گلایه های مرد55ساله از فرزند جوانش/ می گویم به زندگی ات سروسامان بدهم،اما مایل به ازدواج سفید است

خراسان نوشت:آن قدر از رفتارهای زشت و زننده پسر جوانم به تنگ آمده ام که روزگارم سیاه شده است .در روزهای پیری که فکر می کردم فرزندانم عصای دستم باشند من باید هزینه خوشگذرانی آن ها را پرداخت کنم و این گونه آخرتم را نیز به دنیای هوسرانی آن ها بفروشم چرا که...

این ها بخشی از اظهارات مرد 55 ساله ای است که برای شکایت از پسر جوانش به اتهام تخریب و توهین پا به کلانتری گذاشته بود.
او در حالی که بیان می کرد تاکنون از هیچ کسی شاکی نشده است اما برای اصلاح رفتارهای زننده فرزندش چاره ای جز متوسل شدن به قانون ندارد درباره ماجرای این شکایت به کارشناس اجتماعی کلانتری شفای مشهد گفت: 30 سال قبل ازدواج کردم و «شایان» اولین فرزندم بود که پا به این دنیا گذاشت و بعد هم پسر و دختر دیگرم به دنیا آمدند اما روزگار من و خانواده ام از روزی به تیرگی گذاشت که شایان به سن نوجوانی رسید و با دوستان ناباب معاشرت کرد.
اولین اشتباه ما از همین جا آغاز شد که برای ناراحت نشدن فرزندمان اجازه دادیم او با همان دوستانش رفت و آمد کند. در واقع با یک احساس عاطفی غلط نگذاشتیم فرزندمان برای رهایی از یک بیماری خطرناک درد آمپول را حس کند. از سوی دیگر هم هیچ وقت مربیان و مدیران فرهنگی درباره رفتارهای زشت پسرم و حتی سیگار کشیدن او با دوستانش تذکری به ما ندادند به طوری که آرام آرام او وارد رابطه با جنس مخالف شد و دوست دخترهای زیادی پیدا کرد.
بعد از پایان تحصیلات دوران دبیرستان نیز دیگر ادامه تحصیل نداد و عازم خدمت سربازی شد با وجود این به خاطر عادت به خلافکاری هایش چند بار هم از خدمت سربازی فرار کرد که به ناچار هر بار او را با وعده و وعیدهای مالی به ادامه خدمت سربازی ترغیب می کردیم تا این که بالاخره دوران سربازی اش به پایان رسید و خانه نشین شد اما همچنان به معاشرت با دوستان خلافکارش ادامه داد.
در این میان اشتباهات بزرگ تر من در حالی رخ داد که سعی می کردم برای دور ماندن او از دوستان خلافکارش خواسته های دیگر او از قبیل خرید ماهواره را برآورده کنم اما این اشتباه من او را به دره بدبختی افکند. از آن روز به بعد شایان روزها می خوابید و شب ها پای فیلم ها و سریال های شبکه های ماهواره ای می نشست یا با تلفن همراهش در شبکه های اجتماعی به جست وجو می پرداخت.
وقتی نصیحتش می کردم که به دنبال شغلی مناسب باشد و برای آینده اش برنامه ریزی کند، پاسخ می داد همه تحصیل کرده ها بیکارند چگونه انتظار دارید من کاری پیدا کنم؟! او می گفت سرمایه ای به من بدهید تا برای خودم کار و کاسبی راه بیندازم! ولی با شرایطی که او دارد می ترسم همین سرمایه اندکم که دسترنج سال ها تلاش و قناعت من و همسرم است، نیز از دست برود. از طرف دیگر هم مدتی است در فضای مجازی با زن مطلقه ای وارد رابطه شده که 10 سال از خودش بزرگ تر است! وقتی نصیحت های ما فایده ای نداشت پیشنهاد کردم اگر با دختر مناسبی ازدواج کند همه امکانات رفاهی را در حد توان برایش فراهم می کنم اما او ماجرای «ازدواج های سفید» را پیش می کشد و مدعی است وقتی این گونه ازدواج ها وجود دارد خودم را درگیر مشکلات ازدواج واقعی نمی کنم! او دیگر نماز نمی خواند، روزه نمی گیرد و بسیاری از اعتقادات خود را فراموش کرده است .
پسرم اکنون فقط در مهمانی ها و پارتی های شبانه شرکت می کند و با زنان متعدد رابطه خیابانی دارد. در این شرایط نیز ولخرجی می کند و توقع دارد ما هزینه های خوشگذرانی او را بپردازیم در غیر این صورت چاقو می کشد و با توهین و فحاشی آبرویمان را می برد. همسرم نیز ساعت ها در گوشه منزل گریه می کند.
شایان ذکر است به دستور سرگرد امارلو (جانشین کلانتری شفا) مرد 55 ساله و فرزندش پس از انجام مشاوره های کارشناسی به مرکز مشاوره ای پلیس معرفی شدند.
17302
کد خبر 1338478

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 1 =