۲ نفر
۱۶ مهر ۱۳۹۸ - ۱۸:۴۹
استادی که خود را بدهکار دانشجویان می‌داند

اگرچه وصف دکتر یونس شکرخواه را زیاد شنیده بودم و از ایشان مطالبی در نشریات مکتوب و سایت‌ها خوانده بودم، اما توفیق دیدار حضوری ایشان را اولین بار در آذر سال ۹۶ مقارن با ترم اول مقطع دکتری مدیریت رسانه پیدا کردم. به اتفاق همکلاسی‌ها و یکی از اساتید دانشگاه برای بازدید از همشهری آنلاین به دفتر کارش رفتیم و پس از گپ و گفتی، بازدیدی از آن مجموعه داشتیم که همراه با توضیحات دقیق و شیرین دکتر شکرخواه بود.

بار دوم مهر سال ۹۷ بود که برای هماهنگی‌های لازم برای برگزاری کلاس درس تکنولوژی‌های نوین ارتباطی ایشان را ملاقات کردم. ساعت ۵:۳۵ بعد از ظهر گفت‌وگوی ما آغاز شد. تصور می‌کردم که با توجه به مشغله کاری ایشان و موضوع مورد بحث‌مان، حداکثر تا ساعت ۶ در خدمت ایشان خواهم بود. اما از تماس‌های مکرر تلفنی‌ محل کارم و دیدن گوشی همراه، ناگهان متوجه شدم ساعت ۸:۱۰ شده و این یعنی اینکه از شروع گفت‌وگو، ۲:۳۵ ساعت گذشته است. از یک سو از مطالبی که شنیده بودم لذت وافر بردم و از سوی دیگر احساس می‌کردم برنامه کاری ایشان را بر هم زده‌ام. اما چنان صبورانه و دلسوزانه و با لحنی پدرانه بنده را همراهی کرد که خاطره و شیرینی آن گفت‌وگو هیچگاه از ذهن و خاطرم فراموش نخواهد شد.

اگر کسی بخواهد اطلاعاتی از ابعاد مختلف این استاد (و به قول خودش معلم) گرامی بدست بیاورد و با سوابق علمی ایشان آشنا شود با یک جستجوی ساده در اینترنت این کار میسر است. حال که شنیدم چند روزی است در همشهری آنلاین بازنشسته شده است، بر خود لازم دانستم تا در این نوشته با استناد به مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها، گفت‌وگوها و نیز محتوای کلاس درسی که با ایشان داشتم گزیده‌ای از باورها و ویژگی‌های بی‌نظیر این معلم علم ارتباطات و اخلاق را به صورت تیتروار و بدون هرگونه اولویت‌بندی بیان نمایم. امیدوارم توانسته باشم حق مطلب را آنگونه که شایسته این استاد گرانقدر است ادا کرده باشم:

به یاد داشته باشیم که دکتر یونس شکرخواه:

- علیرغم عبور از مرز شصت سالگی به اندازه جوان‌های دهه هفتادی به روز و آنلاین است.

- سبک زندگی دیجیتالی منحصر بفردی دارد.

- ساعت بدن او به کم خوابی عادت کرده و طول شبانه روز برای او بیش از ۲۴ ساعت است.

- پُر انرژی و پُرکار است و برنامه‌های فشرده و پشت سر هم او شگفت‌انگیز است.

- برای نسل دهه هفتادی و نسل چهارمی‌ها احترام زیادی قائل است و آن‌ها را می‌فهمد و می‌گوید: باید یاد گرفت که با این نسل زندگی کرد.

- سینما را هنوز دوست دارد و به قول خودش دیوانه‌وار پیگیری می‌کند.

- قدردان اساتید و همه آن‌هایی است که چیزی به او آموخته‌اند و همواره در کلاس‌های درس از آن‌ها یاد می‌کند.

- به پتانسیل و ظرفیت‌های نیروی انسانی کشور بویژه در عرصه رسانه‌های دیجیتال، باور و ایمان قلبی دارد و می‌گوید: اگر این نیروها از سوی نهادهای آموزشی، رسانه‌ای و مدنی ساماندهی و مدیریت شوند و بالفعل درآیند نه تنها در رقابت بین‌المللی کم نمی‌آورند که از آن عبور هم خواهند کرد.

- تسلط بر حوزه عمل و کاربرد علوم - علاوه بر تئوری آن‌ها- را از ملزومات بارز شغل معلمی بویژه در عصر کنونی می‌داند.

- با بازی‌های عصر دیجیتال از جمله پلی استیشن غریب نیست و حتی از جمله سرگرمی‌های اوست.

- یکی از ویژگی مهم زندگی در عصر دیجیتال را تغییر فرصت‌ها و کسب مهارت‌های جدید، یعنی مهارت گردآوری اطلاعات، مهارت انباشت اطلاعات و مهارت برداشت اطلاعات می‌داند.

- به شدت اهل مطالعه آن هم از نوع دیجیتالیش است. ولی کتاب‌ها را گزینش می‌کند و خودش را به خواندن تمامی مطالب یک کتاب آنهم به صورت مستمر تا پایان کتاب مقید نمی‌کند. حتی در حوزه علوم ارتباطات هم فقط تازه‌های یک کتاب را می‌خواند.

- استفاده از اینترنت را مثل پریدن روی پلنگ می‌داند که پریدنش آسان، ولی پیاده شدن از آن کمی سخت است.

- مدرسه هوشمند را مدرسه‌ای می‌داند که آموزش در آن افقی است نه عمودی و نه مدرسه‌ای که صرفاً کلاس‌هایش مجهز به کامپیوتر باشد. در مدرسه هوشمند، همه در ارتقای دانش سهیم‌اند و فقط معلم وظیفه انتقال دانش به دانش‌آموزان را ندارد و همه بخشی از دانش هستند.

- معتقد است در عصر دیجیتال اگرچه سرعت اطلاع‌رسانی مهم است ولی صحت اطلاعات بر سرعت تقدم دارد.

- بر این باور است که اگر در جریان اطلاع‌رسانی، خبری که سطح آگاهی مخاطب را بالا نبرد، به او در تصمیم‌گیری‌های روزمره‌اش کمک نکند یا به رفع درد و یا مشکلی منجر نشود و آموزشی در پی نداشته باشد، بی‌فایده است.

- هدف‌ها را در زندگی دور نمی‌داند. وقتی با هر قدم به سمت اهداف حرکت کنیم به آن‌ها نزدیک خواهیم شد، چون اهداف در جای خود ثابت‌اند.

- بر این باور است که برای رسیدن به اهداف باید از خودمان یعنی سرسخت‌ترین رقیب برای رسیدن به هدف، جلو زد.

- معتقد است که در زندگی از تهدیدها نباید ترسید و قدر فرصت‌ها را باید دانست.

- هیچگاه طلب‌کار دانشجویانش نمی‌شود و برعکس بدهکارشان می‌ماند. دست دانشجویانش را درست از نقطه‌ای می‌گیرد که آن‌ها ایستاده‌اند.

- به فرمول از بالا به پائین و دستوری در آموزش قائل نیست، زیرا آن را قاتل آموزش می‌داند.

- به کار تیمی و گروهی در امر آموزش باور و ایمان قلبی دارد.

- معتقد است که قرار نیست همواره پیروز شویم، قرار است یاد بگیریم که شکست مرگ نیست. نبردها را ممکن است ببازیم ولی جنگ را باید ببریم. جنگ بر سر یادگیری و موثر بودن برای همنوعانمان.

- نقش ارتباطات در زندگی بشری را همانند نقش چتر در هنگام بارندگی می‌داند.

- تاکید دارد که در عصر کنونی، تاثیرگذاری و تاثیرپذیری بین پدیده‌ها وابسته به یک یا دو متغیر نیست چرا که در حال حاضر با رگرسیون‌های چند متغیره سر و کار داریم.

- زمانِ تغییر با داده‌ها را، پایان یافته می‌داند و معتقد است که باید با رویکردها تغییر کنیم.

- معتقد است اگرچه اینترنت نقش جدی و مهمی را در عصر کنونی بازی می‌کند، ولی فی نفسه محصولی ندارد و هر آنچه که ما می‌بینیم زائیده و محصول دنیای بیرونی بویژه خود انسان است.

- ماندگاری نام و اسم هر پدیده‌ از جمله یک تکنولوژی را وابسته به میزان مشروعیت پشت آن می‌داند. از نظر او زمانی نام یک تکنولوژی ماندگار می‌شود که سازمان یا فرد سازنده و نام‌گذار آن، از مشروعیت اقتصادی، آکادمیک و اجتماعی برخوردار باشد.

و در پایان نیز این دو بیتی تقدیم به این معلم عزیز:

تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد/ وجود نازکت آزرده گزند مباد

سلامت همه آفاق در سلامت توست/ به هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد

۵۷۲۴۳

کد خبر 1308448

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 5 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • IR ۲۱:۲۲ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۶
    0 0
    نقطه نظرات جالب و به درد بخوری است!