامی و بلکه گرایشهای متمایل به ایران در جهان اسلام شد. شرایط جدید مصر دیگر چنین اجازه ای نخواهد داد.»
از دیگر سو؛ اگرچه دولت ایالات متحده آمریکا هم در تحولات اخیر فعال ما یشاء نیست و مصر دیگر به دوران سیاه مبارک باز نخواهد گشت، اما در صف آرایی آرمان ملت مصر و سناریوهای دولتمردان کاخ سفید و عوامل داخلی شان در مصر، کشاکش های جدی و سنگینی وجود دارد. جدالی که با توجه به مشکلاتی از جمله عدم رهبری واحد، کاریزماتیک و مقتدر در راس این جنبش، در صدد است کف خواسته های ملت مسلمان مصر را به سقف خواسته هایشان تبدیل کند. و در حالیکه مردم خواستار سقوط نظام دیکتاتوری هستند، آنان را به سقوط یک دیکتاتور 84 ساله و تاریخ مصرف گذشته راضی کند.
مهمترین مشکلات قیام ملت مصر، علاوه بر نبود رهبری واحد، عدم برنامه و اهداف مشخص در مدیریت فرایند جنبش، تنوع و تکثر روش مبارزه در گروههای مختلف و میل زود هنگام و احتمالی آنان به سهم خواهی از قدرت است. عقب نشینی گروههایی چون اخوان المسلمین و نشستن پای میز مذاکرۀ بی نتیجه با عمر سلیمان، آنهم قبل از برکناری مبارک، قابل ذکر است. حال آنکه در تجربه تاریخی انقلاب اسلامی، آنگاه که بختیار انقلابیون را به مذاکره فراخواند، حضرت امام (ره) مقتدرانه فرمودند «اول استعفا، بعد مذاکره».
کاخ سفید و در پشت صحنه سران رژیم صهیونیستی، اکنون بر همین مشکلات تمرکز کرده اند تا گام به گام، به جای خواسته های ملت مصر، منافع خود را ضمانت کنند. از جمله به نظر می رسد آمریکا از شورای عالی نظامی مصر خواستار این شده که طی تصمیمات این شورا در «دوران منظم انتقال قدرت» (عبارت تکراری سران کاخ سفید) 5 محور زیر با روندی تدریجی و مطمئن محقق گردد:
1- استمرار نقش کلیدی ارتش در ساختار قدرت. بر این اساس ، اگر نظام برآمده از کودتای افسران آزاد مصر در 1952 یک «جمهوری متکی بر ارتش» بود، سقف تغییر ساختار قدرت در مصر آینده هم حداکثر باید به یک «دمکراسی سکولار متکی بر ارتش» با تضمین راهبردهای اصلی نظام مبارک در حوزه منطقه ای و جهانی منجر شود. آنها روی محبوبیت نسبی بدنه ارتش میان مردم مصر و پذیرش نقش وساطتی و حمایتی آن توسط مخالفان حساب کرده اند.
2 - پایبندی به پیمان ننگین کمپ دیوید و به اصطلاح صلح میان مصر و رژیم صهیونیستی. این خواسته به شکل زیرکانه ای در بیانیه شماره 4 شورای عالی نظامی مصر و اعلام پایبندی به همه معاهدات بین المللی نظام مبارک محقق شد و اوباما و سران اسرائیل (طی تماس باراک با عمر سلیمان) هم از آن اعلام رضایت کردند. موضوعی که نقطه سیاه عملکرد این شوراست.
3 - تضمین امنیت مرزهای فلسطین اشغالی. در این زمینه نیز نشانه هایی از توافق، حتی قبل از فرار مبارک دیده می شود. از جمله و برای اولین بار 800 نیروی نظامی مصر در صحرای سینا مستقر شدند. آمریکا و اسرائیل از این اقدام که حتی خلاف مواد پیمان کمپ دیوید است، ابراز رضایت کردند.
4- جلوگیری از ورود اسلامگرایان به ساختار قدرت تا آنجا که ممکن است. اگر چه اخوان المسلمین ضمن رد کاندیداتوری برای ریاست جمهوری حضور در وزارتخانه های آتی را رد نکرده، اما حتی بعید است که آمریکا ریاست جمهوری افرادی چون عمرو موسی را نیز در برنامه داشته باشد. بهترین گزینه کاخ سفید یک ژنرال سکولار خواهد بود.
5 - ورود چهره های سکولار، تکنوکرات و نزدیک به غرب در ساختار قدرت. طرح یکباره چهره هایی چون احمد زویل شهروند مصری - آمریکایی و برنده جایزه نوبل که علیرغم تاکید بر علمی بودن خود راهکارهای سیاسی منتشر می کند، شاید در همین مسیر باشد. گروهی از جوانان جنبش 6 آوریل به وی گرایش یافته اند.
به هر حال ارتش و ملت مصر در آزمون بزرگی قرار گرفته اند. آزمون سخت ارتش همراهی با ملت و ترجیح خواست آنان بر موارد دیکته شدۀ امریکاست. ملت مصر نیز که تا کنون شگفتی آفرین بوده ،این فرصت بزرگ تاریخی را دارد تا با ایستادگی بر اصول اسلامی و ملی خود، مانند ملت ایران، برای سایر ملت های دربند دیکتاتوری الهام بخش شده و برای اعتلای جهان اسلام در برابر صهیونیست ها و مستکبرین نیز تاریخ ساز شود.
اکنون زمان بیداری است. مردم مصر در ابتدای راهند و به هوشیاری، ادامه فعالیت و واقع گرایی مثبت نیاز دارند تا از میان همه سناریوهای موجود، تغییر واقعی و تدریجی ساختار قدرت، همزمان با تغییر مهره ها و ارکان قدرت به سوی خواسته های اصیل آنان پیش رود.




نظر شما