روز بیست‌و پنجم: این «مال» نابودت می‌کند

بلاء و مال حرام و تاثیر آن در دعای ماه رمضان در بیان امام موسی صدر و حاج آقامجتبی تهرانی

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ اخْتِمْ لِی بِخَیْرٍ، وَ اکْفِنِی مَا أَهَمَّنِی مِنْ أَمْرِ دُنْیَایَ وَ آخِرَتِی، وَ لا تُسَلِّطْ عَلَیَّ مَنْ لا یَرْحَمُنِی، وَ اجْعَلْ عَلَیَّ مِنْکَ وَاقِیَةً بَاقِیَةً، وَ لا تَسْلُبْنِی صَالِحَ مَا أَنْعَمْتَ بِهِ عَلَیَّ وَ ارْزُقْنِی مِنْ فَضْلِکَ رِزْقاً وَاسِعاً حَلالاً طَیِّباً ( بخشی از دعای ابوحمزه ثمالی)
خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و برایم ختم به خیر فرما، و مرا از آنچه که بی قرارم کرده از کار دنیا و آخرتم کفایت کن، و کسی که مرا رحم نمی کند بر من چیره مساز، و بر من از سوی خود نگهبانی همیشگی قرار ده، و از من شایسته های آنچه را که انعام کردی مگیر، و از فضلت روزی گسترده حلال پاکیزه نصیب من کن.

پرونده خبرآنلاین در روز بیست و پنجم ماه مبارک رمضان را با دو روایت رمضانی از بیان امام موسی صدر و آیت الله مجتبی تهرانی سپری می کنیم.

بی حرمتی و به ناحق خوردن اموال مردم، فرد و جامعه را نابود می کند/ تفسیرهای ماه رمضان امام موسی صدر


یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَأْکُلُواْ أَمْوَالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْبَاطِلِ إِلاَّ أَن تَکُونَ تِجَارَةً عَن تَرَاضٍ مِّنکُمْ وَلاَ تَقْتُلُواْ أَنفُسَکُمْ إِنَّ اللّهَ کَانَ بِکُمْ رَحِیمًا ﴿۲۹﴾ وَمَن یَفْعَلْ ذَلِکَ عُدْوَانًا وَظُلْمًا فَسَوْفَ نُصْلِیهِ نَارًا وَکَانَ ذَلِکَ عَلَی اللّهِ یَسِیرًا ﴿سوره نساء،۳۰﴾

ای کسانی که ایمان آورده‏اید اموال همدیگر را به ناروا مخورید مگر آنکه داد و ستدی با تراضی یکدیگر از شما [انجام گرفته] باشد و خودتان را مکشید زیرا خدا همواره با شما مهربان است (۲۹) و هر کس از روی تجاوز و ستم چنین کند به زودی وی را در آتشی درآوریم و این کار بر خدا آسان است(30)

در این آیات قرآن درصدد ایجاد اصلی کلی و فراگیر در اقتصاد است، اصل تجارت مطلق بر مبنای رضایت هر دو طرف، نه فقط رضایت یک طرف. اصلی کلی که تنها مقید به قیدهایی است که در قرآن کریم آمده است، به قیدهایی چون جهل، ظلم، تقلب یا اموری از این قبیل. غیر از این قیود، این اصلی کلی است که اصالت حاکمیت اراده نام دارد. آدمی ازاد است که در پرتو مصالح به هر شکلی که بر می گزیند یا به هر اندازه ای که می خواهد با دیگران به داد و ستد بپردازد. به این شرط که سوءاستفاده یا استثمار و اکراه و فشار از یک طرف بر طرف دیگر نباشد. این اصل در آیه روشن است.

اما دو ملاحظه اجتماعی اساسی در آیه وجود دارد، ملاحظه اول تعبیر زیبای « لاَ تَأْکُلُواْ أَمْوَالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْبَاطِلِ» است. به رغم آنکه قرآن کریم بر مالکیت شخصی تاکید می کند، در منطق قرآن، مالی که در دست انسان است، امانت است و با اینکه تصرف شخص دیگر در آن مال جایز نیست، این مال برای همه مردم است.

در این سوره قرآن می کوشد تاکید کند که این مال به رغم آن که در تملک یک فرد است، به مثابه مال و سرمایه ثابت برای جامعه هم هست، اگر محترم شمرده شود، مال جامعه محترم است و اگر محترم شمرده نشود و به باطل خورده شود، جامعه آن را از دست داده است. این اسلوب قرآنی در جاهای مختلف قرآن نسبت به اولاد، اموال و منافع اجتماعی آمده است.

وقتی قرآن اموال مردم و توانایی ها و خصوصیت های آنان و نیازهای مردم را برای جماعت قرار می دهد، تفاوتی میان فرد و جماعت نمی گذارد.

«وَلاَ تَقْتُلُواْ أَنفُسَکُمْ» یعنی خودکشی نکنید. که این معنای ظاهر است. اما وجود این بخش پس از جمله « لاَ تَأْکُلُواْ أَمْوَالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْبَاطِلِ» پرتو جدیدی بر مفهوم اصل اول می افکند. شاید آنچه از این مقابله روشن است، این است که قرآن کریم می خواهد بگوید: شما ای مومنان! اگر اموال خود را به ناحق خوردید، و معامله خود را با رضایت هر دو طرف انجام ندادید، دچار درگیری داخلی می شوید.

خطرهایی که جوامع را تهدید می کند، در نتیجه بی حرمتی به اموال مردم و به ناحق خوردن اموال و تمایل شدید برای استثمار ضعیف و غضب کردن حق ضعیف به دست قوی، است که همه و همه جامعه را در معرض خطر یا نابودی از درون و جنگ میان افراد آن جامعه قرار می دهد.

این اسلوب قرآنی در آیات صدقات نیز آمده است، و تاکید شده که انفاق انسان را از هلاک نجات می دهد و انفاق نکردن جامعه را در معرض نابودی قرار می دهد. این چیزی است که در جوامعی که عدالت در آنها وجود ندارد، مشاهده می کنیم. این جوامع دچار تجزیه ها و انقلاب ها و جنگ های داخلی می شوند و در نتیجه دچار هلاکت می شوند.

همچنین هنگامی که جامعه به نظام صحیح که نتیجه رضایت طرفین و قائم به عدالت در مبادله اموال میان شهروندان است، بی اعتنایی کند، چنین جامعه ای بی شک دچار جنگ داخلی یا به تعبیر قرآن کریم قتل نفسی می شود که در نتیجه این شرایط و مخالفت ها حاصل می آید. بنابراین طبیعی است که در پایان آیه بگوید: « إِنَّ اللّهَ کَانَ بِکُمْ رَحِیمًا» اینجا نکته ای وجود دارد که آیه بعدی را روشن می کند: « وَمَن یَفْعَلْ ذَلِکَ عُدْوَانًا وَظُلْمًا» یعنی خود را بکشد یا اموال دیگر را به ناحق خورد، آتش در دنیا و آتش در آخرت که نتیجه طبیعی انحرافی است که حاصل اعمال اوست نصیبش می شود.

به جای دعا برای خود، برای دیگران دعا کنید که اثر و برکت بیشتری دارد/ درس های ماه رمضان آیت الله آقا مجتبی تهرانی

سرعت اجابت دعای والدین و فرزندان

در باب اجابت این نوع دعا روایات متعددی داریم، به این مضمون که این دعاها سریع‌الإجابه هستند. در این رابطه یک روایت از پیغمبر اکرم(صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) است که حضرت فرمودند: «دُعَاءُ الوَلَدِ لِلْوَالِدِ کَالْآخِذِ بِالْیَدِ». یعنی دعای فرزند برای پدرش مثل گرفتن با دست است. یعنی هیچ فاصله ‏ای بین دعا و نتیجه دعا نیست. یا درباره دعای پدر برای فرزند روایت داریم: «دُعَاءُ الْوَالِدِ لِوَلَدِهِ مِثْلُ دُعَاءِ النَّبِیِّ لِأُمَّتِهِ». دعای پدر برای فرزندش مانند دعای پیغمبر برای امت خویش است. یعنی این‌طور تشبیه می‌کند.

در روایت دیگری از پیغمبر اکرم(صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) آمده است: «دُعَاءُ الْوَالِدِ یَفْضِی إلَی الْحِجَابِ». دعای پدر از حجاب می‏ گذرد و دیگر مانعی بر سر راه خود ندارد. یعنی اگر پدر برای فرزندش دعا کند، این دعا بدون حجاب خواهد بود و از تمام حجاب‏ ها می‏ گذرد. روایت دیگر در همین باب از پیغمبر اکرم(صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) این‌طور وارد شده است که: «کُلُّ شَیْئٍ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللهِ تَعَالَی حِجَابٌ إلَّا شَهَادَةَ أنْ لا إلَهَ إلَّا اللهِ وَ دُعَاءَ الْوَالِدِ لِوَلَدِهِ». میان هر چیز و خدای‌تعالی ممکن است حجابی وجود داشته باشد، مگر شهادت به وحدانیت او و دعای پدر برای فرزندش. اینجا دیگر هیچ حجابی در کار نیست. 

آثار دعا برای دیگران:

افزایش روزی و دفع بلاء: ما روایات متعددی داریم و آیات متعددی هم هست که سفارش می‏ کند که در حق دیگران دعا کنید؛ بعد هم در خصوص فرزند و پدر، سفارش ‏های زیادی وجود دارد. در یک روایت از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است که: «دُعَاءُ الْمُسْلِمِ لِأَخِیهِ بِظَهْرِ الْغَیْبِ یَسُوقُ إِلَی الدَّاعِی الرِّزْقَ وَ یَصْرِفُ عَنْهُ الْبَلَاءَ». با توجه به این روایت و روایات مشابه دیگری که زیاد هم هست، می ‏فهمیم که «دعا برای غیر»، روزی را زیاد می‏ کند و در جلب روزی و به دست آوردن آن تسریع می‏ کند. اینکه در روایت «یَسُوقُ» آمده بود، یعنی در اینکه روزی به دست تو برسد سرعت می‏ بخشد. از طرف دیگر دعا برای غیر، از تو دفع بلا هم می‏ کند.

تو برای یک برادر مؤمن دعا می‏ کنی و اثر این دعا در مورد او زود حاصل می‏ شود. اما از طرفی این دعا بر روی خود تو هم اثر دارد و آن این است که برای تو که داعی هستی، نه مَدعُوٌّ له که برای او دعا کرده‌ای، جلب روزی و دفع بلا می‏ کند. ممکن است تو برای شفای کسی از بستگان، رفقا یا هر کسی از مؤمنین پشت سرش دعا کنی که خدایا، او را شفا بده؛ همین دعا اثر دارد. اثرش این است که روزی تو زیاد می‏ شود و از تو دفع بلا می‏ شود. تو برای او دعا کرده ‏ای که خدا او را شفا دهد، اما اثر این دعا این است که روزی‏ات با سرعت به دست تو خواهد رسید و اگر در سلسله علل بنا بر این است که بلایی به تو برسد، خدا راهش را عوض می‏ کند و از تو دور می ‏شود.

پس دعا برای غیر، بر روی «داعی» تأثیر می‏ گذارد و این‏ که به دعا کردن برای غیر، سفارش شده و در آیات و روایات هم می‏ بینیم افرادی را برای دعا کردن، یا به طور کلی مؤمنین و مؤمنات، یا به طور خاص و شخصی، پدر و مادر را ذکر می‏ کند، به همین منظور است و بعد هم آثاری دارد که مطرح شده‏ اند.

دعای خدا از عرش: یک مطلب بسیار بالاتر هم هست که در روایات داریم. یک روایت از امام صادق (علیه‌السلام) هست که حضرت فرمود: «إِذَا دَعَا الرَّجُلُ لِأَخِیهِ بِظَهْرِ الْغَیْبِ»، اگر شخصی در پشت سر برادر مؤمنش برای او دعا کند، «نُودِیَ مِنَ الْعَرْشِ»، از عرش ندایی می ‏آید؛ که: «وَ لَکَ مِائَةُ أَلْفِ ضِعْفٍ مِثْلِهِ». برای تو صدهزار برابر مثل او است. ملَک محدود است و دعایش هم محدود است. برای همین گفت: «لَکَ مِثْلاهُ»؛برای تو صدهزار برابر مثل آن‏چه که گفتی.

در ادامه روایت دارد که امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: «وَ إِذَا دَعَا لِنَفْسِهِ کَانَتْ لَهُ وَاحِدَةٌ. فَمِائَةُ أَلْفٍ مَضْمُونَةٌ خَیْرٌ مِنْ وَاحِدَةٍ لَا یَدْرِی یُسْتَجَابُ لَهُ أَمْ لَا». این در حالی است که اگر برای خودش دعا می‏ کرد، فقط به اندازه همان یک دعایش به او داده می ‏شد. حضرت چقدر زیبا و استدلالی وارد شده ‏اند. فرمود اگر همین چیزی را که برای برادر مؤمنش خواست، برای خودش می‏ خواست، «کَانَتْ لَهُ وَاحِدَةٌ» یک چیز می‏ داشت. حالا بگو ببینم صدهزار تا که تضمین شده است، بهتر است یا یکی؟! آن هم کدام یکی؟! «وَاحِدَةٍ لَا یَدْرِی یُسْتَجَابُ لَهُ أَمْ لَا»؛ آن یکی که معلوم نیست مستجاب شود یا نه! اگر برای خودم دعا می‏ کردم، یکی بود؛ اما یک چیزی که من نمی‏ دانستم آیا به هدف اجابت می ‏رسد یا نه. حالا بگو ببینم، صد هزار تایی که پشتوانه دارد و پشتوانه آن هم خود خداوند است و آن را ضمانت کرده است، بالاتر است یا یکی که معلوم نیست به هدف اجابت برسد یا نه؟!

/6262

کد خبر 1389765

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 1 =