سید جمال در پاسخ خود به انتقادات ارنست رنان از دین اسلام می نویسد: " پیامبران از میان جامعه بشری برخاستند و کوشیدند تا آدمیزادگان را به پیروی از فرمان عقل فراخوانند، ولی چون در این کوشش کامیاب نشدند، ناگزیر اندیشه های خردمندانه خویش را به خدای بزرگ و یکتا نسبت دادند تا مردم را به پیروی از آنها وادارند.
من می پذیرم که این فرمانبرداری یکی از گرانترین و حقارت آورترین یوغها برای انسان است ولی انکار نتوان کرد که در پرتو همین تربیت دینی بود که همه ملتها، خواه مسلمان و خواه مسیحی، از درنده خویی رستند و به سوی مدنیتی پیشرفته تر شتافتند.
مومن چون یقین دارد که تنها دین او شامل اصول اخلاقی و حکمتها و علوم است برای گذشتن به ماورای دین خویش هیچ نمی کوشد. از جستن حقیقت چه سود، اگر او معتقد است که خود به آن دست یافته است؟ از این روست که مومن علم را خوار می دارد. "
در قبال این نامه مواضع مختلفی از سوی مسلمانان اتخاذ شده است. برخی از قشریون آن را نشانه " کفر پنهان سید " دانسته اند. برخی چون حمید الله حیدرآبادی، استاد دانشگاه پاریس و استانبول، به جعلی بودن قسمت های ظاهراً کفرآلود نامه اشاره کرده و گفته اند: " قسمت هایی از جواب سید جمال ساختگی است و مترجم آن به فرانسه با تحریفات وقیحانه ای به چاپ آن کرده است. "
برخی نیز چون حمید عنایت به این نکته اشاره کرده اند که سید جمال در این نامه، بیش از هر چیز در مقام تفکیک ایمان از آزادی مطلق عقیده بوده و این امر را نه ویژگی اسلام که ویژگی تمام ادیان قلمداد کرده و بدین شیوه در صدد بوده که به ارنست رنان این نکته را تفهیم کند که انتقادات او از اسلام، مسیحیت را نیز در بر می گیرد. بنابراین هر حکمی که رنان در باب اسلام صادر کند، شامل حال مسیحیت نیز می شود. بر این اساس می توان گفت که سید جمال در این نامه از موضعی جدلی به احتجاج با رنان پرداخته است.
اما عجیب ترین نکته مربوط به این نامه، که فرض تحریف نامه را کمرنگ می کند، عدم تکذیب محتوای نامه از سوی سید جمال و تایید اصالت محتوای نامه از سوی شیخ محمد عبده است.
هم از این روست که نامه سید جمال الدین اسدآبادی به ارنست رنان، یکی از نقاط مبهم و سئوال برانگیز زندگی و اندیشه سید جمال بدل شده است.
/62




نظر شما