۰ نفر
۳ خرداد ۱۳۹۹ - ۰۷:۱۵
بیدارباش بیست‌و نهم؛ خودمان را به تو می‌سپاریم

فرازهای این دعا عبارت است از: ۱- غرق در دریای رحمت خدا ۲- خدایا ... توفیقم ده، «عصمت» عطایم کن. ۳- خدایا... دامهای شیطان در سر راهم نهاده شده است.

أَللّـهُمَّ غَشِّنی فـیهِ بِالرَّحْـمَةِ وَ ارْزُقْنی فیهِ التَّوْفیقَ وَ الْعِصْمَةَ

وَ طَهِّرْ قَلْبی مِنْ غَیاهِبِ التُّهَمَةِ یـا رَحیماً بِعِبـادِهِ الْمُؤْمِنـینَ.

غرق در دریای رحمت خدا

بنده مسکین ما، بیا به دربار ما
تا که شوی منعم از دولت بیدار ما

منم خریدار تو، بیا پناهت دهم
رد نکنم هرکه شد، ز دل خریدار ما

غرق گناهی بیا، بر در ما توبه کن
شامل حالت شود، رحمت سرشار ما

عهد شکستی بیا، هر آنچه هستی بیا
خودم قبولت کنم، نمی شوی خوار ما

اگرچه شرمنده ای، زجرم و تقصیر ما
در صف مستغفرین بیا به بازار ما

غرق گنه! ناامید مشو ز درگاه ما
که عفو کردن بود، در همه دم کار ما

بنده شرمنده تو، خالق بخشنده من
بیا بهشتت دهم، مرو تو در نار ما

در دل شب خیز و ریز، قطره اشگی ز چشم
که دوست دارم کند، گریه گنهکار ما

خواهم اگر بگذرم، از همه عاصیان
کیست که چون و چرا، کند زکردار ما؟

* * *

ماه خیر و برکت، به پایان می رسد

خوشا آنکه در این ماه، قدمی رو به خداوند برداشت،

توبه ای کرد، ذکر و حالی داشت، سوز و گدازی داشت، دعای نیمه شبی، ناله سحرگاهی! صدای زمزمه «یارب»ی، «خدایا»ئی، نوای ناب «تلاوت»! فغان خسته دلی، بانگ خوبِ «العفو»ی!...

خدایا! رحمت تو گسترده است،

ما را هم مشمول این رحمت قرار ده.

نه آنکه رحمتت، گوشه ای از زندگیمان را فرا گیرد،

نه آنکه، یک روز یا یک لحظه، مورد رحمتت باشیم،

نه ... نه، خداوندا، ما را غرق در دریای رحمت خویش قرار ده.

ردایی از رحمت، بر سراسر وجودمان بپوشان.

* * *

خدایا ...

توفیقمان عطا کن، که بی توفیقی، بدعقوبتی است.

دیده و این همه خشک؟!

نَفَس و این همه سرد؟!

تو و این سنگدلی؟!

من و این بی دردی؟!

نه، خدایا، نه... من از پوکی و پوچی و عبث، بیزارم.

زندگیم را سرشار از نیکی بگردان،

حیاتم را، قدم زدنی در «صراط مستقیم» به سوی خودت قرار ده، لحظه های عمرم را از نیکی و خیر، پربار بگردان.

توفیقم ده، «عصمت» عطایم کن.

خدایا، دل و دیده ام، قلب و جانم، در معرض خطرهاست:

وسوسه های شیطانی، تدلیسهای ابلیس، ریاها، خودنماییها، فخرفروشیها، غرورها، خودپسندیها.

خدایا... دامهای شیطان در سر راهم نهاده شده است.

بصیرتی باید، تا دام ها و دانه ها را ببینم و فریب دام و دانه نخوریم.

«عصمت»ی باید، تا قلب و فکرم، از گناه و عصیان، مصون باشد.

«تقوا»یی لازم است، به عنوان یک عامل حفاظت و باز دارنده، تا در سراشیبی های سقوط و در زلزله های هبوط شرف، نگهبانمان باشد.

اگر «نفس امّاره» را مهار نکنیم،

اگر «غرایز شهوانی» از کنترلمان خارج شود،

اگر «دنیازدگی» به سراغمان آید، اگر...

خدایا، خدایا، چه دامهایی، چه پرتگاهی!

از تو «توفیق» و «عصمت» خواسته ایم.

* * *

خدایا... قلبمان را به تو می سپاریم،

این قلب را که گناه، آلوده و تیره اش می کند، تهمت زدن به دیگران، آکنده از کینه و بدبینی اش می کند، بدبینی، تاریکش می سازد، بدخواهی، برظلمتش می افزاید، سوءظن درباره دیگران، کانون فتنه و فسادش می کند.

خدایا... اگر جسممان به «پاکیزگی» نیاز دارد، جانمان به «پاکی» بیشتر نیازمند است.

اگر بدنمان تطهیر لازم دارد، روحمان طهارت بیشتری می خواهد.

و این در دست توست، ای پروردگار،

که تو پاک کننده جانها و مطِهّر دلهایی،

تو، خود پاکی، و پاکی را دوست می داری و پاکان، اولیای تو هستند.

خدایا... در «طهارت قلب»، به تو محتاجیم، حاجتمان را برآور،

ـ ای قاضی الحاجات!...ـ

* برگرفته از کتاب «سینای نیاز؛ شرح دعاهای روزانه ماه مبارک رمضان» به قلم نویسنده

کد خبر 1391166

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 6 =