آیا رئیس بعدی فدراسیون هم قلعه‌نویی را می‌خواهد؟

تابناک نوشت: بعد از گذشت ۱۳سال؛ عجیب است که قلعه نویی بار دیگر در آستانه سرمربیگری تیم ملی در دوران فدراسیونی قرار گرفته که بازهم فاقد رییس است و مثل دوران تعلیق فوتبال ایران در دهه قبل، توسط سرپرست موقت اداره می‌شود! حالا اگر رییس بعدی فوتبال که اسفندماه از مجمع رای می‌گیرد، خواهان مربی خارجی باشد یا از کار امیر خوشش نیاید، تکلیف چیست؟ راه بازگشت به سپاهان هم درآن صورت بسته است.

در حالی که شایعه توافق نهایی برای سرمربیگری قلعه نویی در تیم ملی، در میان اهالی فوتبال پیچیده بود، بار دیگر این جابجایی با مانع بزرگی مواجه شده است که می تواند به طور کامل آن را منتفی کند.

ده روز پس از طرح نام امیر قلعه نویی سرمربی کنونی باشگاه پرهزینه سپاهان به عنوان گزینه داخلی سرمربیگری تیم ملی به جای ویلموتس، از عصر دیروز دوشنبه موج خبری قدرتمندی برای اعلان نهایی انتخاب وی به سوی تحریریه رسانه های ورزشی ارسال شد اما هیچ منبع رسمی در فدراسیون یا باشگاه سپاهان حاضر نشد این تصمیم را تایید کند و تلاش یک تیم رسانه ای خاص بی اثر ماند.

چرا سپاهان حاضر نیست قلعه نویی را به تیم ملی بدهد؟

گزینه قلعه نویی در حالی به عنوان تنها شانس داخلی در اختیار گرفتن نیمکت تیم ملی مطرح شده است که فدراسیون فوتبال یکی یکی رقبای وطنی وی از علی دایی گرفته تا گل محمدی، فرکی و هاشمیان را به دلایل مختلف کنار گذاشته بود اما فکرش را نمی کرد که نتواند رضایت باشگاه اصفهانی را برای صدور حکم او بگیرد. در واقع به نظر می رسد مجموعه کارخانه فولاد مبارکه که مالک زردهای سپاهان است، تن به ریسک بالا در انتخاب سرمربی جدید نمی دهد و حاضر نیست سرمایه گذاری حدود 100میلیاردی اش در فصل جاری را در آستانه مرحله گروهی لیگ قهرمانان آسیا 2020 به خطر جدی بیندازد.

در همین رابطه برخی نمایندگان استان اصفهان در مجلس هم لب به اعتراض و انتقاد گشوده اند و ماجرای جدایی قلعه نویی هر چه جلوتر می رود، ابعاد سیاسی بیشتری پیدا می کند. از نگاه مدیران اصفهانی، تغییر در کادرفنی آن هم در این برهه از فصل که تیم سپاهان به طور جدی در کورس قهرمانی است و با نظر قلعه نویی هر بازیکنی که دل سرمربی خواسته را جذب کرده است، یک قمار روی داشته های باشگاه خواهد بود. 

پنج سال است که از آخرین قهرمانی سپاهان در لیگ برتر ( لیگ چهاردهم) می گذرد و این باشگاه متمول که اغلب گرانترین تیم های لیگ ایران را می بندد، بعد دو سه فصل افت شدید ناشی از مشکلات مدیریتی، حالا بار دیگر با قلعه نویی به جمع مدعیان اصلی برگشته و روزهای پرحاشیه و تاریک را پشت سر گذاشته است اما آن ها به همین بسنده نمی کنند و خواهان فتح حداقل یک جام در فصل جاری هستند. آرزویی که فصل قبل هم تا آستانه دستیابی به آن در دو جام حذفی و لیگ برتر رفتند اما در آخرین هفته ها ناکام ماندند و هر دو قهرمانی را به رقیب بزرگ خود پرسپولیس و سرمربی کرواتش برانکو ایوانکوویچ واگذار کردند.

چرا قلعه نویی اصرار دارد سرمربی تیم ملی شود؟

امیر قلعه نویی سرمربی سابق اغلب باشگاه های بزرگ ایران از استقلال گرفته تا تراکتورسازی تبریز و همین سپاهان اصفهان و حتی ذوب آهن و در برهه ای مس کرمان، بعد از حذف در مرحله یک هشتم نهایی جام ملتهای آسیا ۲۰۰۷ از هدایت تیم ملی برکنار شد و از همان موقع تا امروز بارها مدعی شده که تیم پرستاره اش اگر بخشی از امکانات و تدارکات مربیان خارجی بعد ازخودش را در اختیار داشت و فدراسیون وقت یک رییس بالای سرخود می دید، به فینال قاره راه می یافت. او بارها گفته که تیم ملی را در بدترین شرایط تحویل گرفت که حتی یک مدیر هم برای کمک به او بالای سرش نبود.

قلعه نویی بعد از رانده شدن از تیم ملی به جرم شکست مقابل کره جنوبی در ضربات پنالتی، و البته بازی های نه چندان چشم نواز تیمش با وجود ستاره هایی همچون علی کریمی، مهدی مهدوی کیا، جواد نکونام ، سیدجلال حسینی و ... ، به افتخارات داخلی اش در فوتبال ایران افزود و یکی پس از دیگری جام ها را درو کرد تا جایی که ژنرال استقلالی ها با وسعت فصول فرماندهی اش در ادوار لیگ ایران، حالا پرافتخارترین سرمربی تاریخ لیگ ما محسوب می شود و ویترین جام هایش با هیچ مربی داخلی معاصر دیگری قابل مقایسه نیست تا جایی که تنها با علی پروین پرسپولیسی ها مقایسه می شود.

طبیعی است که او حالا این حس را داشته باشد که دیگر وقتش رسیده در سطح بالاتری مربیگری کند، اما تقریبا هیچ پیشنهاد جدی خارجی برای امیر قلعه نویی در کار نبوده و او حالا در 56سالگی به جبران مافات در تیم ملی می اندیشد بالاخص که نسل پرستاره ای کی روش در تیم ملی مهیای خلق یک نتیجه تاریخی است. این انگیزه شاید وی را مجاب کند که زیر برگه فسخ قرارداد و دادن خسارت به سپاهان را امضا کند و با اولین پرواز از اصفهان راهی تهران شود و یکراست مسیر منتهی به خیابان سئول را در پیش بگیرد. شاید این تنها راه رهایی از بند مخالفت اصفهانی ها باشد که عواقبش چندان جالب نخواهد بود و تعهد قلعه نویی به قرارداد رسمی اش را زیر سوال می برد.

آیا قلعه نویی بهانه های سابق را تکرار می کند؟

حالا بعد از گذشت ۱۳سال؛ عجیب است که قلعه نویی بار دیگر در آستانه سرمربیگری تیم ملی آن هم در فدراسیونی قرار گرفته که فاقد رییس است و مثل دوران تعلیق فوتبال ایران در دهه قبل توسط سرپرست موقت اداره می شود. فرقش این است که دفعه قبلی کیومرث هاشمی نفر دوم دستگاه ورزش کشور ، سرپرست فدراسیون بود و حالا حیدر بهاروند مدیر بازنشسته ای که با تبصره و حاشیه برخلاف مصوبه مجلس به عنوان نایب رییس برای مدتی محدود و موقت، وظابف ریاست را یدک می کشد.

فدراسیونی که حالا در زمینه مالی با دلار 13500 تومانی هیچ ثبات بودجه ای ندارد و پرداخت دستمزد نجومی و باورنکردنی ویلموتس بلژیکی بعد از تسویه حساب با کارلوس کی روش، حسابش را خشک کرده است. درون تیم ملی فوتبال هم اوضاع بسیار ناامیدکننده است چراکه تیم اول آسیا در رنکینگ فیفا، با قرارگرفتن در رده سوم جدول مقدماتی جام جهانی ، پایین تر از عراق و بحرین ، یکی از بدترین دوران خودش را سپری می کند و صدرنشینی فوتبال قاره را نیز با ازدست دادن پنج «فیفادی» دودستی تقدیم ژاپن کرده...

روزهایی که در هشت سال هدایت کارلوس کی روش از باد و خاطر فوتبالدوستان ایرانی پاک شده بود و در ذهن بدبین ترین هواداران هم نمی گنجید که به این سرعت میراث بزرگ مرد پرتغالی جنبن ریزشی را شاهد باشد.

این شرایط بغرنج، ما را به یاد سیزده سال پیش می اندازد. آیا قلعه نویی بار دیگر می خواهد از این مولفه ای منفی به عنوان بهانه های شکست احتمالی آینده اش استفاده کند؟ بهرحال این تصور که تیم ملی را در رتبه سوم تحویل بگیریم و با صعود به مرحله نهایی انتخابی جام جهانی قطر، سر کارشناسان و اهالی فوتبال منت بگذاریم، اما در صورت باخت و حذف تقصیرها را متوجه مهدی تاج و ویلموتس کنیم، شاید به ذهن خیلی از مربیان قبل از پذیرش سکان تیم ملی خطور کند. هر چند قلعه نویی خوب می داند این آخرین فرصت برای او در اوج پختگی است که با نتایج قابل دفاع، نام خود را به عنوان سرمربی فاتح در تارخچه تیم ملی ایران ثبت کند و حتی راهی به سوی پیشنهادهای خارجی در کشورهای عربی با آسیای میانه پیدا کند.

چرا قلعه نویی گزینه مناسبی برای تیم ملی نیست؟

امیر قلعه نویی که بارها از نحوه کنار گذاشتنش از راس کادرفنی تیم ملی گله مند و شاکی بود، طی سال های پس از جدایی در رقابت های باشگاهی سعی کرد تا برتری خود نسبت به گزینه های داخلی را با قهرمانی‌های متعدد در لیگ برتر به رخ بکشد و با فتح پیاپی جام با تیم های استقلال و سپاهان ، کارنامه ای قطور برای بازپس گیری نیمکت تیم ملی ساخت اما او مدتهاست که دستش از جام کوتاه مانده و تنها ناکامی را با بهترین تیم ها و بیشترین ستاره ها تجربه می کند. همین موضوع دستاویزی برای مخالفان او شده است؛ آنها معتقدند قهرمانی های قلعه نویی متعلق به دورانی است که مربیانی در سطح روز فوتبال دنیا مثل برانکو ایوانکوویچ به لیگ ایران نیامده بودند. از وقتی پای مربیان سرشناس اروپا و دنیا و همچنین مربیان نسل جدید داخلی از منصوریان گرفته تا گل محمدی و تارتار و بقیه به فوتبال ایران باز شده، دیگر قلعه نویی نتوانسته کنار یک جام عکس یادگاری بیندازد.

منتقدان او کوتاه نیامده اند و همان قهرمانی های سابق و پرتعداد را هم حاصل تیم های پرستاره و گرانقیمتی می دانند که نقش سرمربی در موفقیت کمتر و کمتر می کند. بودجه خرید در تیم های قلعه نویی همواره بالاتر از اکثر قریب به اتفاق رقبایش بود و کارشناسان زیادی معتقدند قهرمان نشدن قلعه نویی با آن همه مهره در تیم های باشگاهی یک هنر محسوب می شد! به طور مثال ناکامی قلعه نویی در تراکتور و بار دوم بازگشت به سپاهان و یا آخرین حضورش در استقلال، به عنوان شاهد همین عقیده مطرح می شود. 

در این میان موضوع تغییر نسل فوتبال ایران و حضور بازیکنانی که فوتبال روز دنیا را در لیگ های اروپایی لمس کرده اند، باعث می شود تا برخی روی توانایی قلعه نویی برای کار با ستاره های لژیونر تشکیک وارد کنند. نسلی که از لحاظ آموخته ها، فاصله بعیدی با شیوه کار مربیانی همچون قلعه نویی دارند؛ به طور مثال بازیکنانی نظیر سردار آزمون ، مهدی طارمی، علیرضا جهانبخش ، سامان قدوس، پورعلی گنجی ،  رامین رضاییان، سعید عزت الهی، کریم انصاری فرد و ... شاید نتوانند ارتباط مناسبی با سبک تمرین و کوچینگ این مربی پرسابقه ایجاد کنند. از طرفی ستاره هایی مثل مهدی ترابی، قائدی و ... که در داخل درخشیده اند هم کشف سایر مربیان هستند و آشنایی به طرز کار قلعه نویی ندارند.

تقریبا اکثر بازیکنان فعلی تیم ملی یا شاگرد علی دایی بوده اند و یا رابطه بسیار حسنه ای با او دارند و این خود یک معضل برای رقیبی است که دایی را کنار زده و به نیمکت تیم ملی رسیده است.

گروهی دیگر از منتقدان قلعه نویی، ناتوانی او در لیگ قهرمانان آسیا را به عنوان دلیل ضعف دانش فنی وی مقابل همتایان سرشناس آسیایی و اروپایی قلمداد کرده اند و مدعی هستند شیوه خاص و پرحاشیه قلعه نویی برای کسب نتیجه در لیگ برتر، در آسیا کارایی نداشته است چرا که کلاس کار در آن میادین به مراتب بالاتر از مسابقات داخلی بوده است. 

موضوعی که قلعه نویی را از ترک سپاهان پشیمان می کند

نکته پنهان مانده در ماجرای انتقال قلعه نویی به تیم ملی، در انتخابات آتی فدراسیون فوتبال نهفته است. اگر رییس بعدی که رای مجمع فدراسیون را در اسفندماه بدست می آورد، دلش با مربی خارجی باشد و یا در میان داخلی ها اعتقادی به قلعه نویی و سبک و سیاق کارش نداشته باشد، باید این مربی را بازنده بزرگ فوتبال ایران نامید. در واقع این اتفاق به معنی تنها دو حضور امیر روی نیمکت تیم ملی است و احتمالا بعد از دو بازی با هنگ کنگ و کامبوج، کار او با تیم ملی زودتر از آنچه تصورش را می کند، تمام می شود.

همین عامل بازدارنده می تواند قلعه نویی را به شدت دچار تردید کند و ریسک جدایی از متمول ترین تیم باشگاهی ایران را بالا ببرد. موضوعی که به هیچ عنوان بعید نیست. در حالت فعلی، قلعه نویی حداقل تا پایان دور حذفی لیگ قهرمانان آسیا صاحب تیم است و اگر بتواند به جمع هشت تیم برتر قاره صعود کند، می تواند با چند خرید بزرگ دیگر تیمی کهکشانی را برای رسیدن به فینال لیگ قهرمانان هدایت کند.  در کنار این موانع، بحث دستمزد پرداختی سپاهان به قلعه نویی تا پایان نیم فصل است که طبق شنیده ها به رقمی بیش از دو میلیاردتومان می رسد و بعید است فدراسیون بی پول فوتبال دستمزدی بیش از سپاهان به او بدهد. در واقع اگر در قرارداد امیر با سپاهان، بند خسارت در صورت جدایی بدون توافق گنجانده شده باشد، جریمه ای نیز به قلعه نویی تعلق می گیرد که سوای بازپس دادن حقوق دریافتی اش محاسبه خواهد شد.

آیا فدراسیون سراغ استراماچونی و کالدرون می رود؟

به هر صورت نام سرمربی آتی تیم ملی شاید تا روزها و یا حتی ساعاتی دیگر به صورت رسمی اعلام شود و امیر قلعه نویی با کنار زدن رقبایی همجون علی دایی، یحیی گل محمدی، برانکو ایوانکوویچ و چند نام دیگر بار دیگر سکان راهبری تیم ملی را در مسیر پرتلاطم پیش رو به دست بگیرد. روی دیگر سکه این است که قلعه نویی با مخالفت بزرگترین کارخانه تولید فولاد خاورمیانه، دست از اصرار بکشد و در اصفهان بماند. در آن صورت فوتبال ایران ناچار خواهد شد که بار دیگر گزینه های خارجی دم دستش را مرور کند که با رفتن برانکو به تیم ملی عمان ، گزینه هایی همچون کالدرون و استراماچونی با توجه به شناخت کوتاه مدت و موفقیت شان در فوتبال ایران، نزدیک ترین گزینه ها خواهند بود. مربیان سابق استقلال و پرسپولیس که با ارقامی معقول تر نسبت به ویلموتس ، جذب فوتبال ایران شدند و اگر دستمزدشان را سر وقت می گرفتند هیچ بهانه و دلیلی برای ترک ناگهانی سرخابی ها نداشتند.

در صورت انتخاب قطعی، امیر قلعه نویی چهل و هفتمین سرمربی تاریخ تیم ملی خواهد بود، در حالی که پیشتر قبلا یک بار این تجربه را از سر گذرانده و همواره به دنبال فرصتی برای جبران ناکامی حذف از پلی آف جام ملت‌ها (در ضربات پنالتی مقابل کره جنوبی) بود.

255 41

کد خبر 1349084

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 17 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • نادر IR ۱۵:۵۴ - ۱۳۹۸/۱۱/۱۵
    6
    مطلب بدبینانه و با نگاه و با گرایش خاص و تعصب به رنگ و هدفمندی نوشته شده است که دور از واقعیت است.
  • GB ۱۵:۵۶ - ۱۳۹۸/۱۱/۱۵
    5
    متنی عالی است و برای همن هم به هیچ وجه نباید به قلعه نوعی فکر هم کرد. بهترین گزینه در شرایط حال حاضر برای تیم ملی علی دایی است. هم وفاق ملی ایجاد می کند. هم بازیکنان او را دوست دارند. هم چهره ای بین المللی است. توانایی های مربی گری اش را هم ثابت کرده است. نمی دانم چه افرادی دارند برای تیم ملی تصمیم می گیرند اما انتخاب قلعه نوعی یک اشتباه جبران ناپذیر خواهد بود.