از نظر ریاضی رابطه رشد جمعیت و میزان درآمد سرانه معکوس است ولی این رابطه درعرصه اقتصاد تحت تاثیر عوامل دیگری نیز قرار دارد.

علی پاکزاد: بحث رشد جمعیت به عنوان یکی از راهکاریها تامین نیروی کار ارزان در دوره کشاورزی در تمامی جوامع وجود داشته و حتی امروزه نیز شاهد آن هستیم. هنوز در خانواده های روستایی حتی در کشورهای توسعه یافته تعداد فرزندان زیاد به معنی داشتن نیروی کار بیشتر و هزینه کمتر برای انجام فعالیتهای لازم جهت اداره مزارع و باغات محسوب می شود.

هرچند با توجه به توسعه مکانیزاسیون و نفود فناوریهای جدید در بخش کشاورزی در کشورهای توسعه یافته دیگر به خانواده های پر فرزند ماننده دهه های 40 و 50 میلادی بر نمی خوریم ولی در عمل هنوز در جامعه روستایی و وابسته به فعالیتهای کشاورزی تمایل به داشتن فرزندان بیشتر با توجیه اقتصادی همراه هست.

اما در جوامع صنعتی با توجه به افزایش سهم فناوری در تولید و جایگزین شدن فناوری با نیروی کار با روندی معکوس مواجه می شویم که بر اساس آن جامعه به سمت کم فرزندی و مهار نرخ رشد جمعیت پیش می رود و این روند در کشورهای توسعه یافته به بحرانی جدی به نام پیری جمعیت دامن زده است.

به عبارتی ساده تر هرچه جوامع ازعصر کشاورزی به عصر صنعت سوق پیدا کرده تمایل به مهار رشد جمعیت بیشتر شده است ولی این تمایل در کشورهای صنعتی و فراصنعتی به حدی نهاینه شده است که جامعه را به سمت پیری بیش از حد سوق می دهد به طوری که دولت ها در این کشورها بر خلاف کشورهای جهان سوم برای تشویق خانواده ها به داشتن فرزندان بیشتر حاضر به اجرای برنامه های حمایتی بوده و به نوعی به افزایش جمعیت یارانه پرداخت می کنند ولی به دلایل فرهنگی این نوع سیاستها در ترغیب خانواده ها کمتر موفق بوده و درنهایت برخی از کشورهای توسعه یافته را به سمت سیاستهایی سوق می دهد که به جمعیت پذیری معروف است یعنی افزایش جمعیت مهاجر برای ایجاد تعادل در نرخ رشد منفی جمعیت این کشورها.

اما آیا با توجه به آنکه امروز کشورهای توسعه یافته با معضلی به نام رشد منفی جمعیت مواجه هستند می تواند توجیحی باشد برای تشویق رشد جمعیت در کشوری مانند ایران؟

درامد سرانه و جمعیت

همانطور که اشاره شد حرکت جوامع از کشاورزی به وجه تولید صنعتی تبعات جمعیتی خاصی را به دنبال داشته است یعنی اگر زمانی خانواده پرجمعیت ضامن رفاه بوده در جامعه صنعتی رفاه با جمعیت کتر تضمین میشود زیرا وجه تولید صنعتی دیگر بر خلاف سالهای ابتدای رنسانس صنعتی تشنه نیروی کار ارزان نیست و روبات ها هستند که بخش عمده ای از این بار را به دوش می شکند و کاهش جمعیت نوعی دفاع طبیعی از سطح رفاه خانوار تلقی می شود.

حال در ایران نیز این دفاع طبیعی شکل گرفته است با توجه به انکه بیش از 70 درصد جمعیت در شهرها با وجه تولید غیر کشاورزی زندگی می کنند سیاستهای مصنوعی تشویق به رشد جمعیت نمی تواند باعث رشد واقعی در جمعیت شود.

باید قبول کنیم به رغم رشد اقتصادی که در سالهای گذشته در اقتصاد ایران اتفاق افتاده است درآمد سرانه ایرانیان افزایش پیدا نکرده است و سطح رشد درامد سرانه ناشی از رشد اقتصادی در نرخ رشد جمعیت حل شده و میزان رفاه واقعی در خوشبینانه ترین حالت رشد چندانی پیدا نکرده است بنابراین به خودی خود خانوارها توان پاسخگویی به نیازهای افراد بیشتر را در پوشش خانواده خود از دست داده اند و باعث شده تعداد خانواده های تک فزند به سرعت رشد کند و از سوی دیگر در حالی که طی سالهای گذشته شاهد کوچک شدن میزان سهم اشتغال در بخش کشاورزی نسبت به بخش خدمات و صنعت بوده ایم به خودی خود انگیزه رفاه بیشتر با فرزند بیشتر در جامعه کم رنگ شده است.

شاید تنها راه برای تشویق جامعه به رشد جمعیت توسعه بخش کشاورزی باشد و یا به نوعی افزایش رفاه خانوار را در گروه افزایش تعداد فرزندان قرار دادن که البته برای چنین کاری باید در عرصه تولید و خدمات به فعالیت ها و فناوری هایی روی آور شد که نیاز به نیروی کار انسانی بیشتری داشته و اصطلاحا کاربر هستند ولی این کار شاید در میزان بهره وری سرمایه تاثیر منفی داشته باشد ولی برای مشوقین رشد جمعیت تنها راه منطقی و با حداقل تبعات منفی اقتصادی خواهد بود.

کد خبر 131165

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 5 =